یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

تنهایی


خسرو باقرپور


• تنهایی،
سنگینی ی سردِ نیمکتِ چوبی ی کنار دریاچه است
و پیرمرد سی ساله ی تبعیدی؛
که عصر ها ساعت پنج روی آن می نشیند
و آتش به آتش سیگار می کشد. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۲ مرداد ۱٣۹۷ -  ۱٣ اوت ۲۰۱٨



 تنهایی:
باید تصویری باشد از پرنده ای،
افتاده بر کبودی ی برکه ای،
یا تصاویر بسیار و
یک آبی ی بی قاب.
یا شاید،
تک درخت و
پاییز هزاران رنگ.
شاید هم؛
بوته زار واژگانی زلال؛
که ریشه محکم کرده اند
بر سینه ی این کاغذ.

تنهایی،
پرواز پرنده ای کاغذی ست
از آشیانه ی دستان کودکی شاعر
در آبی روشن آسمان
و مرگ آسمان از شعف!

تنهایی،
سنگینی ی سردِ نیمکتِ چوبی ی کنار دریاچه است
و پیرمرد سی ساله ی تبعیدی؛
که عصر ها ساعت پنج روی آن می نشیند
و آتش به آتش سیگار می کشد.

تنهایی،
گاهی پرنده می شود؛
با بال هایی از موم و پَر
در این حالت؛
"ایکاروس" بار دگر
رو به سوی اوج و نور دارد
و خود خوب می داند؛
لحظاتی دیگر؛
سوزان و شعله ور؛
آتش به جان دریا خواهد زد.

تنهایی،
مثل هق هق گریه در رویاست
چون نجوایی در باد ست
یا چونان صفحه ای کاغذ
با علائمی سیاه
نا خوانا

تنهایی،
تنبوری ست بی صدا
ارثیه ای از عارفی مرده؛
افتاده در گوشه ی اطاقی
در "صحنه" یا "کِرِند". *

تنهایی،
نامه ای است بی صاحب
تا خورده با دقت بسیار
و ناخوانده مانده در کشوی میز تحریر دفتر زندان.

تنهایی،
عکسی است قدیمی
از آلبوم رویای یک پیرزن،
تنهایی،
حس بی حساب و
یک شعر است
هزاران قصه است و
یک "اروس".


* شهر هایی در استان کرمانشاه که مردمانش "اهل حق" اند.
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست