یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

زخم دوست


کریم سهرابی


• جاده
قطره قطره به صحرا می ریخت
و رفتن
قصه ای طولانی داشت ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۰ ارديبهشت ۱٣۹۲ -  ٣۰ آوريل ۲۰۱٣


 
زخمِ دشمن را ،زمانه التیام می دهد
زخم دوست ،همیشه می مانَد.
--------------------------------------

زخمی به دیدارت آمدم
و زخمی از دیدارت بر گشتم

جاده
قطره قطره به صحرا می ریخت
و رفتن
قصه ای طولانی داشت

مهتاب با تمامِ چهره می خندید
اما نه با من
مهتاب با من رویِ خوشی نداشت

جای شکایت نبود
گوشِ تقدیر
شنیدن را نیاموخته بود

صحرا زوزه می کشید
باد می کوبید
مهتاب می خندید
و من تنها می رفتم

انگار
مادر نفرین کرده بود
که همیشه ی خدا تنها بمانم

گرسنگی
تا گلوی زرد کوه آمده بود
ییلاق و قشلاق،قوچِ خسته را
به قصیلِ سبز نرساندند
تقدیر این بود
چوپان گناه نداشت

با آنچه بمن کردی
مرا نیازردی
خودت را کُشتی

زخمِ کتفِ من
التیام خواهد یافت
اما تو، با خودت چه خواهی کرد ؟

حالا دیگر
بوسه و گلبرگ
رویِ دستم مانده اند

دکتر سهرابی-کالیفرنیا
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست