یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

دلم را می فشارَد ،این خراب آباد ،لیلی جان


کریم سهرابی


• دلم را می فشارَد ،این خراب آباد ،لیلی جان
کجا رو آورم با این دلِ ناشاد لیلی جان

به جای زندگانی، مرگِ تدریجی نصیبم شد
مرا آزاد کن از این بلا ، آزاد ، لیلی جان ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۲ دی ۱٣۹۱ -  ۱ ژانويه ۲۰۱٣


 
دلم را می فشارَد ،این خراب آباد ،لیلی جان
کجا رو آورم با این دلِ ناشاد لیلی جان

به جای زندگانی، مرگِ تدریجی نصیبم شد
مرا آزاد کن از این بلا ، آزاد ، لیلی جان

گناه ، از آدم و حوا و مار و گندم و ابلیس
من اینجا می شوَم قربانیِ اجداد،لیلی جان

وضو می کردم و آنگه برایت شعر می گفتم
که باطل بود بی تطهیر، این اوراد، لیلی جان

هوایِ ساعتی با تو نشستن ، کرده ام امروز
از این تنهائی و بی همدمی،فریاد ،لیلی جان

لبت چون میوه ی ممنوع هرگز بر لبم ننشست
ولی مانده است داغِ بوسه ات در یاد،لیلی جان

شکایت نه،که حرفِ گِله گی از دوست نا زیبااست
مرا با دوستی دادی ،چنین بر باد، لیلی جان

نشد قسمت،ببینی شامگاهی،بر لبِ الوَند
شکوهِ نقره ی مهتابِ نصرآباد، لیلی جان

اگر غم می تراود از کلامِ خسته ی یاغی
مشو پاپی، مُقَدر این چنین افتاد لیلی جان

کریم سهرابی-کالیفرنیا
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست