یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

از مجموعه ی: "آوازهای شهریور"
شصت و هفت ترانه ی روشن


خسرو باقرپور


• درختان، شصت و هفت ترانه ی اندوهگین خواندند،
پرنده هایِ کوچکِ غمگین؛
گریستند،
چکاوکی خود را به شیشه ی پنجره کوبید.
دخترِ شادابِ پِشتِ پنجره دید! ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱٨ شهريور ۱٣۹٣ -  ۹ سپتامبر ۲۰۱۴



 درختان، سرنگون شدند:
در هجومِ شومِ تبر؛
و سر نهادند؛
بر خاکِ نمناکِ جنگل.
خونِ سرخِ تمشک؛
دامنِ پرواز را گرفت،
پرندگان بر سُرخی ی خاک ها خوابیدند.
آه ای چکاوکِ کوچک؛
بُغضِ تو در گلویِ من است.

درختان، شصت و هفت ترانه ی اندوهگین خواندند،
پرنده هایِ کوچکِ غمگین؛
گریستند،
چکاوکی خود را به شیشه ی پنجره کوبید.
دخترِ شادابِ پِشتِ پنجره دید!
شب؛ با بانگِ لالایی ی محزونش؛
در هیئتِ زنی تنها برآمد؛
چکاوک و دخترک؛ خوابیدند.
آه ای دخترکِ کوچک؛
بغضِ تو در گلوی من است.

مرداد ۱٣۹٣ - اِسِن


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست