یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

صف آرایی جریان های سیاسی کرد در گذشته
و همزمان با "انتخابات" ۸۸ در ایران!


غللامرضا زنگنه


• هرچند که انتخابات سال ۸۸ برای کردها همانند گذشته دستآوردی در ظاهر ندارد اما زمینه ساز جبهه بندی ها و پرداختن به سیاست های کلان است که باید از آن به نحو احسن استفاده کرد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۰ اسفند ۱٣٨۷ -  ۱۰ مارس ۲۰۰۹


جریانات سیاسی ملت کرد در همان آغاز تشکیل جمهوری اسلامی همانند سایر جریانات سراسری در ایران برله و علیه حکومت مرکزی موضع گیرهای متناقضی بروز دادند. شکل ابتدایی این اختلافات در غالب دو نیروی سکولار و مذهبی در سایه رادیکالیسم، ظاهر گشت که نیروهای سکولار و متمایل به چپ از جمله حزب دمکرات و کومله و شاخه کردستان سازمان فداییان که بعدها از سوی سازمان فداییان منحل گردید با توسل به مبارزه مسلحانه در جهت تحمیل شرایط خود بر جمهوری اسلامی بر آمدند.
در مقابل جمهوری اسلامی با مسلح کردن مذهبیون سنی و شیعه کرد طرفدار جمهوری اسلامی در سنندج، کرمانشاه، قروه، بیجار و آذربایجان با در اختیار قرار دادن پول، امکانات مالی و تسلیحاتی از جمله طرفداران مفتی زاده به مقابله با هواداران سکولار جنبش ملت کرد بر آمدند.
فاز اصلی این مقطع با شدت گرفتن سرکوب از سوی جمهوری اسلامی و بهره گیری از شرایط جنگی میان ایران و عراق در کردستان در اواخر سال های ٦٦و ٦٧ به اتمام رسید. مفتی زاده رهبر مذهبی انقلابیون مسلمان در قبل از انقلاب در پی آن همه خدمتی که به جمهوری اسلامی با وعده خود مختاری اسلامی انجام داده بود توسط جمهوری اسلامی به بازداشت خانگی در آمد، آن هم نه در شهر سنندج محل زندگیش بلکه در کرمانشاه و در نهایت در حصار خانگی "جان" باخت. گروه کوچکی از طرفداران وی قصد اقدام به تشکیل لشکری به نام عمر داشتند که در همان آغازین روزهای شکل گیری بازداشت شدند.
میان حزب دمکرات و کومله در سال ١٣٦٣ بر سر هژمونی و رهبری ملت کرد جنگ خونینی در گرفت که تا سال ١٣٦٧ ادامه داشت.
حزب دمکرات و کومله در کشور عراق مستقر شدند و شهید قاسملو برسر عشق به راه حل مسالمت آمیز در اتریش روز جمعه‌ ٢٣ تیر ١٣٦٨ در پای میز مذاکره به دست گروهای ترور جمهوری اسلامی به شهادت رسید. کومله در حزب کمونیست ادغام گشت و به شعارهایی تمایل پیدا کرد که مسئله کرد را ناسیونالیستی می دانست که باید از آن دوری جسته می شد. البته بودند کسانی که مخالف این گونه سیاست نسبت به مسئله کرد در درون حزب کمونیست بودند .
پایان این دوران برای کردها یکدوران شکست در پی امید به انقلاب ٥٧ تلقی می شود. رکود حاصل از این دوران به انشعاب دیگری در حزب دمکرات انجامید، که برخلاف انشعاب اول که به پیروان کنگره چهارم شهرت داشته و از ضدامپریالیست بودن جمهوری اسلامی حمایت می کردند، بیشتر به خاطر مبارزه قدرت بود که میان شهید قاسملو و گروه منشعبین کنگره‌ ٨ متشکل از افرادی بنام های حسن رستگار، جلیل گادانی، حسین مدنی و غیره رخ داد.
با قتل رهبران کردها از جمله دکتر قاسملو، صدیق کمانگر و دکترشرافکندی مبارزه جریانات سیاسی کرد وارد مرحله دیگری گشت. موج عزیمت کردهای مخالف به اروپا نیزدر همین دوران به وقوع پیوست.
در این مرحله وحدت میان دو گروه جدا شده حزب دمکرات توسط ملا عبدالله حسن زاده که بعد ها با حمایت انشعابیون به رهبری حزب دمکرات رسید دوباره برقرار و کردهای ادغام شده در حزب کمونیست ایران در شکل کومله سابق سازماندهی شده و از حزب کمونیست ایران جدا گشتند، بگذریم که کومله بعدها نیز به دو دسته با رهبری جداگانه تقسیم شدند از جمله جناح عبدالله مهتدی از یک سو و جناح عمر ایلخانیزاده از سوی دیگر.
با شروع اصلاحات و بر روی کار آمدن خاتمی امید به اصلاحات با توجه به رشد سیاسی و تجربه بر آمده از آن، ملت کرد نیز در داخل ایران دوباره طرح خواسته های خود را در غالب اعتماد به اصلاحات مطرح کردند.
گروه هایی از کردها که به اصلاحات خاتمی امید بسته بودند پا به میدان گذاشتند و علاوه بر ان که جبهه متحد کردها را در اوایل سال ١٣٨٤بنا ساختند١، در رواج و نشر فرهنگ کرد نقش به سزایی را ایفا نمودند. در همین دوران سازمان های حقوق بشر و زنان و دانشجویان نیز به استفاده از پسوند کرد شکل گرفتند. نشریات فرهنگی به زبان کردی و مادری رواج بیشتری یافت و تلاش برای بازیابی هویت خویش را به منظر عموم گذاشتند.
تاثیرات سیاسی دوران اصلاحات و سرنگونی صدام حسین و ورود نیروهای آمریکایی در منطقه و تشکیل دولت فدرال در عراق علاوه بر اینکه خواست ملت کرد برای شناسایی حقوق خویش را دوباره در دستور کار قرار داد بلکه سبب شد تا حزب دمکرات از شعار دیرینه خود یعنی خود مختاری برای کردستان و دمکراسی برای ایران فاصله بگیرد و به شعار ایران فدرال برسد و مبارزه مسلحانه را با حفظ شعار سرنگونی جمهوری اسلامی به خاطر ملاحظاتی نسبت به حکومت اقلیم کردستان در عراق مسکوت بگذارد. کومله جدا شده از حزب کمونیست نیز دچار انشعاب و متعاقب آن حزب دمکرات باز هم بر سر رهبری میان دبیرکل سابق حزب آقای عبدالله حسن زاده و رهبر بعدی حزب آقای مصطفی هجری به اختلاف کشانده شد.
حزب دمکرات کردستان ایران با اشکال های جدی در سایر مناطق کردستان از جمله کرمانشاه و ایلام به عنوان مهمترین نماینده ملت کرد روبرو ست و وضع کومله نیز بهتر از حزب دمکرات در مناطق نامبرده نیست. آنان دارای نفوذ کمی در مناطق کردستان جنوبی هستند و دلیل آن نیز شاید اختلاف بر سر سازش بیشتر فرهنگی این مناطق با مرکز ایران و مذهب تشیع و اختلاف نظر این مناطق با نوع و شیوه مبارزه این دو سازمان و شمال کردستان باشد.
به نظر می رسد در انتخابات رئیس جمهور ولایت فقیه اخیر که در خرداد ١٣٨٨ برگزارمی شود صف آرایی های جدیدی نیز در حال شکل گیری است که در جریانات مختلف نمود حاصل کرده است.
جبهه متحد کرد چنانکه از زبان پایه گذاران آن گفته می شود علاوه بر اینکه خود را یک حزب نمی داند خود را مقید به قانون اساسی جمهوری اسلامی می داند و خواهان مبارزه سیاسی بدون خشونت با اصلوب شناخته شده دمکراسی است. بعد از عقب نشینی خاتمی در پیش برد برنامه های اصلاح طلبانه بدنه این جریان همچون سایر نقاط دیگر دچار ریزش و ناامیدی گشت.
جبهه متحد کرد را می توان بخشی از لیبرال های ملت کرد دانست که به خاطر رشد بورژوازی ملت کرد و جلوگیری از فرار سرمایه های مناطق کردنشین بقای خود را در فعالیت در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی و آرامش در منطقه می داند. فراموش نکنیم در سال های اوایل انقلاب بهمن نبرد میان نیروهای مسلح کرد و پاسداران شرایط ناامنی برای رشد اقتصادی منطقه به ارمغان آورده بود.
موضع حزب دمکرات در ارتباط با انتخابات ٨٨ همان موضع سابق است یعنی اینکه از درون جمهوری اسلامی امکان اینکه فردی بر خیزد که بتواند دست به اصلاحات بزند امکان پذیر نیست. حزب دمکرات یک نیروی سرنگون طلب است و شعار سرنگون باد جمهوری اسلامی مدت سی سال است پیوسته داده میشود و به مبارزه مسلحانه معتقد است و درست این نقطه مقابل جریان جبهه متحد است که خود را پایبند به قانون اساسی جمهوری اسلامی می داند واز خشونت دوری می جوید. موضع کومله نیز چندان فرقی با حزب دمکرات در ارتباط با اصلاحات ندارد. کومله از هم اکنون همانند سال های گذشته از تحریم انتخابات سخن به میان می آورد. فرق اساسی ایندو در جانشین کردن حکومت آینده به جای جمهوری اسلامی است. حزب دمکرات معتقد به جانشین کردن حکومت فدرال و تشکیل حکومت ملل فدرال است و کومله هرچند که به ظاهر از این نوع حکومت حمایت می کند اما خود را یک حزب انقلابی می داند و سودای انقلاب سوسیالیستی را در سر می پروراند.
این اختلافات اساسی با جبهه متحد کرد نشان از اختلافات ١٨٠ درجه ای در ارتباط با رهبری جنبش ملت کرد برای رسیدن به حقوق حقه خویش دارد. نقطه اختلاف دیگر با جبهه متحد کرد در تعریف تمامیت ارضی ایران است. جبهه متحد کرد از تمامیت ارضی سخن میگوید وعملا"هیچ گونه موضعی در ارتباط با تقسیم حکومت به طوری که کردها دارای نوعی فدرالیسم شوند را اظهار نمی کند.
در حزب دمکرات و کومله شعار حق تعیین سرنوشت که تمایل به جدایی طلبی را می رساند همچنان مطرح است. این در حالی است که آنها همیشه بیان میدارند که قصد جدایی را ندارند.
بسیاری از کردها همچون سایر مناطق ایران از اصلاحات خاتمی دلسرد شده اند. برداشت آنان در ارتباط با اصلاحات بر حذف ولایت فقیه و یا کنترل آن بود و جمهوری اسلامی مبتنی بر دمکراسی را فهم می کردند. آن ها به این نتیجه رسیده اند که جمهوری اسلامی با بودن ولایت فقیه اصلاح پذیر نیست و باید دگرگونی های عمیقی صورت بگیرد و در آن صورت نیز دیگر جمهوری با محتوی امروزیش معنا ندارد.
از منظر این جریان، از آنجا که دست زدن به انقلاب های خشونت آمیز و سرنگون طلبی های موردنظر گروهای شناخته شده به نفع جنبش دمکراسی خواهی ایران که دارای ملل مختلف با ویژگی های خاص می باشد، نیست چاره کار را پرداختن به نوعی انقلاب میدانند که جمهوری اسلامی آنرا مخملی میداند، که تجربه ای شناخته شده به دنبال فروپاشی کشورهای اروپای شرقی است. علاوه براینکه از موج انتقام گیری و اقدامات غیرقانونی جلوگیری می نماید بلکه به دنبال استقرار قانون و سپردن مجرمین به دادگاهای قانونی است میتواند در بسیج توده ها برای آزادی مثمر ثمرتر باشد.
در حال حاضر هراس جمهوری اسلامی از این گونه انقلاب در ایران به طور روزافزونی افزایش یافته است.
جریان های مدنی و فرهنگی به کار طاقت فرسا و مبارزه سخت با دادن قربانی در این حیطه مشغول فعالیت هستند. جمهوری اسلامی برای جلوگیری از این انقلاب بسیج را مسئول سرکوب این جریانات اعلام کرده است و در مناطق کردنشین سعی می کند با اجبار و دادن پول اندک برخی را به ورود به بسیج وادار کند. این سیاست چیزی نیست جز قرار دادن مردم در مقابل هم. مردمی با سطح دانش و آگاهی سیاسی بالا در اکثریت، در مقابل بسیجی که از عمیقترین لایه های اجتماعی سازماندهی می شوند و گرفتار فقر و ناآگاهی هستند از اقلیت جامعه. کار روشنگرانه در میان این قشر میتواند سیاست رژیم را که تجربه ای از سال های اوایل انقلاب در سرکوب آزادی ها و روشنفکران، با بهره گیری از این نیرو است، را خنثی کند.
جریانات میانه رو کرد که از سوی دیگر خواهان حذف ولایت فقیه و استقرار جمهوری مبتنی بر دمکراسی و شرکت دادن کردها در تقسیم حکومت آینده ایران در اداره امور خویش هستند. نسبت به نوع مبارزه مسلحانه سایر نیروهای شناخته شده با تردید می نگرند و معتقد هستند در شرایط اعتقاد به اسلحه، این سیاستمداران کرد نیستند که حرف آخر را میزنند، بلکه آن نیرویی صاحب صلاحیت است که اسلحه در دست دارد و میتواند تصمیم گیری نهایی را بنماید.
گروه های معتقد به مبارزه مسلحانه خواست فدارالیسم را برای خود امری تمام شده میدانند و این در حالی است که فدرالیسم اگر قرار باشد در ایران اجرا شود باید مورد قبول فارس ها که نقش تعیین کننده را در ایران حال و آینده بازی می کنند نیز باشد که در حال حاضر چشم انداز روشنی از آن دیده نمی شود. آشکار است برای رسیدن به فدرالیسم می بایستی کار سیاسی کرد، اما تا چه اندازه جریانات سیاسی مسلح کرد به آن اعتقاد دارند، امر مشخصی نیست.
به دلیل همین روشن نبودن سیاست آتی کردها و تشدد آراء در سیاست های کلی و شیوه مبارزه خویش در قبال نیروهای سیاسی که در آینده در ایران ممکن است بر سر کار بیایند، زمینه اعتماد چندانی فراهم نیست.
فراموش نکنیم که حزب دمکرات کردستان - آنانی که از حزب مادر جدا شده اند - از به کار گیری کلمه ایران در کنار نام حزب صرفنظر کرده اند بدون اینکه در جایی توضیح بدهند که هدف از این کار چیست. مسلما" این انتخاب نمی تواند به اعتمادسازی کمکی کند.
هرچند که انتخابات سال ٨٨ برای کردها همانند گذشته دستآوردی در ظاهر ندارد اما زمینه ساز جبهه بندی ها و پرداختن به سیاست های کلان است که باید از آن به نحو احسن استفاده کرد. کم نیستند در میان جریانات غیرکرد که آمادگی خود را برای دست یابی به یک برنامه و سیاست واحد در قبال جمهوری اسلامی اعلام کرده و پا به میدان گذاشته اند که متاسفانه به دلیل خودمحوری در شیوه تلقی از دمکراسی و شیوه مبارزه، امکان هم کاری های نزدیک تر تا به حال میسر نشده است. آینده نشان خواهد داد که با مقداری شهامت، شفافیت و پای پیش گذاشتن برای اتحاد میتوان بر مشکلات پیروز شد.

١- به سایت جبهه متحد خلق رجوع شود.
http://www.kurduf.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست