یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آیندگان از ما به نیکی یاد نخواهند کرد


محمدحسین یحیایی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱۶ آذر ۱٣٨۶ -  ۷ دسامبر ۲۰۰۷


پدران ما بیش از صد سال پیش با امکانات محدود و دست خالی پرچم مبارزه با استبداد و خرافات را برافراشتند، با شاهان قاجار که خود را قبله عالم، ظل الله، حافظ الرعایا و حاکم بر سرنوشت مردم می پنداشتند به ستیز بر خواستند. آنان به شاهان که خود را منتخب خدا و مشروعیت خود را الهی می دانستند، تاختند تا بشر را آزاد سازند.   اراده ، عقل، خرد و اندیشه را جایگزین خرافات و سرنوشتی کنند که برخی با توسل به زور، قدرت و باور های دینی بر آنها تحمیل کرده بودند. آنان به رواج اندیشه ای پرداختند که مفاهیم نوین در ادبیات سیاسی را به مردم تفهیم کنند. لیبرالیسم، ناسیونالیسم و گاهی سوسیالیسم را مطرح کردند. به آزادی فرد و حقوق واگذارنشدنی آن را به دیگران اشاره کردند که هیچ مقامی به هیچ عنوانی نمی تواند از آنها سلب کند. آنان تحت تأثیر انقلاب کبیر فرانسه و شعار های جهانشمول آن، برادری، برابری و آزادی را بر فرهنگ سیاسی جامعه افزودند. کار سخت و دشواری را آغاز کردند و با جانفشانی و از خود گذشتگی و افت و خیز های فراوان به مقصد ریسدند. راه هموار نبود، پر از خار و خاشاک بود، برخی در نیمه راه ماندند، برخی جا زدند، برخی با وعده و وعید از ادامه راه منصرف شدند ولی کاروان عزم به راه خود که همان نجات مردم از جهل و نادانی بود ادامه داد و امروز ما از آنان به نیکی یاد می کنیم. هر چند انقلاب مشروطیت به همه اهداف خود نرسید، اما باز گشای راهی شد که مبارزه بین سنت و مدرنیته ادامه یابد.
ظهور رضا شاه در صحنه سیاسی ایران که به کندی انجام گرفت و مراحل آن از ریاست آرتش، دولت و سلطنت آغاز شد، نظام نوینی را در کشور پایه ریزی کرد. رضا شاه اصل ناسیونالیسم از شعار های مشروطه را برجسته کرد، نظام نوین خود را بر سه پایه استوار نمود که همه در راستای تقویت اندیشه های ملی بود. آرتش نوین و مجهز به سلاح های پیشرفته، دولت متورم و متمرکز که بتواند اعمال قدرت کند و با دربار درهم آمیزد. در این راستا بودجه دفاعی کشور بین سال های ۱٣۰۴ تا ۱٣۲۰ به پنج برابر افزایش یافت و ساخت و ساز های زیربنایی هم در تقویت آن صورت گرفت. رضا شاه با بهره گیری از شرایط جهانی دگرگونی های ژرفی در زیربنای اقتصادی و اجتماعی آفرید، وزارت عدلیه( دادگستری) را تشکیل داد تا بتواند برخی از فعالیت های دینی را از امور دولتی جدا سازد، ولی در اصلاحات اجتماعی پیگیری لازم و ضروری را از خود نشان نداد و با گذشت زمان بسوی روحانیت غلتید. رضا شاه در آرزوی ایجاد دولت واحد با زبان و فرهنگ واحد تلاش کرد و در این راستا با واحد های ملی و قومی با خشونت و تحقیر رفتار کرد، از این رو آزادی خواهان و روشنفکران را از خود راند، برخی را به زندان افکند و برخی دیگر را از بین برد. جامعه به سوی استبداد و دیکتاتوری پیش رفت. در نتیجه پس از شانزده سال که اقدامات مهمی در اقتصاد، آموزش و پرورش و ارتباط اجتماعی صورت گرفت، سایه دیکتاتوری و استبداد بر جامعه افکنده شد.
سقوط رضا شاه، زمینه رشد نهاد های اجتماعی و احزاب سیاسی را فراهم کرد، در مدت کوتاهی تحول عظیمی صورت گرفت که به ملی شدن صنعت نفت انجامید، با کودتای ۲٨ مرداد بار دیگر استبداد در قالب سلطنت و شاه تجلی یافت، در این میان اصلاحات اجتماعی به دست شاه انجام گرفت، ایران در مسیر سرمایه داری قدم های بلندی برداشت و با درآمد های نقتی تقویت شد، هر چقدر به درآمد های نقتی افزوده می شد، سرعت رشد اقتصادی فزونی می گرفت، در نتیجه رابطه و تعادل زیر بنا با روبنا بهم می خورد. بخش میانی جامعه که هر روز بر تعدادشان افزوده می شد خواهان دگرگونی های اجتماعی و مشارکت در امور سیاسی بودند، رژیم شاه به شدت از مشارکت مردم در امور سیاسی به شیوه های مختلف ممانعت می کرد. گروه ها و نهاد های سیاسی از راست تا چپ به همه راه های ممکن سر می زدند که بتوانند از خشونت اجتماعی بکاهند و جامعه را از بن بست سیاسی برهانند ولی رژیم شاه مثل همه همتایان خود راه های مسالمت را می بست و جامعه را به سوی انقلاب راهنمایی می کرد. رژیم های مستبد خود زمینه انقلاب را فراهم می آورند و روزی صدای آن را می شنوند که کار از کار می گذرد و همه راه های برون رفت از بحران مسدود می شود. مردم ایران با اتحاد همه جانبه در واپسین روز های انقلاب خواستار آزادی بودند که بتوانند با وجدان آزاد، اراده و خرد آینده درخشانی برای خود و فرزندان خود فراهم آورند.
انقلاب در سال ۱٣۵۷ تحقق یافت، گروهی رهبری آن را دردست گرفتند، هنوز چگونگی آن مورد پژوهش قرار نگرفته و جعبه سیاه آن باز نشده است، آنچه مسلم است، سرعت در جابجایی، دورویی و دوگانگی و ایجاد رعب و وحشت در روز های آغازین بود. دادگاه های انقلاب به رهبری روحانیت در راستای قوانین اسلامی و شرعی، از قطع عضو تا سنگسار و کشتار عمل می کرد وهمزمان نهاد های امنیتی خود را بوجود می آورد. در تلاش بود تا هیجان انقلاب فروکش نکند و پیش از رفتن مردم به خانه های خویش، قانون اساسی دلخواه خود را با همه پرسی به اجرا در آورد. دولت را با همه توان قهری( نیرو های نظامی و امنیتی) و قانونی در دست گیرد. در اولین فرصت قانون مطبوعات به تصویب رسید و نقد و انتقاد از روحانیت قدغن شد. سنت اسلامی منشأ همه ارزش ها، حقوق و تکالیف در چارچوب آن پذیرفته شد که بوسیله فقها تفسیر می شود. هویت و آزادی فرد در این بینش در متن سنت اسلامی نهفته است. در اصل چهار از قانون اساسی آمده است، ً کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر این ها باید بر اساس موزین اسلامی باشدً . در این راستا برای اسلامی کردن دانشگاه ها و مراکز علمی و جلوگیری از فعالیت دانشجویی همه آنها تعطیل شدند. خشونت در همه ابعاد جامعه گسترش یافت. صنایع و مراکز تجاری مصادره، مدیران و صاحبان آنها مجبور به فرار شدند. هزاران جوان دانشجو، دانش آموز و دیگران که در انقلاب شرکت کرده بودند، در پی آزادی و رهایی بودند، از خود سئوال می کردند، برای چی انقلاب کردیم؟ برای سرگرمی آنها بازی دیگری شروع شد، با حمله عراق به ایران جنگ خانمانسوز هشت ساله آغاز شد، برای سرکوب مخالفین در داخل و افراد انقلابی که برای آزادی و عدالت اجتماعی در انقلاب شرکت کرده بودند، فرصت طلایی پیش آمد، سرکوب مخالفین و غیر خودی ها با خشونت و گاهی کینه ادامه یافت. ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر همه منبع اقتصادی کشور را بلعید. جنگ هشت ساله و ادامه آن ۱۰۰۰ میلیارد دلار( رفسنجانی، در نماز جمعه) هزینه و خسارت به اقتصاد کشور وارد کرد. نتیجه آن میلیون ها جوان بیکار و آواره در ایران امروز است ، از آن رو کسی از رهبران امروز که در آن روز خواهان ادامه جنگ تا پیروزی بودند، مسئولیت آن را نمی پذیرند. با پایان جنگ هزاران جوان به پشت جبهه ها برگشتند، برخی مأیوس و سرخورده به شهرو روستای خود برگشتند، برخی جذب سپاه و نیروهای امنیتی شدند، برخی به تجارت و انباشت سرمایه مشغول شدندو با گذشت زمان سرمایه هنگفتی بهم زدند، برخی دیگر به مراکز علمی در درون و بیرون کشور روی آوردند تا در کادر های اداری و مدیریتی قرار گیرند، این گروه با نیرو های نظامی و امنیتی دولت نهم را تشکیل دادند. از لابلای این گروه ها و نهاد های سیاسی کشور گروه اصلاح طلب شکل گرفت و به مدت هشت سال تلاش ورزید که با مطرح کردن شعار های روشنفکری چهره ملایمی از اسلام نشان دهد.
نزدیک به سه دهه از انقلاب می گذرد، در این مدت حوادث تلخ، نگران کننده و زشتی در کشور اتفاق افتاده است، هزاران مغز متفکر که سرمایه مهم و ارزشمندی برای کشور بودند، مجبور به ترک کشور شدند، هزاران جوان میهنمان برای بدست آوردن لقمه نانی از ژاپن در آسیا گرفته تا اروپا و آمریکا پراکنده شدند، صد ها دختر کشورمان در خارج از مرز ها آواره شده، تن به کارهایی دادند که در شأنشان نبوده است. جمهوری اسلامی برای ایجاد رعب و وحشت به ترور اشخاص در خارج از کشور نیز ادامه داده، ۱٣٨ نفر از مخالفین را ترور کرده است( ناصر محمدی، معاون سردبیر روزنامه کیهان لندن، در گفتگو با صدای آمریکا).
اوضاع در درون بمراتب تیره و تارتراست، هزاران انسان آزاده در تابستان ۱٣۶۷ قتل عام شدند، صد ها نفر از متفکرین، روشنفکران و اندیشه ورزان جامعه در فتل های زنجیره ای کشته شدند، زنان و دخترانمان در کوچه به بهانه حجاب کتک خوردند، دانشجویان، کارگران، استادان، روزنامه نگاران و دیگران از کار و تحصیل باز ماندند. امید به آینده و زندگی رو بکاهش است. نیرو های امنیتی برای تأمین اجتماعی که خود آن را تفسیر می کنند به هر جنایتی که در شأن بشر نیست، دست می زنند و بجای اجرای قوانین مدرن اجتماعی و بهره گیری از دانش کارشناسان مسائل اجتماعی عربده می کشند و خود را حاکم مطلق می خوانند. آنها بر این باورند که باکشتن، زندانی کردن ویا تحقیر می توان امنیت اجتماعی ایجاد کرد، بحران خیلی ریشه دار تر از این حرف ها است، در جامعه فقر، بیکاری، اعتیاد، بی عدالتی و فاصله طبقاتی بیداد می کند، رهبران سیاسی که به مستبد ترین شیوه روی آورده اند و خود را قدرت مطلق می خوانند، قادر به سامان دهی اقتصاد پویا نیستند، زیرا اولین قدم در این راه آزادی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی فردی و اجتماعی است. نظام موجود این ظرفیت را ندارد، از آن رو هر روز بسته تر و مستبد تر عمل می کند. این رویکرد به گسست بیشتر مردم از دولت و مقامات می انجامد.
نظام جمهوری اسلامی با برخورداری از منابع مالی و درآمد های نفتی نیازی به مردم ندارد و حتی مردم را به خود نیازمند می بیند و ماهیت یک دولت رانتیه را دارد که به دلخواه خود درآمد های نفتی را هزینه می کند. آنچه مسلم است ، بخش عظیمی از این منابع طبیعی خرج حفظ و نگهداری از نهاد هایی می شود که درتولید و گسترش آن نقش مهمی ندارند. نگاهی به بودجه سالانه و درآمد های دولت از محل مالیات و درآمد های نفت و انرزی، ماهیت دولت را نشان می دهد. سهم درآمد های مالیاتی از کل بودجه که در سال ۱٣۵۷ در حدود ۲٣ درصد بود، در سال های بعد از انقلاب تا ۱۷ درصد در سال ۱٣۷۴ نزول کرده است. هر چند در سال های اخیر درصد آن افزایش اندکی نشان داده ، هنوز هم منبع اصلی آن درآمد های نفتی است. از این رو دولت اقتدار گرا است و جامعه از مکانیسم کنترل محروم است و نیرو های وابسته به آن که از نعمت های گوناگون برخوردارند با بی رحمی و خشونت با مردم برخورد می کنند و همه راه ها را برای دفاع از ارزش ها مسدود می کنند.
نگاهی به اوضاع اقتصادی عمق فاجعه را که نسل پرسشگر آینده را تهدید می کند، نشان می دهد. میلیارد ها دلار درآمد های نفتی، منابع طبیعی و ظرفیت های دیگر اقتصادی در راستای گسترش ایدئولوژی بکار رفته، جامعه جوان کشور که بیش از هفتاد درصد جمعیت را تشکیل داده اند از رشد اجتماعی و اقتصادی محروم شده اند. هشدار استادان اقتصاد در دانشگاه های کشور، کارشناسان اقتصاد و تولید کنندگان بجایی نمی رسد. هدف سازماندهی نهاد ها و بنیاد های اجتماعی و اقتصادی در راستایی است که بتواند در خدمت نظام باشد، نظامی که گروهی در آن از امتیازات ویژه برخوردارند و انسان را در خدمت به خود تفسیر می کنند، و بر آن باورند که هویت، شخصیت و اراده انسان در اراده آنها معنی پیدا می کند، گفتار داوود احمدی نژاد، برادر رئیس جمهور و رئیس دفتر بازرسی ریاست جمهوری در خور تأمل است، ً بسیج تحت زعامت خلیفه خدا، آیت الله خامنه ای مثل یک امام زاده در پهنای یک گورستان است که در آن همه مرده اند، او زنده است.( هفته بسیج، دانشگاه تربیت معلم) ، و یا حجت الاسلام سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران می گوید، ً قوای مجریه و مقننه و حتی قضائیه بستر ساز تحقق ولایت مطلقه فقیه هستند و شرایط لازم تحقق این مسئله نیز هم سویی و هم گرایی قوای سه گانه با سیاست ها، منویات و تدابیر ولی فقیه استً. در این جا آزادی فردی و اجتماعی انسان در امور اقتصادی و سیاسی معنی ندارد و به گفته منتسکیو، انسان در حکومت استبدادی هیچ است، شاید در این راستا باشد که نهاد ها و موسسات اقتصادی یکی پس از دیگری به تعطیلی کشانده می شوند. چندی قبل سازمان برنامه و بودجه با نزدیک به ۶۰ سال قدمت تعطیل و وظایف آن به ارگان های سیاسی کشور محول شد. بحران اقتصادی در کشور هر روز ابعاد وسیعتری بخود می گیرد، رئیس بانک مرکزی می گوید، رشد نقدینگی در دو سال گذشته به مرز خطر نزدیک شده است، بنابرین اقتصاد کشور از یک سو با افزایش نقدینگی با تورم روز افزون روبرو است، از دیگر سو با افزایش واردات و تشویق آن از سوی دولت با رکود دست به گریبان است، در نتیجه بیکاری هر روز در حال گسترش است، پروژه های زود بازده که نوعی کار بیکاری محسوب می شود، مسکن کوتاه مدت خواهد بود. در این میان رئیس جمهور که حکومت خود را پر از رمز و راز نشان می دهد به تقسیم صدفه در سفر های استانی می پردازد، تقسیم میلیارد ها تومان به مردم محروم مفهوم اقتصادی ندارد و قادر به برقراری عدالت اجتماعی دردراز مدت را ندارد. نمایش های پوپولیستی، طرح شعار های هیجان انگیز و انزوای سیاسی و اقتصادی جامعه ما را از مسیر توسعه اقتصاد ملی منحرف کرده است، از آن رو هر روز بر عمق بحران افزوده می شود. نگاهی به اوضاع اقتصادی و اجتماعی دو کشور یکی در همسایگی و دیگری در آسیای دور نشانگر عقب ماندگی کشور ما در رقابت جهانی است. کشور ما رشد اقتصادی خود را با دو کشور ترکیه و مالزی هم زمان شروع کرد. میهن ما با فرهنگ کهن، منابع طبیعی و شرایط مثبت جغرافیایی، سه دهه پیش از هر دو این کشور ها از نظر درآمد پیش تر بود. ترکیه برای تأمین انرژی و نفت بخش مهمی از درآمد های خود را مصرف می کرد، در دهه هفتاد با افزایش قیمت نفت با بحران شدید و کمبود ارز خارجی روبرو شد، ولی در تمام این مدت بویژه در دهه هشتاد میلادی به اجرای سیاست های ساختاری و زیر بنا سازی خود ادامه داد. امروز این کشوربیش از ۱۰۰ میلیلرد دلار صادرات صنعتی و بیش از ۲۲ میلیارد دلار درآمد توریستی دارد. صد ها رسانه، انجمن و نهاد های سیاسی آزادانه فعالیت می کنند، شهروند ترک تعجب می کند که به او گفته شود ، تو حق نگاه کردن به کانال های دلخواه خودت را نداری، و یا تو باید لباسی را بپوشی که ما بتو تحمیل می کنیم!! درآمد سرانه این کشور امروز از مرز ۵۰۰۰ دلار گذشته و با بیش از ٨ درصد رشد به پیشرفت خود ادامه می دهد. رشد مالزی در این مدت چشمگیر بوده است. این کشور با بیش از ٨ درصد رشد در سی سال گذشته اعجاز آفریده است، از یک کشور عقب مانده به دروازه کشور های پیشرفته نزدیک شده است. برنامه ریزان این کشور که برنامه خود را با کشور ما آغاز کرده بودند می گویند، تا سال ۲۰۲۰ به یکی از کشور های پیشرفته دنیا تبدیل خواهیم شد، در ۴۵ کیلومتری کوالالامپور پایتخت جدیدی می سازند که مدرن ترین پایتخت جهان خواهد بود، درآمد سرانه این کشور هم از مرز ۵۰۰۰ دلار گذشته است. مقایسه این دو کشور میزان عقب ماندگی کشور ما را نشان می دهد. میزان رشد با همه درآمد های نفتی و غیره در پیرامون ۵ درصد سیر می کند، میزان سرمایه گذاری و زیر بنا سازی سیر نزولی دارد، روابط اقتصادی با کشور های پیشرفته تحت تأثیر روابط سیاسی رو به کاهش است.
پایان سخن اینکه، نسل ما و نسل پیشین ما در آرزوی ساختن میهنی آزاد و آباد در راهی قدم گذاشتند که انتهای آن دیده نمی شد، انقلاب سهل و آسان به پیروزی رسید ولی به اهداف خود که یکی از آنها آزادی وجدان و سیاست بود نرسید، از آن رو ما نتوانستیم دنیای بهتر و زیباتری برای نسل های آینده بسازیم، از دنیای مدرن و اقتصاد پیشرفته عقب ماندیم، از نعمت آزادی و حقوق انسانی بهره مند نشدیم، نتوانستیم جامعه ای بسازیم که امنیت اجتماعی، امید به زندگی و رشد همه جانبه گسترش یابد و اگر نسلی خواهان دگرگونی و تغییر باشد، بدون ترس و واهمه حق اجرایی کردن آن را داشته باشند، سال های سختی در پیش داریم، بر اساس پیش بینی کارشناسان تا ده سال آینده نفتی برای صادرات نخواهیم داشت، هر ساله نزدیک به ۵ درصد از تولید آن کاسته می شود، برای ازدیاد تولید سرمایه گذاری لازم صورت نمی گیرد، همزمان مصرف داخلی هم رو به افزایش است، بنابرین بحران همه جانبه خواهد بود، از یک سو جامعه بویژه جوانان پرسشگر برای برون رفت از انزوا و نزدیکی به جامعه جهانی تلاش خواهند کرد از سوی دیگر رژیم جمهوری اسلامی برای حفظ خود و ارزش های سنتی و خود ساخته خود به هر اقدامی دست خواهد زد و این ستیز کهن ادامه
خواهد یافت. نسل ما نتوانست جامعه ای بسازد که جوانان امروز و نسل های آینده فارغ از اضطراب و تشویش درآن زندگی کنند و به رفاه و آسایش که حق طبیعی آنها است برسند. ما نتوانستیم جامعه را در مسیری قرار دهیم که توسعه اقتصادی همراه با توسعه سیاسی به توسعه پایدار تبدیل شود و نظامی شفاف و پاسخگو شکل گیرد . جامعه با عقلانیت، نهاد های سیاسی مدرن وقانونی اداره شود که ساخت دست و اراده بشر باشد و در صورت ضرورت تغییر یابد. از آن رو آیندگان از ما به نیکی یاد نخواهند کرد...

سوئد. دکتر محمد حسین یحیایی


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست