یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

تجربه ای که نباید تجربه می شد!


فرخ نعمت پور


• جنگ کنونی نه تنها کردستان را به درازای بیشتر از هزار کیلومتر در مصاف رودرو با نیروهای مهاجم قرار داده است، بلکه بشدت وضعیت اقتصادی این منطقه را تحت تاثیر قرار داده بطوریکه دیگر از آن سرمایه گذاریهای پیش از جنگ، رشد صنعت نفت و جذبه توریستی تقریبا زیاد نمی توان سخن گفت. افزون بر این، جنگ کنونی امکان نفوذ کشورهای پیرامونی را در کردستان افزایش داده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲٣ بهمن ۱٣۹٣ -  ۱۲ فوريه ۲۰۱۵


کردستان عراق بطورکلی شرایط بسیار دشواری را از سر می گذراند. این دشواری از زمان ظهور داعش در عراق و حمله آن به کردستان شروع شد، و با خود به دوران آرام و رو به رشد این منطقه خاتمه داد و آن را وارد فاز دیگری کرد که می توان آنرا "فاز جنگ و تهدید جدی" نامگذاری نمود. در این مورد و به عنوان یک فاکت جدی می توان به سخنان مسعود بارزانی مراجعه نمود که گفت جنگ با داعش بمراتب دشوارتر از جنگ با رژیم صدام حسین است.
جنگ کنونی نه تنها کردستان را به درازای بیشتر از هزار کیلومتر در مصاف رودرو با نیروهای مهاجم قرار داده است، بلکه بشدت وضعیت اقتصادی این منطقه را تحت تاثیر قرار داده بطوریکه دیگر از آن سرمایه گذاریهای پیش از جنگ، رشد صنعت نفت و جذبه توریستی تقریبا زیاد نمی توان سخن گفت. افزون بر این، جنگ کنونی امکان نفوذ کشورهای پیرامونی را در کردستان افزایش داده و این منطقه را به یکی از بازیگران اصلی جنگی نسبتا فرسایشی تبدیل کردهاست. نفوذ و تاثیر گذاریهای کشورهای دیگر، در واقع هم از طریق همکاریها و هم از طریق تخاصمات بشدت پیش برده می شود. در این میان رقابتهای میان دو جریان اصلی و نیز جریانهای نزدیک به پ کاکا که هم اکنون نفوذ بیشتری در این منطقه کسب کردهاند، صحنه سیاسی موجود را از آنچه که هست غامضتر و پیچیدهتر کرده است و کردستان را به کشتی ای شبیه کرده با کاپیتانهای مختلف و قطب نماهای متفاوت که مسیرهای نسبتا متفاوتی را پیشنهاد می کنند. بن بستهای مالی و درآمدی این منطقه که در پی عدم پرداخت و یا عدم پرداخت منظم سهمیه بودجه از طرف دولت مرکزی، وضعیت معیشتی مردم را باز بسیار دشوارتر از آنچه که هست ساخته، و بنیانهای زندگی مدنی را با بحرانهای زیادی روبرو کرده است.
اما شاید فراتر از همه اینها از شوکهائی باید صحبت نمود که بطورکلی به مردم این منطقه از لحاظ روانی، رویای سیاسی و آینده خودشان بعنوان یک ملت وارد آمده است، شوکهائی که پیامد طبیعی شرایط دشوار کنونی است. کافیست در این مورد به سخنان یکی از شهروندان عادی منطقه اقلیم اشاره نمود که گفته اصلا تصور نمی کرده بار دیگر و به این شکل کردستان درگیر جنگی در این ابعاد ویرانگر شود که این چنین موقعیتش را به چالش جدی فرا بخواند. کردستان که در پی قدرت گیری کردها در معادلات درونی قدرت در عراق، درآمدهای پولی گسترده، گسترش روابط با همسایگان، تقویت نیروی پیشمرگ، ایجاد صنعت نفت، کسب جایگاه تا حدی مناسب در سیاست کشورهای بزرگ از جمله آمریکا به درجه بالائی از اعتماد به نفس رسیده بود، با شروع جنگ جدید و قدرت شگرف تهاجمی رقیب و اصرارش بر ادامه درگیریها، آنان را بار دیگر با واقعیت شکنندگی موقعیت سیاسی خود روبرو کرده است. شکنندگی ای که خود دارای یک سابقه تاریخی است و خاطره تلخی را در ذهن مردمان کرد به جای گذاشته است.
واقعیت این است که تجربه اقلیم کردستان جدیترین تجربه ایجاد قدرت سیاسی کردها در تاریخ مدرن است. ماندگاری این قدرت در طی دو دهه و نیم و استفاده آنها از ابزارها و امکانات مدرن دنیای کنونی برای تثبیت، بقا و ماندگاری خود، و اینکه کردها هیچ گاه به این اندازه حضور خود را احساس نکرده بودند، یک نوع امید مدرن در میان آنان بوجود آورد. امید مدرنی که بر خلاف امید پیشاخود، خود را نه تنها در بستر یک رویای رمانتیکی ـ انقلابی، بلکه در بستر یک رویائی می دید که به علت پدیده جهانی شدن و افزایش نقش نیروهای بین المللی، قویترین بنیادهای رئالیستی خود را تجربه می کرد. و جنگ و خطر کنونی در واقع درست همین امید را نشانه گرفت، و به همین جهت ابعاد شوک وارده را باید بیشتر از این زاویه دید و شکافت.
البته شوک وارده آنقدر که به معنای زندهکردن یک ذهنیت تاریخی و واردکردن جامعه کردی به یک پارادایم دیگر است (که در آن ذهنیت تاریخی همراه با یک امید مدرن می زید، یک معجون غریب)، به معنای عقب نشینی آن در برابر شرایط موجود نیست. کردستان که عمدتا ناخواسته وارد جنگ دیگری شده است، بار دیگر با بازگشت به فاز دفاع از موجودیت خود، این بار در شرایط پیچیده تری در همکاری با نیروهای مختلف منطقه ای و جهانی قرار گرفته است. این شرایط پیچیده به نوعی انواع استراتژیهای متخذه در حل مسئله کرد را در میان آنان تحت تاثیر قرار داده و خواهد داد. و چنین به نظر می رسد که نتوان تصور کرد که در باز بر همان پاشنه تاکنون موجود بچرخد. به دیگر سخن به شیوه موقت هم شده دیگر به دشواری بتوان از ایدههای فدرالیسم، استقلال طلبی، خودمختاری و حتی ایده کانتونها هم سخن به میان آورد. در شرایطی که خود ایالات متحده آمریکا از جنگی حداقل سه ساله و گاها ده ساله با داعش می گوید، در شرایطی که کل نیروهای درونی در عراق در جنگ بودن یا نبودن با داعش قرار گرفتهاند، و امر حفظ موجودیت به اولویت اول فراروئیده است، دشوار بتوان گفت که ایدههای سنتی و یا کنونی بتوانند مثل سابق از اهمیت درجه اول برخوردار باشند، و این یعنی حاکمیت غریزه بقا بر عقلانیت سیاسی در این سرزمین برای بار دیگر. واقعیت این است که ایده "حفظ خود" با تحمیل منطقی خود بر حاملانش، آنان را در مسیر یک عمل پراگماتیستی که عمدتا ناظر بر عبور از شرایط دشوار کنونیست به ایده عملا موجود تبدیل شده است، و درست همین منطق و ایده است که کردها را ناچار به همکاریهای معین با هویتهای متضادی کرده که خود در اساس اعتقادی به مسئله کرد در شکل هویت خواهانه آن ندارند. به دیگر سخن، تا جنگ کنونی ادامه داشته باشد، ایده های کلان حل مسئله کرد عملا به عقب خواهند نشست و از این لحاظ کردستان بناچار وارد دورانی دگر می شود که از بنیان با آنچه در این دو دهه شاهد آن بودهایم، متفاوت است.
شاید یکی از علل شوک وارده را باید همین دانست. مردمی که تقریبا کم کم می دانستند راهها دیگر باید به کجا ختم شوند، امروزه شم راهها را از دست دادهاند، و در درگیریهای سنتی ـ تاریخی دوباره گرفتار آمدهاند. تاریخ نکبت بار گذشته دوباره با تمام قامت خود سربرافراشته است.
در جنگ نیابتی کنونی که در آن تنها کردها بیشتر برای خودشان می جنگند، ما به عینه شاهد آن هستیم که کردها هم عملا به نوعی پایشان به جنگ نیابتی کشیده شده است! این حالت که ناشی از قدرتمنتر بودن یاران موقتی است، هم اعتماد به نفس آنان را تضعیف کرده و هم امکان نفوذ آن کشورهایی را در میانشان افزایش داده است که یکی از رویاهای کردها خلاص شدن از نفوذ آنان بود.
یک نظام فدرالیستی در عراق که الزاما بمنزله تقسیم نقشه ژئوپولیتیکی این کشور نبود، ظاهرا آنچنان برای بعضی نیروها در منطقه جدی بود که برای نابودی آن در پی تغییر نقشه ژئوپولیتیکی منطقه بر مبناهای دیگری برآیند، و نیز بازار داغ اختلافات قومی و مذهبی و طائفی در همین خاورمیانه از طرف دیگر، آن نیروهائی را به یکباره بیدار ساخت که آن را به میدانی برای فروش سلاحهای خود از طریق ایجاد تمهیدات و راه اندازی جنگی دیگر تبدیل کنند.
کردستان عراق در شرایط بسیار دشواری گرفتار آمده است، شرایطی که علاوه به ابعاد مادی و سیاسی آن، بعد تاریخی مسئله کرد را بار دیگر از طریق زندهکردن گذشته به درون کابوسی آشنا پرتاب کرده است.   


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست