یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سزاوار است که پیشرو کارگری بیشتر از پیش بیاموزد!


حسین اکبری


• این نوشتار برآنست تا با بررسی مجمع عمومی کانون بازنشستگان و ارایه گزارشی از این انتخابات، رفتارهای برخی دوستان سندیکایی را به نقد کشد. برای آنکه نقد این رفتارها از منطق قابل پذیرشی برخوردار باشد ضرورت دارد پیش از آن تصویری واقعی از پیشینه حداقلی از گروه ها و دسته های فعالان و همچنین از فضای مجمع عمومی و روند برگزاری آن ارایه گردد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۱ آبان ۱٣۹٣ -  ۲ نوامبر ۲۰۱۴


مجمع عمومی کانون بازنشستگان تهران در تاریخ ششم آبان ۱٣۹٣ با دستور جلسه انتخاب هیات مدیره برگزار شد . این دور رسمی سوم و دور واقعی دوم انتخابات پس از ابطال دور قبل نیز همراه با تنش ها ودرگیری های لفظی برگزار کنندگان و تعدادی از اعضای کانون همراه بود. این نوشتار برآنست تا با بررسی این مجمع و ارایه گزارشی از این انتخابات، رفتارهای برخی دوستان سندیکایی را به نقد کشد. برای آنکه نقد این رفتارها از منطق قابل پذیرشی برخوردار باشد ضرورت دارد پیش از آن تصویری واقعی از پیشینه حداقلی از گروه ها و دسته های فعالان و همچنین از فضای مجمع عمومی و روند برگزاری آن ارایه گردد. به همین خاطر لازم می دانم توجه علاقمندان به این نقد رابه نکات زیر جلب کنم.

در باره فعالان کانون باز نشستگان

فعالان کانون عمدتا سه دسته هستند. اولین و قدیمی ترین این فعالان و در واقع بنیان گذاران کانون از کارگران سندیکایی دوران رژیم گذشته هستند که تحت تعلیمات دفتر امور کارگری وزارت کار وقت تربیت شده اند و پس از انقلاب نیز با توجه به شناخت از کار تشکیلاتی و به یمن روابط گسترده با کارگران بازنشسته همردیف و با تجارب فراوانی که در کار چانه زنی با دولت ها مدت زیادی است که توانسته اند موقعیت خود را حفظ کنند. بیشتر اعضای کانون هوادار این فعالان بوده و از آنان حرف شنوی دارند. همچنین این فعالان با توجه به مشکلات بخشی از اعضای وابسته(بازماندگان بازنشستگان در گذشته) شعاع دایره هواداران خود را بزرگتر کرده اند.

دسته دوم خانه کارگر هایی هستند که سال هاست تحت عنوان اتحادیه پیشکسوتان کارگری سازمان یافته اند از کلیدی ترین عنصر این جریان حسن صادقی از مسوولان طراز اول خانه کارگر است. این جریان پس از سال ها تدارک برای به دست گرفتن رهبری کانون از جدال رودر رو با مدیران تا کنونی آن به این نتیجه رسیدند که رسیدن به این مقصود در حال حاضر تنها با ائتلاف با جریان حاکم بر کانون امکان پذیر است.

دسته سوم معروف به مستقل ها بیشتر از جوانترین بازنشستگان هستند. این جریان از دل مبارزات صنفی دوران اشتغال و خارج از دایره نفوذ خانه کارگر رشد کرده و با تمایلات عدالتخواهانه و مخالفت با رانت خواری در کانون فعال هستند. وجود این طیف از فعالان در کانون یکی از دلایل مهم نزدیکی و ائتلاف دو دسته اول است. هر دو دسته هیچ گونه موافقتی با حضور مستقل ها در هیات مدیره کانون ندارند و این موضوع را پنهان نمی کنند .

جز دسته اول که به برکت پیشینه اش روابط نزدیکی با وزارت کار دارد و توانسته است نظر مسوولان این وزارتخانه را به خود جلب کند دو دسته دیگر طی سال های اخیر به نسبت های گوناگون به تدارک برای جلب حمایت کارگران بازنشسته داشته اند با این تفاوت که خانه کارگری ها طی دوره های مختلف از امکانات بالقوه و بالفعل دولتی هم برخوردار بوده اند. در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد از اقبال دولتی کمتری نسبت به قدیمی های کانون برخوردار بوده اند ولی با روی کار آمدن دولت یازدهم مجددا دایره نفوذ خود را با حمایت دولتی بیشتر گسترش داده و به همین دلیل هم طرفداران بیشتری را نسبت به مستقل ها در بین بازنشسته ها دست و پا کرده اند.

خانه کارگری ها به درستی دریافته اند که هیچ فصل مشترکی با مستقل ها ندارند و رویکرد سازش با این دسته از فعالان کارگری نیاز به صرف هزینه (چون پذیرش دیگران و عقب نشینی از موقعیت رانتی) و زمان زیادی است ضمن آنکه معلوم نیست این رویکرد موفقیتی در پی داشته باشد در نتیجه دست دوستی به سوی قدیمی ها دراز کرده اند قدیمی ها نیز به خوبی میدانند که خانه کارگری ها مترصد هر فرصتی هستند تا کانون را کاملا از چنگ آن ها به درآورند اما از آنجا که اعتمادی به روش و منش مستقل ها ندارند و در برخورد های دوسال اخیر با درخواست هایی نظیر حسابرسی در کانون از سوی مستقل ها مواجه بوده اند بدیهی است که دست خانه کارگری ها را پس نزنند و به این ائتلاف تاکتیکی تن در دهند.

به این ترتیب انتخابات پس از یک دور ابطال با نهایت زیرکی و با سازماندهی همه امکانات به سود نتیجه از پیش پذیرفته شده با کمک وزارت کار و چشم پوشی نمایندگان این نهاد برخطاهای موجود برگزار شد و با حذف چهار نفر از کاندیداهای مستقل ها قطعیت نتیجه احتمالی نیز رقم خورده است.

فضای مجمع عمومی

پیش از این مجامع کانون عمدتا در دو محل کانون توحید و یا یکی از سالن های سازمان تامین اجتماعی برگزار می شد . این دومحل به سبب ساخت مناسب برای برگزاری مراسم قابلیت های صدارسی و تجمع مفید حاضرین را داشت به گونه ای که حتی از میانه های سالن هر کسی می توانست صدای خود را به گوش حاضرین برساند و در عین حال جداسازی جنسیتی نیز یا صورت نمی گرفت و یا در صورت وقوع نمی توانست زنان و مردان عضو کانون را از تاثیر متقابل بر آرا و گفتگو هایشان باز دارد.در نتیجه امکان هدایت یک سویه افکار عمومی حاضر بسیار دشوار بود . سالنی که آخرین مجمع عمومی در آن برگزار شد ورزشگاه کارگری شهید معتمدی که در جنوب تهران واقع است برخلاف دو دیگر محل ذکر شده فاقد هر گونه امکان مناسب بود سالنی با فضایی از دوسکوی ویژه تماشاگر در شمال و جنوب زمین بسکتبال که براحتی امر جدا سازی جنسیتی را فراهم کرده و زنان و مردان را با فاصله ای بیش ار عرض زمین ورزش از هم دور ساخته بود.ظرفیت نشسته سالن بیش از سه هزار نفر است. تریبونی که در شرق سالن در ارتفاع حدود دو متری از زمین قرار دارد و از دو سو از پله ها یی تا کف سالن راه دارد و در زیر محل دستگاه های صوتی سالن قرار دارد. این موقعیت کار سازماندهی برگزار کنندگان را برای کنترل به بهترین شکل ممکن فراهم کرده بود تا هر گاه ضرورت دیدند صدای بلند گو ها رااز همان جا قطع کنند کما اینکه در زمان اعتراض یکی از اعضای حاضر به دستور رهبری دسته خانه کارگری ها صدا قطع شد. دور تا دور زمین ورزشی را نیز با بست ولوله (داربست) حصاری کشیده شده بود تا امکان ورود به زمین ورزش که محل استقرار صندوق های رای گیری بود را منتفی سازد. این گونه فضاسازی و ساماندهی محل از پیش فکر شده و آگاهانه صورت گرفته بود و برای سازمان دهندگان آن شرایط مطلوب را به بار آورد.

فضای امنیتی سالن

فضای امنیتی سالن نیز برخلاف دور قبلی مجمع(درکانون توحید) که جلو تریبون را بخشی از نیروهای پلیس احاطه کرده بودند و حتی برخی معترضین را با زور از بالا به پایین هدایت می کردند در این سالن توسط پلیس اطلاعات کلانتری محل و به شکل بسیار نامحسوس اداره و کنترل میشد و روش مواجهه با افراد نیز کاملا به شیوه کلاسیک پلیس با معرفی مامور و محل خدمت و پرشس های روشن انجام می گرفت. در موردی مشخص کارت عضوی از کانون را به دلیل عکاسی از مراسم گرفتند و پس از پایان مجمع با اطمینان از هویت عضو کانون کارت را به وی پس دادند.

انتخابات هیات رییسه مجمع

انتخابات هیات رییسه مجمع ترکیبی از روش اساسنامه ای با کدخدامنشی ناظر وزارت کار و اعمال نظر دوتن از دو دسته ائتلافی (یکی رییس فعلی کانون آقای پاکزاد ودیگری لیدرخانه کارگر حسن صادقی که رییس پیشکسوتان کارگری کانون است) انجام شد. رییس جلسه که توسط رییس سنی معرفی شده بود و خود از حاضرین خواست در موافقت با اوبا بلند کردن دست اعلام رای کنند و خود نیز اعلام داشت که اکثریت آرا رابه دست آورده است. وی برای انتخاب معاون و منشی و هیات ناظر نیز از میان کاندیدا ها بااعمال نظر و سلیقه خود اقدام به رای می کرد و پس از انتخاب افراد مورد نظر عملا دست دیگران برای عضویت در هیات رییسه و نظار بسته شد. در مقابله با اعتراض به این شیوه اجازه داده میشد افراد معترض نیز خود را معرفی کنند اما برای اعلام آرا برای ایشان کنشی از سوی رییس مجمع انجام نمی پذیرفت و در نتیجه جمعیت حاضر هم نمی دانستند معرفی و اظهار نظر صورت گرفته برای رای گیری بود یا صرفا یک نظر جهت اطلاع.

قابل ذکر است که هیات رییسه مچمع با اعمال خشونت کلامی و حتی رفتاری مانع از ابراز نظر معترضین و یا کاندیداهای غیر خودی می شدند . مورد به شدت متاثر کننده اینکه خانمی از اعضای هیات رییسه مجمع با حمله و خیز به سوی گوینده معترض میکروفون را از دست او می گرفت این کار حداقل سه با انجام شد که بار آخر این رفتار او و مقاومت کاندیدای خانمی که انصراف اعتراضی خود را از کاندیداتوری اعلام میکرد به کشمکش جدی وی با او بدل شد که این کشمکش زنانه موجبات خنده حضار را فراهم کرد.

به این ترتیب هیات رییسه ای درخدمت پروژه پیشبرد امر انتخابات با اختیار کامل قانونی(اساسنامه ای) و فراقانونی(استفاده از اختیارات ویژه رانتی) و غیر قانونی(چون تبلیغات آشکار برخی کاندیدا ها از جمله رییس کنونی کانون تهران آقای پاکزاد) گزینش و در روند انتخاب تا پایان کار نیز با اعمال نظر ها و برخی سوئ استفاده ها تبلیغاتی از این تریبون کار خود را پیش برد. اغماض و چشم پوشی نماینده وزارت کار برخطاهای اساسنامه ای و قانونی هم سه دلیل داشت اول آنکه اگر این انتخابات نیز باطل و مخدوش اعلام میشد دور بعدی مجمع برابر قوانین از شرایط خاصی تبعیت می کرد و بسیار سخت گیرانه میشد که این به سود وزارت کار نبود و دیگر اینکه با تخلف هیات مدیره کنونی کانون و بازرسان در اعلام مجمع اول بدون اعلام اولیه برای نامنویسی کاندیدا ها به هدف دور زدن مستقل ها و پذیرش مجدد کاندیدا های مستقل در دور دوم و خذف آنها در این مجمع می توانست به تخلف مسوولان وزارت کار بدل شود (چنانکه شکایتی از وزارت کار به دیوان عدالت اداری شود این خلاف قابل اثبات است) در این دور انتخابات یکی از کاندیدا های مستقل اعلام کرد که نام چهار کاندیدای مستقل را از لیست حذف کرده اند . به رغم این کار تعدادی از اعضا به لیست مستقل ها به طور کامل رای داده اند. سوم اینکه خود نماینده وزارت کار که مسوول تشکل های کارگری و کارفرمایی این وزارت خانه در تهران است ترجیح می دهد با عناصر شناخته شده ای که از پیشینه قابل قبولی (پیشینه ای که سیاست وزارت خانه را به چالش جدی نمی کشد) برخوردار اند ، به عضویت در هیات مدیره کانون درآیند.

یک روز پس از انتخابات گزارشی از سوی اخبار روز به قلم آقای داوود رضوی با این عنوان که:« انتخابات نمایشی فرمایشی کانون بازنشستگان برگزار شد» منتشر گردید. این گزارش بیانگر حضورتعدادی از دوستان بازنشسته شرکت واحد در این مجمع و تلاش آنها برای افشاگری فرمایشی بودن انتخابات از سوی عوامل خانه کارگر است. همچنین در پی نشان دادن نقش گزارشگر و یکی دیگر از دوستان سندیکایی در اعتراض به عدم رعایت قوانین و اساسنامه کانون است و اینکه این تلاش دوستان به نتیجه ای نرسیده و نتوانسته اند در برابر خانه کارگری ها کاری از پیش ببرند و در پایان با عبارت " حال تو خود بخوان ازاین حدیث شرح ماجرا را!" خواننده را با پرسش های بسیاری به حال خود وا می گذارد. خوشبینانه ترین دریافت از این گزارش آنست که دوستان ضمن افشای خانه کارگری ها که در انبان خود سرکوب سندیکای واحد را نیز دارند نشان داده اند تا چه حد در این راستا فعال بوده اند و برداشت بد بینانه از آنهم این است که دوستان به قصد انتقام جویی از سرکوبگری خانه کارگری ها به هر رفتاری دست می زنند حتی اگر این رفتار به سود فرصت طلبان دیگری تمام شود. اما پرسش این است که :

دوستان سندیکایی که برای اولین بار در مجمع حضور یافته اند و قبل از آن حتی در جلسات هفتگی کانون هم شرکت نکرده اند و از روند رخدادهای کانون بی اطلاع هستند چرا بی هیچ شناخت کافی از کانون تلاش می کنند در مجمعی که از کم و کیف آن اطلاعات حداقلی را دارند محور اعتراضات علیه فقط یک جریان باشند ؟

هریک از سه جریان یاد شده در این گزارش حداقل از سال ها تلاش برای یافتن هویتی قابل قبول دربین بازنشستگان داشته اند و هر کدام به نسبتی توانسته اند مقبولیت معینی را دربین کارگران بازنشسته به دست آورند (در مورد درستی یا نادرستی این مقبولیت داوری نمی کنم). باز هم می بینیم که مثلا مستقل ها با همه حضور مستمر خود از دریافت تاکتیک های هیات مدیره کنونی در جلو گیری از ثبت نام و کاندیداتوری غافل می مانند و این نشان از کارکرد سازمان یافته و برنامه ریزی هدفمند هیات مدیره فعلی کانون در حفظ موقعیت خود است. میخواهم به دوستان یاد آور شوم که حتی حضور مستمر در کانون هم مانع از انجام ترفند های سیاست بازانه آقای پاکزاد رییس کانون تهران در دور زدن مستقل ها نشده است. حتی آقای پاکزاد دوستانش در دور قبل با پرونده سازی علیه تعدادی از کاندیدا ها درست در شب انتخابات تلاش داشتند از حضور این کاندیدا ها در مجمع جلوگیری کنند که خوشبختانه با درایت قاضی پرونده این اتفاق نیفتاد/ دوستان سندیکای واحد به اعتبار چه چیزی فکر می کنند می توان با یک رفتار پارتیزانی به اصلاح روند انتخابات مهندسی شده کانون دست زد ؟

چرا دوستان سندیکایی به موضوع انتخابات و نقش خانه کارگری ها آنقدر بها می دهند که ائتلاف اعلام شده و اعلام ناشده این دو دسته را علیه همان کاندیداهای مستقل به فراموشی سپارند و در واقع با افشای یکی کارت دیگری را مهر اعتبار زنند؟

چرا دوستان فکر می کنند مقبولیت احتمالی آنها در شرکت واحد در همه جا جاری است و کافی است با اشاره به پیشینه مبارزاتی خود هر ورقی را برگردانند ؟ چرا بی مهابا حتی ارزش های خود را هزینه تاکتیک هایی می کنند که نه تنها ثمری در روند کار کانون ندارد که ارزش این حضور را هم درحد یک مشت آدم احساساتی پایین می آورد ؟

کار کارگران پیشرو درس آموزی از تجربیاتی است که در طی مبارزات خود کسب کرده اند ویا از کوشش های دیگران حاصل شده است این تجارب گاه نتایج شیرین و امید وارکننده و بیشتر نتایج تلخ به همراه داشته است. به نظر می رسد دوستان سندیکای واحد نیازمند بازنگری جدی و دو باره و یا حتی چند باره ای به روندی را که طی کرده اند دارند . فعالیت سندیکایی کاری است تشکیلاتی . این کار تشکیلاتی نیاز مند تفکر، برنامه ریزی،تدارک و سپس عملیاتی و اجرایی شدن است. برای اجرایی شدن برنامه و سیاست های یک تشکیلات نیاز به ارزیابی درست از میدانی است که قرار است اجرای برنامه در آن صورت گیرد. جغرافیای این میدان را ذهن ما رقم نمی زند و مرزهای آن را ما معین نمی کنیم و عوامل گوناگونی در شکل دهی و سامان یابی پدیده های به شدت متکثر و متفاوت این میدان نقش بازی می کنند. از گرایشات فرصت طلبانه و سود جویانه تا تمایلات رانت خوارانه و قدرت طلبانه و درعین حال با وجود گرایشاتی انسان دوستانه و ترقی خواهانه. ضمن آنکه در مرتفع تری جای این میدان سیستمی نشسته است که همه را رصد می کند تا مبادا از این گرایشات گزندی به او وارد شود . سزاوار نیست پیشرو کارگری بی هیچ پروسه شناخت و بی مقدمه به میدانی درآید و بخواهد یک تنه کار رستمی کند و یک روزه تیر آرشی بر فراز مرزهای جغرافیای این میدان بیفکند . سزاوار است که پیشرو کارگری بیشتر از پیش بیاموزد !

منبع وبلاگ کار در ایران 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست