یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

یکی بود یکی نبود
چرخش تاریخی در روابط آمریکا ـ فرانسه


حسن نادری


• در نگاه واشنگتن آقای دو ویلپن هنوز شخص غیر مطلوبی میباشد. هر چند رابطه پاریس و آمریکا همانند "رابطه ویژه" آمریکا و بریتانیا نیست، ولی واشنگتن از حمایت فرانسه در تشکیل دولت عراق خرسند است. امٌا از فرانسه انتظار بیشتری دارد. انتظارش نه در فرستادن نیرو به عراق ولی بخاطر داشتن روابط دیرینه با سنی های عراق است که میتواند نقش فعالتری ایفاء نماید ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۶ ارديبهشت ۱٣٨۵ -  ۲۶ آوريل ۲۰۰۶


هنگامیکه در مارس ۲۰۰٣ آمریکا و نیروهای ائتلاف به قصد اسقرار «دموکراسی» به عراق حمله نظامی نموده و ا ین کشور را به اشغال درآوردند، فرانسه خود را در راس نیروهای مخالف جنگ یافت. روابط فرانسه ـ آمریکا رو به تیرگی رفت، تا آنجائیکه اغلب رسانه های آمریکائی فرانسه را متهم به خیانت و تبلیغ به تحریم تولیدات فرانسوی در آمریکا مینمودند .
آقای دومینیک دو ویلپن، وزیر امور خارجه وقت و نخست وزیر کنونی فرانسه در سخنان آتشین خود در ۱۴ فوریه ۲۰۰٣ در شورای امنیت سازمان ملل متحد ،مخالفت و مقاومت فرانسه علیه «امپریالیسم» آمریکا را متجسم نمود .
با پایان یافتن «موفقییت آمیز» مرحله اول جنگ در اواسط آوریل ۲۰۰٣، فرانسه پیشنهاد کمک به آمریکا در آرام کردن عراق نمود. امٌا خانم رایس مشاور وقت در شورای امنییت ملی امریکا، این پیشنهاد را رد کرد. خانم رایس جهان را به دو اردوگاه تقسیم کرد: کسانی که در کنار آمریکا در جنگ علیه عراق قرار دارند و کسانی که در خارج از آن هستند. مطبوعات آن زمان این جمله را از خانم رایس نقل میکردند: آلمان را باید نادیده گرفت؛ روسیه را باید عفو کرد و فرانسه را باید تنبیه نمود. دو ماه بعد در ژوئن ۲۰۰٣ هنگام نشست سران هشت کشور بزر گ صنعتی، در شهر اویان فرانسه،اضطراب و نگرانی در چهره ناظران سیاسی مشاهده میشد. هیچکس نمیدانست ملاقات آقای شیراک و آقای بوش چگونه رخ خواهد داد. فضای سردی حاکم بود. دو طرف با گامهای مترصد به سمت یکدیگر رفتند و دستها را با «انرژی » فشردند. آری زمان آن فرا رسیده تا بر «سوء تفاهمها» فائق شوند .
سه سال بعد از آغاز جنگ در عراق، آقای کریگ استاپلتون (۱) سفیر آمریکا در پاریس، روابط دو کشور را نسبت به اوایل بحرانی جنگ، عادی ارزیابی نمود. آقای داوید ایناتییوس (۲) ناظر تیز بین در امور دیپلماتیک در واشنگتن پست مینویسد: آقای شیراک "بهترین متحد" آقای بوش میباشد. منابع خبری موثق از دیگر تلاشهای فرانسه میگویند که، آقای موریس   گوردوـ مونتاین (٣) مشاور ویژه دیپلماتیک آقای شیراک هر پنج هفته یکبار به واشنگتن میرود و از او با آغوش باز استقبال میکنند تا در باره پرونده ایران همفکری نماید .
آقای فیلیپ گوردون (۴) کارشناس روابط آمریکا ـ اروپا در انستیتو بروکلین آمریکا میگوید: "فرانسه و آمریکا در شورای امنیت درباره مسئله هسته ای ایران متحداً در مقابل چین و روسیه قرار دارند. از نظر واشنگتن، اکنون چین و روسیه در باره ایران همان نقشی را بازی میکنند که فرانسه قبلا در عراق ایفاء میکرده است. او میافزاید: چگونه رابطه بحرانی بر طرف شده و حالا باین مرحله رسیده است. هر یک از دو کشور فرانسه و آمریکا مدعی اند که قدم اول را برای رفع سوءتفاهم برداشته و تلاش بیشتری نموده است. در گذشته هر دو کشور به افق دوری رفته بودند و زمانیکه به عمق قضیه نظاره کردند، چیزی را دیدند که دوست داشتنی نبود. آری مسئله نزدیکی آمریکا ـ فرانسه یک ضرورت و منطق تاریخی، منافع مشترک و فرصتهای دیپلماتیکی است ."
در سپتامبر ۲۰۰٣ آقای شیراک در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، یکجانبه گرائی آمریکا را محکوم نمود. آقای بوش که از پیروزی سریع جنگ در عراق مشعشع بنظر میآمد، از سخنان آقای شیراک بر انگیخ ت ه شد و به یکی از نمایندگان فرانسوی گفت: به سوری ها بگوئید من یک یکجانبه گرای بدذاتی هستم .
در ضیافت شام سران عضو ناتو، خانم رایس اعضاء ائتلاف در جنگ عراق را در نزد خود و نماینده فرانسه را به انتهای میز دعوت مینماید. فرانسه در جستجوی خروج از این شرایط است. آقای شیراک شخصاً پرونده روابط لبنان ـ سوریه را از نزدیک پیگیری میکند و نگران تسلط کامل سوریه در لبنان میباشد!!!! او در نوامبر ۲۰۰٣ آقای موریس گوردو ـ مونتاین را برای ماموریت به دمشق میفرستد. این دیپلمات به آقای بشار اسد میگوید: دنیا عوض شده است و خیلی چیزها در عراق گذشت. کسانی که خود را با شرایط تطبیق ندهند، بازنده خواهند بود. باید جنبید. او به آقای اسد گفت که این دستورالعمل آمریکائی نیست که به شما میدهم. فرانسه نمیخواهد نقش تلگرافچی را ایفاء کند". این مسافرت با همآهنکی برلین و مسکو صورت گرفته است نه آمریکا. این گفتگو به شکست انجامید و از سوری ها هر گز جوابی شنیده نشد .
در ژوئن ۲۰۰۴ بمناسبت شصتمین سال پیاده شدن نیروهای متٌفقین در نرماندی فرانسه، منجر به آن شد که فضای روابط دو کشور آمریکا و فرانسه را به ضرورت درک و کمک متقابل سوق داد. آقای دو ویلپن جای خود را به آقای میشل بارنیه، یک دیپلمات آرام داد و سیاست خارجی وزارت خارجه فرانسه به اعتدال گرائید. در این فاصله فرانسه، بریتانیا و آلمان بعنوان ترویکای اروپائی، ابتکار تدوین سیاست پرهیز از برخورد و خارج شدن کنترل در باره پرونده هسته ای ایران را بدست گرفتند. تا در عین حال به دولت بوش که هنوز گزینه ای را در باره ایران تعین نکرده است، فرصت لازم   را داده باشند .
در یک ضیافت شام، آقای شیراک به اقای بوش میگوید: آیا شما به دموکراسی علاقمند هستید؟ لبنان یک کشور کوچکی است. این شانس را باید باو داد." این دو رئیس جمهور چند روز بعد بمناسبت گردهمائی سران هشت کشور بزرگ صنعتی در ایالت جرجیا آمریکا با هم ملاقات کردند. آقای بوش در گرماگرم تبلیغات انتخاباتی بود. او وانمود میکرد که مرد اجماع گرا است. او در جستجوی "فروش" ایده ای بنام دموکراتیزه کردن «خاورمیانه» از مغرب تا پاکستان به مهمانان خود میباشد. در حالیکه فرانسه سعی در تعدیل این طرح دارد و نسبت به فعالیت بنیادها و سازمانهای غیردولتی آمریکائی در گسترش جامعه مدنی بدبین است و آنها را آلت دست نو محافظه کاران میداند. فرانسه میگوید دموکراسی آری امٌا نباید منجر به تحریک رهبران کشورهای عرب شد. باید به روند و سرعت تحول جوامع شرقی احترام گذاشت و هیچ مدلی را نباید به آنها تحمیل کرد .
لبنان برای این طرح آماده است و سکو و پایه نزدیکی آمریکا و فرانسه میشود. ۱۷ اوت ۲۰۰۴ آقای موریس گوردو ـ مونتاین پس از تلفن به آقای شیراک، از خانم رایس دعوت نمود تا به دیدارش بیاید. خانم رایس موقعییت را مناسب دید و آقای گوردو را به نهار دعوت نمود. او هم بلافاصله به سمت آمریکا پرواز نمود و پروژه خروج نیروهای سوری از لبنان را به خانم رایس ارائه داد. این پروژه در سپتامبر ۲۰۰۴ تحت عنوان قطعنامه ۱۵۵۹ سازمان ملل متحد به تصویب رسید .
از آن پس کاخ ریاست جمهوری فرانسه، خانم رایس را از تلاش سوریه به انشقاق و تفرقه افکنی در بین اروپائیان مطلع میسازد. یک دیپلمات فرانسوی میگوید که آمریکائیان از این خدمات خالصانه متعجب شدند. از این پس روابط دو کشور رو به گرمی نهاد و اینک آقای زان ـ داوید له ویت (۵)، سفیر فرانسه در واشنگتن در این راستاء فوق العاده فعال میباشد .
در واشنگتن هم چرخشی در حال تکوین است که نقش فرانسه را بطور قابل توجه ای در نظر میگیرد. جرج بوش برای بار دوم به ریاست جمهوری انتخاب میشود. امٌا در عراق با مشکلاتی مواجه است و میل دارد با متحدین اروپائی خود روابط نزدیکتری داشته باشد. آری زمان دیپلماسی فرا رسیده است. آقای بوش در ژانویه ۲۰۰۵ وزارت امور خارجه را به خانم رایس سپرد. خانم رایس عده ای از دیپلماتهای با تجربه و آشنا به اروپا نظیر آقای روبرت زو الیک (۶)،نیکلا بورنز (۷)، دان فرید (٨) را به همکاری فرا خواند. او نفوذ خود را افزایش داد. این در حالیست که نو محافظه کاران موقعییت خود را کمی از دست میدهند. جون بولتون بنیادگرا را بعنوان سفیر آمریکا به سازمان ملل میفرستد. خانم ر ا یس در کاخ سفید و وزارت امور خارجه تسلط مییابد. معاون سابقش آقای استفن حادلی (۹) در راس شورای امنییت ملی قرا میگیرد. به نظر میرسد با این جابجائیها، مرکز ثقل از شورای امنیت به وزارت امور خارجه تغییر مکان داده شده است .
خانم رایس پس از استقرارش در وزارت امور خارجه به پاریس آمد و پس از او آقای بوش در فوریه ۲۰۰۵ به بروکسل میرود و سپس با آقای شرودر صدر اعظم سابق آلمان در باره ایران صحبت میکنند. آقای بوش تصمیم گرفت که پرونده هسته ای ایران به ترویکا سپرده شود .
آقای رفیق حریری نخست وزیر لبنان   در ۱۴ فوریه ۲۰۰۵ ،یعنی هشت روز قبل از مسافرتش به دمشق در یک انفجار بمب در بیروت به قتل رسید.پاریس و واشنگتن در این مورد تجزیه و تحلیل مشترک دارند: انگشت اتهام به سمت سوریه نشان گرفته شد.این یکی از عوامل تعیین کننده در نزدیک شدن روابط فرانسه ـ آمریکا میباشد .
در کاخ سفید آقای استفن حادلی طرف ارتباط با آقای گوردو ـ مونتاین میشود.هر گاه آقای گوردو به آمریکا میرود خانم رایس عزیز تلاش در یافتن فراغت برای دیدار با او دارد.یکی از علائم گرمی روابط: آقای والتر جونز(۱۰) که امروز یکی از   منتقدان جنگ در عراق است،در آغاز جنگ بعلت موضع فرانسه، فرانسه را به تمسخر به" سیب زمینی سرخ شده " تشبیه میکرد.امٌا امروز با چرخش در روابط ،او فرانسه را به "سیب زمینی آزادی" خطاب میکند.او میگوید از بیان تحقر آمیز به فرانسه در گذشته متاسف است و ایکاش هرگز آن را بیان نمی کرده است .
اکنون کاخ الیزه احساس میکند که در "معادلات سیاسی"قرار دارد.و میتواند   بخاطر روابط دیرینه اش ، رابطی بین آمریکا و بعضی از کشورهای عربی باشد.بعلاوه با مرگ یاسرعرفات در ۱۱ نوامبر ۲۰۰۴ که   یکی از نکات چالشزا بین آمریکا و اروپائیان بود از میان برداشته شد .
یکی از مسئولین سیاسی فرانسه میگوید: ما برای کمک و گرفتن دست آمریکا آماده ایم. ما نمیتوانیم همانند مسئله عراق باره دیگر اقدام به تفرقه افکنی کنیم. پاریس بخاطر داشتن روابط "خیلی خوب" شیراک با پوتین،میتواند نقش میانجی با روسیه را داشته باشد. روسها با اعتماد بما میگویند: اگر آمریکائیان از ما چیزی بخواهند ،ما آنرا رد میکنیم و یا بهم پرخاش میکنیم.اکر فرانسویان از ما بخواهند ،ما به آنها گوش میدهیم. از آقای پوتین دیگر بعنوان یک دوست در واشنگتن ا ستقبال نمیشود.شاید آقای پوتین از شیراک شنوایی داشته باشد.ولی آمریکائیان میگویند چرا در رابطه با اوکراین و مسئله انرژی چنین چیزی رخ نداد؟
سه سال پس از بند و بست در دالانهای دیپلماسی ،آیا زمان آشتی فرا رسیده است؟از طرف فرانسه تا افق روشن هنوز فاصله وجود دارد.افکار عمومی همچنان ضد بوش است.اگر آمریکائیان فرانسه را بعنوان یکی از موئثررترین متحد در مبارزه علیه تروریسم میدانند،بدین خاطر است که هر دو کشور در این مورد منافع مشترک دارند.فرانسه معتقد به مبارزه علیه تروریسم بدون سرو صدا میباشد.در مورد زندان گوانتانمو و زندانهای مخفی سیا به عمد سکوت کرده است.و دیگر از خروج نیروهای آمریکائی در عراق حرفی بمیان نمیآورد .
از جانب آمریکا، هیچ توهمی در باره عمق ضد آمریکائی فرانسویان وجود ندارد ونسبت به کار آیی همکاری در باره پرونده سوریه ـ لبنان و نیز ایران ،بسیار خوشحالند.امٌا در باره روسیه و مهار حماس مترصد هستند .
یکی از سیاستمداران غربی میگوید بهبود روابط فرانسه و آمریکا حاصل تلاش آقای گوردو ـ مونتاین فرستاده ویژه فرانسه به واشنگتن است نه عکس آن .
امٌا میتوان به «نقاط اختلاف » هم اشاره کرد. آمریکا میل دارد نقش ناتو را به سمت یک فوروم سیاسی سوق دهد. ولی فرنسه با آن مخالف است. زیرا این تلاش را در تضعیف سازمان ملل متحد میداند. آمریکائیان همچنین اشاره میکنند که فرانسویان در باره دموکراتیزه کردن جهان سکوت میکنند. در حالیکه فرانسویان بین "دموکراسی" و "حقوق بشر" تفاوت قائلند. یا آنکه هر وقت بوش از "پایان دادن به استبداد" سخن میگوید، مسئولین سیاسی فرانسه چشم به آسمان می اندازند .
در نگاه واشنگتن آقای دو ویلپن هنوز شخص غیر مطلوبی میباشد. هر چند رابطه پاریس و آمریکا همانند "رابطه ویژه" آمریکا و بریتانیا نیست، ولی واشنگتن از حمایت فرانسه در تشکیل دولت عراق خرسند است. امٌا از فرانسه انتظار بیشتری دارد. انتظارش نه در فرستادن نیرو به عراق ولی بخاطر داشتن روابط دیرینه با سنی های عراق است که میتواند نقش فعالتری ایفاء نماید .
 
۱. CRAIG STAPLETON
۲.   DAVID IGNATIUS
٣. MAURICE GOURDAULT-MONTAIGNE
۴ PHILIP GORDON .
۵. DAVID LENITTE
۶.   ROBERT ZOELLICK
۷. NICOLAS BURNS. ٨-DAN FRIED.۹-STEPHEN HADLEY. ۱۰- WALTER JONES.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست