یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

پاول مورفی
یونان : شکست و یا پیروزی تاریخی؟
نکاتی در مورد بازتاب های شکست


پروین اشرفی


• کمپین ترس و تروریسم مالی بانک مرکزی اروپا، اثر بسیار زیادی داشته است، به ویژه بر روی بازنشستگان و کسانی که مقداری پول در بانک دارند. آنچه که اکنون در یونان رخ میدهد، یعنی در کشوری که تجربه کمپین های ترور را در رسانه های جریان اصلی در سال اخیر داشته است، مثلا در انتخابات ژانویه، قابل پیش بینی نیست ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۵ تير ۱٣۹۴ -  ۶ ژوئيه ۲۰۱۵



یونان در لحظه تاریخی ای به سر میبرد. چپ، که در طول ۷ سال اخیر بسیج گردیده و رشد کرده است، در آستانه شکستی تاریخی و یا پیروزی تاریخی قرار دارد. شکست به معنای تضعیف روحیه میلیون ها نفر در کشور، و بطور قابل ملاحظه ای به معنای تنزل مبارزه خواهد بود. این امر همچنین شکستی خواهد بود برای چپ های قسمت های دیگر اروپا، به ویژه در کشورهای "پیرامونی" اروپا مانند اسپانیا، پرتقال و همچنین ایرلند.
در حال حاضر موضوعات بخوبی آماده شده اند. استفان کالینز در روزنامه تایمز ایرلند میگوید: "یونان قطره قطره آب میشود، ولی این امر در مورد ما، بخاطر ظرفیت سیستم سیاسی ایرلند و مردمی که با واقعیت روبرو میشوند، صادق نیست." خوب، این را داشته باشید! امشب با یکی از رفقای پودوموس صحبت میکردم و او تأیید کرد که درست همین لفاظی در آنجا هم در جریان است. همه مصائب ریاضت کشی ارائه شده تروئیکا و اجراء شده توسط احزاب خواهر در دولت اسپانیا و ایرلند در هفت سال اخیر، به فراموشی سپرده شده است – تو گویی که همه آنها تقصیر سیریزا بوده است!
شکست ، برای تقویت دوباره پیام "آلترناتیوی وجود ندارد" مورد استفاده قرار خواهد گرفت. برای پائین آوردن روحیه آنانی که امیدشان را به پیروزی سیریزا در ژانویه گره زده بودند، پائین می آورد – "آها، فکر کردید که امیدی هست، اما معلوم شد که امیدی نیست." شکست، حتی تفکر در مورد اینکه ما باید به آلترناتیو امید داشته باشیم را هم تحمل نخواهد کرد. یک شکست چه شکلی است؟ (من قصد دارم در یک نوشته بیشتر مثبت، به اینکه پیروزی چه شکلی خواهد بود، بعدا برخورد کنم!)
در چند روز آینده، شکست میتواند به دو شکل ظاهر شود – یکی آشکار و دیگری کمتر آشکار. شکست آشکار، یک پیروزی برای سمت "آری" در همه پرسی است. این امر مشخصا محتمل است. جامعه بطور وسیعی بر اساس طبقه و سن و سال قطب بندی شده است. با توجه به نظر سنجی ها، ۷۰% از رأی دهندگان طبقه کارگر، به نه رأی میدهند. رآی جوانان نیز مشابه است. ۷۵% بازنشستگان رأی آری میدهند. ثروتمندان هم آری را انتخاب می کنند. کسبه کوچک و بخش کم درآمد طبقات متوسط بطور ۵۰ – ۵۰ تقسیم شده اند.   
کمپین ترس و تروریسم مالی بانک مرکزی اروپا، اثر بسیار زیادی داشته است، به ویژه بر روی بازنشستگان و کسانی که مقداری پول در بانک دارند. آنچه که اکنون در یونان رخ میدهد، یعنی در کشوری که تجربه کمپین های ترور را در رسانه های جریان اصلی در سال اخیر داشته است، مثلا در انتخابات ژانویه، قابل پیش بینی نیست. پوشش بسیار کمی از سوی رسانه های خصوصی به سمت نه داده شده است. برنامه های معمولی لغو شده است تا برنامه های "خبری" بیشتری داشته باشند، امری که خیلی ساده کمپین ترور و دروغ ها را قی میکند.
در نتیجه ، نظرسنجی ۵۰ – ۵۰ را هم نشان میدهد، یعنی بیش از ۱۰% مردد هستند و هنوز تصمیمی نگرفته اند. شهرهای بزرگ بطور روشنی سمت و سوی نه دارند، همانگونه که در تظاهرات تاریخی دیشب در سینتاگما به نمایش گذاشته شد، اما آراء در خارج از شهرها مخلوط است.
بهرحال، آری میتواند فردا برنده شود. نتایج مشخص آن نیز هنوز روشن نیست، اما احتمالا استعفای این دولت ، یا حداقل بخش بزرگی از این دولت را، در بر خواهد داشت. به احتمال زیاد یک دولت "سرایدار"، "تکنوکرات" یا "اتحاد ملی" خواهد آمد، یعنی همه آنهایی که قصد تشکیل یک دولت را دارند بدون اینکه واقعا هیچ وظیفه انتخاباتی ای داشته باشند.
وقوع یک انتخابات هم ممکن است، اما گزینه ای به نفع حزب دموکراسی نو نیست، بخاطر اینکه احتمال اینکه سیریزا دوباره پیروز شود هنوز معقول است. بنابراین، شاید آنها برای مدتی یک شکلی از دولت تکنوکرات را پیش از انتخابات تشکیل بدهند. این امر یعنی دولتی از دموکراسی نو و حزب رودخانه، که خود نشانه ای است بر به تمسخر گرفتن همه آن خطوطی که مردم به آن رأی داده اند.
احتمالا بخشی از چپ، مردم را بخاطر رأی نه ندادن و تضعیف روحیه سرزنش می کنند. البته که اقتصاد بهبود نخواهد یافت – حتی همانگونه که صندوق بین المللی پول هم اذعان کرده است، بدهی هنوز قابل تحمل نخواهد بود – و مارپیچ رو به پایئن ریاضت کشی – انقباض – ریاضت کشی بیشتر- انقباض بیشتر ادامه خواهد یافت. با این حال، در چشم بسیاری، این چپ است که تلاش کرده و شکست خورده است، این پیام به کشورهای دیگر اروپا و پیرامون اروپا مخابره خواهد شد "سیاست های شما سیستم بانکی یونان را فرو ریخت (به نوعی بانک مرکزی اروپا اصلا سرزنش نمیشود) و اکنون مردم یونان دست رد به آن سیاست ها زده است." از این پس، هر زمانی که هر سیاست چپ گرا و یا سوسیالیستی در رسانه ای پیش رو گذاشته شود، با ارجاع به یونان، با رد روبرو خواهد شد.
این نوع شکست مسلما خطرناک است. شکست دیگر همانی است که با نگرانی هایی در میان چپ سیریزا و نیروهای چپ متمایل به سیریزا از آن سخن میرود. امکان اینکه فردا نه پیروز شود هست، اما آن با امضاء یک تفاهم نامه جدیدی از سوی تسپراس در روز دوشنبه و یا سه شنبه همراه خواهد بود که تفاوت کمی با آنچه که مردم رد کرده اند، خواهد داشت.
تسیپراس و رهبری سیریزا بارها تأکید کردند که این همه پرسی بخاطر گسست از منطقه یورو نیست و آنها واقعا به این باور دارند. تأکید آنها بر این است که موقعیت یونان را در مذاکره بهبود ببخشند تا بتوان یک قرارداد بهتری کسب کرد.

با این وجود، فکر میکنم یک چیز اساسا رد شده است – یک توافق قابل ملاحظه بهتری از سوی یونکر، دراقی و مرکل و صندوق بین المللی پول. بعد از این همه ایجاد وحشت و تهدیدها در مورد نتیجه آرای نه، آنها بسادگی نمیتوانند امتیازات مهمی بدهند که بطور قابل ملاحظه ای متکی بر برداشتن ریاضت کشی باشد و یا کاهش واقعی بدهی را پیشنهاد نمایند. البته اگر اروپا مبتنی بر دموکراسی بود، و نه متکی به منافع ثروتمندان صاحب اوران بهادار، بانکداران و شرکت های بزرگ، آنوقت آنها این کار را میکردند، اما حالا نیست و آنها هم این کار را نمی کنند.
آنها از خطر سرایت سیاسی بسیار صحبت می کنند. اگر آنها پس از انتخاب سیریزا قراردادی را امضاء نکنند و همه پرسی ای بر علیه خواسته های آنها و همه نخبگان در اروپا صورت بگیرد، و یونان قرارداد بهتر قابل ملاحظه ای به دست بیاورد، آنوقت این امر پیام "نادرستی" به مردم اسپانیا، پرتقال و ایرلند خواهد فرستاد.
بنابراین ، اگر معامله ای وجود داشته باشد، باحتمال بسیار زیاد خیانتی به خواسته های آنهایی است که در حال بسیج هستند و برای نه می جنگند. در نتیجه، این امر یک شکست تاریخی را به نمایش میگذارد. اگرچه با واژه های متفاوتی ار سوی سیریزا ارائه خواهد شد، اما بخش های فعال جامعه آنرا همانگونه که هست می بینند. دوباره تضعیف روحیه شروع خواهد شد. به احتمال زیاد در سیریزا انشعاب خواهد شد. البته نه به فوریت، بلکه پس از مدتی.
البته اوضاع در خارج از یونان یک مقداری پیچیده تر خواهد شد اگر چنانچه آری برنده شود و نهایتا یک قرارداد ریاضت کشی امضاء شود، جناح راست این امر را در ایرلند و جاهای دیگر هم بکار خواهد گرفت تا پیام "آلترناتیوی وجود ندارد" را تقویت کند.
در صورت پیروزی نه در یکشنبه ، چه امیدهایی به وقوع نخواهد پیوست؟ دو فاکتور وجود دارد. بسیج عمومی برای نه و درجه نه، میتواند امضاء چنین معامله ای را برای رهبری سیریزا سخت کند. استاتیس کوولاکیس، یکی از اعضاء کمیته مرکزی سیریزا و فعال پلاتفورم چپ در سیریزا این جمله را از سوی جمعیت دیشب ، به درستی جمعبندی کرد: "لحظه ای که تسیپراس سخنرانی خود را آغاز کرد باور کردنی نبود. برای اولین بار در زندگی ام بود که این را حس کردم که چگونه خواهد بود وقتی مردم بر میخیزند و از رهبری سیاسی خود میخواهند عقب نشینی نکند. مردم یونان میخواهند برزمند و میدانند که میتوانند پیروز شوند!"
آنچه که اعتراضات شبانه و بسیج عمومی برای رأی نه در بر داشت این است که مردم باردیگر به فاکتور فعال تبدیل شده اند. این در چند سال گذشته که مبارزات فعال فروکش کرده بود، وجود نداشت، به نسبت حرکات بالای آنها به موازات رشد سیریزا در نظرسنجی ها. مردم با دخالت فعال خود به نقطه فشاری تبدیل میشوند تا معامله بدی صورت نگیرد و به چپ در سیریزا اعتماد به نفس میدهند تا در مقابل تفاهم نامه دیگری بتوانند مقاومت کنند.
فاکتور دوم سماجت و عزم تروئیکا است تا به رژیم چنج دست بزند. در طول همین هفته رهبران نیروهای راست در اروپا (از جمله به اصطلاح سوسیال دموکرات ها) آشکارا به جایگزینی یک دولت منتخب فراخوان میدهند و میگویند که آنها با تسیپراس و سیریزا نمیتوانند همکاری کنند. مارتین شولز، رئیس پارلمان اروپا و رهبر "سوسیال دموکرات " آلمان آشکارا خواهان یک دولت تکنوکرات شد. آنها ممکن است در صورت پیروزی رأی نه، به تهدیداتی که براه انداخته و عدم پذیرش طرحی بغیر از آنچه که تاکنون ارائه داده اند، ادامه بدهند. اگر توافقی وجود نداشته باشد، بانک مرکزی اروپا به احتمال زیاد محدودیت های خود را در مورد کمک های اضطراری برای یونان افزایش خواهد داد، امری که باعث فروپاشی وضعیت موجود بانک های یونان در هفته آینده خواهد شد.
این امر همیچنین میتواند اساس یک "توافق" را تضعیف کند. هردوی این فاکتورها، آنچه که اینجا به معنای "گسست" است را نشانه گرفته اند. گسست، یعنی یک برش مصممانه و با کیفیت از تروئیکا و از سیاست های ریاضت کشی و از منطقه یورو. نبود یک تفاهم نامه ریاضت کشی بیشتر، هنوز پیروزی ای را نمایندگی نمی کند – اما راه را برای گسست و تغییرات پایه ای در یونان و کشورهای دیگر اروپا باز می کند. در مورد این تغییرات و اثرات آن، بعدا نکات بیشتری خواهم نوشت.

منیع : www.antiausterityalliance.ie
parvinashrafi@hotmail.com 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست