یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آن رودِ خروشان، اینک سرآبی است


مرضیه شاه بزاز


• همسایه
چون مرغی دانه چین
سر تکان می دهد
و بلندگوها به هفتصد زبان در فریاد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۴ خرداد ۱٣۹۶ -  ۱۴ ژوئن ۲۰۱۷


 همسایه

چون مرغی دانه چین

سر تکان می دهد

و بلندگوها به هفتصد زبان در فریاد

----

کودکان گرسنه ی قرن!

نشسته اینچنین به انتظار

بر میزِ بشقابهای پر از نقشهای کج و معوج و خالی

می توانم آیا

دستی بزیر بازوانتان به زور، یا که دستی از نوازش بر سر

به سفره ی دشتهای حاصلخیز

راه تان بَرَم؟

می توانم زانوان خسته را آیا

از صخره های هزارْ پله ی لغزان

به جویبارِ جوشنده ی هنوز نیمه گل آلوده برسانم

تا از ریزیافته های طلا،

پیکره ای بتراشیم آنچنان؟

----

از تلمبارِ نیشخنده های عاقل اندر سفیهِ

می توانم آیا

با جهشی بلند بپرم

یا به هنگامیکه خام و بی اعتنا

برگهای درختِ سیب پربارِ پار را

بزیر کفشی که هنوز در قالب پایتان جا نیفتاده،

له می کنید

می توانم آیا بزرگوارانه بازوانم را بگشایم

و خروسِ پر هیاهوی اندیشه تان را در دامنم آشیان دهم؟

----

دلی تپنده، سری پر شور می خواهد

تا تخمهای مرغ خوشخوان را برباید

و آنگاه با ضربه ای

در بهت چشمانتان

صد مار سمی از لاکهای اهکی برهاند

می توانم آیا من؟

----

می توانم آیا من، بی لرزشِ صدا

در کتابخانه،

سرم را در قفسه ی صد ساله فرو برم و فریاد بزنم

فیلسوف عزیز

در دیگ همسایه

وهم

پر رونق تر از آش می جوشد؟

----

آتلانتا، ژوئن ۲۰۱۷

divanpress.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست