یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

کوبانی در تلاطم سیاستهای گوناگون


فرخ نعمت پور


• در تحلیل شرایطی که کوبانی، این شهر کوچک پنجاه هزار نفری را به چنین مسلخ گاهی برد، می توان به مسائل عدیدهای اشاره داشت. از جمله: سیاست ترکیه و کشورهای عربی، سیاست کشورهای غربی، سیاست نیروهای هدایت کننده کانتون ها در این بخش از کردستان. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۱۶ مهر ۱٣۹٣ -  ٨ اکتبر ۲۰۱۴


مدخلی به بحث
فاجعهای که امروز بر سر کوبانی آمده است، دل هر انسان آزاده و شرافتمندی را به درد می آورد. کیست که از کشتار انسانهای بیگناه و راندن آنان از خانه و کاشانهاشان متاثر نشود، و بر بالین اجساد مثله شده کودکان نگرید؟ مگر فاشیستها و نیروهای امثال داعش که ایدئولوژی و پیروزی خود را بر هر چیز دیگر ارجح می شمرند. کوبانی، مثال زنده قربانی قهر فاشیسم است.
در تحلیل شرایطی که کوبانی، این شهر کوچک پنجاه هزار نفری را به چنین مسلخ گاهی برد، می توان به مسائل عدیدهای اشاره داشت. از جمله:
ـ سیاست ترکیه و کشورهای عربی،
ـ سیاست کشورهای غربی،
ـ سیاست نیروهای هدایت کننده کانتون ها در این بخش از کردستان.

سیاست ترکیه و کشورهای عربی
ترکیه و کشورهای عربی از همان اوائل بحران سوریه، دست به تجهیز نیروهائی زدند با هویت سنی و همزمان با آن با اصرار بر همین هویت در پروسههای بعدی تحولات. این نیروها که عمدتا بر ایدهئولوژی عربی ـ سنی که دارای مختصات ناسیونالیسم عربی و روایت سنی از اسلام بودند به مصاف رژیم اسد رفتند و از همان ابتدا با خودداری از شناختن سوریه بعنوان کشوری چند ملیتی، کردهای این کشور را از خود رانده و آنان را به در پیش گرفتن راه دیگری تشویق کردند. این برخورد که پشتیبانی و همگرائی دولت ترکیه و کشورهای عربی را به همراه داشت، در عمل باعث چند پارگی نیروهای مخالف اسد شد.

سیاست کشورهای غربی
کشورهای غربی و بویژه آمریکا که همیشه در مصافشان علیه کشورهای رقیب در خاورمیانه و شمال آفریقا از تندروترین نیروهای مذهبی هم استفاده کردهاند، این بار نیز در سوریه به استقبال همان سیاست کلاسیکی خود رفتند، و بدین ترتیب شرایط ایجاد و قدرت گیری این نوع نیروها را فراهم آوردند. این سیاست که عمدتا بر پای تقویت حضور پایههای ایمانی و روانی مبارزان در کنار دیگر عوامل قرار گرفته، درست آنجاهائی بکار گرفته می شود که یا روند جنگ بدرازا کشیده می شود و یا با مخدوش کردن بیشتر فضا، برنامههای دیگری مد نظر قرار گرفته اند، برنامههائی که کشفشان زیاد آسان به نظر نمی آید.
البته باید همراهی ترکیه و کشورهای عربی را در مورد داعش کاملا در نظر گرفت.

سیاست نیروهای هدایت کننده کانتون ها در کردستان سوریه
نیروهای نزدیک به پ کا کا از همان اوائل شروع بحران سوریه، با توجه به نفوذ قابل ملاحظه خود در این بخش از کردستان به دو عمل اصلی دست زدند: راندن نیروهای سیاسی نزدیک به حزب دمکرات کردستان عراق از مناطق تحت نفوذ خود، و دوم ایجاد کانتونها.
راندن نیروهای نزدیک به بارزانی دو پیام داشت: اول فاصله گرفتن معین این نیروها از آن صف بندی کلان که در آن، غرب، کشورهای عربی، ترکیه و مخالفان اسد آن قرار داشتند، و دوم، تمام کردن رقابت سیاسی به نفع خود در منطقهای که اکثریت از آن آنها بود، و به این ترتیب پ کا کا از نامهربانیهای حزب دمکرات نسبت به نیروهای خود در کردستان عراق یک انتقام تاریخی گرفت.
در رابطه با ایجاد کانتونها هم باید گفت که:
ـ تجربه کانتونها نسبت به تجربه حکومت اقلیم، هم در عمل و هم در برنامه متفاوت بود،
ـ کانتونها، بر ایجاد دولت به شیوه کلاسیکی ـ ناسیونالیستی ظاهرا اصرار نداشت،
ـ کانتونها به حضور تنوع اتنیکی اهمیت بیشتری دادند،
ـ حضور زن در آنان بسیار بارزتر بود، شاید بتوان گفت که از این لحاظ با تجربه حکومت اقلیم قابل مقایسه نبود،
ـ کانتونها می خواستند تنها به امر سیاست و قدرت بها ندهند، بلکه به تحولات اجتماعی هم نظر داشتند (دوری گزیدن از تجربه کاست قدرت و فساد مالی در اقلیم کردستان).
ایجاد کانتونهای مورد نظر حزب اتحاد دمکراتیک، با برنامههای رایج و موجود در منطقه که مورد تائید کشورهای ذی نفع است کاملا در تضاد قرار می گیرد. سیستم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در منطقه که بر پایه سرمایهداری بوروکراتیک، مالی وابسته و غیر دمکراتیک بناشده است، عملا به سیستمهای دیگر حساسیت نشان می دهد، و نمی تواند با آن همراهی کند.
همچنین نیروهای نزدیک به پ کاکا نهایتا با ماندن و یا قرارگرفتن در کنار جبهه سوریه ـ ایران ـ روسیه، در وضعیت بسیار پیچیدهتری قرار گرفتند. این انتخاب که البته بعضا از روی ناچاری و بعلت عضو بودن ترکیه در ناتو بود، اگر نه دشمنی، اما لااقل خنثی بودن نسبی موضع تعدادی از کشورها را بهمراه داشت. از جمله در این مورد می توان به آمریکا اشاره داشت. همین خنثی بودن نسبی موضع آمریکاست که این کشور را گاها به بمباران مواضع داعش در اطراف کوبانی (تحت شرایطی خاص) ناچار می کند.
نهایتا می توان گفت که نیروهای کردی در شطرنج سیاسی سوریه علیرغم مانورهای محدودشان در دگرگونه نشان دادن موقعیت، اما در کنار اسد قرار داشتند و همین باعث دشمنی بیشتر نیروهای مخالفشان شد. تشدید دشمنی، تشدید حملات را بدنبال داشت و ما شاهد آن بودیم و هستیم که مردمان بسیاری آواره شدند و یا به قتل رسیدند. اما اگر با صراحت بیشتری می توان از دشمنی ترکیه و نیروهای نزدیک به آن با کردهای سوریه گفت، موقعیت غرب در این مورد پیچیدهتر است. غرب که همراهی نسبی کردهای سوریه با رژیم اسد را نمی پسندد، در همان حال با همان برخورد ترکی ـ عربی تماما موافق نیست. برای آنها کردها یک آلترناتیو برای تقویت احتمال ایجاد سیستم عدم تمرکز قدرت در سوریه هستند. همچنین تعهدات و مسئولیتهای علنی غربیها در حیطه بین المللی، خواسته یا ناخواسته، جایگاه دیگری بدانها می بخشد.

سخن پایانی
شاید بتوان گفت که مجموعه تمامی این عوامل بود که جامعه کردهای سوریه را به فاجعه کشانید. البته با این ملاحظه که عامل سیاست حزب اتحاد دمکراتیک نه یک عامل آگاهانه بلکه عاملی ناشی از انتخاب سیاست در یک شریط پیچیده است. عاملی که در صورت قدرتمندتر بودن جبهه کلان سوریهای ـ ایرانی و روسی می توانست حتی بسیار موفق هم عمل کند.
البته تصور شرایطی دیگر هم دشوار است. مثلا اینکه در صورت به بار نشستن تلاشهای بارزانی و ترکیه برای همراه کردن کردهای سوریه با اپوزیسیون این کشور و قرار گرفتن در جبهه کلان دیگر، آیا می توانست نتایج دیگری را برای آنها در بر داشته باشد، خود حدیث مفصل دیگری را می طلبد، بویژه اینکه خود اقلیم کردستان هم بعدها قربانی همین سیاست داعش گرایانه کشورهای منطقه و بویژه ترکیه شد.
واقعیت این است که شرایط کردها در منطقه بطورکلی شرایط بسیار دشواریست. متاسفانه شرایط طوریست که برای بر پای ماندن باید بنوعی به کشورهای معینی تکیه کرد، و این کشورها هم تنها کشورهای منفرد نیستند، بلکه در ابعاد کلان به اتحادهای وسیعتری وابستهاند. ایجاد کانتونها در مناطق کردنشین سوریه، آن هم در کنار مرزهای ترکیه که خود عضو ناتوست و بشدت از قدرت گیری نیروهای وابسته و یا متمایل به پ کاکا در کنار مرزهای خود حساس است، هم یک جرات تاریخیسیت و هم در درون خود دانههای فاجعه را می پروراند. اما شاید در یک تعبیر مارکسیستی بتوان گفت همیشه ضرورتهای تاریخی هستند که علیرغم هر اما و اگری سرانجام به منصه ظهور می رسند و وجود خود را مادی می کنند. شاید از میان این همه خون، نهایتا خرد دیگری هر چند دشوار، بروید. خردی که زاده وحشت است و نه زاده ماقبل وحشت و فاجعه. درست مانند خرد اروپائی بعد از دو جنگ اول و دوم جهانی.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست