یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

قطره ام آغوشِ خود بگشا و دریایم بکن


کریم سهرابی


• قطره ام آغوشِ خود بگشا و دریایم بکن
یا که می خواهی مرا بگذار و حاشایم بکن

از مجاز و از حقیقت کار و بارِ من گذشت
هر چه می خواهی بگو با هر چه رسوایم بکن ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲٨ آبان ۱٣۹۱ -  ۱٨ نوامبر ۲۰۱۲


 قطره ام آغوشِ خود بگشا و دریایم بکن
یا که می خواهی مرا بگذار و حاشایم بکن

از مجاز و از حقیقت کار و بارِ من گذشت
هر چه می خواهی بگو با هر چه رسوایم بکن

آتشی در سینه ام افتاده و اسپند وار
روی ساج داغ می رقصم تماشایم بکن

ای طبیب بی خبر از کار خود،از حالِ من
من چگونه گویمت آخر،مداوایم بکن

وعده ی فردا مده، امروز من جان می کَنمِ
جان به تن فردا ندارم فکرِ حالایم بکن

بر بلور گردنت اسم مرا آویزه کن
یاغی ام، یاغی بیا پابندِ یک جایم بکن


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست