یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

حاکمیت شورایی نیاز مردم کردستان عراق است


رحمان حسین زاده


• مقابله آگاهانه و هدفمند با موانع و مخاطراتی که بالاتر اشاره کردم، بخش مهمی از پیشرویهای اعتراضات فعلی مردم را تضمین میکند. اما بخش مهم دیگری در گرو اینست بر اعتراضات توده ای کنونی افق و تصویر سیاسی ناظر باشد که مسیر این اعتراضات را به نفع تحقق مطالبات برحق و قدرتمند شدن روند اعمال اراده مستقیم مردم به سرانجام برساند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲ دی ۱٣۹۶ -  ۲٣ دسامبر ۲۰۱۷


بار دیگر و در روزهای اخیر اعتراضات برحق توده مردم جان به لب رسیده از دست حاکمیت بورژوایی و فاسد ناسیونالیسم کرد در بخشی از شهر و شهرکهای کردستان عراق گسترش پیدا کرده است. اعتراضات وسیع اخیر درست همانند اعتراضات سالهای اخیر و مشخصا در مقطع فوریه ۲۰۱۱ از اعماق جامعه شکل گرفته است. این مردم حق داشته ودارند، به نبودن ابتدایی ترین نیازهای اولیه زندگی، همچون آب و برق و کالاهای اولیه زندگی، و تامین نبودن معیشت روزمره معترض باشند. حق دارند نسبت به تلنبار شدن، ثروت و امکانات جامعه در دست مشتی سرمایه دارانگل عمدتا سران احزاب آنطور که به نام "فرعونها" از آنها نام میبرند در کنار گسترش فقر و بیکاری و نداری گریبانگیر مردم در ابعاد وسیع نفرت و نارضایتی داشته باشند. حق دارند از حاکمیتی سراپا فاسد ودزد و ضد مردمی متنفر باشند. در همین راستا بسیاری از شرکت کنندگان در تظاهراتهای روزهای اخیر پای مصاحبه ها و صحبتهای رسانه ای بی ابهام اعلام میکنند، مطالبه ای از این "دولت و حاکمیت ندارند، اینها باید بروند". این بار مردم خواستار به زیرکشیده شدن دولت اقلیم کردستان و پایان یافتن حاکمیت فاسد احزاب حاکم کردستان عراق هستند.این یک تفاوت اساسی با تظاهراتها و تحصن های توده ای سالهای اخیر است. کارگران، زنان و جوانان و مردم زحمتکش در تجربه ۲۷ ساله حاکمیت استثمار گرانه و پر از تبعیض و فساد احزاب حاکم به این نتیجه اساسی رسیده اند. اما مهم اینست این درس و تجربه نباید تنها به کنارزدن حاکمیت دو حزب حاکم اتحادیه میهنی و حزب دمکرات کردستان محدود بماند. همانطور که هم اکنون دیگر جریانات ارتجاعی ناسیونالیست و اسلامی همچون حزب تغییر(گوران) و جمعیت اسلامی در تلاشند افق سیاسی این اعتراضات را در این چهارچوب محدود کنند. مهم اینست این درس و تجربه به کنار زدن قطعی قدرت و حاکمیت کلیت جریانات بورژوایی ناسیونالیست و مذهبی و اسلامی منجر گردد. این صورت مسئله جدی در مقابل رهبران و پیشروان رادیکال در این اعتراضات و کمونیستها و آزادیخواهان دخیل در این مبارزات است. در کنکرت ترین بیان سئوال اینست در صورت ساقط شدن حاکمیت حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی چه نیرویی و چه نوع حاکمیتی جانشین خواهد شد؟ به پاسخ مشخص این سئوال برمیگردم، اما قبل از آن به چند مورد موانع و مخاطراتی که هم اکنون روند برحق این اعتراضات را تهدید میکند، باید پرداخت.

تحرک ارتجاع در قبال اعتراضات برحق مردم
الف: سرکوبگری و ترفند فریبکارانه دولت اقلیم کردستان:
اتحادیه میهنی و حزب دمکرات کردستان در قالب دولت اقلیم کردستان، همانند همه نیروهای متکی به سرکوب و فریب در مقابل اعتراضات حق طبانه مردم به این دو روش شناخته شده متوسل شده اند. نیروی نظامی و جنایتکار اینها تا کنون با تیراندازی به تظاهرکنندگان، دهها نفر را زخمی و در شهر رانیه چند نفر را به قتل رسانده اند. همچنین عده بسیار زیادی را دستگیرو بازداشت کرده اند. در تلاشند فضای رعب و ترس را بر شهرهای کردستان حاکم کنند. واضح است اقدامات سرکوبگرانه اینها چیزی جز نفرت و انزجار بیشتر را در میان مردم دامن نمیزند. با قدرت مبارزاتی اقدامات سرکوبگرانه احزاب حاکم میتواند و باید متوقف شود. به علاوه دولت اقلیم کردستان همزمان با تهدید و سرکوب، به ترفند "انتخابات زودرس پارلمانی" در سه ماه آینده و به زعم آنها تعیین دولت جدید از این کانال روی آورده اند.این ترفند را باید افشا و ناکام کرد. مردم کردستان عراق درطول حاکمیت اینها، تجربه مضحکه های "انتخاباتی" و علم کردن "پارلمان و دولت" فاسدشان را تجربه کردند. نفرت و انزجار و اعتراضات کنونی اساسا علیه پارلمان و دولت و کابینه و دیگر دم و دستگاه اداری و نظامی این جریانات است. وقتی که مردم با صدای رسای اعلام میکنند "قدرت دزدها و فاسدها" باید برود، معنی عملی اش یعنی "دولت و پارلمان" اینها باید برچیده شود.در نتیجه وعده "انتخابات زودرس" نه راه حل بلکه مانع و معضلی در مقابل پیشروی مبارزات مردم است و به روشنی باید طرد شود.

ب- حزب تغییر(گوران) نه اپوزیسیون بلکه بخشی از پیکره هیئت حاکمه ناسیونالیستی در کردستان عراق است: بخشی از مانع و مخاطره در مقابل اعتراضات برحق سالهای اخیرشهرهای کردستان درجه ای از نفوذ و حضور جریان ناسیونالیست و ارتجاعی حزب تغییر در این مبارزات است. همه میدانند عامل اصلی ناکامی تحصن توده ای ۶۲ روزه سال ۲۰۱۱ شهر سلیمانیه همین جریان و نقش مخرب آن در همه اعتراضات سالهای اخیرو از جمله مبارزات صد روزه سال گذشته معلمان است. حزب تغییر ریاکارانه و فریبکارانه خود را به عنوان "جریان اپوزیسیون" در جامعه معرفی و بخشا قالب زده است. اما این جریان خود بخشی از کلیت ناسیونایسم کرد و به ویژه در سالهای اخیر شریک در پارلمان و دولت همین احزاب حاکم بوده است.این جریان فاسد و اپورتونیست به همراه جریان تا مغزاستخوان مرتجع جمعیت اسلامی از یک طرف با دیدن قدرت اعتراضات مردم و از طرف دیگر گرفتن چراغ سبزهایی از جانب دولت مرکزی عراق و جمهوری اسلامی، دو روز قبل (چهارشنبه نوزدهم دسامبر) دولت و پارلمان کردستان را ترک کردند و چهره اپوزیسیونی به خود گرفتند. مردم آگاه کردستان چنین مانورهایی را میشناسند و باید آنها را منزوی و رسوا کنند. اکنون حزب تغییر و جمعیت اسلامی برای گرفتن سهم بیشتر از قدرت و ثروت جامعه طرحی را مبنی بر ایجاد "دولت نجات ملی" ارائه کرده اند. اینها میخواهند در یک آرایش جدید همه این احزب ناسیونالیست و اسلامی از جمله با شرکت همین دو حزب حاکم کنونی دوباره سرنوشت مردم را رقم بزنند. "دولت نجات ملی" مورد نظر اینها درست مانند دولت اقلیم کردستان سراپا ارتجاعی و بی ربط به خواست و مطالبه برحق همین اعتراضات مردم است. این مانور ارتجاعی حزب تغییر و جمعیت اسلامی را با آگاهی و روشن بینی باید رسوا و کنار زد.مردم کردستان کارکرد حزب گوران و هم پیمان اسلامی کنونی اش جمعیت اسلامی را هم دیده و تجریه کرده اند. کارکرد و سیاست آنها چیزی جز ضدیت با منافع برحق و آزادیخواهانه مردم نبوده و به همین اعتبار باید منزوی شوند.

ج- دست دولت مرکزی عراق و جمهوری اسلامی از دخالت در تحولات سیاسی کردستان عراق باید کوتاه شود: نگرانی خیلیها این مشاهده است که دولت مرکزی عراق با همدستی جمهوری اسلامی نه تنها در تحولات سیاسی عراق، بلکه در اعتراضات فعلی مردم دنبال اهداف ارتجاعی و ضد مردمی خود هستند. در جریان اعتراضات اخیر فاکتهایی و به ویژه بند و بستهای احتمالی حزب تغییر و جمعیت اسلامی و فرد سرمایه دارو میلیونری به نام "شاسوار" با دولت عبادی و جمهوری اسلامی، نگرانی دخالت این دولتها و هم پیمانان دایم و موقت آنها در این اعتراضات را به مخاطره تبدیل کرده است. دولت مرکزی عراق و جمهوری اسلامی در همه این سالها به روشنی، دشمنی خود را با منافع مردم در عراق و کردستان عراق به نمایش گذاشته و لازم به توضیح نیست. اینها جزو صورت مسئله رنج و محنت و سختیهای تحمیل شده به مردم کردستان عراق هستند. صف آزادیخواه و رادیکال مبارزات مردم کردستان عراق به روشنی میتواند و باد اعلام کند، "دست دولت مرکزی عراق و جمهوری اسلامی از دخالت در تحولات سیاسی کردستان باید کوتاه شود" هم پیمانان محلی آنها باید رسوا شود. متحقق کردن چنین اقدامی مانع و مخاطره مهمی را ازپیش پای مردم کردستان عراق و مبارزات برحق آنها کنار میزند.

حاکمیت شورایی نیاز مردم کردستان عراق است
مقابله آگاهانه و هدفمند با موانع و مخاطراتی که بالاتر اشاره کردم، بخش مهمی از پیشرویهای اعتراضات فعلی مردم را تضمین میکند. اما بخش مهم دیگری در گرو اینست بر اعتراضات توده ای کنونی افق و تصویر سیاسی ناظر باشد که مسیر این اعتراضات را به نفع تحقق مطالبات برحق و قدرتمند شدن روند اعمال اراده مستقیم مردم به سرانجام برساند. همانطور که اشاره شد، دولتها و جریانات ناسیونالیست و ارتجاعی واسلامی هر کدام در صددند، این مبارزات را به مسیرقدرت گیری مجدد ارتجاع و نیروهای ارتجاعی در آرایش وقالبهای جدید رقم بزنند. در نتیجه لازمست به پاسخ این سئوال "در صورت ساقط شدن حاکمیت حزب دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی چه نیرویی و چه نوع حاکمیتی جانشین خواهد شد؟ بپردازیم.
مردم معترض علیه ستم و تبعیض و قدرت حاکمه مدافع وضع موجود اراده مستقیم خود را نشان داده و میدهند. اراده مستقیم مردم به میدان آمده باید آگاهانه و هدفمند به نحوی سازمان یابد که اعمال اراده مستقیم مردم را چه در جریان پیشبرد این اعتراضات و چه برای اعمال حاکمیت به جای حاکمیت مورد نفرت مردم تضمین کند. تجربه همه مبارزات رادیکال و انقلابی و از جمله تجربه بسیار کوتاه مدت مارس ۱۹۹۱ شهرهای کردستان عراق به ما میگوید ایجاد شوراها و برپایی حاکمیت شورایی آن نوع حاکمیتی است که باید به جای حاکمیت بورژوا ارتجاعی ناسیونالیسم کرد جانشین شود. وقت آن است در محلات، محلهای کار و زیست و در شهرها، مجامع عمومی و شوراها را سازمان داد وحاکمیت متکی به اعمال اراده مستقیم مردم را جاری کرد. همان کاری که مردم شهرهای کردستان عراق در جنبش شورایی سال ۱۹۹۱ و برای مدت کوتاهی اعمال اراده خود از طریق شوراها را تجربه کردند. این تجربه مثبت را باید تکرار کرد. لذا قطب رادیکال و کمونیست و چپ و آزادیخواه اعتراضات توده ای با روشن بینی طرح ایجاد شوراها و ایجاد حاکمیت شورایی را در کردستان عراق لازمست پیگیری کنند. راه اندازی چنین جنبش و حرکتی اما به رهبری و سازماندهندگان رادیکال و اجتماعی وکمونیست نیازمند است. این یک خلاء اساسی شروع حرکت برای سازماندهی حاکمیت شورایی به عنوان حرکت خلاف جریان در مقابل قدرت و حاکمیت بورژوازی و ناسیونالیسم در کردستان است. این کمبود و خلاء را میشناسیم و اما نباید به آن تمکین کرد. در جریان همین تحولات و اعتراضات اجتماعی برای فایق آمدن برآن موظف به کار و تلاش جدی هستیم. دوره دیگری از اعتراضات اجتماعی فرصتی است تا آلترناتیوآزادیخواهانه و آلترناتیو حاکمیت شورایی در مقابل حاکمیت فاسد ناسیونالیسم و بورژوازی قد علم کند. شکل دادن به چنین حرکتی وظیفه کمونیستها و حزب کمونیست کارگری کردستان و جریانات چپ و آزادیخواه و رهبران رادیکال و اجتماعی همین مبارزات توده ای در صحنه سیاسی کردستان عراق است.  


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست