یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

مهاجرستیزی پدیده رشدیابنده در نظام بین المللی


اردشیر زارعی قنواتی


• آنچه امروزه در توافقات و تصمیم های رهبران کشورهای مهاجرپذیر رقم می خورد آن چنان در نقض قواعد بین المللی و کنوانسیون های جهانی است که جدا از مخالفت بعضی احزاب چپ و نهادهای حقوق بشری مبنی بر غیرانسانی بودن این توافقات، حتی صدای بسیاری از شخصیت های میانه رو در ساختارهای حاکم را هم در آورده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۲ تير ۱٣۹۷ -  ٣ ژوئيه ۲۰۱٨



تحولات سیاسی – اجتماعی در سراسر جهان تابع وضعیت آنارشیک کنونی و بر هم خوردی نظم مالوف در مناسبات بین المللی زیست بوم جهانی را با پدیده های مخربی مواجهه کرده است. به واسطه همین بی ثباتی و هرج و مرج در مناطق مختلف جهان و به خصوص خاورمیانه و شاخ آفریقا که در چارچوب منازعات درونی و دخالت ویرانگر فرامنطقه یی انجام گرفته است در سال های اخیر به دلیل تاثیرات جانبی که بر دیگر حوزه های جغرافیای سیاسی گذاشته، جهان را با تبعات ناخوشایندگی روبرو کرده است. پدیده تشدیدیابنده "مهاجرستیزی" که در طی سال های اخیر به دلیل سونامی ناشی از موج مهاجرت به اروپا و آمریکا انجام گرفت هم اینک کشورهای صنعتی در دو سوی آتلانتیک را درگیر یک بحران اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و انسانی کرده است. این موج مهاجرستیزی هم زمان موجب رشد تمایلات ناسیونالیستی و ضدخارجی در جوامع به اصطلاح دمکراتیک اروپایی و آمریکایی شده است تا جایی که روند امور هم اکنون در جهت خلاف بسیاری از حقوق بین الملل، قوانین ملی و کنوانسیون های جهانی طی طریق می کند. آن چهره انسانی که همواره جهان سرمایه داری غرب سعی می کرد از خود نشان دهد به دلیل همین شکاف های اجتماعی و نارضایتی بخش هایی از بدنه اجتماعی جای خود را به همسویی نسبی احزاب و جریانات سیاسی آلترناتیوی در دو طر طیف راست و چپ میانه داده است تا به زعم خود مانع از اقبال عمومی و قدرت گیری توسط احزاب راست افراطی شوند. در این میان راست میانه به شدت محافظه کار و همسو با تمایلات ضدمهاجرین شده است و چپ میانه در قالب احزاب سوسیال دمکرات و سبزها نیز در یک انفعال و سکوت معنادار به این روند تمکین کرده اند.

سران اتحادیه اروپایی در نشست روز جمعه ۲۹ ژوئن در بروکسل پس از ساعت ها چانه زنی به یک توافق سیاسی در مورد موضوع مهاجرت دست یافتند که به زعم بسیاری حاصل تلاش "آنگلا مرکل" صدراعظم آلمان بود. در این توافق که خانم مرکل تمام سعی خود را برای متقاعد کردن دیگر رهبران اروپایی از جمله رهبران شرق اروپا، اسپانیا و یونان جهت رسیدن به توافق به کار برد آن چنان حقوق پناهجویی به مسلخ برده شد که حزب "سوسیال مسیحی" شریک ائتلافی وی یک روز بعد از بازگشت صدراعظم به برلین با اظهار خرسندی اعلان کرد که دستاوردهای این نشست بسیار بیشتر از حد انتظار بوده است. این حزب که در دولت آلمان تصدی وزارت کشور را در دست دارد قبل از آن به خانم مرکل دو هفته مهلت داده بود که به قوانین ضدمهاجرتی تمکین کند یا اینکه آنان با خروج از دولت موجب فروپاشی ائتلاف حاکم می شوند. در ایتالیا نیز که به تازگی بعد از پیروزی حزب پوپولیست "پنج ستاره" و حزب راست افراطی "لیگ" یک دولت ائتلافی به شدت مهاجرستیز در مسند قدرت قرار گرفته است بعد از این نشست "جوزپه کونته" نخست وزیر که در تدوین و تنظیم توافق پایانی نقش بزرگی را ایفاء کرده بود بلافاصله گفت "از حالا ایتالیا تنها نیست". در بیانیه نشست سران سیاسی اتحادیه اروپا در بروکسل از اعضاء خواسته شده است به مهاجرت ثانویه پایان داده و "برای رسیدن به این هدف با هم همکاری نزیک کنند". این توافق که ناقض قوانین "شینگن" می باشد به مهاجرت ثانویه به پناهجویانی می‌پردازد که مشخصات آنها در یک کشور اروپایی ثبت شده اما به کشور دیگری رفته‌اند. هر چند که یک روز بعد از این توافق دوباره اختلافات حول چگونگی اجرایی کردن آن بین رهبران اتحادیه اروپایی بروز کرد اما به نظر می رسد که این اتحادیه عزم خود را جزم کرده است تا از این پس پناهجویان را در مبداء و سپس در اردوگاه های محافظت شده یا همان "گتوها" تحت کنترل قرار دهد. از طرف دیگر در آن سوی آتلانتیک هم دولت راستگرای "دونالد ترامپ" با سیاست های ضدمهاجرتی خود موفق شده است با تمام مخالفت هایی که از طرف نهادهای حقوق بشری و حتی حزب مخالف دمکرات می شود، سیاست های خود را به پیش ببرد. در واشینگتن هم اکنون تمام دعواها محدود به این شده است که نباید فرزندان مهاجران غیرقانونی را از والدین خود جدا کرد و آنان باید در کنار والدین خود در بازداشتگاه و کمپ های موقت نظامی اسکان داده شوند.

بدون تردید پدیده مهاجرت در ابعاد کنونی آن یک معضل جهانی است که ناشی از فقر، بی ثباتی، جنگ و بحران های فزاینده در کشورهایی از خاورمیانه، شاخ آفریقا تا آمریکای لاتین می باشد که مسبب آن نیز از یک طرف سیاست های ویرانگر نئولیبرالی – تغییرات اقلیمی و از طرف دیگر دخالت های مخرب کشورهای غربی در نقض حاکمیت ملی کشورهای مستقل و در حال توسعه بوده است. آنچه امروزه در توافقات و تصمیم های رهبران کشورهای مهاجرپذیر رقم می خورد آن چنان در نقض قواعد بین المللی و کنوانسیون های جهانی است که جدا از مخالفت بعضی احزاب چپ و نهادهای حقوق بشری مبنی بر غیرانسانی بودن این توافقات، حتی صدای بسیاری از شخصیت های میانه رو در ساختارهای حاکم را هم در آورده است. هم چنین سازمان های غیردولتی و نهادهای مربوط به امور پناهجویان نیز این توافق را به شدت محکوم نموده اند و با گوشزد نمودن خطر کشته شدن و غرق شدن پناهجویان در دریای مدیترانه، تعاملات سیاسی کشورهای اروپایی را عامل ایجاد فجایع انسانی دانسته اند". جهان امروز در بستر آنارشی حاکم گام به گام به سمت یک راستگرایی به شدت مخرب حرکت می کند که بسیاری از مولفه های اصلی نظام بین المللی حتی در شکل ناعادلانه کنونی را هم نقض می کند. شاید این سوال در ذهن بسیاری شکل بگیرد که چرا افکارعمومی و توده های مردم در چنین کشورهایی که همواره مقصد پناهجویان بوده اند در سال های اخیر این چنین در همسویی با افکار نئوفاشیستی و ناسیونالیستی ضدمهاجرتی قرار گرفته اند. پاسخ به این سوال از چند زاویه به سادگی می تواند مشخص شود چرا که انسان در ذات خود تابع "گرگ درون" نبوده و اکثریت مطلق جامعه بشری در شرایط معمول تمایلات انساندوستانه دارند. از یک طرف متاسفانه با استفاده از کارت تروریسم اسلامی برای بر هم زدن ثبات کشورهای مستقل استفاده شده است و هم چنین در جوامع متروپل نیز به دلیل شکاف های طبقاتی این پدیده تروریستی در بین جوامع مهاجر مسلمان از رشد فزاینده یی برخوردار بوده است. از طرف دیگر به دلیل سیاست های مخرب نئولیبرالی و روند گلوبالیزاسیون حتی در کشورهای غربی هم اکنون بسیاری از مردم بومی فکر می کنند که تشدید فقر و بیکاری آنان به دلیل ورود مهاجرینی است که حاضر به کار با دستمزد پائین تر می باشند. دلیل دیگر اینکه مهاجران شرقی حامل مجموعه یی از تضادها، تبعیض ها، عصبیت ها و افکار ناهمسو با کشورهای مقصد می باشند. پدیده مهاجرستیزی تنها بخشی از بحران بزرگ تری است که امروز جهان را در چنبره خود گرفتار کرده است و تا زمانی که بحران های چندوجهی جهان و این وضعیت آنارشیک ادامه داشته باشد هم چنان باید در انتظار گسترش موج مهاجرستیزی در اشکال دوگانه حاکمیتی و اجتماعی بود.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست