یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اندوهِ شهریور
از مجموعه ی: (آواز های شهریور)


خسرو باقرپور


• جوشیدم!
در خُمِ صبورِ سال های دگردیسی؛
و تلخی یِ سال های حریقِ باغ؛
تا یادِ خونِ خوشه هایِ جوانِ تاک؛
زمزمه ی نیمه شبِ مستان شود.
و شُد! ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۷ شهريور ۱٣۹٣ -  ۲۹ اوت ۲۰۱۴



 
برهنه زیستم!
و پیرایه هایِ هرچه پیراهن را
به هُرمِ پاکِ آفتاب سپردم.
با چشمانی سرشار از روشنایی ی انگور:
بر غمِ پرنده گریستم؛
که شعله ور از قابِ عکسِ زمستان گریخت
و چون مستی ی آتش؛
برهنه بود.

جوشیدم!
در خُمِ صبورِ سال های دگردیسی؛
و تلخی یِ سال های حریقِ باغ؛
تا یادِ خونِ خوشه هایِ جوانِ تاک؛
زمزمه ی نیمه شبِ مستان شود.
و شُد!

حال، ای همیشه مست!
بی اندوهِ این همه ستاره ی روشن؛
با یادِ آن همه پرنده ی دریایی؛
به حرمتِ آبی ی آن آسمانِ شهریور؛
ترانه ای بخوان
و از این جامِ می بنوش!

مرداد ۱٣۹٣ - اِسِن


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست