یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آوازِ عاشقانه ی چشمانت


خسرو باقرپور


• اندوه عمیق است و کبود در تیره ی چشمانت؛
به اعماق می کشاندم،
به گاهی که سینه ات دیگر؛
توانِ این همه آه ندارد. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۵ آذر ۱٣۹٣ -  ۲۶ نوامبر ۲۰۱۴



 اندوه عمیق است و کبود در تیره ی چشمانت؛
به اعماق می کشاندم،
به گاهی که سینه ات دیگر؛
توانِ این همه آه ندارد.

اندوه دریاست گاهی!
به گاهی که ملوانی خسته؛
در طوفانِ چشمانت می میرد.

اندوه صحراست گاهی!
و راهِ نفس را می بندد در آوازِ دشتی ی من
و نگاهِ مُضطربِ آهو می شود در چشمِ بی قرارِ تو:
به گاهی که در انفجارِ گُریختن از لحظه ی شِلّیک؛
و درکِ آتش و باروت؛
آیینه ی نمناک و ماتِ آسمان می شود.

توانِ خشکاندنِ دریا را ندارم؛
خندیدن را به من بیاموز.
اندوهِ صحرا را تاب نمی توانم آورد؛
آواز را به من بیاموز.

شهریور ۱٣۹٣

تصویرِ متن: Dreamer Christan Schloe
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست