یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

"راه حل نهایی" مساله ی آخوند در ایران


عباس احمدی


• این طاعون شبیه به همان طاعونی است که در ابتدای مشروطه با حلق آویز کردن شیخ ابوالفضل نوری موقتا شکست خورد، اما ریشه کن نشد و در گوشه و کنار مترصد ماند تا دوباره در بهمن ۵۷ مانند بلای آسمانی بر ایران نازل شد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۷ ارديبهشت ۱٣۹۰ -  ۱۷ می ۲۰۱۱


به نظر من، آخوند، به سفارش عوام به وجود آمده است. آخوند زاییده ی فرهنگ خشن و خونریز عوام ایرانی است. آخوند چیزی نیست مگر تجسد فرهنگ عامه ی عوام ایرانی. همان طور که مسیح تجسد خداوند بود، آخوند ایرانی نیز تجسد فرهنگ خشونت زده ی عوام ایرانی است. عوام خالق آخوندند و آخوند مخلوق عوام است. رابطه ی بین عوام و آخوند، یک رابطه ی خالق و مخلوقی ست.

مبارزه ی روشنفکران ایرانی با آخوندها و لعن و طعن آن ها، به تنهایی، راه به جایی نخواهد برد. زیرا اگر، بر فرض محال، روزی برسد که همه ی آخوند ها را فتل عام کنند و همه ی کتاب های آن ها را بسوزانند و همه ی امام زاده های آن ها را با خاک یکسان کنند، باز مانند ققنوس از خاکستر عوام بر خواهند خواست و کتاب های خود را دوباره خواهند نوشت و امامزاده های خود را دوباره خواهد ساخت . به قول حافظ: "سرخم می سلامت، شکند اگرسبویی". عوام در حکم خم می اند و آخوند ها سبویی اند که از شراب پر سراب فرهنگ عوام پر شده اند. آخوند ها، ساقیان این شراب زهرآگین و مسموم اند.

برای نمونه به چهار حادثه ی تاریخی زیرتوجه کنید:

یک - کربلا و زیارتگاه اصلی آن در سال ۲٣۵ هجری توسط المتوکل، خلیفه ی عباسی، ویران شد، اما چون ققنوسی که سر از خاکستر بر آورد در سال ٣۶۹ هجری از نو ساخته شد.

دو - در آتش سوزی سال ۱۰٨۶ هجری باز این زیارتگاه در آتش سوخت، اما باز از خاکستر این حریق، سر بلند کرد و از نو به شکل امروزی خود باز سازی شد.

سه - در سال ۱۹۹۱ میلادی نیز سپاهیان صدام برای سرکوب کردن شورش شیعیان به شهر کربلا حمله کردند، بسیاری را از شیعیان را قتل عام کردند و صدمات فراوانی به شهر زدند. اما پس از سقوط صدام، باز کربلا رونق سابق خود را بدست آورد و به عنوان نمونه، در سال ۲۰۰۴ بیش از یک ملیون نفر از عوام عراق به زیارت کربلا رفتند.

چهار - حرم عسکری، مدفن دو امام دهم و یازدهم شیعیان (محمد الهادی و حسن العسکری) است،در ۲۲ فوریه سال ۲۰۰۶ میلادی، بر اثر انفجار بمب به شدت آسیب دید و گنبد آن فروریخت و نیز در ماه ژوئیه سال گذشته میلادی (۲۰۰۷) هدف انفجار دو بمب قرار گرفت و دو گلدسته طلای آن ویران شد. اما کار بازسازی آن آغاز شده است و به زودی رونق گذشته ی خود را باز خواهد یافت.

در این چهار رویداد تاریخی، می بینیم که گنبد و بارگاه امامان شیعه،که مرکز ثقل فرهنگ عوام است، چهار بار دچار ویرانی شده است، اما هر بار، به خاطر ریشه هایی که در فرهنگ عوام دارد، بهتر از روز نخست،بازسازی شده است. در مقام مقایسه، ایوان مداین، کاخ شاهان ساسانی، که آن هم در عراق کنونی، قرار دارد، در حمله ی عرب های بیابانگرد، ویران شد و هزار و چهارصد سال است که همچنان به حالت ویرانه باقی مانده است و عوام علاقه ای به بازسازی آن ندارند. نمونه ی دیگر . ویرانه های با شکوه تخت جمشید است که در حمله ی اسکندر گجسته، ویران شد و عوام نه تنها آن را بازسازی نکردند، بلکه حکومت مذهبی آخوندها که از دل فرهنگ خونریز عوام ایرانی سربرآورده است، با ساختن سد، آن را به آب بسته است و گور کورش پارسی را به دست ویرانی سپرده است. و این در حالی ست که برای باز سازی گورهای امامان عوام، در هر استانی یک ستاد بازسازی عتبات عالیات درست شده است و برای بازسازی این گورها، میلیون ها دلار سرمایه گزاری شده است. برای نمونه به گفته ی حسین احمدی، مسئول ستاد بازسازی عتبات عالیات استان قم، توجه کنید:

"کتیبه گنبد حرم مطهر حضرت علی (ع)، مربوط به ٣۰۰ سال پیش است که در زمان صدام صدمات فراوانی به آن وارد شده است. در حال حاضر کار بازسازی، طلاکاری و میناکاری ۱۱۰ قطعه از این کتیبه به اتمام رسیده و همزمان با ۱٣ رجب برای نصب بر روی گنبد به کشور عراق منتقل می‌شود. بازسازی این کتیبه ۶۵۰ میلیون تومان هزینه در بر دارد که استان قم عهده‌دار بازسازی آن شده است."

با توجه به این نمونه های تاریخی و معاصر، باز تکرار می کنم که اگر، بر فرض محال، روزی برسد که همه ی آخوند ها را فتل عام کنند و همه ی کتاب های آن ها را بسوزانند و همه ی امام زاده های آن ها را با خاک یکسان کنند، باز مانند ققنوس از خاکستر عوام بر خواهند خواست و کتاب های خود را دوباره خواهند نوشت و امامزاده های خود را دوباره خواهد ساخت.

رابطه ی آخوند وعوام، رابط ی پشه ی مالاریا و باتلاق است. برای مبارزه با پشه ی مالاریا باید همزمان با ازبین بردن پشه ها، باتلاق را نیز خشکاند. در غیر این صورت، پس از مدتی، باز پشه ها در باتلاق، نشو نما می کنند و به همه جا سرایت خواهند کرد. شاهد مثال بر این مدعا داستان رضا شاه با روحانیت است. رضا شاه، پس از فتح قدرت، دست به قلع و قمع آخوند ها زد، اما نتوانست باتلاق فرهنگ آخوند پرور عوام را بخشکاند و نتیجه آن شد که در بهمن سیاه پنجاه و هفت، آخوند ها مانند پشه های مالاریا از باتلاق عوام برخاستند و مانند طاعون بر سرتاسر ایران مستولی شدند. آلبر کامو، نویسنده ی فرانسوی، رمانی دارد به نام "آفت" (La Peste) که در ایران به نام "طاعون" ترجمه شده است. این رمان شرح حمله ی طاعون به شهری در الجزایر به نام اوران (Oran) است و این که چگونه بیماری طاعون به همت قهرمانان داستان متوقف می شود اما ریشه کن نمی شود و میکرب طاعون همچنان در گوشه و کنار مترصد می ماند تا دوباره فرصت بیابد و دمار از مردم شهر بر آورد. این طاعون شبیه به طاعونی است که امروزه توسط اهالی "حزب الله" بر لبنان و غزه نازل شده است. این طاعون شبیه به همان طاعونی است که در ابتدای مشروطه با حلق آویز کردن شیخ ابوالفضل نوری موقتا شکست خورد، اما ریشه کن نشد و در گوشه و کنار مترصد ماند تا دوباره در بهمن ۵۷ مانند بلای آسمانی بر ایران نازل شد.

شاید بتوان مانند پزشک رمان "آفت"، طاعونی را که بر ایران نازل شده است متوقف کرد، اما این آفت هیچگاه ریشه کن نخواهد شد و همچنان در گوشه و کنار مترصد می ماند تا دوباره فرصت بیابد و به صورت اپیدمی و شاید به صورت پاندمیک، ایران و جهان را به خاک و خون بکشد.

AbbbasAhmadi@Gmail.Com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست