یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

به بهانه انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل!


تقی روزبه


• انتشار اسناد کودتا،‌ با رویکرد جدید دولت آمریکا به رژیم چنج (تغییر رژیم) و کلید خوردن دور تازه ای از تحریم های گسترده همزمان می گردد. گرچه ابرقدرت آمریکا امروزه در موقعیتی نیست که مانند چندین دهه گذشته به آسانی بتواند در سایر کشورها دست به کودتا بزند اما به شیوه ای دیگر و با سازوکارهای دیگر چه اثباتا؛ و چه در شکل سلبی به یاری خودکامگان تاریخ می شتابد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲٨ خرداد ۱٣۹۶ -  ۱٨ ژوئن ۲۰۱۷


1- جالب نیست؟! کودتا می کنند تا دیگر کسی جرئت نکند که بفکر ملی کردن نفت و یا کانال سوئز و امثال آن بیفتد و برای چندنسل هم اجازه انتشار اسناد آن را به بهانه حفظ منافع و امنیت ملی نمی دهند تا وقتی که آب ها از آسیاب ییفتد و فاجعه مشمول مرور زمان شده و از خاطره ها برود؛ آنگاه پس از نزدیک به هفت دهه تأخیر و خاموش شدن اخگرسوزان آن، زمان ادای دین به تاریخ فرا می رسد. اما هر رخداد و فاجعه ای علاوه بر داشتن وجه تاریخی، بدلیل تأثیر مستقیمش بر سرنوشت و شرایط زندگی و به باددادن امیدها و آرزوهای میلیون ها تن، چه بسا حامل پتانسیل و محرکی است که کم و کیفش رابطه مستقیمی دارد با میزان آگاهی جامعه از عمق و عوامل فاجعه و لاجرم به سرعت و دامنه انتشار اخبار واقعی پیرامون فاجعه در برهه زمانی خود. بطور کلی هر چه که فاجعه از زمان وقوع خود فاصله بگیرد بهمان اندازه از برد موثر و حدت اخگر سوزانش کاسته می شود. طبقه بندی کردن اسناد برای دور نگهداشتن مردم یک کشور و یا جهان تحت عنوان منافع ملی و یا امنیتی که از دیرباز توسط قدرت ها بکار گرفته شده اند، دقیقا برای تبدیل خبر زنده و کارساز به خبرمرده و بی جان و با خاموش کردن اخگرسوزان نهفته در چنین رخدادهائی است.
تحت چنین شرایطی است که مجوز فک مهر محرمانه صادر می شود و مدال افتخار «آزادترین و دموکراتیک ترین کشور جهان» را هم نصیب خود می کنند! این پدیده شمال و جنوب و مرکز و حاشیه نمی شناسد. کم و بیش عین همین برخورد در مورد فاجعه ۱۱ سپتامبر هم صورت گرفت که بازهم به بهانه منافع ملی و یا امنیتی نسل فاجعه دیده کنونی را از حق آگاه شدن از همه جوانب حقیقت آن چه که اتفاق افتاده محروم می سازند تا بتوانند آن را هم چون یک خبر مرده و یا واقعه تاریخی به نسل های بعدی ارائه دهند.
با توجه به چنین رویکردی است که فک و افشاء و انتشار اسناد محرمانه و طبقه بندی شده توسط قدرت ها و دولت ها و شرکت های فراملیتی - که معرف اقدامات و تصمیمات پنهان نگهداشته شده و دخیل در سرنوشت مردم یک کشور و یا جهان است، توسط روزنامه نگاران و کنشگران شیفته حقیقت، و کسانی چون اسنودن ها و یا آسانژها (ویکی لیکس) و دهها مشابه آن ها در شکافتن دیواره های اقتدار و اشاعه حقیقت اهمیت زیادی دارد. آن ها عمیقا به حق دانستن و آگاه شدن و دسترسی آزاد مردم به اطلاعات و اخبارمربوط به سرنوشت خود که به بهانه طبقه بندی شده از دست رس آن ها خارج می شود باور دارند و آن را از حقوق ذاتی و بدیهی بشر می دانند. بی جهت نیست که آن ها تا این اندازه مورد خشم و انزجار این قدرت ها قرار گرفته و با تحمل خطراتی چون آوارگی و پناهندگی و زندان و محاکمه و... تاوان جسارت و تعرض به حطوط قرمزها را می پردازند. نباید فراموش کنیم که طبقه بندی اطلاعات یکی از مولفه های مهم اقتدار بشمار می رود و باندازه ای که انحصار اطلاعات درهم شکسته شود بهمان اندازه اقتدارآن ها دچار ترک و آسیب می گردد.

2- جالب آن که انتشار اسناد کودتا،‌ با رویکرد جدید دولت آمریکا به رژیم چنج (تغییر رژیم) و کلید خوردن دور تازه ای از تحریم های گسترده همزمان می گردد. گرچه ابرقدرت آمریکا امروزه در موقعیتی نیست که مانند چندین دهه گذشته به آسانی بتواند در سایر کشورها دست به کودتا بزند اما به شیوه ای دیگر و با سازوکارهای دیگر چه اثباتا هم چون انعقاد بزرگترین و بی سابقه ترین پیمان اقتصادی و نظامی با حکومت خودکامه و فوق ارتجاعی عربستان با هدف تبدیل آن به ژاندارم منطقه و چه در شکل سلبی به یاری خودکامگان تاریخ می شتابد. در مورد این نوع اخیر می توان گفت که در حقیقت دولت ترامپ هدیه و فرصت گرانبهائی را به جناح حاکم و حامیان ولایت مطلقه، آن هم درست در لحظاتی که بیش از همیشه دستخوش بحران اقتدار و تجزیه و واگرائی شده اند، در شرایطی که به دو قطبی کردن جامعه حول نظام و دشمن برای حفط موقعیت خود و سرکوب جامعه نیاز دارند، هم چون یک نعمت آسمانی تقدیم می کنند. چرا که هر دو طرف، هم دولت آمریکا و هم جناح حاکم، برای پیشبرد اهداف خود به دشمنی با یکدیگر نیاز دارند. در هر صورت، نتیجه عمل دولت آمریکا تقویت دشمنان دموکراسی است چه به شکل حمایت مستقیم از آن ها و چه به شکل فراهم ساختن فرصت برای تعرض اصول گرایان حاکم بر ایران.

3- به عنوان سومین نکته نمی توان از اشاره به طنزتقارن زمانی انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد و دیدار رضا پهلوی با نمایندگان کنگره و درخواست حمایت از آن ها برای تغییر رژیم ایران درگذشت. نا گفته نماند که از قضا یکی از عوامل مهم برآمد اسلام سیاسی در ایران ریشه در کودتای ۲۸مرداد و شکست جریان های غیرمذهبی داشته است. بهر حال رضا پهلوی و مجاهدین برای جلب حمایت دولت آمریکا در تغییر رژیم ایران و سودای دست یابی به سکوی قدرت با همدیگر کوس رقابت گذاشته اند... چنان که رضا پهلوی طی نامه هائی رسما تقاضای دیدار با ترامپ را مطرح کرده است که هنوز برآورده نشده است. این رقابت در دیدار با نمایندگان و سناتورها نیز جریان دارد. این درست است که آمریکای دوره ترامپ، اقتدار بی مثال خویش را به عنوان ژاندارم اعظم جهان، رسما انجام خدمات حمایتی و حفاظتی از دولت های متحد و سرسپرده خود را در سرکیسه کردن و باج ستانی به مناقصه و کسب درآمدهای نجومی از آن گذاشته و از این ممر جبران افت سرکردگی می کند؛ اما این که ترامپ بساز و بفروش و معامله گر دستخوش افتضاحات و بحران های متعددی که چه بسا سرنوشت آتی او را رقم بزند؛ بخواهد یا بتواند تا چه حد و با چه نرخی با آن ها کنار بیاید و نقد و نسیه آن را کسی نمی داند. آن چه که روشن است چه برای مجاهدین توتالیتاریست مسلک و بشدت اقتدارگرا و چه برای سلطنت طلبان سوداگر و سودازده بازگشت مجدد به قدرت، هیچ چیز برای درس گرفتن از گذشته
وجود ندارد. سودای دست یابی به قدرت برای آن ها همه چیز است.

https://ir.voanews.com/a/us-iran-coup-doc/3903296.html


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست