یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

درباره انتشار نامه محرمانه خمینی
در ضرورت پذیرش آتش بس جنگ با عراق


حسین انورحقیقی


• رفسنجانی از طرفی میکوشد با این "افشاگری" یک این همانی بین جنگ ایران و عراق و مناقشات هسته ای کنونی ایجاد کرده و از قول "بنیاد گذار جمهوری اسلامی" به رقبا بفهماند که برای "پیروزی در این در گیری" به ادوات خیلی زیادتری احتیاج هست که عملا خارج از ممکنات جمهوری اسلامی است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۱ مهر ۱٣٨۵ -  ٣ اکتبر ۲۰۰۶


اخیرا دفتر هاشمی رفسنجانی به ظاهر به خاطر اختلافاتی که با محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران، در ارزیابی پایان جنگ با عراق داشت، نامه محرمانه خمینی به سران رژیم را به هنگام پذیرش آتش بس جنگ باعراق انتشار داده است. به نظر نگارنده انتشار این نامه از اهداف اولیه آن خیلی فراتر می رود و مسائل مهمی را   در رابطه با ماهیت رژیم جمهوری اسلامی و بویژه   در مورد وضعیت فعلی نیروهای تشکیل دهنده آن و مناسبات آنان با غرب بویژه آمریکا مطرح میکند.
 
الف- تعقل گرایی و پراگماتیسم در جمهوری اسلامی
قبل از اینکه به نقش انتشار نامه در وضعیت حاضر بپردازیم لازم است به آنچه که مبنای تصمیم گیری در جمهوری اسلامی است و به شکل خیلی برجسته ای در این نامه مطرح شده است اشاره کنیم. جمهوری اسلامی بنا بر تعریف یک حکومت الهی و ایدئولوژیک است. این مسئله نه تنها از جانب مخالفان بلکه بویژه از طرف خود رژیم هر روز و هر جا مطرح میشود. سردمداران رژیم لحظه ای از اینکه بگویند نمایندگان خدا روی زمینند غفلت نمی کنند و و تاکیدشان اینست که مبنای سیاست ورزی آنها ایمانی و الهی است. این نامه اساسا زیر آب چنین تصویر و تصوری را میزند. نامه با بر شمردن تعداد و انواع   ادوات جنگی، که برای پیش برد جنگ لازم است به وضوح تمام "کمک های غیبی" را برای "حکومت خدا بر روی زمین" کنار میگذارد. نامه و نیز مصاحبه قبلی رفسنجانی با همشهری   نشان می دهد که   تحکیم   حکومت الهی اسلامی و پیشبرد جنگ تنها   با کمک تسلیحاتی "شیاطین" میسر است. آنچه که مهم و   حیاتی است حفظ حکومت به هر قیمت است و تعادل قوا و ملاحظات پراگماتیستی و زمینی حرف آخر را میزند.
  
ب - بحران هسته ای و نامه
رفسنجانی از طرفی میکوشد   با این "افشاگری" یک این همانی بین جنگ ایران و عراق و مناقشات هسته ای کنونی ایجاد کرده و از قول "بنیاد گذار جمهوری اسلامی" به رقبا بفهماند که برای "پیروزی در این در گیری" به ادوات خیلی زیادتری احتیاج هست که عملا خارج از ممکنات جمهوری اسلامی است. و به زبان خمینی می گوید که باید از گنده گویی دست برداشته به "آتش بس رضایت" داد.
از طرف دیگر می خواهد در این رقابت نفس گیر و گاها تهوع آور انواع و اقسام نیروهای درونی جمهوری اسلامی و نیز بسیاری از "اپوزسیون جمهوری اسلامی" برای کسب حمایت لازم از طرفهای غربی و به ویژه آمریکایی،   باز هم خود و حامیانش را همچون نیروئی "معقول" و دارای قدرت در رژیم مطرح کند و به آنها بفهماند که در این راه حاضر است حتی "خمینی" را قربانی کند. رفسنجانی در مصاحبه مذکور با تمجید از قذافی رهبر لیبی و مورد اعتماد بودن وی در مقابل سوریه و حافظ اسد که تا آخر هم به وعده های خود در مورد تحویل سلاح به ایران عمل نکرد، با صدای بلند طرفداری خود را از راه لیبی در مناقشه هسته ای با آمریکا اعلام میکند و با پشت هم انداز خواندن سوریه خواهان گسست اتحاد فعلی ما بین ایران از یک طرف و سوریه و حزب الله لبنان از طرف دیگر است.
 
پ - جناح های جمهوری اسلامی و نامه
انتخابات مجلس خبرگان و صف آرائی جناحهای جمهوری اسلامی برای بدست آوردن کرسی های لازم در آن نیز یکی دیگر از علل انتشار نامه است. در حقیقت انتشار نامه تلویحا می خواهد این را به رای دهنده گان القا کند که "خمینی" حداقل در مورد مسئله حیاتی هسته ای با رفسنجانی و یاران اوست و این نامه همچون پرچمی برای ائتلاف حول رفسنجانی و مشی او می باشد. او با اینکار پشت   طرفداران خامنه ای، طرفداران قدرتمندی و ماجراجویی سپاه و نیز طرفداران "امام زمان" را از خمینی خالی میکند.
 
ج -   سلاح اتمی و نامه
نکته بغایت جالب توجه این نامه اشاره به پیشنهاد دستیابی به "سلاح لیزری و اتمی" است. اولا رفسنجانی پته سیاست رسمی جمهوری اسلامی را به آب میریزد که علنا مدعی اهداف صرفا صلح آمیز در پروژه هسته ای است (این احتمال را نیز نباید   از تصور دور داشت که با اینکار به شکل ضمنی به   داشتن سلاح اتمی رسمیت داده میشود). ثانیا از آنجائیکه در نامه این مسئله از طرف فرماندهی سپاه (محسن رضائی) به خمینی پیشنهاد میشود در نتیجه رفسنجانی می تواند به شکل غیرمستقیم نقش خود را در رابطه با پروژه تسلیحات اتمی انکار کند. حداقل به غربیان و آمریکائیها حالی کند که او منشا چنین چیزی نبوده است. در عین حال برای رقیب نظامی خویش یعنی   محسن رضایی که همچون   وی تلاش وافری دارد تا با وانمود ساختن خود و هم پالکی های نظامی و امنیتی اش به مثابه   تنها نیرویی که توان فراهم آوری امنیت لازم برای آمریکا در ایران و منطقه خاورمیانه را داراست، پاپوش بدوزد و در رقابت فشرده برای جلب اعتماد آمریکائیها از او پیشی گیرد. این قضیه به شکل برجسته ای ماکیاولیسم حاکم برسیاست   جمهوری اسلامی و در این مورد اخص رفسنجانی را نشان میدهد.
 
نکته آخر اینکه از   انتشار نامه خمینی صداهایی همچون ترک خوردن چیزی به گوش می رسد.
 
دوم اکتبر ۲۰۰۶
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست