یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

به یاد عزیز فاطمه بانو ملک (مادر محسنی)
شیر و خورشید


خسرو باقرپور


• خورشیدِ شعله‌ور تو وُ عاشق‌ترین تویی

آبی ترین ترانه یِ دَهر آسمانِ تو



آتش به حرمت نِگه ات باغ می شود

خون سیاوشانِ جوان در رگان تو ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۶ آبان ۱٣٨٨ -  ۷ نوامبر ۲۰۰۹


 
 
● به جان‌شیفته و بی‌قرار «مادر‌محسنی»، که طلوع خورشید از مشرق عشق بود و گرمی‌بخش محفل یاران.
این غزل را در مجلسی که به حضور مادر روشن بود، پانزده سال پیش بالبداهه سرودم و با بوسه های فراوان تقدیمش کردم.




 شد دیدگانِ مجمع یاران مکانِ تو

 بر متن پرچمش نگهِ مهربانِ تو


 سبز وُ سفید وُ سرخ وُ بَر آن مِهرِ چهره‌ات

 مِهری چو داغِ‌ شعله فروزان به جانِ تو


 خورشیدِ شعله‌ور تو وُ عاشق‌ترین تویی

 آبی ترین ترانه یِ دَهر آسمانِ تو



آتش به حرمتِ نِگه ات باغ می شود

 خونِ سیاوشانِ جوان در رگانِ تو


 تا گرگِ دینِ کین بجهید از کمینِ مَکر،

 جلادِ جور وُ جهل چو سر زد جوانِ تو:


 در پایِ کوهِ تاب و توانِ تو جان سپرد

 شد سُفله‌ ای ‌حقیر به پیشِ توانِ تو


 زانو بزد به دَرگَهِ والایِ هِمَتَت

 صد لعن وُ مُرده باد شنید از دهانِ تو


 تو شیر شَرزه‌ای وُ خروشت همیشگی
شادان منم  که می‌زییَم اندر زمانِ تو


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست