یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

پادشاهِ غزالان


خسرو باقرپور


• افتاده ام زخمی،
و اندوه گُرگی ست
که گلویم را می درد. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱۶ ارديبهشت ۱٣۹۵ -  ۵ می ۲۰۱۶



"آهویِ کوهی در دشت چگونه بوذا
او ندارد یار، بی یار چگونه روذا"
(ابوحَفص سُغدی)  


افتاده ام زخمی،
و اندوه گُرگی ست
که گلویم را می درد.
زیبای دلخواهِ من!
من، صیدِ آسانی هرگز نبوده ام،
من پادشاهِ غزالانم!
حالا که زخمی ام؛
خونِ مرا که بی دریغ می رود؛
قطره قطره دریاب.
زخمِ مرا ببند.
چشمِ مرا ببین:
که عشق چگونه چکه چکه فرو می چکد از آن
آهِ آهو را دریاب
آه، ای شکارچی ی شب رو؛
عشق را شکار نکن در شب!

اسن. میانه ی اردیبهشت ۱٣۹۵
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست