یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

با یاد عاشقان و جان باختگان راه آزادی به ویژه "زهرا بهرامی"


ف. جاوید



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۱ بهمن ۱٣٨۹ -  ٣۱ ژانويه ۲۰۱۱


در حالی که در سرزمین های نه چند دور، نسیم آزادی وزیدن گرفته است، پیکر استبداد پیر به لرزه درآمده است. خون آشام پیر، از ترس رسیدن این نسیم و این صدای آزادی به میهنمان، به ریختن خون بیگناهان بیشتری کمر بسته و از هیچ جنایتی فروگذار نمی کند.
از چنگال این ضحاک زمان، خون می چکد. خون جوانان، خون کارگران، خون زنان، خون آزاد اندیشانی که آرزوئی جز آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی در سر نمی پرورانند.
این همه اعدام، آن هم ظرف چند روزی و آنهم غیر منتظره، نشانه چه چیزی، جز ضعف و ترس و زبونی رژیم جنایتکار اسلامی، می تواند باشد. آیا این خون آشام پیر، از ترس رسیدن این آوای آزادی و سرازیر شدن دوباره جوانان و عاشقان آزادی و دمکراسی به خیابان ها، بعد از یکسال واندی، این چنین به وحشت افتاده که چنین به مانند حیوان درنده ای به جان زندانیان بیگناه افتاده است؟
آیا ترسش از این است که شور و هیجان مردم تونس، مصر و یمن و عشق آنان به آزادی، بار دیگر خون آزادیخواهان میهنمان را به جوش آورد؟ آیا او از ترس این خاکستر بجا مانده در زیر آتش، که بیش از یکسال است خواب آرام را از چشمهای نا پاکش ربوده، این چنین دست به جنایت می زند؟
یکروز باید از شنیدن خبر اعدام نا بهنگام جعفر کاظمی و محمدعلی آقائی شوکه شویم و روز بعد از اعدام فرهاد تارم و اعدامهای دسته جمعی در شهرهای دیگر. و امروز نیز خبر دردناک اعدام غیرمنتظره زهرا بهرامی را. خبر تکاندهنده اعدام زهرا بهرامی را ابتدا در اینترنت دیده و بعد از آن هم در برنامه های خبری شبکه های تلویزیونی هلند. وزیر امور خارجه هلند می گفت از شنیدن این خبر شوکه شده و مقامات ایرانی تا روز قبل از آن، به وی گفته بودند که این پرونده هنوز در جریان است و حکم قطعی صادر نشده است. در همان برنامه خبری، با خبرنگار هلندی که معمولا در ایران و یا کشورهای منطقه می باشد، گفتگوئی انجام شد، وی می گفت که در تمام این مدت، دولت هلند آنطور که باید دولت ایران را تحت فشار قرار نداده است.
از شنیدن خبر اعدام، بسیار متأسف شدم. قلبم خون گریه می کرد. تأسفی که شاید هیچ کلامی نتواند حتی گوشه ای از عمق آن را بیان کند. شاید انگیزه اصلی نگارش این چند سطر نیز این باشد که می خواهم به این طریق کمی دین خود را ادا کرده باشم.
به این خاطر که در خارج کشور و بخصوص کشور هلند زندگی می کنیم و به نظرم، ما بعنوان اپوزیسیون، در این مدت، وظیفه خودمان را در دفاع از زهرا بهرامی انجام ندادیم. هیچگونه اقدام مفیدی در دفاع از او و زیر فشار قرار دادن دولت هلند برای فشار به دولت ایران از خود نشان ندادیم.
شاید فکر می کردیم این هم نوعی بازی دیگری از دولت حیله گر ملاها باشد و این بار می خواهند از دولت هلند آوانس بگیرند. شاید فکر می کردیم که مسئله زهرا را هم میخواهند به مانند مسئله سکینه آشتیانی به نوعی بزرگ کنند تا به این وسیله بخواهند با مطرح شدن یک مسئله، همزمان بر روی بیشمار جنایات دیگرشان، سرپوش بگذارند.
این درس تلخی برای ما بعنوان نیروهای اپوزیسیون خارج کشور بود تا از این به بعد، حتی لحظه ای را در جهت افشای جنایات رژیم اسلامی، از دست ندهیم و با همکاری و فعالیت های مشترک مستمر خویش، بتوانیم قدمی هر چند کوچک، در دفاع از خواستهای حق طلبانه مردم میهنمان وآزادی زندانیان سیاسی و بر علیه اعدام برداریم.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست