یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

مات شدن در غروبِ میانه ی فروردین


خسرو باقرپور


• در آسمانِ بالغِ فروردین
غوغای عشقبازی ی ابر است و آسمان
تنهاترین چکاوکِ بُرنای این بهار،
بر شاخه های بی جوانه ی این شابلوطِ پیر، ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۴ فروردين ۱٣۹٣ -  ۱٣ آوريل ۲۰۱۴



 در آسمانِ بالغِ فروردین
غوغای عشقبازی ی ابر است و آسمان
تنهاترین چکاوکِ بُرنای این بهار،
بر شاخه های بی جوانه ی این شابلوطِ پیر،
گرمِ مُرورِ خاطره های گریز پاست.

اندوه در دلم
چونان فاخته ای لال
همراهِ بندِ خوش آهنگِ
آغازِ شعرم نمی شود.
چه غروبِ خاکستری و خلوتی است
و جانِ من چه غوغایِ خاموشی دارد
خیالم می پرد
چونان کلاغی کور
بر بام های سفالی ی خاطره های بی تصویر
آی عشق
آی عشق
چه حقیقتِ پُر فریبی بودی
چه حیرانی ی شگرفی هستی.



 ۱۹ فروردین ۱٣۹٣


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست