یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نامه مجید اسدی در حمایت از آرش صادقی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۴ بهمن ۱٣۹۶ -  ٣ فوريه ۲۰۱٨


مجید اسدی فعال سابق دانشجویی و زندانی سیاسی محبوس در سالن ۱۰ زندان رجایی شهر کرج طی نامه‌ای سرگشاده به نوبه خود نسبت به اعتصاب غذای آرش صادقی، کنشگر مدنی محبوس در این زندان ابراز نگرانی کرده است. او در قسمتی از این نامه نوشته است “وقتی جدیت‌اش برای اعتصاب از تقاضای ما برای انصراف او از این تصمیم پیشی گرفت دیگر ما ماندیم و نگرانی های نفس گیر و جسمی که در برابر چشمان‌مان به مرور کم می‌شود”.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مجید اسدی زندانی سیاسی محبوس در سالن ۱۰ زندان رجایی شهر با نگارش نامه ای از اعتصاب غذای آرش صادقی، فعال حقوق بشر محبوس ابراز نگرانی کرده است.
پس از ضرب و شتم و انتقال گلرخ ابراهیمی ایرایی و آتنا دائمی به زندان قرچک ورامین، آرش صادقی همسر خانم ایرایی در پی آگاهی از این واقعه و به نشانه اعتراض از روز شنبه مورخ ۷ بهمن ماه اعتصاب غذای خود را آغاز کرد.

آرش صادقی به تازگی اعتصاب غذایی بالغ بر ۷۰ روز را پشت سر گذاشته بود و به لحاظ پزشکی در وضعیت نامناسبی به سر می برد برای همین اعتصاب او مایه نگرانی جدی خانواده و اطرافیان او شده است.

مجید اسدی، هم بند آقای صادقی بعنوان یک شاهد طی نامه‌ای سرگشاده نسبت به اعتصاب غذای این کنشگر مدنی واکنش نشان داده. او در قسمتی از این نامه نوشته “وقتی جدیت‌اش برای اعتصاب از تقاضای ما برای انصراف او از این تصمیم پیشی گرفت دیگر ما ماندیم و نگرانی های نفس گیر و جسمی که در برابر چشمان‌مان به مرور کم می‌شود”.
متن کامل نامه را به نقل از هرانا بخوانید:

سال‌ها پیش تصور این را نداشتیم که دانشگاه برایمان قرنطینه ورود به زندان خواهد شد و حالا ده سال از آن دوران می‌گذرد و دوستی ما بیش از هر کجا، پیمان هایش را در زندان تازه کرده است.

اکنون با آرامش در زیر سقف یک اتاق در زندان، صبح را تا شام مرور می‌کنیم و او لحظه به لحظه گویی چیزی از جسمش کنده و ذوب می‌شود.

پیش‌تر هر روز کیسه‌ای از دارو قوت غالب او بود، ولی حالا اعتصاب غذا را شروع کرده و نشان آن لبخند های همیشه و بی‌هوا کم‌کم و زیر فوران درد دارد رنگ می‌بازد و ناگریز بخشی از دارو ها را برای کاستن عوارض دردناک آن کنار گذاشته است.

تعجب نمی‌کنم که برای رسیدگی به وضعیت‌اش، حتی حالی هم از او پرسیده نمی‌شود چه اینکه ماه‌ها پیش باید در بیمارستان بستری می‌شد اما او از یک ویزیت ساده در بیمارستان هم محروم است.

وقتی جدیت‌اش برای اعتصاب از تقاضای ما برای انصراف او از این تصمیم پیشی گرفت دیگر ما ماندیم و نگرانی های نفس گیر و جسمی که در برابر چشمان‌مان به مرور کم می‌شود.

برای او که هستی‌اش را در دامان مظلومیتی محض یافته، اعتصاب غذا آخرین کارزاری است که ناتوانی صدایش را نیرو می‌بخشد و همین مجابش می‌کند خواه بماند خواه در پرتاب آخرین تیر چله‌اش تمام شود.

مجید اسدی / زندان رجایی شهر کرج / یازدهم بهمن ۹۶


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست