یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

هدفمند کردن یارانه ها پرده دیگری از بازی قدرت


محمدحسین یحیایی


• نظام سرمایه داری خود هرگز ادعا نمی کند که قادر است بهشت را در روی زمین بر قرار سازد ولی مجری دستورات و فرامین آن به مردم ساده لوح این قول را می دهد و با خنده ای در شب اجرای آن می گوید تا پایان دولت دهم یارانه ها هدفمند! مسئله مسکن حل! مسئله اشتغال در کشور حل! سیستم بانکی. گمرک و مالیات اصلاح شده!!... این عوام فریبی جاهلانه و خطرناکی است که بر سرنوشت سیاسی و اقتصادی کشور حاکم شده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۶ دی ۱٣٨۹ -  ۲۷ دسامبر ۲۰۱۰


در شرایط کنونی که اقتصاد کشور با بحران بسیار عمیق و شکننده ای روبروست و اغلب کارشناسان و اقتصاددانان از آینده آن نگرانند و بیم آن دارند که اوضاع با ساختار کنونی و حاکمیت نظامی و امنیتی ها تیره تر شود اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها با گفتار احمدی نژاد در صدا و سیمای جمهوری اسلامی که بیشتر به شوخی و مزاح با مردم شباهت داشت و در آن مردم مورد تحقیر و تمسخر قرار می گرفت آغاز شد. قانون با نام طرح تحول اقتصادی مدت ها پیش از مجلس گذشته و برای اجرا به دولت ابلاغ شده بود. دولت با تهدید مجلس و مخالفت با برخی از مصوبات آن تلاش می ورزید تا موقعیت خود را تقویت و پای رهبر را برای رسیدن به اهداف دراز مدت خود بمیان کشد. رهبر در همه این مدت از عملکرد دولت نظامی امنیتی و سیاست های نظامی و اقتصادی آنان دفاع کرد. تبلیغات وسیع گسترده و یکسویه ای آغاز شد. مخالفین به شدت سرکوب و همه ابزار اطلاع رسانی در داخل به کنترل نظامی امنیتی ها درآمد. کودتای نظامی و امنیتی که از سال ها پیش شروع شده بود با انتخابات ٨٨ بر سرنوشت سیاسی و اقتصادی کشور حاکم شد. حال باید سیاست های پنهان خود را آشکار می کرد و برای رسیدن به اهداف دراز مدت خود خیز بر می داشت.
یارانه ها تاریخ دیرینه ای در کشور دارد. درآمد های هنگفت نفت دولت های استبدادی و سرکوبگر را از مردم بی نیاز کرده است. شعارهای سال های نخست انقلاب در رابطه با رشد اقتصاد ملی و بی نیازی به درآمد های نفتی در همان سال های نخست به فراموشی سپرده شد و با آغاز جنگ و اجرای اقتصاد جنگی از میان رفت. مصادره ها. ملی کردن بانک ها و صنایع بزرگ نظام اقتصادی کشور را برای مدت کوتاهی از نظام سرمایه داری و پیوند آن با اقتصاد سرمایه داری جهانی دور کرد ولی مبارزه برای پیوند مجدد در نهان ادامه یافت. در سال های پایانی جنگ پیوند با دنیای سرمایه داری برقرار شد.
دهه دوم انقلاب با شعار دوران سازندگی و تعدیل اقتصادی آغاز شد. رهبری آن را تیم هاشمی رفسنجانی بعهده گرفت. نزدیکی به نهاد های جهانی اقتصاد. اجرای الگو های پیشین در اقتصاد و برگشت به برنامه های عمرانی و توسعه اقتصادی سال های پیشین زمینه پیوند با اقتصاد جهان سرمایه داری را سرعت بخشید. قانون جذب و حمایت از سرمایه های خارجی از مجلس گذشت و رابطه با بانک جهانی و صندوق بین المللی پول گسترش یافت. اقتصاد در مسیر پیشین و لیبرالیسم قرار گرفت. بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به دیکته کردن سیاست های خود پرداخت و از ایران خواست که دخالت های دولت در اقتصاد را محدود سازد. یارانه ها را کاهش دهد و زمینه رشد بازار آزاد را فراهم آورد. در این میان برای رقابت آزاد دیوار های گمرکی را برای برخی کالا ها بردارد و بر برخی کالاها محدودتر کند. تیم هاشمی رفسنجانی برخی از این خواسته ها را به اجرا در آورد تا جائیکه خواستار عضویت در سازمان تجارت جهانی( و ت او) شد. توسعه سریع اقتصادی تعادل اجتماعی را بر هم زد. فاصله طبقاتی گسترش یافت. هجوم به شهر های بزرگ به ناهنجاری های اجتماعی انجامید و مردم سرخورده از انقلاب با نیروی جدید و سرکوبگری روبرو شد که از جبهه ها برگشته خواستار سهم خود از قدرت سیاسی بود. یکی از ضعف های مهم دوران هاشمی رفسنجانی الگو برداری از نظام هایی بود که رشد اقتصادی را همسو با رشد سیاسی نمی خواست در نتیجه زمینه برای نیرو های سرکوبگر فراهم می شد. دوران سازندگی با همین ساختار به پایان رسید. و نوبت به دوران اصلاحات رسید.
برنامه اقتصادی دوران اصلاحات که با خاتمی مطرح شده بود تفاوت چندانی با تیم هاشمی نداشت. به نظم اجتماعی و قانون گرایی که زمینه ساز رشد اقتصادی و اجتماعی است توجه داشت. خاتمی و تیم اقتصادیش به اجرای دقیق قانون برنامه و میزان رشد اقتصادی پیش بینی شده در آن می پرداخت. در این میان کمبود درآمد های نفتی بعلت کاهش ارزش نفت در بازار جهانی مانع از اجرای طرح های بزرگ می شد. در همه این مدت جنگ قدرت در پنهان ادامه داشت و نیرو های نظامی و امنیتی خواستار سهم بیشتری بودند. چند جنبش دانشجویی و کارگری در این دوره هم به شدت سرکوب شدند و قتل های زنجیره ای که از سال ها پیش شروع شده بود ادامه یافت. خاتمی در انتخاب راه برون رفت دچار اشتباه شد و بار دیگر جانب نیرو های مسلح را گرفت و از توده های مردم که پایگاه اصلی آزادی و دمکراسی اند دور شد. همه این رفتار ها. تعلل ها در عمل و دو دلی و نگرانی از آینده نظام خاتمی و تیمش را به تسلیم واداشت و زمینه کودتای نظامی و امنیتی را فراهم کرد.

تیم احمدی نژاد متشکل از گروه های ارتجاعی و نظامی امنیتی منظبط با شعار های پوپولیستی و عدالت اجتماعی و با هدف مشخصی قدرت سیاسی را در دست گرفت. در مدت کوتاهی همه نهاد ها و ارگان های مهم و تاثیر گذار را زیر کنترل خود درآورد. نهاد ها و ارگان های اختصاصی و کارشناسی در اقتصاد را منحل کرد. نظارت بر عملکرد اقتصادی دولت را از میان برداشت. برنامه های پیشین را تعطیل و دولت را از اجرای آن معاف داشت. سیاست های مشخصی را برای فربه کردن گروه خاصی در اقتصاد به اجرا گذاشت. همرا با رشد بی سابقه نقدینگی دروازه های کشور را باز و بهره ها را پائین نگهداشت. این در حالی بود که میزان تورم از ٣۰ درصد گذشته بود. در مدت کوتاهی با نام خصوصی سازی میلیارد ها ثروت ملی را در اختیار گروه های خاصی قرار داد. واردات بی رویه تولید داخلی را در همه بخش های اقتصادی به نابودی کشاند. بیش از ٣۴۶ میلیارد دلار از درآمد های نفتی بین سال های ۱٣٨۴ تا ٨۷به واردات و یا تقویت نیرو ها مسلح اخصاص یافت. بر اساس گزارش های بانک مرکزی و مرکز آمار حجم واردات در این مدت از ۲٨٨ میلیارد دلار گذشت. باز هم بر اساس گزارش بانک مرکزی سال گذشته میزان درآمد های نفتی ۶۶ میلیارد دلار و در همین مدت واردات هم به همین میزان بوده است. این در تاریخ کشور نادر است که میزان واردات با درآمد های نفتی برابری کند. بانک مرکزی برای دومین سال میزان رشد اقتصادی کشور را با نقطه چین نشان داد. برخی از کارشناسان و نمایندگان مجلس بر این باورند که میزان رشد یک درصد و یا زیر یک در صد بوده است. ایران در چند سال گذشته در همه زمینه های اجتماعی . رشد اقتصادی. فساد اداری. میزان تورم و... در بدترین شرایط و با کشور های خیلی عقب مانده جهان مقایسه می شود. تیم احمدی نژاد در دور اول همه زمینه ها را برای شکستن ساختار اقتصاد ملی و پائین کشیدن تولید فراهم آورد. هم زمان در این مدت نهاد های مدنی. احزاب. سندیکاهای کارگری و انجمن های صنفی را نابود کرد. هدف شکلگیری ساختار جدید اقتصادی در پیوند با اقتصاد جهانی بر ویرانه های گذشته است. زیرا اقتصاد نئولیبرالیستی در روند رشد خود نیازمند سرمایه های خارجی است که بتواند پروژه های خود را به اجرا درآورد. در خیلی از کشور های جهان این پروسه گذار به اقتصاد نئولیبرالیستی با نابودی اقتصاد ملی و نهاد های مدنی آغاز و با همکاری نزدیک نیرو های سرکوبگر ارتجاعی و با چاشنی شعار های فاشیستی پیش رفته است. بنابرین آنچه در ایران امروز و به دست نظامی امنیتی ها می گذرد نه تنها مغایرتی با خواسته های جهان سرمایه داری ندارد بلکه به شدت از سوی آنها حمایت می شود.

جهان سرمایه داری مطمئن ترین و صادق ترین نیروهای خود را در کادر سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران پیدا کرده است. همه آنان برای اجرای خواسته های نهاد های بین المللی بویژه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول که در کنترل و اختیار ایالات متحده است اعلام آمادگی می کنند. امامان جمعه تهران. مشهد و شیراز که دستور کشتار به قوه قضائیه می دهند بدون آگاهی از اقتصاد. در وصف یارانه ها و پیآمد های مهم آن از هم سبقت می گیرند. سازمان تبلیغات اسلامی ٣۷۰۰۰ مبلغ را برای آماده سازی مردم و پذیرش نعمت یارانه ها به استان های کشور اعزام می کند. این افراد با مردم. اصناف و بازاری ها صحبت خواهند کرد و به آنها خواهند گفت که این هدیه بزرگ نظام را پذیرا باشند!! در این میان فرماندهان سپاه و نیرو های امنیتی هم به تهدید های خود ادامه می دهند و مخالفان طرح را فتنه گران اقتصادی می نامند که باید اعدام شوند. نه تنها فرماندهان بلکه نمایندگان به اصطلاح مجلس شورای اسلامی( عزت اله یوسفیان عضو کمسیون برنامه و بودجه) هم خواهان اعدام مخالفین شدند. بنابرین جبهه وسیعی از نیرو های ارتجاعی. نظامی و امنیتی با شعار های فاشیست گونه که ماه ها است از سوی برخی از سیاستمداران متناقض گوی رژیم مطرح می شود. آمادگی خود را برای اجرای این طرح لیبرالیستی اعلام می کنند. سال ها پیش موسولینی بنیانگذار فاشیزم در دایره المعارف ایتالیا نوشته بود فاشیزم جنبشی مذهبی و یا شبه مذهبی است... بنابرین تیم احمدی نژاد با اندیسه های مذهبی و شبهه فاشیستی خود خشن ترین چهره نظام سرمایه داری و مجری اقتصاد لیبرالیستی است. تیم احمدی نژاد نقطه پایانی بر انقلاب ۵۷ گذاشت و حالا می رود که با اقتصاد جهانی پیوند بخورد.حذف یارانه ها و آزاد سازی اقتصاد و بازار خواست دیرینه نظام سرمایه داری است که از سوی تیم احمدی نژاد به اجرا در می آید.

برخی از کارشناسان اقتصاد بر این باورند که در آینده نزدیک قیمت کالا ها و خدمات در کشور به سرعت افزایش خواهند یافت.تولید داخلی در شرایط بسیار ناسالمی قرار دارد بنابرین واردات با دلار ارزان افزون تر از امروز خواهد شد و سود کلانی نسیب تجار و شرکت های وابسته به ارگان های نظامی خواهد کرد. با افزایش حامل های سوخت و انرژی بخشی از صادرات کالا های انرژی بر هم متوقف خواهد شد. وزیر صنایع می گوید با حذف یارانه ها دست کم ۲٣ رشته صنعتی آسیب خواهند دید. صنایع نساجی. کاغذ و چوب. صنایع فلزی( مس. فولاد. آلومنیوم و ...). سیمان. کاشی. گچ. قند و شکر. شیشه. روغن. محصولات لبنی و پتروشیمی که اغلب انرژی بر اند از آن جمله اند. تیم احمدی نژاد برای جبران وام های دراز مدت با سود اندک به آنها خواهد داد. این صنایع با دریافت یارانه ها هم قادر به رقابت با کالاهای مشابه خارجی خود نبودند در نتیجه در اولین فرصت به تعطیلی کشیده خواهند شد. این در شرایطی است که رکود بر اقتصاد حاکم و میلیون ها جوان با تحصیلات عالی بیکارند.

نظام سرمایه داری خود هرگز ادعا نمی کند که قادر است بهشت را در روی زمین بر قرار سازد ولی مجری دستورات و فرامین آن به مردم ساده لوح این قول را می دهد و با خنده ای در شب اجرای آن می گوید. تا پایان دولت دهم یارانه ها هدفمند! مسئله مسکن حل! مسئله اشتغال در کشور حل! سیستم بانکی. گمرک و مالیات اصلاح شده!! با خنده تمسخر آمیز ادامه می دهد. تا دو ماه دیگر باز هم می ریزیم. این پول برکت دارد. پول امام زمان است. نباید این پول را با پول های دیگر قاطی کنیم!! این عوام فریبی جاهلانه و خطرناکی است که بر سرنوشت سیاسی و اقتصادی کشور حاکم شده است. مجری سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در راستای سیاست های عوام فریبانه خود همراه با تشویق فرزند بیشتر لحظه ای واژه عدالت را فراموش نمی کند. در حالیکه نظام سرمایه داری به آن باور ندارد و در مواقع خاصی از آن بهره برداری سیاسی می کند.

به نظر می رسد اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها در شرایط کنونی که اقتصاد ملی بدترین و شاید دشوارترین روز های خود را می گذراند باز تاب فراوانی در پی خواهد داشت. در آینده نزدیک واکنش های اجتماعی به سرعت در بین کارگران و زحمتکشان شکل خواهد گرفت زیرا گسترش فقر در جامعه و افزایش روز افزون قیمت ها اجتناب ناپذیر است می توان برای مدتی مردم را فریب داد ولی نمی توان همگان را برای همیشه فریب داد. ایران کشور پهنا وری است با تنوع قومی و ملی و همه ظرفیت های رشد و تغییر را از نظر ترکیب جمعیتی و منابع اقتصادی دارد. بنابرین سازماندهی نیرو های مترقی. دمکرات و آزادی طلب برای رهایی و گریز از خرافات. تاریک اندیشی و فاشیسم ضرورت تاریخی است...

محمد حسین یحیایی


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست