یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

موقعیت سپاه پاسداران و روحانیت در ساخت قدرت
تغییرات در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی
گذراز الیگارشی روحانیت به الیگارشی روحانیت و سپاه

بخش ششم: روحانیت، سپاه و ولی فقیه


بهروز خلیق


• سپاه در حال حاضر ترجیح میدهد که روحانیت در قدرت بماند تا در سایه آن بتواند بر ارگانها و نهادها چنگ بیاندازند. با این وجود بین سپاه و روحانیت در حال حاضر مبارزه برسر قدرت جریان دارد. سپاه در جهت تضعیف موقعیت روحانیت و تقویت موقعیت خود حرکت میکند و روحانیت تلاش میکند که موقعیت خود را حفظ کند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۶ مرداد ۱٣٨۵ -  ۷ اوت ۲۰۰۶


سپاه و سیاستگذاریهای کلان کشور
برای سپاه پاسداران شرکت در سیاستگذاریهای کلان کشور حائز اهمیت زیادی است. سپاه شرکت در سیاستگذاریهای کلان کشور را با توجه به نقشش در جمهوری اسلامی، حق مسلم خود میداند.
سپاه در دوره جنگ ایران و عراق در سیاستگذاریهای کلان کشور نقش جدی داشت. اما با پایان یافتن جنگ، الزامات شرکت سپاه در سیاستگذاریهای کلان کشور از بین رفت. لذا از نقش سپاه در این زمینه کاسته شد.
اما در سالهای اخیر با تقویت موقعیت سپاه در ساخت قدرت و شدت یافتن تهدیدات نظامی، سپاه در سیاست سازیها، سیاستگذاریها و در تصمیم گیریهای کلان شرکت فعال دارد.  
سپاه گرچه در مجمع تشخیص مصلت نظام حضور ندارد و لذا در تدوین برنامه های دراز مدت همانند برنامه بیست ساله نمی تواند شرکت داشته باشد، ولی در اتخاذ استراتژی در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سطح جهان و منطقه، بحران هسته ای و استراتژی امنیتی نقش موثری ایفا میکند.
سپاه دارای دانشگاه، مراکز مطالعاتی و تدوین استراتژی و اتاقهای فکر است و پژوهشگران و صاحب نظران زیادی را بکار گرفته است. در این مراکز روی وضعیت منطقه و جهان، موقعیت ایران و استراتژیهای مختلف، مطالعه صورت گرفته و طرحهائی تهیه و در اختیار شورای امنیت عالی و خامنه ای قرار میگیرد.
خامنه ای و سپاه بر راه اندازی مراکز مطالعاتی و پژوهشی تاکید دارند. بنوشته سایت بازتاب (اول مرداد ماه سال ۱٣٨۴): "پیرو نشست فرماندهان عالی‌رتبه سپاه پاسداران با رهبر انقلاب،‌ به زودی تغییرات مهمی در این نهاد صورت خواهد گرفت. مهمترین این تغییرات که بنا بر توصیه رهبر انقلاب انجام می‌شود، تأسیس مرکزی برای تدوین سیاستهای راهبردی و استراتژیک سپاه پاسداران است. این مرکز که مهمترین وظیفه آن تهیه و تدوین برنامه درازمدت سپاه است، بخش قابل توجهی از فعالیت‌های مدیریتی ستاد کل نیروهای مسلح را در سپاه پاسداران انجام خواهد داد."
مطالعات صورت گرفته و طرحهای تهیه شده در مراکز مطالعاتی سپاه، نظر مساعد علی خامنه ای را جلب کرده است.
باید توجه داشت که تدوین سیاستهای کلان کشور در انحصار سپاه نیست. ولی اگر در مواقع و یا مواردی ارگانهای دیگر به تدوین سیاستهای کلان کشور می پردازند، مجبورند که تمایلات سپاه را در نظر بگیرند. چرا که بدون در نظر گرفتن تمایلات سپاه، نمیتوانند آن سیاستها را پیش ببرند. سپاه به یک پای سیاستگذاری کلان کشور تبدیل شده است.
 
سپاه و تولید قدرت در منطقه
موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه نسبت بچند سال قبل تغییر کرده است:
ـ دو دشمن جمهوری اسلامی در همسایگی ایران (صدام حسین در عراق و طالبان در افغانستان) توسط دولت بوش سرنگون شده است.
ـ جمهوری اسلامی بجهت حمایت از نیروهای اپوزیسیون صدام و فعالیتش در دوره اخیر، از نفوذ قابل توجهی در عراق برخوردار شده است.
ـ   روی کار آمدن حماس در فلسطین و تقویت موقعیت حزب الله در لبنان به گسترش نفوذ جمهوری اسلامی در این دو کشور انجامیده است.
ـ بجهت موضع گیریهای تند احمدی نژاد علیه اسرائیل، سمپاتی در بین بخشهائی از مردم کشورهای عربی نسبت به جمهوری اسلامی شکل گرفته است.
با توجه به تغییراتی که گفته شد موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه نسبت به چند سال قبل تقویت شده است.
قدرت گرفتن جمهوری اسلامی در منطقه بدرجاتی با عملکرد سپاه و بویژه سپاه قدس مرتبط است. سپاه موقعیت فعلی جمهوری اسلامی در منطقه را عمدتا مرهون تلاشها و سیاستهای خود میداند.
سپاه تمایل به تولید قدرت در منطقه را دارد و خواهان آن است که جمهوری اسلامی بعنوان قدرت منطقه ای توسط امریکا، اروپا و کشورهای منطقه پذیرفته شود و حقوق آن تامین گردد.
 
موقعیت و جایگاه روحانیت
موقعیت و جایگاه روحانیت در جمهوری اسلامی
موقعیت و جایگاه روحانیت در جمهوری اسلامی را میتوان در مولفه های زیر ترسیم کرد:
ـ جمهوری اسلامی حکومت روحانیت است. قانون اساسی و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه الیگارشی روحانیت تدوین و پی ریزی شده است. روحانیت بمثابه قشر حاکم اهرمهای اصلی قدرت را در اختیار خود گرفته و همانند یک حزب سیاسی در ارگانها و نهادهای جمهوری اسلامی حضور گسترده ای دارد. روحانیت حکومت را عرصه انحصاری خود میداند.
ـ بموجب قانون اساسی مناصب سیاسی در دست روحانیت قرار دارد و بر طبق اصل ۹٣ قانون اساسی "مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان اعتبار قانونی ندارد"
ـ ولایت مطلقه فقیه کانون اصلی اقتدار در جمهوری اسلامی است و کاندیداهای ریاست جمهوری و مجلس شورا، بدون تائید صلاحیتشان توسط شورای نگهبان قانون اساسی   ـ که از روحانیون منتخب ولی فقیه تشکیل میشود ـ نمیتوانند خود را به رای مردم بگذارند. نمایندگان ولی فقیه در دانشگاهها، ارتش، سپاه، شورای عالی انقلاب فرهنگی و... حضور دارند. قوه قضائیه در دست روحانیت قرار دارد و روحانیون در محاکم ویژه محاکمه میشوند. در راس مجلس شورا تا دوره ششم یک روحانی قرار داشت. رئیس جمهور کشور بجز دوره های کوتاه مدت، روحانی بود. دادستان انقلاب، دادستان عمومی و وزیر اطلاعات و کشور همواره یک روحانی بوده است.
ـ روحانیت در قالب تشکلهای سیاسی سازمان یافته است. جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز تشکلهای سیاسی روحانیت هستند. جامعه روحانیت مبارز که در مجلس چهارم و پنجم موقعیت مسلط داشت، نفوذ وسیعی در قوه قضائیه و مجلس خبرگان دارد و گرایش راست سنتی را در جامعه ما نمایندگی میکند. این جامعه دارای اساسنامه، مجمع عمومی، شورای مرکزی و شوراهای محلی است. بر طبق اساسنامه وظیفه اصلی آن "حفظ حاکمیت اسلام" است.
ـ در انتخابات مجلس شورا، ریاست جمهوری و مجلس خبرگان، جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز بعنوان حزب سیاسی عمل کرده، لیست انتخاباتی ارائه داده و در مقابل هم صف آرائی میکنند. لیست یکی از آندو در انتخابات برنده میشود.
ـ روحانیت بعنوان یک قشر اجتماعی در جمهوری اسلامی از حقوق ویژه ای برخوردار بوده و در قانون اساسی و ساختار سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه، دارای جایگاه خاص می باشد. برخورداری روحانیت از حقوق ویژه بمعنی آن نیست که گویا روحانیت قشر اجتماعی یکپارچه است. قشر روحانیت از شکافهای اجتماعی ـ طبقاتی   و گرایشهای سیاسی متاثر بوده و   گرایشهای مختلف اجتماعی و سیاسی در درون آن حضور دارند.
ـ روحانیت بعنوان گروه مرجع در جامعه ما بحساب می آید و از نفوذ و قدرت بسیجی بالائی در بین مردم برخوردار می باشد.
 
تضعیف موقعیت روحانیت در جامعه و در ساختار قدرت
اما موقعیت روحانیت در سطح جامعه و در ساختار قدرت بدلایلی که در زیر آمده، تغییر کرده است:
ـ تحول در ترکیب جمعیت و شکل گیری جامعه ای جوان، ظهور نیروی عظیم و دگرگونساز نسل جدید، رشد شهرگرائی و گذر ایران از یک جامعه نیمه شهری به جامعه ای بطور عمده شهری، افزایش قابل توجه با سوادان و تحول از جامعه ای نیمه با سواد به جامعه ای باسواد، افزایش سریع تحصیل کردگان و روشنفکران، افزایش حجم طبقه متوسط، موقعیت گروههای سنتی را تضعیف و موقعیت گروههای مدرن را در جامعه تقویت کرده است. در این دگرگونی ساختاری، موقعیت روحانیت هم بمثابه یک گروه اجتماعی سنتی در سطح جامعه تضعیف شده است.  
ـ عملکرد جمهوری اسلامی در طی دو دهه و نیم بحساب روحانیت نوشته شده است. با فعال شدن شکاف ملت ـ دولت، اعتبار روحانیون در سطح جامعه بشدت آسیب خورده و روحانیت موقعیت سابق خود را بعنوان گروه مرجع در حوزه سیاسی از دست داده است.
ـ موقعیت روحانیت در بین جناحهای حکومتی و در ساخت قدرت هم تضعیف شده است. بعد از تشکیل جبهه مشارکت و راه افتادن روزنامه های اصلاح طلب، موقعیت و اتوریته مجمع روحانیون مبارز در طیف اصلاح طلبان حکومتی رو به ضعف گذاشت. در انتخابات شوراهای محلی و مجلس ششم، لیست روزنامه نگاران و جبهه مشارکت برنده شد.  
جامعه روحانیت مبارز نیز در دوره دوم انتخابات شوراهای محلی و هفتمین دوره مجلس شورا کنار زده شد و امکان نیافت که لیست انتخاباتی ارائه دهد و عملا لیست انتخاباتی بسود جریان راست افراطی بسته شد.
ـ جامعه روحانیت مبارز نقش موثر خود را در صحنه سیاسی کشور از دست داده است. در مجلس هفتم علیرغم خواست جامعه روحانیت مبارز، برای نخستین بار ریاست مجلس از دست روحانیت خارج شد و به فردی مکلا منتقل گردید. در انتخابات ریاست جمهوری هم بعد از دو دهه، یک مکلا در مقام ریاست جمهوری قرار گرفت.
ـ روحانیون شناخته شده و معتبر در جمهوری اسلامی به نسل اول تعلق دارند. جابجائی نسلها و انتقال تدریجی مناصب از نسل اول به نسل دوم در تضعیف موقعیت روحانیت در ساخت قدرت تاثیر گذار بوده است.
ـ تضعیف موقعیت روحانیت در جامعه و در ساخت قدرت نسبت به دهه های قبل، بمعنی حذف و یا کنار گذاشته شدن آن نیست. هنوز ساختار سیاسی جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه است، شورای نگهبان، مجلس خبرگان و قوه قضائیه در دست روحانیت است و روحانیت در ارگانها و نهادهای حکومتی حضور گسترده دارد.
 
سپاه و روحانیت
رابطه سپاه با روحانیت رابطه ای است تاریخی و ایدئولوژیک، چند جانبه و پیچیده. سپاه در حکومت روحانیت و در زیر سایه آن موجودیت یافته، قدرت پیدا کرده و به موقعیت و مقامی که اشاره شد، رسیده است. از سوی دیگر میتوان گفت که اگر چه روحانیت از بطن انقلاب بیرون آمد، ولی تداوم سلطه آن در پرتو قدرت سرنیزه سپاه امکان پذیر بوده است.
بعلاوه مشروعیت سپاه برگرفته از مشروعیت روحانیت است. سپاه جدا از روحانیت با مشکل کسب مشروعیت برای بدست گیری تمام قدرت مواجه است. بهمین خاطر در کوتاه مدت و در شرایط عادی بعید بنظر میرسد که سپاه قصد برگرداندن روحانیت به قم را داشته باشد. سپاه در حال حاضر ترجیح میدهد که روحانیت در قدرت بماند تا در سایه آن بتواند بر ارگانها و نهادها چنگ بیاندازند. با این وجود بین سپاه و روحانیت در حال حاضر مبارزه برسر قدرت جریان دارد. سپاه در جهت تضعیف موقعیت روحانیت و تقویت موقعیت خود حرکت میکند و روحانیت تلاش میکند که موقعیت خود را حفظ کند.
روحانیت از یکسو برای تداوم حیات جمهوری اسلامی به سپاه و قدرت سرکوب آن نیاز دارد و از سوی دیگر از قدرت گیری سپاه و پیشروی آن و تضعیف موقعیت خود در قدرت نگران و ناراضی است و بارها باشکال مختلف به خامنه ای هشدار داده است. با این وجود آندو در حال حاضر برای ادامه حیات جمهوری اسلامی به یکدیگر نیاز دارند.
 
سپاه و علی خامنه ای
علی خامنه ای برخلاف خمینی نه رهبر کاریزما است و نه فقیه برجسته. او نه حمایت گسترده توده ای را دارد و نه صاحب اتوریته روی روحانیت است. او بعنوان ولی فقیه، فرمانده کل نیروهای مسلح است و با سپاه و فرماندهان آنها پیوند نزدیک و دیرینه دارد. خامنه ای برای حفظ جمهوری اسلامی و موقعیت خود، شرایط را برای حضور سپاه در ساختار قدرت و تقویت موقعیت آن فراهم آورده است.
خامنه ای با تکیه به سپاه توانسته است اصلاح طلبان حکومتی و رفسنجانی را کنار بزند و بر قدرت فردی خود بیافزاید. اما رابطه سپاه با خامنه ای همان رابطه ارتش با شاه نیست. نه خامنه ای از آن اقتدار فردی برخوردار است و نه سپاه در موقعیت مشابه ارتش شاهنشاهی قرار دارد. ارتش وابسته به شاه بود و جدا از آن برای خودش هویتی قائل نبود. آن دسته از فرماندهانی هم که میخواستند به ارتش شخصیت ببخشند، مورد غضب شاه قرار میگرفتند و تصفیه می شدند. اما سپاه برخاسته از جریانهای سیاسی و از بطن انقلاب بهمن است که بتدریج از پائین شکل گرفته و تا بالا ساخته شده است. سپاه برای خود شخصیت قائل است و خود را صاحب انقلاب میداند. سپاه تبعیت محض از خامنه ای ندارد.
  گرچه در سیاستگذاریهای کلان، تصمیم گیرنده نهائی خامنه ای است. ولی بخشی از سیاستها توسط سپاه تدوین میگردد، در ارگان هائی که سپاه هم حضور دارد، پرورانده میشود و در اختیار خامنه ای قرار میگیرد.
خامنه ای در حال حاضر از آنچنان موقعیتی برخوردار است که بتواند فرماندهان سپاه را جابجا کند و یا برای جلوگیری از اقدامات کودتائی احتمالی، افراد مورد اعتماد خود را در راس ارگانهای حساسی مثل واحد حفاظت اطلاعات سپاه بگمارد، ولی قادر نیست سپاه را بجای اول برگرداند و یا جلو فعالیت آن را در عرصه های اقتصادی و اجتماعی بگیرد و یا اینکه پیشروی سپاه را سد کند.
جابجائی ها و تصفیه ها نشان میدهد که خامنه ای از اقدامات کودتائی فرماندهان سپاه نگران است و اجازه نمیدهد که این و یا آن فرمانده از آنچنان موقعیتی برخوردار شود که روزی بفکر کودتا بیافتد. بنظر میرسد که تغییر پست محمدباقر ذوالقدر از جانشینی فرمانده کل سپاه به معاونت امنیتی وزارت کشور در این ارتباط بوده است. محمدباقر ذوالقدر در سپاه از قدرت بالائی برخوردار بود.
 
سپاه و مصباح یزدی
بین برخی فرماندهان سپاه از جمله محمد باقر ذوالقدر با مصباح یزدی از ابتدا رابطه نزدیکی وجود داشت.
فرماندهی سپاه بعد از انتخابات دوم خرداد و مشخص شدن آرای بدنه سپاه بنفع خاتمی، تصمیم گرفت که بکار ایدئولوژیک ـ سیاسی در بدنه سپاه بپردازد. مصباح یزدی و شاگردان او این وظیفه را برعهده گرفتند. آنها در طی ٨ سال در سپاه در سطوح مختلف کار کردند و عملا در این ارتباط حلقه پیوندی بین سپاه و مصباح یزدی بوجود آمد.
بعد از پیروزی جریان راست افراطی در انتخابات ریاست جمهوری، فرماندهان سپاه برای نخستین بار بدیدار مصباح یزدی رفتند. این دیدار، مناسبات نزدیک مصباح یزدی و فرماندهان سپاه را آشکار کرد.
 
Behruz_k@hotmail.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست