یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

امبرتو اکو و من...!


خسرو باقرپور


• بیهوده نیست اگر اندیشمندان ایتالیایی و اروپایی فقدانش را اندوه فرهنگ معاصر می نامند. او رمان نویسی بود که خودش این عنوان را به مثابه شناسه ی بارز خویش قبول نداشت. خودش را فیلسوف می دانست که تنها آخر هفته ها به رمان نوسی می پردازد! ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲ اسفند ۱٣۹۴ -  ۲۱ فوريه ۲۰۱۶


 چند سالی بیشتر از نیمی از عمرم را در آلمان سر کرده ام. تبعیدی بیش از سی سال که چشم مرا به ناگزیر بر دنیای امروز گشوده است. یکی از فلاسفه و اهل ادبی که در این آموزشگاه شناختم و از او آموختم، امبرتو اکو است. امبرتو اکو امروز درگذشت. بسیارانی در سوک او نوشتند وگفتند. اما بسیار کوتاه و مختصر. در حد تنها اشاره ای به آن چه او در عرصه ی اندیشه کنکاش کرده بود.
بیهوده نیست اگر اندیشمندان ایتالیایی و اروپایی فقدانش را اندوه فرهنگ معاصر می نامند. او رمان نویسی بود که خودش این عنوان را به مثابه شناسه ی بارز خویش قبول نداشت. خودش را فیلسوف می دانست که تنها آخر هفته ها به رمان نوسی می پردازد! زندگی ی وی نیز این گفته ی او را تایید می کند. او در برابر صدها مقاله و چهل کتاب گرانقدر در عرصه های زبانشناسی و فلسفه و نقد ادبی و .... تنها پنج رمان نوشته است! رمانی هم که او را نامدار کرد کتابی بود با نام "نام گُل سرخ" که به خباثت و حقه بازی و آدمکشی و بچه بازی و آدم سوزی ی کلیسا می پرداخت. ناشرش در آمریکا از همان ابتدا برای چاپ این کتاب خیالش را راحت کرد که: "فروش نمی کند! چون این جا نه صومعه ای بوده است و نه کسی این داستان های صد تا یک غاز لاتین را می فهمد. شاید بیست سی هزار تایی فروش کند.!" نشان به آن نشان اما... کتاب او از مرز تیراژ ده ملیون جلد گذر کرد و فیلمی هم از روی آن ساخته شد که از عجایب دنیای سینماست.
اکو مرد عجیبی است که همه گاه خطر کرده است و بیش از هر بازی ی دیگری با نامش بازی کرده است! او در منازعات سیاسی ی اخیر در ایتالیا طرفِ بی همه چیزی به نام "برلوسکونی" را گرفت و خودش را سنگ روی یخ کرد و عبرت خردمندان شد!
او با همسری آلمانی که مادر پسر و دخترش بود می زیست و چون همسر آلمانی اش کِرمِ کتاب بود! این بی خدا که رسما نیز، کنار گذاشتن خدا را اعلام کرده بود، نقش مهمی در اذهان اروپاییان و مسیحیان عالم در روشن کردن نقش مذبذبِ کلیسا و مذهب ایفا کرد.
اکو نشانه شناسی نامدار بود. هرچند علم نشانه شناسی وامدار فردیناندو سوسور سویسی است و افلاطون فیلسوف نام آشنای یونانی در رساله ی "کراتیلوس" به آن پرداخته است، اما امبرتو اکو نشانه شناسی را معاصر و نامدار کرد و آن را به علم روانشناسی ی عمومی و روانشناسی ی اجتماعی افزود.
اندیشمندان و اهل ادب بسیاری بی آن که ببینمشان بر من و اندیشه ی من تاثیر ژرف و شگرف گذاشته اند مانند: هرمان هسه و هدایت و کافکا و ... از میان آن ها... امبرتو اکو. او امروز مُرد، اما برای من او هنوز زنده است!
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (٣)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست