یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

مناقشه قره باغ و پی آمدهای دردناک آن


محمدحسین یحیایی


• در چند هفته گذشته زدوخوردهای پراکنده بطور مداوم ادامه داشته تعدادی از طرفین کشته شدند. به نظر می رسد مجامع جهانی و طرفداران صلح از این حوادث تلخ و ناگوار یا بی خبرند و یا نسبت به آن بی تفاوت اند که در آن صورت باید نیروهای صلح دوست و دمکراتیک منطقه تلاش های خود را گسترده کنند و مانع از جنگی شوند که در آن برنده نهایی ارتجاع و رژیم های خودکامه منطقه خواهند شد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۱ اسفند ۱٣٨۶ -  ۱۱ مارس ۲۰۰٨


نزدیک به دو دهه است که هزاران انسان درد مند و رنجور در سرزمین خود در زیر چادر ها و آلونک های خود ساخته رو زگار می گذرانند و به صورت آواره و رانده شده زندگی می کنند. این انسان ها فراموش شدگان تاریخ و زجر کشیدگان آواره ای هستند که ناگهان از یار و دیار خود رانده شده، در کشور خود مجبور به زندگی در شرایطی هستند که حیرت بازدیدکنندگان را بر می انگیزد. کودکان دیروز که جوانان امروز شده اند همه عمر خود را در سرمای شدید و سوزناک قفقاز در زیر چادر سپری کرده از خود می پرسند، ما چه گناهی مرتکب شده ایم که باید اینگونه زندگی بکنیم و از همه حقوق انسانی محروم باشیم؟ . در این مدت تعداد اندکی از آنها با کمک خویشاوندان و دوستان در شهر ها و روستاهای آذربایجان ساکن شده، قادر به فرستادن فرزندان خود به مراکز آموزشی شده خود نیز کاری بدست آورده اند، برخی نیز به فدراسیون روسیه مهاجرت کرده در کار های سخت و دشوار مشغول شده اند ولی هرگز گذشته را فراموش نمی کنند که چگونه به این سرنوشت ناخواسته دچار شده اند، آنان جنگ و جنایت، ظلم و ستم و آوارگی از دیار خود را به چشم خویشتن دیده اند که چگونه این دو ملت آذری و ارمنی که سال های طولانی در کنار هم زندگی کرده در شادی و غم یکدیگر شریک بوده اند به دشمن خونی یکدیگر تبدیل شده اند، هر چند تاریخ پیکر رنجور و زخمی این دو ملت به گذشته های دور بر می گردد ولی شباهت های فرهنگی و جغرافیایی و عوامل دیگر می تواند زمینه تفاهم و دوستی را بین آندو گسترش دهد و این جنگ بی حاصل را به پایان برساند. جنگی که بازیگران تاریخ، سود جویان، گروه های افراطی و فاشیست و دولت های ارتجاعی منطقه بر آنها تحمیل کرده اند، نگاهی کوتاه به گذشته و کشتار های وحشیانه خوجالی و ادامه زدوخورد های پراکنده از سال ۱۹٨٨ تا به امروز نشانگر آن است که نیرو هایی خواهان پایان آن نیستند و از ادامه آن سود می برند.
بحران قفقاز با آغاز دوران کشور گشایی تزار روسیه در قرن نوزدهم شروع شده است، در این دوران ارامنه زیادی از مناطق مختلف به جنوب قفقاز مهاجرت کرده و ساکن شده اند. شکست ایران در دو جنگ که به انعقاد دو قرارداد گلستان و ترکمنچای انجامید از یک سو و شکست دولت عثمانی و انعقاد قرارداد ادرنه در سال ۱٨۲۹ از سوی دیگر به این مهاجرت سرعت بخشید و حوادث سال های پایانی عمر دولت عثمانی بین سال های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱٨ زمینه تشکیل و ایجاد دولت ارمنستان را فراهم کرد. درگیری های نخست بین آذری ها و ارمنی ها در سال ۱۹۰۵ در شهر باکو، شوشا، نخجوان و شهرهای دیگر اتفاق افتاد که در آن جنگ ها تعداد زیادی از مردم آذربایجان بطرز وحشیانه ای کشته شدند. در سال های انقلاب روسیه و تثبیت آن تا سال های ۱۹۲۰ کشتار دیگری از سوی ارمنی آغاز شد که با دخالت انور پاشا به پایان رسید ولی تخم نفاق و دشمنی با این کشتار کاشته شد. با وارد شدن جمهوری های قفقاز در ترکیب اتحاد شوروی دوران جدیدی آغاز شد، استالین با ترکیب جمعیتی و جابجایی اقوام و ملل در اتحاد شوروی تلاش کرد از یک سو کنترل بر جامعه را گسترش دهد و از سوی دیگر انسان نوین با اندیشه های سوسیالیسی را بیآفریند، از این رو برخی از نواحی را با مشورت کارشناسان جمعیتی و حزبی انتخاب کرد. داغلیق قره باغ( قره باغ کوهستانی، ناگورنو قره باغ) یکی از این نواحی است که در داخل خاک و سرزمین جمهوری آذربایجان قرار دارد. قره باغ به وسعت ۴۴۰۰ مربع در داخل جمهوری آذربایجان قرار دارد و جمعیت آن در دوره اتحاد جماهیر شوروی ۲۰۰ هزار نفر بود که اکثریت آن را ارمنی ها تشکیل می دادند. این منطقه خود مختار بود که از نظر نظام اداری قدرت کمتری از جمهوری خود مختار داشت.
با اغاز تغییرات در ساختار اتحاد شوروی و مطرح شدن پروستریکا و گلاسنوست که به فروپاشی آن انجامید، بحران های ملی و قومی که سال های طولانی مخفی شده و پنهان بودند به خود نمایی پرداختند و این فرصتی به گروه های افراطی و ملی داد که از فرصت بدست آمده بهره برداری کنند و زخم های کهنه را نیشتر بزنند. زلزله وحشتناک ۱۹٨٨ که به کشته شدن ۱۰۰ هزار نفرانجامید، به ملی گرایان ارمنی فرصت دیگری فراهم آورد، در این راستا فرصت طلبان ارمنی با استفاده از عزای عمومی، سرنوشت سیاسی قره باغ را دردست گرفتند و جنگ خونین بین ارمنیان قره باغ که از حمایت جمهوری ارمنستان برخورداربودند با جمهوری آذربایجان که آماده جنگ نبود در گرفت. پیش از آغاز جنگ تظاهرات گسترده ای در قره باغ آغاز شده بود که در آن ارمنی ها از وابستگی قره باغ به جمهوری آذربایجان شکایت کرده در راستای جمهوری مستقل قره باغ تلاش می کردند، مردم ایروان هم با برپایی تظاهرات از خواسته آنها حمایت می کردند. در آن سو تر مردم آذربایجان در باکو و دیگر شهر های آذربایجان از قره باغ بعنوان بخشی از خاک آذربایجان دفاع می کردند، مقامات مسکو از بیم گسترش مسائل ملی به نقاط دیگر به درخواست های مکرر هر دو طرف بی اعتناعی می کرد و بیشتر به فکر وقت کشی بود تا تظاهرات فروکش کند. تلاش گسترده ارمنی ها که از جایگاه مهمی در مسکو برخوردار بودند و در هبئت حاکمه و کادر های حزبی و تشکیلاتی موقعیت برتری داشتند، مسکو را بر آن داشت که با عملکرد ارمنی ها در قره باغ مخالفت چندان مهمی از خود نشان ندهد، از این رو تظاهرات قره باغ بسوی خشونت رفت و هزاران آذربایجانی به قتل رسید و یا مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شد. تظاهرات در شهر های آذربایجان بویژه در شهر صنعتی سومگائیت هم به خشونت کشیده شد، در نتیجه تعدادی کشته و تعدادی هم مجبور به مهاجرت شدند. تظاهرات در ارستای استقلال خواهی و جدایی از ترکیب اتحاد شوروی پیش می رفت و گسترش می یافت. مسکو که تا آن روز ناظر و گاهی آتش بیار معرکه بود در یک اقدام فوری و عجولانه، کنترل خود مختار قره باغ را در دست گرفت تا به تظاهرات و خشونت پایان دهد، این اقدام مسکو در سال های بعد به جدایی کامل قره باغ از جمهوری آذربایجان آنجامید، در نتیجه اعتراض مردم آذربایجان به عملکرد مسکو فزونی گرفت وجنبش ملی گرایی به خشونت و اسلحه روی آورد.
مسکو برای کنترل اوضاع، و بحران در حال گسترش، نیرو های نظامی خود را به سوی باکو روانه کرد، فاجعه ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ که در آن تعداد زیادی از مردم کشته شدند به وقوع پیوست، جبهه خلق متلاشی شد، برخی از سران آن فرار وبرخی دیگر به زندان های مسکو فرستاده شدند ولی جنبش فروکش نکرد. ترکیه و آمریکا از جنبش ملی گرایی حمایت کردند و برخی از کارشناسان نظامی ترکیه روانه باکو شدند. این اقدام ترکیه به نفع ارمنی ها تمام شد و روس ها را به آنها نزدیک تر کرد. در این میان اتحاد شوروی به ترکیه هشدار داد و قرارداد قارص را یادآور شد، در ماه می ۱۹۹۰ بار دیگرجبهه خلق نیرو های خود را متمرکز کرد و نیرو های نظامی و شبه نظامی خود را در باکو گرد آورد، در این هنگام ارمنی ها از فرصت و خلع موجود استفاده کرده، دو شهر مهم شوشا و لاچین را به تصرف خود در آوردند تا با طرح انتخابات جمهوری خود خوانده خود را اعلان دارند.
انتخابات فره باغ برغم مخالفت جمهوری آذربایجان با قدرت نمایی داشناک ها و با حمایت مستقیم نظامی و مالی جمهوری ارمنستان برگزار شد و اکثریت پارلمان بدست داشناک ها افتاد، لئون پطروسیان از شرق شناسان دانشگاهی که سال ها پیش با خانواده خود از سوریه به آنجا مهاجرت کرده ، و مدتی هم بجرم ملت گرایی در زندان مانده بود و در کمیته قره باغ فعالیت می کرد به ریاست جمهوری انتخاب شد. بار دیگربرپایی دولت فراگیر ارمنی در کوه پایه های مقدس آرارات که آرزوی دیرینه ارامنه در طول تاریخ بود فزونی گرفت. از سوی دیگر با تثبیت نسبی دولت در باکو و جایگزینی قوانین ملی با قوانین اتحاد شوروی زمینه تحریم سوخت و انرژی که از آذربایجان تأمین می شد فراهم گردید، فشار اقتصادی و کمبود سوخت و مواد غذایی به بحران دیگری در قره باغ دامن زد و دشمنی و کین را بین دو ملت افزایش داد. در ۱٨ اکتبر ۱۹۹۱ آذربایجان با اعلام استقلال و بیرون آمدن از ترکیب اتحاد شوروی، مطلب اف دبیر اول حزب کمونیست را به ریاست جمهوری انتخاب کرد و بخشی از خاک قره باغ را به تصرف خود در آورد، بار دیگر اوضاع به وخامت گرائید و زدوخورد های نظامی تشدید شد، روس ها وارد میدان شدند تا هم از پیشروی آذربایجانی ها جلوگیری کنند و هم در منطقه حضور داشته باشند، در این راستا یلتسین همراه با نظربایف به میانجیگری پرداختند تا صلح را بین آذربایجان و ارمنی ها برقرار سازند، شاید هم، تعادل را که به نفع آذربایجانی ها برگشته بود بار دیگر به نفع ارمنی ها برگردانند. در همین مدت همکاری اطلاعاتی روسیه با ارمنی های قره باغ به آنها فرصت داد که به بازسازی نیرو های خود بپردازند و زمینه کشتار وحشتناک خوجالی را به اجرا در آورند. در این راستا حمله به شهر بی پناه و بی دفاع خوجالی آغاز شد، جنایت و قتل عام مردم بگونه وحشتناکی ادامه یافت و در ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ به اوج خود رسید. مردم آذربایجان و جبهه خلق از ناتوانی دولت باکو در حفظ جان شهروندان قره باغ به ستوه آمده، ساختمان مجلس و رادیو تلویزیون را به تصرف در آوردند، در نتیجه ایاز مطلب اف مجبور به استعفا شد و ابوالفظل ایلچی بگ ملی گرای افراطی و بی تجربه در امور سیاسی به ریاست جمهوری رسید. جنگ در منطقه ادامه یافت و اقدامات کشور های پیرامونی برای پایان بخشیدن به آن با کار شکنی روسیه به نتیجه نرسید. در این میان تلاش داشناک ها و لابی های ارمنی در گوشه و کنار دنیا بویژه آمریکا و فرانسه مانع از خبر رسانی از فاجعه ای می شد که در قره باغ ادامه داشت. با تغییر دولت در باکو و اداره کشور توسط جبهه خلق به بی ثباتی سیاسی افزوده شد، جابجایی در نیرو های مسلح و شکست های پی در پی در جبهه و ناکامی در اداره کشور و اقتصاد، کشور را به پرتگاه نزدیک می کرد ، افسردگی، یأس، ناامیدی در رفتار سربازان بازتاب می یافت، از این رو موفقیت نظامی آذربایجان کوچک، زود گذر و مقطعی بود و این رخداد ها در روحیه مردم تأثیر منفی می گذاشت.
در نیمه اول سال ۱۹۹٣ ارمنستان دالان ( کریدور) خود را بنام دالان بشر دوستی با قره باغ گشود و زمینه حمله به ناحیه کلبجر و شهر آغدام را فراهم کرد. این پیروزی ارمنی ها به دولت ایلچی بیگ پایان داد و بار دیگرحیدر علی اف سیاست مدار کهنه کار که سال های طولانی با اتحاد شوروی و تشکیلات امنیتی آن ک گ ب همکاری کرده بود زمام امور کشور را دردست گرفت. حیدر علی اف از همان روز های نخست مذاکره با ارمنستان را برای تخلیه سرزمین های آذربایجان آغاز کرد و موضوع را به مراجع جهانی منتقل کرد. هدف علی اف ادامه تحریم، محاصره اقتصادی و فشار های سیاسی به ارمنستان بود که می توانست خود را در دراز مدت نشان دهد و کار ساز باشد، علی اف به ارمنستان هشدار می داد که انتقال لوله نفت از قلمرو ارمنستان به آن کشور کمک اقتصادی خواهد کرد و همکاری آن دو کشور را گسترش خواهد داد. تر پتروسیان رئیس جمهور ارمنستان از پیشنهاد علی اف استقبال می کرد ولی حاضر نبود مناقشه قره باغ را با آن مخلوط کند و دست از حمایت رئیس جمهور خود خوانده قره باغ بر دارد.
داشناک های تند رو با ماجراجویی و کشتار بحران ایجاد شده در قره باغ را با جنبش ارامنه در دنیا گره می زدند و خود را مستقل از ایروان نشان می دادند که در راستای ارمنستان بزرگ فعالیت می کند. نشست های پی در پی در نقاط مختلف جهان ادامه یافت، در تهران موافقت نامه آتش بس به امضاء رئیس جمهور ارمنستان و کفیل ریاست جمهوری آذربایجان رسید. در آلماآتا موافقت نامه دیگری امضاء شد ولی هیچکدام نتوانست صلح و ثبات را به منطقه بازگرداند. برای حل بحران گروه مینسک تشکیل شد و با رهبران آذربایجان، ارمنستان و جدایی طلبان قره باغ بطور جداگانه دیدار کرد، گروه ازارمنستان و ارامنه قره باغ خواست که اراضی اشغالی را در دو مرحله تخلیه کند، در مرحله نخست نواحی کلبجر، زنگیلان، قبادلی، فضولی و آغدام آزاد شوند و مردم به خانه های خود برگردند و در مقابل آذربایجان با جدایی طلبان قره باغ گفتگو را آغاز کند، هر دو طرف با این پیشنهاد مخالفت کردند، آذربایجان خواهان گفتگو با ارمنی های قره باغ نبود زیرا با این کار آنها را به رسمیت می شناخت. در مرحل بعدی اتحادیه اروپا و شورای همکاری و امنیت اروپا وارد عمل شد تا بحران را که در بخش جنوبی قفقاز و اروپا ادامه دارد به پایان برساند.
تلاش های روز افزون آذربایجان و گرجستان در نزدیک شدن به پیمان ناتو بحران را از سوی روسیه عمیقتر می کرد، زیرا روسیه از گسترش ناتو در منطقه ناخوشنود و بیم داشت، از آن رو به حمایت غیر مستقیم خود از ارامنه قره باغ ادامه می داد. انتخاب روبرت کوچاریان به ریاست جمهوری خود خوانده قره باغ به وخامت اوضاع افزود زیرا آرکادی غوکاسیان وزیر امور خارجه خود خوانده قره باغ اعلان کرد که قره باغ هرگز به آذربایجان پس داده نخواهد شد و بخشی از خاک آذربایجان نخواهد بود. این گفتار بار دیگر آتش جنگ را شعله ور تر می کرد ولی حیدر علی اف خواهان ادامه جنگ نبود و تلاش می کرد موقعیت اقتصادی کشور را بهبود بخشد و شرکت های نفتی را به آذربایجان بکشاند. در این میان به آمریکا، ترکیه و پیمان ناتو پیشنهاد می کرد که در خاک آذربایجان بویژه شبه جزیره آبشرون پایگاه نظامی تأسیس کنند. با این پیشنهاد چند منظور در سر داشت، یکی نزدیکی به اروپا و آمریکا برای سرمایه گذاری در صنایع نظامی و نفت، دیگری هشدار به روسیه و جلوگیری از کمک های آن به ارمنی های قره باغ، و در نهایت تثبیت خود بعنوان دولت مقتدر در منطقه و استفاده از ظرفیت های موجود برای باز پس گیری مناطق از دست رفته. حیدر علی اف همواره گوشزد می کرد که باید از طریق صلح پیش رفت و پای شرکت های خارجی را به منطقه باز کرد.
آذربایجان منابع طبیعی فراوانی دارد، نفت، گاز، آلومنییم، مس و سرب ار آن جمله اند که می توانند در رشد افتصادی کشور اهمیت داشته باشند، سال های طولانی نفت باکو پیش از کشف منابع نفتی در سیبری تنها منبع انرژی در روسیه تزاری و اتحاد شوروی بود. با فروش آن در سال های اخیر موقعیت اقتصادی آذربایجان رو به بهبود و پیشرفت است.
ارمنستان سرزمین کوهستانی و بدون نفت و انرژی است، این کشور برای کشاورزی هم مناسب نیست، مقداری انگور در آن تولید می شود، در زمان شوروی پیشرفت هایی در صنایع الکترونیکی و شیمیایی بدست آورده بود و با صدور آن مواد مورد نیاز خود را به دست می آورد. ارمنستان به شدت به کمک های خارجی نیازمند است، تحریم سوخت و انرژی از سوی آذربایجان لطمات جبران ناپذیری به اقتصاد آن کشور می زند، کمک های مالی از سوی منابع و گاهی دولت های خارجی چاره ساز نیست، حل بحران، همکاری با کشور های پیرامونی بویژه آذربایجان می تواند به رشد پایدار این کشور یاری رساند. راه حل بحران و مناقشه طولانی نه در دست اتحادیه اروپا، نه در آمریکا و نه در مسکو است، راه حل در دست مردم این منطقه است، هزاران انسان از دو طرف کشته، زخمی و معلول شده و یا ناپدید گردیده اند، نزدیک به یک میلیون انسان سال ها است در چادر ها در وضع رقت باری به سر می برند، نمی توان کین و نفرت کاشت و عشق و محبت درو کرد.
پیش از آغاز جنگ و اشغال قره باغ بیش از ٣۰ درصد از سکنه آن آذری بودند، همراه با آن چند نواحی پیرامونی هم به اشغال ارمنی ها در آمده و این نواحی ۲۰ درصد از خاک آذربایجان را تشکیل می دهد، در این نواحی کلبجر، لاچین، قبادلی، زنگیلان، جبراییل، فضولی و آغدام قرار دارند، هنگام جنگ بخش عمده ای از این مناطق ویران شده اند، مراکز صنعتی، آموزشی و درمانی و کشاورزی به ویرانه ای تبدیل شده اند که قابل باز سازی نیستند. در این مدت شورای امنیت سازمان ملل به دفعات قطعنامه صادر کرده و از دو طرف خواسته که به مناقشه پایان دهند، به حقوق یکدیگر احترام بگدارند و با خویشتن داری از برخورد نظامی بپرهیزند. در این قطعنامه ها به نیرو های اشغالگر اشاره نشده، قتل عام ها مورد رسیدگی قرار نگرفته است. بنابرین حل مناقشه از سوی سازمان ملل خوش باوری است، در ماه های اخیر رهبران سیاسی آذربایجان هشدار می دهند که در صورت ادامه شرایط موجود به زور و اسلحه متوسل خواهند شد و این گفتارنشانگر روز های سختی در آینده است. در چند هفته گذشته زدوخورد های پراکنده بطور مداوم ادامه داشته تعدادی از طرفین کشته شدند. به نطر می رسد مجامع جهانی و طرفداران صلح از این حوادث تلخ و ناگوار یا بی خبرند و یا نسبت به آن بی تفاوت اند که در آن صورت باید نیرو های صلح دوست و دمکراتیک منطقه تلاش های خود را گسترده کنند و مانع از جنگی شوند که در آن برنده نهایی ارتجاع و رژیم های خود کامه منطقه خواهند شد...


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست