یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

گام های نهایی مذاکرات هسته ای و آقای خامنه ای


گودرز اقتداری


• چگونه می توان انتظار داشت که رئیس جمهور حتی بارش باران و رفع خشکسالی را هم به حل مشکل هسته ای گره بزند اما همزمان با آن رهبری در آخرین لحظات گلیم را از زیر پای مذاکره کنندگان بیرون بکشد بی توجه به آنکه تحریم ها برداشته نشده و امکان بازگشت آن به سطح سابق در هر لحظه موجود و خطر آن نیز واقعی است. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۹ تير ۱٣۹۴ -  ٣۰ ژوئن ۲۰۱۵


دور نهایی مذاکرات هسته ای مابین ایران و کشورهای عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان در وین آغاز شده و با ورود و دیدار وزرای خارجه ۵+۱ و محمد جواد ظریف وارد فاز جدی تری شده است. علیرغم پیشرفت هایی که در تنظیم چهارچوب توافق نهایی در مذاکرات لوزان حاصل شده بود، و مذاکرات پیرو آن در جریان کنفرانس پیشگیری از توسعه تسلیحات هسته ای در نیویورک و تدارکاتی که با دیدار های مکرر نمایندگان سیاسی و فنی در سطح معاونین برای تنظیم پیش نویس صورت گرفت، در ماه های اخیر مواضع جدید آیت الله خامنه ای کل پیشرفت راهبردی گفتگو ها را با خطر شکست روبرو نموده است.
آقای عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه و عضو ارشد تیم مذاکره کننده اتمی ایران، در مصاحبه با شبکه العالم، وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی، گفته است که "ما در خیلی از موارد در لوزان به راه حل‌های خوبی رسیدیم و الان آن راه حل‌ها پیاده می‌شود." اما همزمان وی تاکید کرده است که "در بعضی موارد در لوزان به راه حل نرسیدیم و همچنین برخی راه حل‌هایی که در لوزان به آنها رسیدیم پاسخگو نیست؛ به‌خصوص این که بعد از لوزان برخی از کشورهای ۵+۱ تغییراتی در مواضع‌شان مشاهده شد، و این یک مقدار زیادی کار را سخت‌تر کرده است."
سخنان آقای عراقچی، اگر حقیقت داشته باشد، متاسفانه تا حدودی از واقعیات به دور است و وآشکارا می توان آن را ناشی از فشاری دانست که از سوی آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی به تیم مذاکره کننده وارد شده و عملا راه پیشرفت را در صورت اصرار بر آن مسدود کرده است. نکته آن است که این مذاکرات و آنچه در لوزان بدست آمد نتیجه ۱۶ ماه تلاش دائمی طرفین بوده است که مطمئنا با اطلاع رهبری پیش رفته و تعهدات ایران تا لحظه توافق در مرحله قبل، ناشی از حمایت ایشان بوده است. پیش آوردن باصطلاح خط قرمز های جدید، که عمدتا هم مواضع تازه ای نیست بلکه همواره در ذهن طرف غربی به عنوان زیاده خواهی های ایران شناخته شده بوده است، در این مرحله هیچ معنایی ندارد بجز انکه طرف ایرانی به این نتیجه رسیده باشد که همین کاهش موقتی تحریم ها و کاستن از فشار های اقتصادی برای ادامه بقاء حاکمیت کافی است. آقای خامنه ای گفته اند به هیچ وجه اجازه بازدید از تاسیسات نظامی ایران را نخواهند داد، اجازه نخواهند داد با متخصصان اتمی ایران مصاحبه صورت گیرد، تحریم ها باید بلافاصله و بطور کامل برداشته شود، و تحقیقات و توسعه هسته ای نباید برای دهسال متوقف شود. چنین برخوردی مسلما با انچه دولت جمهوری اسلامی و رئیس جمهور روحانی بیان می کند در تضاد کامل است. چگونه می توان انتظار داشت که رئیس جمهور محترم حتی بارش باران و رفع خشکسالی را هم به حل مشکل هسته ای گره بزند اما همزمان با آن رهبری در آخرین لحظات گلیم را از زیر پای مذاکره کنندگان بیرون بکشد بی توجه به آنکه تحریم ها برداشته نشده و امکان بازگشت آن به سطح سابق در هر لحظه موجود و خطر آن نیز واقعی است.
نکته قابل توجه انست که مهمترین اصل هر استراتژی رفع اختلاف، پذیرش دستاورد های مرحله ای و بنای توافق بر پایه آن است. به همین دلیل در آغاز این نوع مذاکرات اصطلاحا میوه های در دسترس را می چینند که بسادگی قابل حصول هستند و بعد مرحله به مرحله رسیدن به نتایج بالاتر و دشوارتر را در سیبل هدف قرار می دهند. توافق ژنو در نوامبر۲۰۱٣ هم چیدن میوه های پایین درخت بود و توافق لوزان در اوریل ۲۰۱۵ چیدن میوه های میانه راه و حالا چالش اصلی رسیدن توافق بر سر اهداف نوک درخت است که هم رسیدن به آن دشوار تر است و هم بهترین و مطلوب ترین میوه های این درخت است. سخنان اخیر آقای خامنه ای معلوم نیست دقیقا برای چه الان و در مراحل پایانی کار مطرح می شود؟ زمستان گذشته و تقریبا در آستانه شروع مذاکرات لوزان آقای خامنه ای در سخنانی برخلاف متن توافق ژنو ۲۰۱۴ که مذاکرات را برای شش ماه به تعویق انداخت و قرار شده بود که ابتدا یک توافق سیاسی در مارس و بعد بفاصله ۳ماه در ژوئن توافق بر سر جزئیات بدست آید اعلام کرد که توافق باید در یک مرحله صورت گیرد و توافق دومرحله ای مورد قبول ایشان نیست. در آن زمان برخی ناظران با استناد به تئوری بازیها میگفتند شاید این اظهار نظر ها و بالابردن مانع بنوعی افزایش گرمای معامله است تا همزمان با فشاری که کنگره و تندروان هوادار اسرائیل در آن زمان به آقای اباما وارد میکردند طرف غربی نتواند به سادگی طرف ایرانی را به پذیرش همه شرایط مجبور کند و بگوید اگر با این شرایط توافق نکنید شرایط اینده سخت تر و پرهزینه تر خواهد بود.
آن شرایط اما دیگر صادق نیست و با پافشاری پرزیدنت اباما قانونی که وسیله کنگره تصویب و به امضای رئیس جمهور رسید ناظر بر لزوم دولت به ارائه توافق به کنگره است ولی حتی اگر کنگره آن را رد کند رئیس جمهور میتواند انرا اجرا کند، مگر آنکه ۶۶% سنا با آن مخالفت نمایند. توجه داشته باشید که با توجه به حضور ۴۷ دموکرات و یک مستقل در سنا عملا رسیدن به ۶۶% مخالف غیر ممکن است. در ضمن همزمان با تصویب آن قانون در کنگره آقای ظریف وزیر خارجه بدرستی اعلام کرد که با دولت ایالات متحده مذاکره میکند و آن دولت را متعهد به توافقات خود میداند و موانع داخلی مشکل او نیست. امروز اما همان وزارتخانه از طریق معاون خود که مذاکره کننده ارشد هم هست میگوید که "برخی راه حل‌هایی که در لوزان به آنها رسیدیم پاسخگو نیست". آقای عراقچی نگفته است که دقیقا کدام یک از توافق های لوزان پاسخگو نیستند و چرا.
به نظر میرسد تغییر تیرهای دروازه دلیل این اشکالات است. ایران در لوزان متعهد شده بود که پرتکل الحاقی را داوطلبانه اجرا کند و سپس از طریق قانونی که شامل تصویب در مجلس است رسما به آن بپیوندد و امضاء کند، همانگونه که قبلا هم در دوران ریاست جمهوری خاتمی آن را اجرا کرده بود. بخش هایی از مدل پرتکل الحاقی بر بازرسی های سرزده از تاسیسات وابسته به فعالیت های هسته ای نظارت دارد. این بازرسی ها و اصولا تحقیقات شامل مصاحبه و کسب اطلاع از کارکنان پروژه های وابسته به منظور راست آزمایی هم می شود و چنانچه آقای ظریف هم گفته است قبلا سابقه داشته و عملا پذیرفته شده بوده است. در اینکه تعریف تاسیسات وابسته به فعالیت های هسته ای تا کجا امتداد خواهد یافت متن مدل پرتکل الحاقی به آن نمی پردازد. آیا تاسیسات نظامی خارج از تاسیسات اعلام شده بعنوان سایت هسته ای هم میتواند به دلیل توافق با پرتکل الحاقی جزء الزامات ایران باشد یا نه دقیقا مشخص نیست.
دستورات آقای خامنه ای و خط قرمز های جدید، که در بالا آمد، همه ناقض توافقات لوزان است و موضوع جدید و مشکل سازی خواهد بود. نه به این خاطر که مسائل خیلی غریبی است بلکه از این رو که اگر ایران خود را متعهد به اجرای پرتکل الحاقی میداند پس از امضای آن دیگر نمیتواند شرط و استثناء اضافه کند. آنچه این بیانات و فرمایشات در عمل ایجاد میکند بی اعتبار کردن نمایندگان ایران است و تایید ادعای جنگ طلبان غربی که دائما انرا در وسایل ارتباط جمعی فریاد میکنند و نخست وزیر اسرائیل هم آنرا چه خود و چه از طریق سخنگویان سیاسی اش در بلندگو اظهار میدارد که طرف ایرانی قابل اعتماد نیست و حتی اگر هم سندی را امضا کند به آن وفادار نخواهد ماند، و بقول معروف در نهان آن کار دیگر میکند. همانطور که در جریان مذاکرات اخیر اتفاق افتاد آقای ظریف برای اطمینان از تایید رهبری حتی مذاکرات را ترک کرده و برای اطمینان از نظر آقای خامنه ای به تهران میرود. در جریان مذاکرات نوامبر ۲۰۱۴ هم اعلام شد که وی قرار است پس از توافقات جاری به تهران برود اما بر اساس شایعات موجود به او گفته شد که نیازی نیست و در نتیجه تصمیمی هم گرفته نشد و توافق نهایی که قرار بود در یکسال به نتیجه برسد تا مارس و ژوئن به تعویق افتاد.
خبرهایی که از مذاکرات وین میرسد اما تا حدودی امیدوارکننده است از آن جمله اینکه طرح چهارچوبی برای برداشتن تحریم ها بین طرف غربی و ایران حاصل شده است. همانطور که قبلا گفته شد یکی از خطوط قرمز جدید آقای خامنه ای این بود که برخلاف انتظار همه ناگهان خواستار لغو تمام تحریم ها در زمان امضای توافق شد. البته طبیعی آن است که براساس توافق لوزان الغای تحریم ها بجز تحریم های اتحادیه اروپا مرحله به مرحله و مترادف با انجام تعهدات ایران صورت پذیرد. راه حل این تفاوت نظربر اساس گزارش هایی که منتشر شده اما هنوز رسما اعلام نگردیده از ٣ فاز برای برداشتن تحریم ها صحبت میکند. فاز اول که فاز پذیرش توافق و اعلام آن است که امید میرود ظرف روزهای آینده و در نهایت یکی دو هفته آینده صورت گیرد. فاز دوم که فاز عملیاتی شدن توافق خوانده شده مرحله ایست که سیر قانونی تایید توافق در کشورهای طرف مذاکره ایجاب میکند مانند تایید توافق از طرف کنگره ایالات متحده، و یا رد شدن آن از طرف کنگره و اقدام احتمالی رئیس جمهور اباما در وتوی کنگره، و تایید شورای سران اتحادیه اروپا برای برداشتن تحریم های اتحادیه. این پروسه حداکثر میتواند تا ۶۰ روز طول بکشد. فاز سوم یا مرحله اجرایی شدن توافق، که ایران معتقد است که در آغاز همین مرحله امضای نهایی توافق هم صورت خواهد گرفت، پس از انجام مراحل قانونی طرفین و تصویب شورای امنیت سازمان ملل آغاز میشود، که از ان زمان به بعد به مرور با تایید و راست آزمایی آژانس تحریم ها برداشته خواهد شد .
در پایان اما مایلم به یک نکته بسیار مهم درباره پرتکل الحاقی بپردازم که ظاهرا کسی به آن توجه نکرده است و آن نکته این حقیقت است که در نوامبر ۱۹۹۷ و بعد در دسامبر ۱۹۹٨ یک مدل پرتکل الحاقی به تصویب شورای حکام آژانس رسیده و به دبیرکل ابلاغ شده است تا از آن مدل برای تنظیم پرتکل های الحاقی با کشورهای عضو استفاده کند. گرچه پیش درآمد این مدل توصیه میکند که حداقل "تمام حقوق تصریح شده در این مدل برای آژانس" در متن پرتکل ویژه کشور طرف قرارداد بکارگرفته شود، در نهایت این فقط یک مدل است و چیزی بنام پرتکل الحاقی که شامل همه کشورها باشد وجود ندارد و در هر مورد خاص میتواند واریاسیون هایی پیدا کند .
به عبارت دیگر آنچه بعنوان بندهای ۱٨ گانه مدل پرتکل الحاقی نوشته شده است نکات اساسی و مورد نظریست که مطرح شده اند اما تغییر ناپذیر و تکمیل ناپذیر نیستند. مدل پیشنهادی سندی قطعی و سخت و صلب نیست. حتی کشور هائی که عضو ان پی تی نیستند مانند هندوستان نیز به بخش های معینی از آن پیوسته اند. بنابراین برخی از خواست های آقای خامنه ای میتوانند در جریان تنظیم متن پرتکل الحاقی برای ایران مورد مداقه قرار گیرند و چنانچه طرف غربی و آژانس آن را بپذیرند به مدل پرتکل اضافه یا کسر شوند. یکی از نکاتی که تاکنون از طرف ایران بطور مشخص مطرح شده و تا حدودی هم از سوی طرف آمریکایی قابل بررسی یا حداقل قابل مذاکره شناخته شده است مساله انتخاب مرجع سومی برای حکمیت در رفع اختلاف بین ایران و آژانس است که در گذشته سابقه نداشته است و در مدل پرتکل فعلی هم به آن اشاره نشده است. این اختلافات از جمله مساله بازدید از سایت های غیر هسته ای (نظامی و تکنولوژیک) را میتواند شامل شود.
این توجه به مساله را از این رو لازم دانستم که اکثر کسانی که در ایران از پرتکل الحاقی صحبت میکنند گویی از متنی سخن میگویند که غیر قابل تغییر است و درنتیجه باعث نگرانی محافلی در حاکمیت میشوند که دائما این بازرسی ها را مانع پیشرفت صنعت هسته ای باصطلاح بومی ایران اعلام میکنند. این دلواپسی وجود دارد، حتی اگر بدانند که گرچه ایران این صنعت را خود بمرور تکمیل کرده است اما در عمل از تکنولوژی های بسیار قدیمی استفاده میکند، که در صورت توافق با غرب و تایید مشارکت طرف های غربی در ادامه این صنعت، ایران میتواند به سطح بسیار پیشرفته تری از تکنولوژی آن دست یابد.
در خاتمه باید یادآور شد که مذاکرات اخیر در واقع مذاکره بر سر پرتکل الحاقی نیست و ایران باید بتواند در فاز دیگری از مذاکرات با آژانس و طرف های غربی بر سر جزئیات پرتکل توافق کند. البته برداشتن تحریم ها هم میتواند منوط به توافق بر سر پرتکل باشد که موضوعی تکنیکی تر است و بین سازمان انرژی اتمی ایران و آژانس صورت خواهد گرفت.
------------------------------------------------
www.huffingtonpost.com
برای اطمینان از برداشت خویش در این مورد ویژه از دوست گرامی ام و مشاور سابق آژانس دکتر بهروز بیات نظر خواستم و ایشان هم بر این باور است که: " پروتکل الحاقی مدلی است برای تنظیم روابط، نکات کلی ای اند که در آن مطرح شده اند و میبایستی رعایت شوند- در واقع توصیه ای با تاکید است-"


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست