یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

روزی تمام ستارگان به زمین می آیند
پیشکش به جان جوان و ستم کشیده ی امیر جوادی فر


خسرو باقرپور


• ابر های کولی و تیره
دستان آذرخشی ی خود را
بر چشم های روشن یکصد ستاره
آرام می نهند
و نَرم
پلک های نازکشان را
بر پلک می نهند. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲ تير ۱٣٨۹ -  ۲٣ ژوئن ۲۰۱۰


می میرد درون دلم چیزی
چونان خاموشی ی تنها ترین چراغ فروزان
در اوجِ برج
بر حاشیه ای سنگلاخ
در ساحلی سیاه

آه...
ای سفینه ی سرگردان!

دود اسف
چشم آبی ی مهتاب را
تنگ کرده ست
و ماهِ خسته و زخمی
ناز نگاهِ پریشان خویش را
از رخساره ی ساحل دریغ می کند.

دیری است نسیمِ حافظه
از دشت های خاطره،
خاموش گذشته ست
و در فرودی مشوش
بر متن نزاع آب و خاک
گم شده ست.

دست بلند صخره
به تسلیم بَر شده ست
صد ها هزار سنگ
بی آنکه کتیبه ای شوند
در فرود تیشه ی باد و زمان
آوارِ اندوه و انبوهِ شن گشته اند.

ابر های کولی و تیره
دستان آذرخشی ی خود را
بر چشم های روشن یکصد ستاره
آرام می نهند
و نَرم
پلک های نازکشان را
بر پلک می نهند.

آه...
ای ماه!
خاطر آسوده دار
و لختی طاقت بیار...
تا ساعتی دگر،
سپیده دمیده ست
و نزاع رعب آور خاک با آب
با مرگ صد ستاره ی روشن
به پایان رسیده ست.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (٣)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست