یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

رفته ای از چشم، امّا مانده ای در یادِ من


کریم سهرابی


• رفته ای از چشم، امّا مانده ای در یادِ من
شکوَه دارد هر شب از من، بسترِ ناشادِمن

بوی گُل،از خانه،مدت هاست دیگر رفته است
دَرد پیچیده است ،در این دِنجِ نا آبادِ من ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۹ ارديبهشت ۱٣۹۲ -  ۱۹ می ۲۰۱٣


 
رفته ای از چشم، امّا مانده ای در یادِ من
شکوَه دارد هر شب از من، بسترِ ناشادِمن

بوی گُل،از خانه،مدت هاست دیگر رفته است
دَرد پیچیده است ،در این دِنجِ نا آبادِ من

خسته ام از هر چه دارم، خسته ام از زندگی
شَوکران کو؟ تا بیاساید ،شب از فریادِ من

بیستون بودم،چه کردی با من،ای فرهاد کُش
کُشتی آن اسطوره را، با کندنِ بنیادِ من

ریشه ام را خشک کردی، در شبی نا مهربان
آب را بستی به رُویم، شِمرِ مادر زادِ من

باش تا فردا، من وتو،در مَصافِ روزگار
من به بینم حالِ تو ، تو، هر چه بادابادِ من

مانده با یاغی سراب و نقش رویا ها بر آب
روی آرامش کُجا و هستیِ بر بادِ من

دکتر سهرابی- کالیفرنیا
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست