یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

تنبور و تابوت


خسرو باقرپور


• ترانه ای از تنبور تنت را
در تابوتِ تنم ریختی
آن گاه...
دیدی:
جهان در موسیقی ی شورانگیزی زنده شد
زنده شدم! ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۷ فروردين ۱٣۹۱ -  ۱۵ آوريل ۲۰۱۲


 
 ترانه ای از تنبور تنت را
در تابوتِ تنم ریختی
آن گاه...
دیدی:
جهان در موسیقی ی شورانگیزی زنده شد
زنده شدم!
عاشق شدم،
بودم یعنی!
چشم گشودم،
لبخنده ات چنان بی قرارم کرد،
که مُردم!
قلبم تپید
و خونم چکید
بوته ای نسترن شدم
در انتهای نُت های باغ،
پرنده ای شدم
و جان دادم به بیست و نه پرنده ی دیگر
با بالهایی به رنگ خاکستر
و منقاری به سرخی آتش
آوازهایمان دودند!
می چرخیم و می پریم
گِردِ آبشارِ گیسویت
بلورِ شانه ات
نسیمِ آوازت
و خورشیدِ خنده ات
چشمِ جهان از خنده های تو روشن است.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست