یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

علی دائی:آزادی بیان یعنی چی؟!
فوتبال سرکوب شده و پادگان نظامی که فدراسیون فوتبال نام دارد!



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱٨ دی ۱٣۹۵ -  ۷ ژانويه ۲۰۱۷



”رفتن به جام جهانی خیلی خوب است و دست کی‌روش و تیمش درد نکند که تا اینجا خوب نتیجه گرفته‌اند اما رفتن به جام جهانی دردی از این دردهای اساسی حل نمی‌کند که اگر می‌کرد بعد از سه دوره رفتن به این جام پس از انقلاب تکلیف فوتبال مان اینی نبود که می‌بینیم.”

اخبار رو ز- کرد سنندجی: این که طی این چند ماه گذشته تعدادی از فوتبالیستهای قدیمی که یا هنوز بازی می کنند یا مربی شده اند موضوع آزادی های رایج در حقوق بشر را در گفتگوهای خود مطرح می کنند باید به فال نیک گرفت. از قبل علی کریمی، مهدی مهدوی کیا، وحید هاشمیان، محمد مایلی کهن افرادی بوده اند که شیوه انتقادی را مطرح کرده اند ولی برخورد و نقد مسعود شجاعی و علی دائی از جنس دیگری است و دو نفری هستند که بی پرواتر از همه و علی دائی بر خلاف انتظاری که از وی میرفت، این سمت و سو را نشانه گرفته اند و در این بین تعدادی از خبرنگاران ورزشی نیز که اندک هستند برای ورود به چنین اصل مبرم و ضروری علاقه نشان داده اند.
علی دائی در بیانیه ای که باشگاه نفت در باره عملکرد فدراسیون فوتبال و فضای حاکم بر آن صادر کرده است در جائی از آن نوشته است: برانکو یک کلام انتقاد از برنامه‌ها کرده، سریع احضارش می‌کنند. پس آزادی بیان در این فوتبال یعنی چه؟ هر کس حرف زد احضار می‌شود؟ دست بردارید. اینجا پادگان که نیست فوتبال است.
قبل از آن که متن این بیانیه را بیآورم ضروری است نگاهی به آزادی بیان و نشر افکار بیآندازم. از آنجائی که فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران با فدراسیون فوتبال سوئد تفاهمنامه همکاری را ایجاد کرده کشور سوئد الگو و مدلی مناسب برای این نگاه و چشم انداز من است تا جامعه فوتبال ایران و به خصوص افرادی مثل عادل فردوسی پور که استاد دانشگاه و مجری برنامه نود است بیش از بیش به اهمیت آزادی بیان پی برند و حتی تعدادی از بازیکنان لژیونر نشین نیز رویگردی بسوی حقوق بشر و آزادیهای فردی و اجتماعی در کشورهای اروپائی داشته باشند و دریابند که چگونه فوتبال نیز مثل سایر عرصه ها بشدت سرکوب شده و می شود!
در سوئد چهار نوع قانون اساسی وجود دارد که در مجموع قوانین اساسی این کشور نامیده می شوند. دو نوع آن در قلمرو آزادی بیان و نشر افکار است. قانون آزادی مطبوعات Tryckfrihetsförordningen و قانون اساسی آزادی بیان Yttrandefrihetsgrundlagen.
این دو قانون به همراه قوانین دیگر معین میکنند که قدرت دولتی بایستی با توجه به حفظ احترام به برابر بودن ارزش همه انسانها و با احترام به آزادی و حرمت و کرامت تک تک مردم اعمال شود. طاهر صدیق از روزنامه نگاران قدیمی بخش رادیو بین المللی سوئد در ترجمه ای که روان و بسیار گویا است چهار قانون اساسی سوئد را چنین کرده ترجمه و نوشته است:

• قانون اساسی سوئد دربرگیرنده‌ی چهار بخش است و به‌طور رسمی سخن از چهار قانون می‌رود که مجموع آن‌ها نه "قانون اساسی سوئد" بلکه "قوانین اساسی سوئد" نامیده می‌شود. دو قانون از چهار قانون یادشده، "قانون نظام حکومت" و "قانون جانشینی در سلطنت"، مجموعاً مترادف قوانین اساسی بسیاری از کشورهای دیگر است که از جمله، کلیات مربوط به نهادهای حکومت، هدف فعالیت‌های دولتی، حقوق پایه‌ای مردم در تعیین شیوه‌ی حکومت و میزان آزادی مردم در اظهار رأی و باور و تشکل و تحزب برای پیشبرد رأی و باور خود را تعیین می‌کند. دو قانون دیگر تشکیل‌دهنده‌ی قانون اساسی سوئد عبارت‌اند از "قانون آزادی مطبوعات"’ و "قانون آزادی بیان". قانون آزادی مطبوعات مربوط است به آزادی بیان نوشتاری اما قانون آزادی بیان قانونی است برای سامان دادن آزادی بیان با ابزارهای غیرنوشتاری یعنی رادیو و تلویزیون، ویدئو و جز آن. اینکه این دو قانون مربوط به آزادی بیان به مقام قوانین اساسی ارتقا یافته، یکی از مشخصات قانون اساسی سوئد است. می‌دانیم که تغییرپذیری قانون اساسی در کشورهای دموکراتیک غربی و ازجمله سوئد امری بدیهی است اما تغییر این قوانین به‌آسانی تغییر قوانین عادی نیست و بنابراین در سوئد دو قانون مربوط به آزادی بیان نیز از استحکام بیشتری در مقایسه با قوانین عادی برخوردارند.
• ماده‌ی نخست قانون آزادی مطبوعات، این آزادی را چنین تعریف می‌کند "آزادی مطبوعات عبارت است از این‌که هر شهروند سوئدی این حق را داشته باشد که بدون جلوگیری پیشاپیش مقامات حکومتی و دیگر نهادهای عمومی، به انتشار آثار چاپی اقدام کند... هر شهروند سوئدی مجاز است که با رعایت مقررات این قانون، در اثر چاپ‌شده‌ی خود، اندیشه و دیدگاه خود را بیان کند، به انتشار اسناد عمومی اقدام کند و داده‌ها و اطلاعاتی را درباره هر موضوعی که می‌خواهد، به دیگران انتقال دهد. همچنین هرکسی اجازه دارد... داده‌ها و اطلاعات درباره هر موضوعی را که می‌خواهد، باهدف انتشار در آثار چاپی، در اختیار نویسنده یا پدیدآورنده‌ی آثار چاپی، هیئت تحریری... و موسسه‌ی حرفه‌ای عرضه‌کننده‌ی خبر و گزارش به مطبوعات، قرار دهد... هرکسی حق دارد درباره‌ی هر موضوعی، داده‌ها و اطلاعاتی برای انتشار در آثار چاپی یا برای قرار دادن آن در اختیار دیگران... گردآوری کند."
• در ماده‌ی نخست قانون آزادی بیان نیز می‌خوانیم: "هر شهروند سوئدی ... از این حق برخوردار است که در مطابقت با این قانون اساسی، از طریق رادیو، تلویزیون و مانند آن و نیز از طریق فیلم، ویدئوگرام، ضبط‌صوت و دیگر آثار ضبطی به‌صورت علنی به بیان افکار و عقاید و احساسات و نیز اطلاع‌رسانی درباره‌ی هر موضوعی اقدام کند." بر طبق ماده‌ی دوم همین قانون نیز "هر شهروند سوئدی از این حق برخوردار است که اطلاعات درباره هر موضوعی را در اختیار نویسندگان و پدیدآورندگان دیگر و نیز ناشران، هیئت‌های ویرایش، خبرگزاری‌ها و بنگاه‌های تولیدکننده‌ی آثار ضبطی، به‌منظور انتشار در برنامه‌های رادیویی و آثار مشابه، قرار دهد. هر شهروند سوئدی همچنین از این حق برخوردار است که به این منظور و نیز برای انتشار، اطلاعات درباره هر موضوعی را گردآورد ."
• حق گردآوری و انتقال اطلاعات برای شهروندان سوئدی به این معنا نیز هست که برای نمونه کارمند یک اداره‌ی دولتی می‌تواند در مورد اداره‌ی متبوع خود اسراری را در اختیار فرضاً روزنامه‌ای قرار دهد و بدین ترتیب این اسرار توسط آن روزنامه فاش شود. در این‌گونه موارد هیچ مقامی حق ندارد از مدیرمسئول روزنامه هویت اطلاع‌رسان را جویا شود حتی اگر انتشار آن اطلاعات جرم شناخته شود. در این موارد تنها مدیرمسئول روزنامه ممکن است مورد پیگرد قضایی قرار گیرد و او موظف نیست که منبع اطلاعات خود را فاش کند.
• همچنین بنا بر قانون آزادی مطبوعات، ممیزی اثر پیش از چاپ آن یا ممنوع کردن چاپ اثر بر پایه‌ی ممیزی مجاز نیست.
• 
همچنین، مقامات حکومتی و نهادهای عمومی مجاز نیستند که با استناد به محتوای اثر، له‌وسیاه‌ی اقدام غیر متکی بر این قانون، از چاپ، نشر و پخش آن در میان مردم، جلوگیری کنند. قانون آزادی بیان نیز حاوی اصل ممنوعیت ممیزی است.
• یکی از مهم‌ترین بخش‌های قانون آزادی مطبوعات و نیز قانون آزادی بیان، مربوط است به علنیت اسناد عمومی. قانون علنیت اسناد عمومی یعنی علنیت اسناد نهادهای حکومتی کشوری و محلی، اعم از پارلمان، وزارتخانه‌ها، شوراهای شهر، ادارات کل دولتی، ادارات تابع شهرداری‌ها و مانند آن را می‌توان یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحقق حقوق مندرج در قانون آزادی مطبوعات و قانون آزادی بیان توصیف کرد. محرمانگی محدود اسناد عمومی البته اجتناب‌ناپذیر است و در قانون آزادی مطبوعات نیز که فصل دوم آن به علنیت اسناد عمومی اختصاص یافته، استثناهایی در این زمینه مطرح شده است. در قانون ویژه‌ای نیز که قانون حفظ اسرار نامیده می‌شود، مقررات مربوط به محرمانه شناختن اسناد تعیین شده است. اما باوجوداین استثناها ، می‌توان گفت که در قانون علنیت اسناد عمومی در سوئد، حقوق گسترده‌ای در زمینه‌ی دسترسی به اسناد نهادهای حکومتی برای مردم در نظر گرفته شده که بدون آن ، اطلاع‌رسانی درباره‌ی امور مربوط به نهادهای حکومتی، با کمبودی جدی روبرو خواهد بود، چنانکه در بسیاری از کشورهای جهان، حتی کشورهای دموکراتیک غرب، با کمبود جدی روبروست. در سوئد ، امروز، هر ژورنالیستی یا هر کس دیگری ، قانونا، هر زمانی که بخواهد، می‌تواند به هر اداره دولتی یا محلی (شهرداری و شوراهای استانی) مراجعه کند و هر سندی را که می‌خواهد از این نهادها برای مطالعه و تهیه کپی مطالبه کند. چنانچه سند موردنظر بر طبق مقررات مندرج در قانون حفظ اسرار، مهر محرمانه نخورده باشد، نهادهای یادشده باید آن را در اختیار درخواست‌کننده بگذارند.
• قانون علنیت اسناد عمومی بخشی از قانون آزادی مطبوعات در سوئد است و بنابراین جزو قوانین اساسی شمرده می‌شود. تمام فصل دوم قانون آزادی مطبوعات به موضوع علنیت اسناد عمومی اختصاص یافته است که شامل ۱۷ ماده است.
• در ماده‌ی ۱۴ این قانون ازجمله آمده است که: "نهاد حکومتی مجاز نیست که بر پایه‌ی درخواست دسترسی به یک سند عمومی، تحقیقاتی را درباره‌ی هویت و هدف درخواست‌کننده، بیش از حدی که جهت داوری درباره بلامانع بودن دسترسی به سند لازم است، انجام دهد." یعنی در بسیاری موارد، نهاد حکومتی حتی نمی‌تواند بپرسد که درخواست‌کننده کیست و برای چه منظوری خواستار دسترسی به سند است.
• ماده‌ی ۱۵، درباره‌ی پی آمدهای حقوقی خودداری نهاد حکومتی از ارائه سند است: "هرگاه نهادی جز پارلمان یا هیئت دولت، با درخواست دسترسی به سندی مخالفت کند یا آن را مشروط به شروطی سازد که حق درخواست‌کننده را در مورد افشای محتوای آن محدود کند یا به نحوی دیگر مانع بهره برداری او شود، متقاضی می‌تواند از این تصمیم شکایت کند. شکایت از تصمیم وزیر به هیئت دولت و شکایت از تصمیمم نهادهای دیگر باید به دادگاه تسلیم شود...". توجه کنید که بر این پایه، اگر نهادی دولتی یا کمونی، سندی را محرمانه بداند، یا به‌عبارت‌دیگر بر آن سند مهر محرمانه بزند، درخواست‌کننده‌ی سند می‌تواند این تصمیم را زیر سوال ببرد. بنابراین اگر نهادی در حکومت به سندی مهر محرمانه بزند باید این کار آن نهاد با مواد قانون حفظ اسرار توجیه‌پذیر باشد و اگر درخواست‌کننده‌ی سند این محرمانگی را توجیه‌پذیر نداند، می‌تواند به مقامات قضایی شکایت ببرد.

اما بیانیه باشگاه نفت به نقل از صحبتهای علی دائی:
بیانیه آتشین سرمربی نفت در انتقاد از عملکرد ارکان فدراسیون فوتبال
علی دایی: دست بردارید، اینجا پادگان نیست!
در فدراسیون صندلی‌بازی راه انداخته‌اند

سرمربی نفت تهران گفت: صدور حکم سریع علیه من تازگی ندارد.
به گزارش ایسنا به نقل از باشگاه نفت تهران، علی دایی درباره رای صادره کمیته انضباطی گفت: هیچ وحدت رویه‌ای در تصمیمات کمیته انضباطی نمی‌بینم. کسانی هستند که کنار زمین دست به یقه شده‌اند اما به رغم گذشت چند هفته هنوز حکم نهایی صادر نشده است. همچنان در حال بررسی هستند و می‌گویند پرونده مفتوح است اما رای درباره من را در سریع‌ترین زمان ممکن صادر می‌کنند بی‌آنکه حق دفاع برای من قائل باشند.
دایی ادامه داد: من هم به اندازه خودم سواد حقوقی دارم و با دوستان حقوقی هم مشورت می‌کنم. این همه تناقض در رفتار و آرای کمیته انضباطی قابل پذیرش نیست. مثلا رای دو جلسه محرومیت و ده میلیون جریمه داده‌اند بعد می‌گویند جریمه قابل اعتراض است و محرومیت قطعی! آقایان، مجموع این دو مجازات می‌شود یک رای. در همه قوانین از زمان حمورابی و کوروش تا الان می‌گویند فلان رای قابل تجدیدنظر هست یا نیست. نمی‌گویند مجازات قابل تجدیدنظر است. وقتی یک بخش یک رای قابل تجدیدنظر باشد مابقی بخش‌ها هم قابل تجدیدنظر است. این را حتی در قانون آیین دادرسی کیفری قبلی در ماده ٢٣٤ و قانون فعلی در ماده ٤٢٩ هم ذکر کرده‌اند و امری کاملا واضح است. نمی‌دانم چرا اینجا می‌خواهند قانون مملکت را هم زیر سئوال ببرند و آن را تغییر بدهند.
او ادامه داد: من وقتی در قبال اتهام و تخلف انتسابی حق دفاع دارم در همه موارد آن می‌توانم از خودم دفاع کنم. نمی‌شود که مثلا دادگاه رای بدهد فلانی هم اعدام شود هم دیه بدهد. بعد بگویند اعدام قطعی و دیه قابل تجدیدنظر است. اول اعدامش کنید بعد می‌تواند نسبت به دیه اعتراض کند! الحمدالله همه اعضای کمیته انضباطی وکیل و قاضی هستند و من نباید اینها را بگویم چرا که خودشان اشراف کامل دارند.
سرمربی نفت تهران تصریح کرد: سال قبل رایی درباره سید مهدی رحمتی که خیلی هم برایم عزیز است دادند و گفتند تخلف لیگ برتر فقط در لیگ برتر اجرا می‌شود و تخلف در جام حذفی هم در جام حذفی. گفتند این را از مقررات فیفا برداشت کرده‌اند اما الان یک حرف دیگر می‌زنند. بالاخره روال را مشخص کنید. نمی‌شود هر جور سلیقه و دل‌بخواه شما باشد جلو برویم.
دایی افزود: آیین‌نامه فیفا را می‌خواهند در ایران اجرا کنند. برخی موارد را اجرا می‌کنند و برخی را هم نه! اصلا کجای کار فوتبال ما با فیفا شباهت دارد؟ حالا در بعضی پشت پرده‌ها، خدا را شکر بین ما و فیفا رقابت است. البته در فیفا دستگیری‌ها وجود دارد در فوتبال پاک ما نه! می‌گویند آرا حتی اگر قابل تجدیدنظر هم باشد بلافاصله اجرا می‌شود. این قاعده کجای قانون است؟ اگر در فیفا این حرف را می‌زنند دلیل دارد. چون بلافاصله می‌شود پرونده را به استیناف برد و کمیته استیناف آنجا همیشه فعال است اما آیا اینجا هم همین شرایط حاکم است؟
سرمربی نفت تهران یادآور شد: با برخی احکام به نوعی جدیدا دستگاه درآمدزایی فحش شمار در فدراسیون نصب شده که بر اساس آن درآمدزایی های قابل توجهی شکل می‌گیرد. منِ علی دایی یا هر مربی و بازیکن دیگری نود دقیقه به خودمان و خانواده‌مان رکیک‌ترین توهین‌ها می‌شود اما باید سکوت کنیم، بعد بر اساس همان توهین‌ها فلان تیم جریمه نقدی می‌شود تا پول به حساب فدراسیون برود، خنده‌دار نیست؟ هشت پنالتی ما را به گفته کارشناسان نمی‌گیرند. در جام حذفی استقلال به ما گل آفساید می‌زند اما کنار زمین اعتراضی معمولی داشتم و در کنفرانس‌ها هم به ذکر اشتباهات پرداختم. با اینکه عمری در فوتبال بودم اول از طریق افراد رسانه‌ای تیم و باشگاه پیگیر می‌شوم که کارشناسان داوری چه گفته‌اند و بعد به سالن کنفرانس می‌روم. خود آقای کامرانی‌فر هم تحت تاثیر این میزان اشتباه داوری به زیان نفت و نوع رفتار تیم ما با من تماس گرفت و تشکر کرد. حالا یک بار تحت تاثیر اشتباهات و فشارهای قبلی و آن بازی که اعتراض کنیم و حق یک تیم بخش خصوصی را مطالبه کنیم شمشیر آقایان آماده است. همین کارها را کرده‌ایم که بخش خصوصی از فوتبال فراری است و رغبتی به حضور در فوتبال ندارد.
دایی با انتقاد از عملکرد فدراسیون گفت: مشکل اصلی در نوع اداره فوتبال ماست. یک صندلی با دو نفر را گذاشته‌ایم و صندلی بازی راه انداخته‌ایم. همیشه یکی از آن دو نفر روی آن صندلی است و برنده بازی به حساب می‌آید. نمی‌خواهیم کار زیر بنایی کنیم فقط نفرات را جابجا می‌کنیم و متاسفانه هیچ تغییر مثبتی در روند کاری فدراسیون دیده نمی‌شود و مشخص نیست رییس برخی کمیته‌ها از کجا و چگونه و با چه معیارهایی انتخاب شده‌اند. متاسفانه کسانی که سررشته‌ای از فوتبال ندارند توقع دارند مقابل ظلم سکوت کنیم. اگر دفاع از حق جرم است مرا مجازات کنید. شما بگویید در بازی با سپاهان داور چه کاری برای حریف نکرد؟ بازیکن ما را به ناحق اخراج کرد، پنالتی اشتباه گرفت بر خلاف همه قوانین مثل توپ جمع‌کن توپ را از گلر ما گرفت تا حریف سریع‌تر کرنر بزند و وقت تلف نشود، من یاد نگرفته‌ام در مقابل ناحقی‌ها سکوت کنم و تا آخر عمرهم سکوت نمی‌کنم.
او تاکید کرد: سه سال قبل تیم پرسپولیس با من داشت قهرمان می‌شد به خاطر تماشاگران یک امتیاز از ما کم کردند. این حکم را هر کجای دنیا نشان می‌دادیم از ما تست عقل می‌گرفتند. حالا بماند که همان فصل تماشاگران برخی تیم‌ها اعتراض‌های به مراتب تندتر داشتند اما امتیازی از آنها کسر نشد شاید بدین خاطر که از حاشیه امنیت برخوردار بودند. تاریخ مصرف کسر امتیاز به خاطر شعارها هم فقط همان فصل بود و پرسپولیس با بنده به خاطر همان کسر امتیاز قهرمان نشد. همان فصل یک تیم غیر نظامی به اندازه بیش از انگشتان دو دست سرباز معاف شده با کارت پایان خدمت‌های مسئله‌دار داشت. انگار هر کس از آن حوالی رد شده بود یک کارت برایش گرفته بودند. چه اقدامی انجام دادید؟ چه حکمی صادر کردید؟ با کدام خاطی برخورد کردید؟ چرا قهرمانی پرسپولیس را که حق مسلمش در آن فصل بود، به پرسپولیس برنگرداندید؟ اگر پرسپولیس، استقلال و تراکتورسازی هم این تخلقات را داشتند همین واکنش را داشتید؟! لای کتاب حافظ سکه دادند و در برنامه ٩٠ هم نشان دادند. چه شد؟ چه کسی محروم شد؟ قبول کنید فقط برای علی دایی کتاب قانون‌تان واو به واو خوانده و اجرا می‌شود. من هم بلدم بازی کنم و با اعتراض های به اصطلاح مدنی همه چیز را زیر سوال ببرم. کاری دارد در واکنش به تبعیض، تناقض‌های اثبات شده و یک بام و دو هواها در یک بازی من و همه نیمکت‌نشین‌ها نود دقیقه پشت به زمین بایستیم؟ فکر می‌کنید بازخوردش در سطح دنیا از این آرای فدراسیون کمتر است؟ برانکو یک کلام انتقاد از برنامه‌ها کرده. سریع احضارش می‌کنند. پس آزادی بیان در این فوتبال یعنی چه؟ هر کس حرف زد احضار می‌شود؟ دست بردارید. اینجا پادگان که نیست فوتبال است.
دایی ادامه داد: از بازی با استقلال من را محروم کرده‌اند. استقلال هم در بازی خانگی محروم از تماشاگر است و قطعا هوادارانش برای بازی با ما به ورزشگاه تختی می‌آیند چون ما میزبانیم. این بعد از آن همه جنجال و فحاشی در بازی حذفی معنایش چیست؟ ما که هواداری نداریم و میزبان هم هستیم. در ورزشگاه را می‌بندیم تا کسی وارد نشود. ما میزبانیم و می‌خواهیم بدون تماشاگر بازی کنیم. فوقش ده درصد میهمان را به آنها می‌دهیم. اگر بنا به لج‌بازی است ما هم بلدیم.
سرمربی نفت در ادامه گفت: امیدوارم فدراسیون نخواهد روال اشتباه و تبعیض آمیزش را ادامه دهد. به دکتر سلطانی‌فر هم می‌گویم وزیر قبلی هر جور خواست با فوتبال برخورد کرد اما به خودمان می‌گفتیم او فوتبالی نبوده و نمی‌شود ایرادی گرفت. شما اما فوتبال و آدم‌هایش را خوب می‌شناسید. بعضی‌ها در این فوتبال فقط سایه بلندی دارند مثل سایه‌های بلند دم غروب. فریب آنها را نخورید و برای فوتبال چاره‌ای اساسی بیاندیشید.
دایی در ادامه تصریح کرد: رفتن به جام جهانی خیلی خوب است و دست کی‌روش و تیمش درد نکند که تا اینجا خوب نتیجه گرفته‌اند اما رفتن به جام جهانی دردی از این دردهای اساسی حل نمی‌کند که اگر می‌کرد بعد از سه دوره رفتن به این جام پس از انقلاب تکلیف فوتبال مان اینی نبود که می‌بینیم.
آقای گل فوتبال جهان درباره شکایت استقلال گفت: ویدئوی حرف‌های بنده در کنفرانس خبری موجود است. بروند و ببینند. برخلاف برخی آنقدر شجاعتش را داشتم که قبل از بیان واکنش خود درباره فحاشی‌ها، از هواداران فهیم و فرهیخته استقلال عذرخواهی کنم. انتظار عذرخواهی هم از سوی مدیران باشگاه استقلال را نداشتم چون اگر بنا به عذرخواهی‌شان بود لیدرهای کانون هواداران‌شان آن فحاشی‌ها را از برخی تماشاگران مطالبه نمی‌کردند. این شکایت دیگر آخر مغلطه و سفسطه بازی است. چرا بعد از چند هفته و در آستانه بازی بعدی‌مان یادشان افتاده شکایت کنند؟ آن هم بعد از آن همه فحاشی که صدای اساتیدی مثل آقایان پروین، مایلی‌کهن و خیلی‌های دیگر را هم درآورد و حتی آقای جهانیان رییس محترم هیات مدیره‌شان هم با شجاعت آن اتفاقات را محکوم کرده و از من عذرخواهی کردند. قطعا آقای وزیر برای جمع شدن اپیدمی فحاشی‌ها و توهین‌ها در ورزشگاه‌ها فکری عاجل کرده و اینگونه دست پیش گرفتن و جسارت باشگاهی که ایشان رییس مجمع آن هستند را ریشه‌یابی خواهند کرد تا معلوم شود این جریانات در آستانه بازی دو تیم از کجا آب می‌خورد و هدف چیست. بنده باز هم و این بار با صدایی بلندتر می‌گویم که از هواداران فهیم و فرهیخته استقلال پوزش می‌طلبم اما برخی که به بنده فحاشی کردند آن توهین‌ها را به خودشان کرده‌اند و اگر هرکس هم در پسِ پرده صحنه گردان بوده‌اند توهین‌ها نوش جان خودش.
سرمربی نفت همچنین گفت: متاسفانه من ایران نبودم و صحبت‌های آقای طاهری مدیرعامل محترم سپاهان را دیروز شنیدم. باید به ایشان یادآوری کنم اینجا فوتبال است و با هندبال کاملا فرق می‌کند. منی که در هندبال نبوده‌ام از آن سررشته‌ای ندارم و نمی‌توانم درباره آن نظر بدهم شما هم نمی‌توانید در مورد فوتبال اطلاعات کاملی داشته باشد. متاسفانه در برنامه ۹۰ در مورد آقای شجاع خلیل‌زاده که از بهترین مدافعان ایران است حرف‌هایی زدید که باید یادآوری کنم همه مردم ایران آن بازی کذایی پرسپولیس و سپاهان را بیاد دارند که آقای شجاع خلیل‌زاده که یکی از بهترین مدافعان ایران هستند چگونه به بازیکن پرسپولیس فن کمر زد و بعد هم با کف دست به صورتش کوبید. آقای طاهری لطفا دلایل باختتان را در جاهای دیگر ریشه‌یابی کنید و اینکه آن را گردن دیگران بیندازید صحیح نیست. گفته‌اید هواداران شما با چشم گریان از ورزشگاه رفته‌اند. تیمتان را تقویت کنید تا این اتفاق تکرار نشود. با این استدلال‌ها معتقدید تیم کم هوادار نباید تیم پرهوادار را شکست بدهد! پرهوادارتر از پرسپولیس و استقلال و تراکتورسازی که نیستید و اگر این استدلال را بپذیریم پس آن تیم‌ها نباید شکست بخورند.
دایی در ادامه تصریح کرد: من فقط از تبریک عجیب و غریب آقای کامرانی‌فر به بنیادی‌فر تعجب می‌کنم. آقای کامرانی‌فر دفاع از اشتباه، خودش یک اشتباه بزرگ‌تر است. کسی که یک اشتباه می‌کند یک اشتباه است اما وقتی برای توجیه اشتباهش هزار دلیل بیاورد، می‌شود هزار و یک اشتباه. بازی در اصفهان است و داور شهرکردی انتخاب می‌کنند که دو قدمی اصفهان است. می‌گویید گلر سپاهان نباید اخراج شود چون توپ در اختیار مهاجم نبوده، آیا شدت ضربه و بازی خطرناک دروازه‌بان سپاهان اخراج نداشت؟ عیسی آل‌کثیر هنوز دارد فیزیوتراپی می‌کند.
او در پایان گفت: حق گرفتنی است و باید برای آن جنگید. متاسفانه ما گاهی اوقات خدا را فراموش می‌کنیم و به بنده خدا می‌چسبیم.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست