یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

جستاری در چریک های فدایی


محمدامین محمدپور


• شاخه ای که به چریک های فدایی خلق پیوست، در بندرعباس تشکیل شده بود و از اواخر سال ۵۶ به تدریج با برخی منابع و متون مربوط به چریک های فدایی آشنا شد. در سال ۵۸ اعضای اصلی گروه برای حضور در سخنرانی اشرف دهقانی و ارتباط گیری با چریک ها راهی مهاباد شدند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۵ مهر ۱٣۹۲ -  ۲۷ سپتامبر ۲۰۱٣


شاخه ای که به چریک های فدایی خلق پیوست، در بندرعباس تشکیل شده بود و از اواخر سال ۵۶ به تدریج با برخی منابع و متون مربوط به چریک های فدایی آشنا شد. در سال ۵٨ اعضای اصلی گروه برای حضور در سخنرانی اشرف دهقانی و ارتباط گیری با چریک ها راهی مهاباد شدند. پس از این تماس روابط با چریک ها ادامه یافت و به عنوان هوادار به تبلیغ و ترویج چریک های فدایی خلق در هرمزگان پرداختند. دو هسته عمده و فعال سال های ۵٨ - ۵۹ که ‫‫فعالیتشان به طور عمده مجزا ولی در ارتباط دورادور با یکدیگر ادامه داشت، هسته هرمزگان و هسته سیاهکل بودند. هسته‫ هرمزگان از عزیز پوراحمدی، علیرضا قاسمی، محمود یوسفی، حسین رکنی و هسته سیاهکل از فتح الله فربد، قنبر پیشدست، محمد رمضانپور، سعید اسکندری و رضا خالصی تشکیل شده بود. دیری نپایید که جوانان زیادی به صف آن ها در مقابله با حکومت پیوستند. هسته هرمزگان در ارتباط تشکیلاتی با حرمتی پور توسط عزیز پوراحمدی و علیرضا قاسمی بودند و از کانال او در هماهنگی با دیگر نقاط ایران قرار می گرفتند. هسته سیاهکل با شخص دیگری از تشکیلات تازه منشعب چریکهای فدایی خلق در ارتباط بودند و رهنمودهایی برای هماهنگی از او دریافت می کردند.

    اعلامیه اعلام موجودیت جنبش دانش آموزی ۱۹ بهمن در بهار ۵۸ در واقع آغاز فعالیت مشترک و یکپارچه طرفداران چریکهای فدایی خلق ایران در هرمزگان بود. جنبش دانش آموزی ۱۹ بهمن فعالیت های سیاسی - تبلیغاتی را عهده دار بود و دو هسته نظامی دیگر تکمیل کننده این شکل از سازماندهی در هرمزگان بودند. در پی این شکل گیری جدید سازمانی بود که نماینده ای ۱ از تهران برای سر و سامان دادن به پریشانی نیروها و یکدست کردن فعالیت های سیاسی در هرمزگان به این منطقه اعزام شد. پس از آن بود که فعالیت این دو هستهء کاملاً مستقل از یکدیگر به یک کانال هدایت شد و افراد این دو هسته در دو فرم سیاسی و نظامی به فعالیت های حرفه ای پیوستند. این نماینده به سازماندهی نیروهای موجود پرداخت به طوری که نسبت به دیگر گروه های رقیب موقعیت برتری داشت و آن گروه ها بدون جلب نظر موافق او در سطح شهر اقدامی انجام نمی دادند. شاخه هرمزگان تا نیمه های سال ۵۹ به توسعه و گسترش خود پرداخت. ادارهء تشکیلات هرمزگان توسط شورایی پنج نفره که ترکیبی از افراد با سابقه از هر دو شاخه سیاسی و نظامی و نماینده ای از تشکیلات مادر بود، ابراز عقیده را برای فعالینی که به تشکیلات می پیوستند آسا ن تر میساخت. ‫افراد شورا عبارت بودند از عزیز پوراحمدی، فتح الله فربد، حسین رکنی، رضا خالصی، کاک حسین.

    عزیز پوراحمدی و حسین رکنی مسئولیت دو هسته نظامی موجود در ماه های آغازین ۵۸ را به عهده داشتند و فتح الله فربد و رضا خالصی نیز سرپرستی هسته های ۱۹ بهمن را عهده دار بودند. ساختار تشکیلاتی بر اصل مخفی بودن اعضای هسته ها استوار بود. تمرکز سازماندهی نیروها بر دو محور سیاسی - تبلیغاتی و نظامی، ‫عدم ادغام نیروها را به لحاظ فعالیت های تشکیلاتی به همراه داشت. اتفاقات و خیزش های صنفی - سیاسی سال های ۵۸ در بین دانش آموزان و معلمان تعلیقی و برخوردهای نامناسب مسئولان حکومتی منطقه در مقابل خواست های صنفی - سیاسی، ضرورت اتحاد بین جوانان نو اندیش را فزونی بخشید. با اوج گرفتن مخالفت ها روز به روز بر تعداد جوانانی که به مخالفین سرکوب رژیم می پیوستند افزوده می شد. حکومت داران و عوامل گوش به فرمان آن ها با تمامی امکانات به جوانان در سطح شهر حمله ور شده و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار می دادند. مبارزات کردستان تاثیر عمیقی در قوی تر شدن عزم جوانان هرمزگان برای در پیش گرفتن کاربرد مسلحانه و رویارویی نظامی گذاشت.
   
    در تابستان ۵۸ دو نظر تاکتیکی در تشکیلات هرمزگان به بحث و گفتگو گذاشته شد: گشودن جبهه ای در بلوچستان و تضعیف نظامی رژیم در یورش به کردستان و دیگری تقویت تشکیلات مادر و کمک رسانی به نقطه های ضعیف تر در شهرهای دیگر ایران به وسیلهء گسترش جنگ های چریکی شهری. هر دو نظر بر تقویت مبارزه مسلحانه و رسیدن به استراتژی جنگ مسلحانه تاکید داشت. پس از آن برای تامین نیازهای مالی و تدارکاتی به چند بانک حمله شد. گروه با تامین نسبی مالی برای تهیه دیگر نیازهای خود به سرقت چند مورد دستگاه های تایپ، کپی و بی سیم دست زد. پس از این کلیهء بخش های گروه برای شناسایی منطقه مناسب برای آغاز درگیری و گسترش مبارزه در منطقه و شروع مبارزه مسلحانه فعال شدند. در نتیجه این پژوهش ها کوه های بلوچستان از این نظر مناسب تشخیص داده شد. به خصوص که فردی به نام عیسی احمدی که تازه به گروه پیوسته بود از اهالی آن منطقه بوده و آشنایی نسبی با کوه های آنجا داشت. گروه در رشته کوه دستگرد در امتداد کوه های بشاگرد و در محلی به نام قلعه گنج مستقر شد. رشته کوه دستگرد از شمال غربی به کوه های حاجی آباد و از آنجا یک رشته به کوه های کرمان و یک رشته به کوه های بختیاری متصل می شد. از طرف جنوب شرقی نیز به کوه های تفتان که تا مرز پاکستان ادامه می یافت ختم می شد. هدف گروه در عزیمت به کوه در ابتدا کسب آموزش های نظامی و سپس شناسایی کامل و دقیق منطقه و ایجاد انبارک برای نگه داری سلاح، مواد غذایی و دارو بود. این اقدامات چند ماهی ادامه داشت؛ ولی به علت درگیری محلی که قتل قنبر پیشدست و محمود یوسفی و زخمی شدن عزیز پوراحمدی و فتح الله فربد را به دنبال داشت و فاش شدن محل استقرارشان، برنامه متوقف و ناچار از بازگشت به شهر شدند تا فرصتی که از نقطه ای دیگر کار خود را در کوه پی بگیرند. پس از اینکه مرکزیت چریک های فدایی خلق از قصد هواداران در هرمزگان مطلع شد، با آن مخالفت کرد.

    بعد از حضور مبارزان در منطقه بلوچستان نیروهای رژیم در منطقه به صف آرایی جدیدی روی آوردند، از پای در آوردن صنم قریشی، اولین اخطار جدی رژیم به جوانانی بود که برای بهتر شدن آینده خود و اجتماعشان دست به اعتراض زده بودند. صمد شمشیری که مسئولیت فرماندهی گروه ضربت سپاه پاسداران هرمزگان را به عهده داشت، با شلیک اولین گلوله به این نوجوان معترض خیابانی که قتل این نوجوان را به دنبال داشت، هواداران چریک های فدایی خلق هرمزگان را به چالش کشید. دیری نپایید که او خود نیز از پا درآمد. این اولین تجربه هسته های هرمزگان در نبردی نابرابر بود. حال دیگر اوضاع سیاسی و نظامی شهر به طور خاص و استان به طور عام دچار تغییرات شده بود. حضور بیش از پیش نیروهای سرکوب در سطح شهر و کنترل رفت و آمد شهروندان به خصوص در ساعت های نیمهء دوم روز، نشان از ترس و وحشت نیروهای رژیم از یک طرف و ایجاد جو ناتوانی وناامیدی در مردم داشت. مسئله ای که در آن موقع بیشتر محسوس می شد و تاثیر خود را در پروسه های بعدی به جا گذاشت، کمبود تجربه و دانش در سازماندهی نیروها بود زیرا سازماندهی وسیع نظامی به زیربناهای بیشتر و فراتری نیاز داشت که فراهم شدن آن خود مستلزم کار مداوم سیاسی و پیروزی در برخوردهای نظامی بود. از اوایل فروردین ۶۰ گروه به چند ترور و ربایش سلاح از ماموران دولت اقدام نمود. در نهم اردیبهشت ماه یعنی دو روز پیش از روز جهانی کارگر که از جانب سازمان پیکار مردم به راه پیمایی دعوت شده بودند، اتومبیل حامل سلاح بسیج سرقت و در جریان آن یکی از افراد بسیج کشته شد و شش قبضه اسلحه به سرقت رفت. راهپیمایی تحت تاثیر این واقعه لغو شد.

    از آنجایی که بخش اعظم نیروهای هرمزگان در جنبش دانش آموزی ۱۹ بهمن فعالیت داشتند، برای نیروهای رژیم اسلامی شناخته شده بودند و از زمانی که مبارزه تشکیلات هرمزگان از حالت دفاعی خارج شده و حالت نیمه تهاجمی و ضد حمله به خود گرفت دیگر ماندن در آن فضا برای نیروهای شناخته شده، لازم و مناسب نبود. تقویت سازمان مادر نیز از عمده مسائلی بود ٣ که می توانست با جا به جایی نیروهای شناخته شده و اعزام آن ها به دیگر نقاط ایران رفع شود. در نشستی که در اردیبهشت ماه اعضای شورای هرمزگان با مرکزیت در تهران داشت، بار دیگر مرکزیت مخالفت شدید خود را با شروع عملیات در کوه های بلوچستان اعلام کرد و از آن ها خواسته شد که اعضای خود را به تهران اعزام کنند تا در صورت بازگشایی جبهه ای در کوه های شمال ایران به عنوان پشت جبهه شمال به فعالیت بپردازند. بر اساس این تصمیم از اوایل خرداد گروه هرمزگان شش هستهء پنج نفره خود را به تهران گسیل داشت و یک هسته را نیز به زاهدان اعزام کرد. در این نقل و انتقالات نیروها از هرمزگان به تهران انشعابی ۲ در تشکیلات مادر رخ داد که نیروهای اعزامی به تهران و نماینده رابط هرمزگان با تشکیلات مادر تا مدت ها از آن انشعاب بی اطلاع بودند. چون محمدحسین با فریبرز سنجری در ارتباط بود، ناگزیر او و شاخه هرمزگان به چریک های فدایی خلق پیوستند. افرادی که به طور عمده ارتباطات شمال را در دست داشتند، در رأس آنها حرمتی پور که در تشکیلات هرمزگان رابط عزیز پوراحمدی بود، راه دیگری غیر از راه اشرف دهقانی در پیش گرفته بودند بنابراین فعالیت برای پشت جبهه بودن و جنگ های چریکی شمال بی معنی می نمود. برای این که دیگر مسئله، گشودن جبهه شمال نبود زیرا تشکیلات هرمزگان به کل از گروه اشرف دهقانی و برنامه های مبارزاتی آنها طرفداری می کرد.

    مدتی بعد یکی از هسته ها برای تامین نیازهای مالی گروه، موجودی بانکی در کرج را به سرقت برد. از مرداد ماه ضربه به گروه آغاز شد و محمدحسین، طیبه، فتح الله فربد و دو نفر دیگر در کرج دستگیر شدند. این ضربات، متوالی ادامه یافت به طوری که تا شهریور ماه بیشتر اعضا دستگیر و یا کشته شدند. در این ایام محمدحسین که به همراه چهار نفر دیگر برای محاکمه به بندرعباس اعزام شده بود، توانست از زندان بگریزد و به سازماندهی گروه بپردازد. او به همراه حسین رکنی به سازماندهی چند مورد ترور پرداخت. در اواخر آبان هسته حسین رکنی ضربه خورد و اعضای آن دستگیر شدند. گروه چند ترور دیگر را نیز پی ریزی کرد، پس از آن نماینده به کردستان رفت تا کارنامه خود را به مرکزیت چریک های فدایی خلق عرضه کند. گزارش عملکرد گروه هرمزگان با استقبال چریک ها مواجه گردید. این گزارش نشان می داد که چریک های فدایی خلق به تئوری مبارزه مسلحانه وفادارند. در جلسه ای که مرکزیت چریک ها در دایماب برگزار کرد، محمدحسین را به عضویت مرکزیت گروه ارتقا داد و گروه هرمزگان به عنوان شاخه پذیرفته شد. به تصویب مرکزیت هواداران شاخه هرمزگان از تهران، زاهدان و بندرعباس از اسفند سال ۶۰ راهی کردستان شدند و تحت نظر میرهادی کابلی و محمدرضا خادمی در مقر خلیفان دورهء آموزشی را سپری کردند. پس از این که موقعیت این گروه که پیش از این چند بار به کردستان رفته بودند به عنوان افرادی عملیاتی تثبیت شد، اختلافات با سایر گروه گسترده و عمیق شد. ۴ بنابراین در سه مقر دایماب به فرماندهی میرهادی کابلی، کلب رضاخان به فرماندهی محمدرضا خادمی و خلیفان به مسئولیت محمدحسین تقسیم شدند. در تیرماه ۶۱ همکاری بندری ها و چریک ها به دلیل اختلافات داخلی مرکزیت از هم گسست. گروه هرمزگان در اعلامیه ای عدم رابطهء تشکیلاتی خود را اعلام کرد و از یکدیگر جدا شدند، امکانات آن ها نیز تقسیم شد. محمدحسین در شهریور ماه از گروه هرمزگان اخراج و یک شورای پنج نفره جایگزین او شد. این شورا در ارزیابی خود از دوران اقامت در کردستان آن را ناموفق دانست و تصمیم به بازگشت به شهرهای کرمان، زاهدان و بندرعباس گرفت. به تدریج تعدادی از افراد از کردستان خارج شدند. پس از آن که خبر انشعاب بندری ها و تصمیم مبنی بر خروج از کردستان در سطح گروه های منطقه انتشار یافت، اقلیت با همکاری حزب دموکرات به بهانه آن که بندری ها قصد تحویل سلاح های خود را به حاکمیت دارند پس از چند ساعت درگیری با وساطت دفتر سیاسی حزب دموکرات، آن ها را خلع سلاح کردند. چریک های فدایی خلق در اعتراض به این اقدام در اطلاعیه ای به اقلیت هشدار دادند که این رفتارها به ضرر جنبش است. باقیمانده بندری ها در کردستان برای تثبیت موقعیت خود در دی ماه سال ۶۱ با حذف کلمه شاخه با عنوان چریک های فدایی خلق هرمزگان اعلام موجودیت کردند. بخش عمده گروه به تدریج راهی بندرعباس شدند و یکی پس از دیگری مورد ضربه و سرکوب قرار گرفتند.

    این جنبش به دلیل سابقه‏ء مبارزاتی و جان‏ فشانی‏ در میان نیرو های آزاده و وفادار به منافع‏ مردمی، هم چنان پایدار و زنده است.

لیست جانباختگان چریک های فدایی خلق:
۱. قنبر پیشدست ۵   کارمند اداره بنادر و کشتیرانی
۲. محمد ( محمود ) یوسفی       ۲٨ / ۵ / ۵٨
٣ . صنم قریشی ۶   دانش آموز               
۴. محمد تقی ترابی                   ۵ / ۵ / ۶۰             ۱٨               دانش آموز
۵. حسین پور قنبری                   ۵ / ۵ / ۶۰   
۶. محمد عظیمی ۷                     ۵ / ۵ / ۶۰             ۱۸    دانش آموز   عضو تیم فوتبال سینگو
۷. محمد یزدانی                         ۵ / ۵ / ۶۰         
٨. عبدالکریم عبدالله پور ٨             ۶ / ۵ / ۶۰            ۲۴   کارگر اداره بنادر و کشتیرانی
۹. کامران اسماعیل زاده ۹             ۷ / ۵ / ۶۰             ۱۶               دانش آموز
۱۰. عباسعلی شریفیان ۱۰            ۲۴ / ۵ / ۶۰            ۱۷                دانش آموز         
۱۱. ناصر فراقی ۱۱                      تابستان ۶۰      معلم
۱۲. ایرج دشتی                         ۱ / ۶ / ۶۰            ۲۲                دانش آموز            
۱٣. محمد چشم براه ۱۲             ۱۲ / ۶ / ۶۰            ۲٨   کارگر / کشاورز
۱۴. رضا خالصی ۱٣                   ۲۷ / ۶ / ۶۰
۱۵. غلامشاه ضمیری                  ۲۷ / ۶ / ۶۰
۱۶. ماهرخ یوسفی                     ۲۷ / ۶ / ۶۰
۱۷. نصرالله احمد شاهی             ۲۹ / ۶ / ۶۰            
۱٨. غلامرضا سالاری                   ۵ / ۷ / ۶۰       دانش آموز
۱۹. سروش نیکخواه                   ۱٣ / ۷ / ۶۰
۲۰. عارف بلوکی                      ۱۴ / ۷ / ۶۰            ۱٨                دانش آموز
۲۱. ماشالله پورطرق                   ۱۴ / ۷ / ۶۰            ٣۲      دیپلم درجه دار نیروی دریایی
۲۲. محمد امین رمضانپور    شهریور - مهر ۶۰            ۲۲    دیپلم هنرستان
۲٣. علی حسن پور                   ۱۴ / ۷ / ۶۰
۲۴. محمد سعید خراسی             ۱۴ / ۷ / ۶۰
۲۵. احمد اسلامی جوزانی            ۲۰ / ۷ / ۶۰                               دانش آموز
۲۶. حسن بشیری                      ۲۰ / ۷ / ۶۰          ۲۲                دیپلم       کارگر / کشاورز
۲۷. محمد امین ترابی                ۲۰ / ۷ / ۶۰
۲٨. محمود خدادادزاده                ۲۰ / ۷ / ۶۰          ۱٨                دانش آموز
۲۹. فاطمه رخ بین                     ۲۰ / ۷ / ۶۰
٣۰. فتح الله فربد                      ۲۰ / ۷ / ۶۰          ۲٣                دیپلم      
٣۱. طاهره قاسمی                      ۲۰ / ۷ / ۶۰
٣۲. ناصر مرادی                         ۲۰ / ۷ / ۶۰
٣٣. محمد فیروزی                      ۲۲ / ۷ / ۶۰          ۱۷               دانش آموز         
٣۴. عزیز پوراحمدی                      ۵ / ٨ / ۶۰
٣۵. علی بهروزی                        ۱٣ / ٨ / ۶۰          ۲۱                دیپلم هنرستان
٣۶. محمد سلیمانی ۱۴                ۱٣ / ٨ / ۶۰          ۲۷                دانشجو
٣۷. علی برنشان ۱۵                      ۱۵ / ٨ / ۶۰                              دانش آموز
٣٨. محمد قادری                        ۲۷ / ٨ / ۶۰
٣۹. احمد پیل افکن                     ۲٨ / ٨ / ۶۰          ۱٨                دانش آموز
۴۰. حسین رکنی                        ۲٨ / ٨ / ۶۰          ۱۶    دانش آموز   عضو تیم فوتبال سینگو
۴۱. عبدالصمد بازماندگان          ۲۰ / ۱۰ / ۶۰
۴۲. منصور بنا زاده                   ۲۴ / ۱۰ / ۶۰
۴٣. پرویز شنگی پور                  ۲۴ / ۱۰ / ۶۰
۴۴. محمد کمالی                      ۲۴ / ۱۰ / ۶۰          ۲۴                معلم
۴۵. حسین مکرانی                   ۲۴ / ۱۰ / ۶۰
۴۶. مهشید معتضد کیوان ۱۶          ۱۲ / ۲ / ۶۱
۴۷. موسی مکاری                      ۱۲ / ۲ / ۶۱
۴٨. نعمت بشخور ۱۷                   ۱۲ / ٣ / ۶۱       معلم
۴۹. موسی آباد                                 بهار ۶۱       دیپلم   کارگر / راننده
۵۰. کریم ترابی ۱٨                      ۱ / ۵ / ۶۱   فوق دیپلم کارمند دولت
۵۱. عبدالرحیم ( مجید ) جلالی       ۷ / ۵ / ۶۱    کارمند
۵۲. عبدالرضا ترابی                      ٣۰ / ۵ / ۶۱          ۲۴       دیپلم   کارمند
۵٣. یدالله سالاری                        ۱۵ / ۷ / ۶۱          ۱۹                دانش آموز
۵۴. حسن بشیری                        ۲۰ / ۷ / ۶۱          ۲۲    دیپلم    کارگر / کشاورز
۵۵. محمد سرافراز ۱۹                  ۱۰ / ۱۱ / ۶۱          ۲٣    دیپلم    درجه دار نیروی دریایی
۵۶. راج احمد شاهی                   مهر - آبان ۶۲         ۲۱    دیپلم    نیروهای مسلح
۵۷. علی احمدی                            ٣ / ۵ / ۶۲
۵٨. علیرضا قاسمیان ۲۰                ۲۶ / ۵ / ۶۲    دانش آموز      
۵۹. موسی پیشداد                         ۱ / ۷ / ۶۲         ۱۹                  دانش آموز
۶۰. حسین روحانی                         ۱ / ۷ / ۶۲         ۲۵   دیپلم   عضو تیم فوتبال سینگو
۶۱. زهرا ابایی ( طیبه )       دیپلم
۶۲. کوروش احمد شاهی
۶٣. منصور احمد شاهی
۶۴. سعید اسکندری
۶۵. ناصر اسکندری
۶۶. جان آقا افغانی ( خالد )
۶۷. مهدی ایزدشناس ۲۱             ۱۶ دانش آموز
۶٨. عباس برخوردارزاده
۶۹. مسعود برخوردارزاده
۷۰. سعید بشیری
۷۱. ناصر دستوری
۷۲. حجت دشتی
۷٣. سیروس دشتی
۷۴. محمد دهقانی
۷۵. حسن روان ۲۲
۷۶. محمد زحمت پیشه       ۱۸                   دانش آموز
۷۷. سلیمان سلیمانی   
۷٨. صادقی
۷۹. غلامعلی علمشاهی
٨۰. منصور علی مرادی
٨۱. اسحاق فلامرزی ۲٣
٨۲. محمود فولاد خانی    ۱۹    دانش آموز
٨٣. قلندری
٨۴. علی کهوری
٨۵. اسماعیل محمودی
٨۶. موسی محمودی
٨۷. حمید معتقدی ۱٨    دانش آموز    عضو تیم فوتبال سینگو
٨٨. محمد معینی       دانش آموز
٨۹. عباس مکاری
۹۰. حمید مکرانی    ۱۷       دانش آموز
۹۱. مکی
۹۲. علی مهمی
۹٣. صالح نیایی
۹۴. عبدالعلی یعقوب زاده
۹۵. بهروز یوسفی
۹۶. فریده نام مستعار فهیمه
      ... .

توضیحات:

۱. غلامرضا لولویی کوهپایه ( محمد حسین ).   
۲. در تیر ماه سال ۶۰ در چریک های فدایی انشعابی رخ داد که در راس آن محمد حرمتی پور و عبدالکریم صبوری قرار داشتند. منشعبین پس از آن عنوان ارتش رهایی بخش خلق های ایران ( آرخا ) را به نام چریک های فدایی خلق افزودند. آرخا با توضیح اینکه اگر در کردستان حضور یافت، به این خاطر بود که مبارزه مسلحانه در آنجا در دستور روز بود ولی اکنون جامعه مستعد است تا کردستان های دیگری به وجود آورد، مبارزه در کوه های شمال را برای این منظور خود مناسب دانست. محمد حرمتی پور که تا این زمان مسئول شاخه کردستان بود، مسئولیت شمال را به عهده گرفت. یک سال و نیم پس از این انشعاب در یازده اسفند ۶۱، چریک های فدایی خلق و آرخا بیانیهء مشترک وحدت صادر کردند و به کردستان بازگشتند.
٣. هسته های نظامی هرمزگان تنها نقش بازوهای مسلح جنبش دانش آموزی ۱۹ بهمن را بر عهده نداشتند بلکه نیروی چریک های فدایی خلق ایران در سراسر کشور بودند، امری که در آغاز سازماندهی یگانه، مورد پذیرش برخی از اعضای اولیه این هسته ها از جمله علیرضا قاسمی قرار نگرفت و این در تصمیم گیری برای پایان دادنش به همکاری با تشکیلات جدید تعیین کننده بود.
۴. از اختلافات بر سر ارتباط چریک ها با عراق و دریافت کمک مالی بود، شاخه هرمزگان آن را جدایی از مشی احمدزاده و در جهت وابستگی ارزیابی و سایر گروه دریافت کمک ها را تاکتیکی و بهره گیری از تضاد امپریالیست ها به نفع انقلاب معرفی می کردند.
۵. قنبر پیشدست در درگیری در اطراف قلعه گنج کشته شد.
۶. صنم قریشی در بلوار مرکزی شهر بندرعباس هنگامی که مشغول فروش نشریه بود در مقابل چشمان مردم توسط صمد شمشیری با اسلحه کمری به قتل رسید. شمشیری به خاطر این قتل حتی مورد بازخواست قرار نگرفت و بعد ترور شد.
۷. پدر محمد عظیمی، سال ها در دبیرستان ششم بهمن خدمت کرده و موفق شده بود پس از سال ها درمان صاحب یک فرزند شود.
٨. عبدالکریم عبدالله پور از سازمان دهندگان شورای کارگران اسکله بندر بود. در روز ششم مرداد ۶۰ به همراه مبارز دیگر به جوخه تیرباران سپرده شد.
۹. پدر کامران اسماعیل زاده از پزشکان قدیمی بندرعباس، پس از اعدام پسرش هرگز قادر به طبابت نشد.
۱۰. عباسعلی شریفیان چهل و هشت ساعت پس از دستگیری و شکنجه به حالت بیهوشی به بیمارستان فرستاده شد ولی نتوانستند از او اطلاعاتی به دست آورند. در روز بیست و چهارم مرداد ۶۰ از بیمارستان به زندان شهرک بندرعباس منتقل و به همراه ۶ مبارز دیگر به جوخه تیرباران سپرده شد.
۱۱. ناصر فراقی معلم اخراجی، در بلوار کشاورز تهران دستگیر و دو روز بعد بدون محاکمه در زندان اوین به دار آویخته شد.
۱۲. محمد چشم براه از سازمان دهندگان شورای کارگران اسکله بندر بود.
۱٣. رضا خالصی در مشهد دستگیر و بدون محاکمه تیرباران شد.
۱۴. محمد سلیمانی روبروی دانشگاه تهران توسط یکی از نیروهای اطلاعاتی بندرعباس به نام حسین فرج زاده که سرپرستی روزنامه جمهوری اسلامی را نیز عهده دار بود، با فریاد آی دزد دستگیر و پس از شکنجه در زندان شهرک بندر عباس تیرباران شد.
۱۵. علی برنشان به شدت شکنجه شده تا جایی که هنگام تیرباران مجبور شدند وی را به تیرک ببندند.
۱۶. مهشید معتضد کیوان چند ماه پس از به دنیا آوردن تنها پسر خود توماج، درحالی که او را شیر می داد در زندان شهرک بندرعباس تیرباران شد.
۱۷. نعمت بشخور به مدت دو روز از تیر برق میدان مرکزی شهر بندرعباس - فلکه برق - با مقوایی که جرائمی بر آن ردیف شده، آویزان بود. نعمت که در بازرسی خانه به خانه در صدد پنهان کردن اسلحه‌ء یوزی خود بود، گلوله‌ای به پای خود شلیک کرد و دستگیر شد.
۱٨. کریم ترابی را به جرم داشتن چند برگ اعلامیه تیرباران کردند.
۱۹. جرم محمد سرافراز پناه دادن به دو دختر فعال سیاسی بود که بعدها آزاد شدند.
۲۰. علیرضا قاسمی هنگامی که در جاده بندرعباس - شیراز، حوالی داراب ماشین اش خراب شده، سوار مینی بوسی می شود که تمام سرنشینانش پاسدار بودند و دستگیر می شود.
۲۱. پدر مهدی ایزدشناس از بازاریان سرشناس بندر را وادار ساختند در نماز جمعه از تیرباران فرزند خود اظهار شادمانی کرده تا پسر دیگرش را که در زندان بود اعدام نکنند.
۲۲. حسن روان و عزیز پوراحمدی در خانه ای درخیابان سازمان حوالی تکیهء منبر کرتی در درگیری با عوامل دادستانی، پس از چندین ساعت از پای درآمد.
۲٣. اسحاق فلامرزی وحشت زیادی در نیروهای دادستانی و امنیتی ایجاد کرده بود، نیروهای امنیتی طی چند درگیری که منجر به کشته شدن تعدادی از آنان شده بود، نتوانسته بودند او را دستگیر کنند. در یک برخورد خونین در نزدیکی روستای کهورستان بین بندر خمیر و بندرعباس جان باخت.

یادداشت ها:

۱. مصطفی پورمحمدی در زمان تیرباران زندانیان دادستان بندرعباس بود و دستور داد تا قبرهای اعدام‌ شدگان را نیز با بولدوزر صاف کنند.
۲. شاهوند (بازجو و دادیار، عامل صدور حکم اعدام ده ها تن در بندرعباس) توسط یک تیم دو نفره در دی ۶۰ ترور شد.
٣. واحد قضایی ویژه‌ای شامل داود امیری ( حاکم شرع )، سید ضیا میرعماد ( دادستان )، محمدرضا رمضانی ( معاون دادستان )، علی قاسمی ( مسئول اجرای احکام )، رسولی ( روحانی ) وارد بندرعباس شدند و تا ۱۷ اردیبهشت ۶۱ در بندرعباس ۷۳۴ نفر را محاکمه کردند که ۱۸۳ نفر آنان اعدام و بقیه به زندان‌ محکوم شدند.
۴. از خانواده کسانی که در زندان شهرک تیرباران شدند مبلغ هزار و دویست تومان پول تیر درخواست می شد و تا دریافت پول، جسد را تحویل خانواده ها نمی دادند.
۵. از سایر نام ها و محل دفن بسیاری از جانباختگان اطلاعی در دست نیست.

کانادا – ۲۵ مرداد ۹۲
جستاری در چریک های فدایی
محمد امین محمدپور


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱۴)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست