یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

الف . م
محذوف رسانه، مغفول مسئولین دانشگاه بین المللی امام خمینی


• چند سالی است که شنیده هایمان از دانشگاه بین المللی قزوین عمدتا از مجاری محدود، غیر مستقل و غیر دانشجویی است. بدین سبب لازم دیدیم روایت خود را از آنچه بر ما گذشت و میگذرد را در قالب گزارشی با محوریت صنفی و رفاهی به استحضار برسانیم. در این گزارش سعی شده است ضمن ارائه تاریخچه ای مختصر از فراز های تاریخی دانشگاه، به معضلاتی که امروز گریبانگیر دانشگاه است نیز در حد ممکن پرداخته شود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۹ آبان ۱٣۹۷ -  ۱۰ نوامبر ۲۰۱٨



تاریخچه:

فراز اول-سال تحصیلی ۹۴-۹۵

مدتی میشد که افت کیفی و کمی شدید وعده های غذایی دانشجویان مشکل آفرین شده بود. از سرو غذای سرد و ناکافی، استفاده از مواد اولیه کشورهایی که به سختی میتوان آنها را روی نقشه پیدا کرد تا چند نوبت مسمویت غذایی همگی دست پخت معاونت دانشجویی برای دانشجویان به حساب می آمد.

این معضلات با تذکر های پراکنده دانشجویان و پیگیری های مستمر شورای صنفی همراه بود و چون هیچ کدام کارساز نشد، همه و همه بدل به زمینه ای برای شکل گیری تجمع اعتراضی بیست و نهم فروردین ماه گشت.

از یکهفته پیش از تجمع پوستر های آن در فضای مجازی دست به دست میشد و عکس های پروفایل دانشجویان جایش را به فراخوان تجمع میداد.

زمزمه های تجمع اعتراضی دو روز پیش از موعد به گوش مسئولین دانشگاه رسید و این رسیدن، سلسله ای از اقدامات ضربتی (دست و پا زدن هارا!) رقم زد.

مسئولین نیمه شبی برای خواهش و تمنا نزد دانشجویان خوابگاهی می آمدند و سر صبحی برخی را برای تهدید فرا میخواندند. در روز تجمع هم با توزیع قیمه سیبزمینی پرگوشت ، سالاد و ماست سعی در جلب رضایت دانشجویان کردند که ظاهرا تاثیر عکس داشت و تجمع با زنگ فریاد یکی از دانشجویان در سلف دانشگاه که میگفت :((مگه ما گوسفندیم با کاهو راضی بشیم))آغاز شد.

ظرف های غذا از مقابل سلف بهار تا روبروی سازمان مرکزی ردیف شد و بیش از ۲۰۰ نفر از دانشجویان در مقابل سازمان مرکزی جمع شدند و بیانیه از پیش تهیه شده را قرائت کردند و خواستار جلسه با رئیس دانشگاه شدند.

معاون دانشجویی دانشگاه با چهره ای متعجب در میان دانشجویان حاضر شد و از کیفیت پایین غذا و دریافت شکایت با این مضمون اظهار بی اطلاعی کرد و از دستاورد های رفاهی و عمرانی دانشگاه گفت.

سپس اعضای شورای صنفی و تعدادی از دانشجویان جهت مذاکره با ریاست دانشگاه و معاونین فرهنگی و دانشجویی به سازمان مرکزی وارد شدند. پس از پایان مذاکرات و تضمین های ریاست دانشگاه جهت پاسخگویی به مطالبات، بیانیه دیگری جهت آگاه سازی دیگر دانشجویان از روند مذاکره قرائت شد.

از دستاورد های کوتاه مدت و عینی این تجمع میتوان به برکناری مدیرکل امور دانشجویی و بهبود کیفیت غذای دانشگاه اشاره کرد.

در بلند مدت اما این تجمع نماد اتحاد دانشجویی، عینیت ظرفیت ها و دستاورد های تشکل یابی و منشا اعتماد بنفس دانشجویان در حرکت های بعدی شد.

فراز دوم-سال تحصیلی ۹۵-۹۶

این سال تحصیلی توام بود با تلاش سازمان یافته دانشگاه در جهت ناکارآمد سازی ساختار شورای صنفی که میتوان آنرا واکنشی به تجمع سال ۹۵ و پیشگیری از تکرار وقایعی از این دست نیز تعبیر کرد.

مهمترین اقدام دانشگاه در این راستا را میتوان تفکیک شورای صنفی به ۵ واحد و افزایش ظرفیت اعضای آن به ۴۰ نفر عنوان کرد.

این اقدام به چند دلیل خالی از توجیه صنفی است و ضربه ای جبران ناپذیر به ساختار این شورا وارد ساخته است.

برای دانشگاهی در مقیاس دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) و ناظر به پیوستگی کالبدی اجزای دانشگاه ۱۰ نفر جهت پیگیری مطالبات و مسائل دانشجویان کافی مینمود.

زین پس امکان اجماع و توافق در شورای صنفی بعید و واژه ی اعتلاف صنفی معنای خود را از دست داد و غالب اعضای شورای صنفی به صرفا عضو شورای صنفی بدل گشتند.

بعلاوه این عمل باعث شد که شورای صنفی در انسجام مکانیکی با مسئولین دانشگاه ، حرکات اندامی و انسجام ارگانیکی خود با دانشگاه به عنوان یک کل را نیز از دست بدهد و اینگونه شورای صنفی مستقل به اصطلاح رایج بروکرات شد.

لازم به ذکر است که این انتقادات معطوف به خود و سوژگی این اعضا نیست و ساختار شورای صنفی را مد نظر قرار میدهد.

اینها تنها بخشی از اثرات سو این تصمیم بر ساختار این شورا است. لذا مشخص نیست این تغییر که دانشگاه به موجب آن به خود میبالد برخواسته از آرا دانشجویان است یا برخواسته از آرا مسئولین.

فراز سوم-سال تحصیلی ۹۶-۹۷

این سال تحصیلی با تجمع اعتراضی دانشجویان به معرفی منصور غلامی به عنوان وزیر علوم و مجری سیاست های کالایی سازی آموزش آغاز شد.

تجمع به تاریخ یکم آبان ماه مابین دانشکده فنی و مهندسی آغاز شد و در حیاط دانشکده علوم پایه ادامه یافت. دانشجویان همزمان با چند دانشگاه دیگر ضمن قرائت بیانیه ای به این انتصاب دولت معترض شدند. حراست دانشگاه نیز با بهانه های واهی همچون استعمال سیگار از تجمع کنندگان کارت دانشجویی طلب میکرد که با مقابله دانشجویان ناکام ماند.

فراز چهارم-سال تحصیلی ۹۶-۹۷

فراز تاریخی دیگر این سال با سوختن غذای دانشجویان خوابگاهی آغاز شد اما پیش از آنکه آتشش به انباشت مطالبات و معضلات بی پاسخ دانشجویان سرایت کند مهار شد.

در فرایندی که خود نیز هنوز آن را به درستی درک نکرده ایم! زمزمه های تجمع به همان سرعتی که ایجاد شد خاموش گشت و مطالبات مهم و ساختاری دانشجویان در مذاکرات با مسئولین به مسائل روبنایی همچون اینترنت تقلیل داده شد.در نهایت این مذاکرات دستاورد چشمگیری برای دانشجویان دربر نداشت.

فراز پنجم-سال تحصیلی۹۷-۹۸

معرفی اجمالی یک جنبش:

جایی که منطق بازار آزاد کاربرد ندارد.لب اتوبان

به دلیل نزدیکی دانشگاه بین الملل به کلان شهر های کرج و تهران، بخش قابل توجهی از دانشجویان این دانشگاه به شکل روزانه در این مسیر رفت و آمد میکنند. برای برخی این رفت و آمد شکل ترجیح و برای برخی دیگر حکم تحمیل(به علت عدم امکان اسکان در خوابگاه یا سطح شهر) دارد.

پیش از نوسانات ارضی نرخ مصوب کرایه سرویس(اتوبوس) دانشگاه به کرج و تهران ۸هزار تومان و نرخ آزاد (لب اتوبانی) ۵۰۰۰ تومان بود.

برای ادامه ابتدا نیاز است به توضیح نرخ آزاد بپردازیم:اتوبوس های زیادی از شهر های مختلف، خصوصا شهر های شمالی و غربی در مسیرشان به تهران از قزوین عبور میکنند. بسیاری از این اتوبوس ها وقتی به قزوین میرسند تعداد زیادی صندلی خالی دارند که ترجیح میدهند در ازای آنها پول دریافت کنند و در رقابت با همکارانشان در ترمینال و دانشگاه به ازای هر صندلی ۵هزار تومان دریافت میکردند که این قیمت بسیاری از دانشجویان را از دانشگاه به لب اتوبان میکشاند.

پس از نوسانات ارضی و جابجایی قیمت ها اما نرخ آزاد کرایه اتوبوس به ۷تا۱۰ هزار تومان و نرخ کرایه مصوب به ۱۰هزار تومان رسید.

پاسخ دانشجویان به این افزایش قیمت و در جهت سرشکن کردن آن به جنبش لب اتوبانی شهرت یافته است.

دانشجویان در کنشی حرفه ای که مشابه اش را در اتحادیه های کارگری نیز میتوان یافت با پایان دادن به رقابت بین خود جهت بدست آوردن صندلی در اتوبوس، از سوار شدن به اتوبوس ها امتناع میورزند تا زمانی که به علت مازاد عرضه، قیمت ها سقوط کرده و قیمت تعادلی ۵هزار تومان بر بازار حاکم شود.

*برخورد با اعتصاب شکن: دانشجویانی که به قیمت بیش از ۵هزار تومان راضی شده و سوار اتوبوس میشوند نه تنها مورد مذمت دانشجویان در محل قرار میگیرند، بلکه در فضای مجازی و کانال های تلگرامی دانشجویان معرفی شده تا درس عبرت شوند.

لازم به ذکر است که لب اتوبان تنها مختص دانشجویان دانشگاه بین الملل نبوده و محل تلاقی دانشگاه های دیگر قزوین نیز به حساب می آید.

درحال حاضر میتوان سرویس رفت و آمد را از بزرگترین مصائب دانشجویان برشمرد. پاسخدهی مداوم به تقاضای اتوبوس و دریافت مبلغی عادلانه در ازای این خدمات از مطالبات مهم دانشجویان در این زمینه است.

نمونه بارز نارسایی در این حوزه ایام اربعین بود که به علت عدم وجود اتوبوس کافی بسیاری از دانشجویان از بازگشت به خانه جا ماندند و شب را به طرق مختلف در قزوین سپری کردند. همچنین تصور کنید اگر دانشجویی برای شرکت در کلاس هایش تنها سه روز در هفته هم به قزوین بیاید و بازگردد، ماهیانه مبلغی حدود ۲۴۰هزار تومان را صرف رفت و آمد کرده است. هزینه ای برابر با شهریه یک ترم خوابگاه. شایان ذکر است که میزان ظرفیت خوابگاه جهت پذیرش دانشجو تاثیر مستقیمی بر رفت و آمد های بین شهری میگذارد و با آن رابطه معکوس دارد. در یک مقایسه ساده نیز میتوان به کمکاری دانشگاه در این حوزه پی برد.در حال حاضر دانشگاه غیر انتفاعی رجا که التزام قانونی جهت تامین تسهیلاتی از این دست برای دانشجویان ندارد کرایه رفت و آمد بین تهران و کرج را ۸و۷ هزار تومان اعلام کرده است و این درحالی است که در دانشگاه به ظاهر دولتی امام خمینی(ه) نرخ کرایه سرویس با کرایه ای که در ترمینال دریافت میشود برابر است. در نتیجه اینگونه به نظر میرسد که اگر دانشگاه از سرویس های رفت و آمد خود ذینفع نباشد متضرر هم نیست.

جنبش لب اتوبانی واکنشی ناخواسته به کمبود ها و نارسایی هاست و قطعا تمامی دانشجویان امنیت دانشگاه ها را به لب اتوبان ها ترجیح میدهند.

                                                         *******                                          

حال که تاریخچه ای هرچند مختصر از فراز و فرود های دانشگاه ارائه کردیم، به معضلات فعلی دانشگاه میپردازیم.


دانشجویان خارجی، صدای بی صدا ترین ها باشیم:

زمانی بود که اکثریت دانشجویان خارجی دانشگاه بین الملل را دانشجویان افغانستانی مقیم ایران تشکیل میدادند.

اما چه شد که روز به روز از تعداد این دانشجویان کاسته شد و ترکیب جمعیتی دانشجویان خارجی این چنین دستخوش تغییر شد؟

منشا اصلی این روند را باید در مصوبه سال ۹۱ جستجو کرد که بر اساس آن مبنای پرداخت شهریه دانشجویان خارجی(که به یورو محاسبه میشود) از ارز مرجع به ارز مبادلاتی تغییر یافت. عطف به ماسبق شدن این مصوبه نیز موجبات انصراف بیش از ۱۰۰ دانشجو را طی مدتی بسیار کوتاه از دانشگاه فراهم آورد. دانشجویانی که همچون همتایان ایرانیشان درآمد ریالی داشتند اما در آن سال ها برای دریافت خوابگاه مبلغ ۸۰۰۰۰۰ تومان پرداخت میکردند!

جالب این است که دانشگاه در افق های برنامه ریزی خود ۶۰ درصد دانشجویان دانشگاه را خارجی پیش بینی کرده است و ظاهرا این عمل تیشه به ریشه دانشگاه نیز زده است.

در راستای اعتراض به این مصوبه، دانشجویان خارجی ضمن مکاتبات مکرر و جمع آوری طومار و امضا، دو تجمع نیز در اردیبهشت و آبان ۹۲ برپا کردند که متاسفانه راه بجایی نبرد.

درحالی که دانشجویان افغانستانی یک به یک از کلاس هایمان محو میشوند و زمینه اختلاط فرهنگی و فضای متکثر در دانشگاه بین الملل روز به روز بیشتر رنگ میبازد شاهد ارائه تسهیلاتی چون بورس های درجه ۱(دانشجو در ازای تحصیل پول دریافت میکند) به بخشی و تنها بخشی از دانشجویان خارجی هستیم. این نوع تسهیلات در بسیاری از کشورهای دیگر نیز متداول اند اما به نظر میرسد معیار توزیع این تسهیلات در دانشگاه بین الملل بیش از آنکه عدالت محور و آموزشی باشد، سیاسی و ایدئولوژیک است.

امروز اما کسی از دانشجویان افغانستانی خبر ندارد. که میداند، شاید آنها هم مثل گربه های ایرانی باید به زیرزمین بروند. اینبار اما برای تحصیل!

شفافیت، پشت پرده آهنین سازمان مرکزی چه میگذرد؟

دانشگاه نه تنها تا بحال تلاش قابل توجهی در راستای جلب مشارکت دانشجویان در اتخاد تصمیمات اساسی برای دانشگاه که مفعول مستقیم آن ها دانشجویانند انجام نداده است، بلکه غالب تصمیمات خود را پشت پرده آهنین سازمان مرکزی اتخاذ نموده و دانشجویان همچون سرطانی که دیرهنگام تشخیص داده شود، از تصمیمات مجموعه ریاست تنها پس از بروز علائم و نتایج فاجعه بار آن اطلاع پیدا میکنند.

دانشگاه حتی در ارائه آمارهایی همچون تعداد دانشجویان ورودی و یا نحوه اولویت بندی پروژه های عمرانی و هزینه های صرف شده به شورای صنفی در حالی خودداری میکند که دسترسی به این داده ها از حقوق بدیهی این شوراست. دانشگاه همچنین در تخلفی آشکار بعضا اقدام به ارائه آمار نادرست به این شورا نیز نموده است.

در مواردی حتی دانشگاه ثابت کرده است وقتی کار به ارائه آمار و اطلاعات میرسد دادستان محرم تر از دانشجو است. پرونده های سیاسی دانشجویان و احکام قضایی مربوط به آنها نیز هرگز بدون همت دانشگاه تکمیل و میسر نمیشد!

استقلال دانشگاه: این پیکره نحیف شکستنی است

دانشگاه بین الملل همواره آماج تهاجمات اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک دولت ها، جناح ها و نهاد های باربط و بی ارتباط به دانشگاه بوده است. مسئولین دانشگاه نیز تاکنون در پاسداری از شان و کیان مقدس دانشگاه ناکام مانده اند و هر کس که از راه رسید براین درخت سابقا تنومند تبری کوبید.

به تعبیری خصوصی سازی و پولی سازی دانشگاه و متعاقب آن کالایی سازی علم ضربه اول را به این پیکره وارد ساخت. ضربه دوم را نهاد های امنیتی و برخورد های ناصواب قضایی با دانشجویان دگراندیش وارد ساخت. ضربه سوم را تهاجمات به اصالت علوم، خصوصا علوم انسانی نواخت و در نهایت آنهایی که ((آخرین ضربه را محکم تر زدند)) خود مسئولین دانشگاه بودند. مسئولینی در جایگاه کسانی که توانایی جلوگیری از این ضربات و یا تعدیل آنها را داشتند.

از مصادیق مهم موارد بالا اجاره ی آمفی تئاتر ها و فضاهای ورزشی به غیر، مذاکره ریاست دانشگاه با دادستانی که سابقا در برابر فشار ها اندک مقاومتی از خود نشان میداد اما ظاهرا این بار با وعده امضای تفاهم نامه جهت همکاری و تعامل با دادستانی! استقلال دانشگاه را اینبار با لبخند و رضایت فروخته است و تقلیل دانشگاه به محلی برای توجیه خود و نفی غیر خودی را میتوان نام برد.

موارد دیگری که مطمئنا میتوان هریک را به تفصیل شرح داد اما ما به نام بردن اکتفا میکنیم:

۱.سیاست های خصوصی سازی، پولی سازی و کالایی سازی آموزش

۲.لزوم جلب مشارکت دانشجویان و نیاز سنجی: دانشجویان صلاح و نیاز های خود را بهتر از مسئولین میشناسند

۳.حراست: رویکرد قیم مآبانه، بدرفتاری ها و تحدید روزمره آزادی های فردی

۴.تبعیض های جنسیتی

۵.اعتیاد: اپیدمی دانشجویان سراسر کشور که دانشگاه بین الملل نیز از آن مستثنی نیست. از ترامادول تا هروئین توسط دانشجویان و در خوابگاه ها مصرف میشود که قطعا لزوم برنامه ریزی تخصصی جهت مهار این پدیده شوم بر برخورد های کور و قهری میچربد.

۶.رشد کمی بدون عنایت به توسعه کیفی: افزایش بی رویه تعداد دانشجویان ورودی علیرغم ضعف های زسرساختی در زمینه های رفاهی، خدماتی و آموزشی

۷.رسم حد و حدود برای شورای صنفی در تضاد با اختیارات آیین نامه ای این شورا

۸.وجود فضاهای بایر و بی دفاع در دانشگاه و مجتمع خوابگاه ها

۹.ارائه خدمات اینترنت به تناسب نیاز دانشجویان. نیاز به اینترنت نیز همچون بسیاری از نیاز های دیگر دانشجویان و با استقرار پیمانکار پیشگامان قربانی خصوصی سازی شد. شایان ذکر است که در حال حاضر سهمیه اینترنت دانشجویان(به گیگابایت) پایین تر از سرانه مصرف کشوری است.

۱۰.مستقر شدن کافه تریایی که نه در شان دانشجویان است و نه پتانسیل خدمات دهی به تمام دانشجویان را دارد. کافه تریایی که فارغ از نظارت بر قیمت ها و کیفیت کالاها و خدماتش در فضایی غیر رقابتی یکه تازی میکند.

۱۱.خیل دانشجویان بی خوابگاه: بی خوابگاهی منشا بسیاری از مشکلات متاخر دانشجویان است. سر پناه حق دانشجو است و نه یک مزیت. لذا نیاز به ارائه راهکاری فوری و کارآمد احساس میشود.

۱۲.جایگاه نازل علمی دانشگاه در رتبه بندی های دانشگاه های کشور که به هیچ عنوان با نقش بین المللی این دانشگاه سازگاری ندارد.

۱۳.کمبود سرانه فضای خوابگاهی و آموزشی و سطح پایین رسیدگی های بهداشتی و خدماتی به خوابگاه ها و نیاز به تعمیرات جزیی و اساسی.

۱۴.کمبود فضای غذاخوری و انتظار طولانی برای دریافت غذا و کشش صفوف دانشجویان به بیرون از ساختمان سلف که در فصول سرد سال مشکل آفرین است.

۱۵.نیاز به تهیه و تعمیر تجهیزات آزمایشگاهی و ورزشی

۱۶.عدم حمایت و پشتیبانی کافی از فعالیت های علمی و پژوهشی تا جایی که دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دسترسی به کاغذ نیز در مضیقه قرار دارند.

۱۷.لزوم ارائه تسهیلات بیشتر به دانشجویان و نهاد های دانشجویی در حوزه پرینت،چاپ و نشر.

                                                          *******                                             

فصل الخطاب اما بیش از اینکه معطوف به مسئولین باشد معطوف به ماست. ما دانشجویان!

ما اعضای یک ماشین نیستیم که نسبت به هم درک و احساسی نداشته باشیم، هر یک به کار خود مشغول باشیم و از حال همدیگر مطلقا بی خبر. ما اگر بتوانیم جایگاه خود را در دانشگاه بشناسیم و احراز کنیم، زلزله ای بپا خواهیم کرد که هر مسئولی را از صندلی اش به پایین پرت کند.

در این راستا نیز به ذکر ۳ نکته اکتفا میکنیم:

۱.تشکل های صنفی و سیاسی نباید در تعاملشان با دانشگاه موجب سلب اعتماد دانشجویان از خود شوند و با تمرکز بر چانه زنی ازبالا از فشار از پایین غافل شوند. پایگاه اجتماعی خود را درمیان دانشجویان جستجو کنید، نه مسئولین.

۲.این روزها فضای مجازی پر شده است از انتقادات تند و تیز نسبت به شرایط وخیم دانشگاه. هرچند که فضای مجازی نقشی مهم به عنوان رسانه ایفا میکند، اما هرگز نمیتوان آن را به عنوان نقش جایگزین کنش صنفی درنظر گرفت و در نهایت میتواند تنها نقش مکمل را ایفا کند.

۳.کنشی که فایده آن بسیار بیشتر از هزینه اش است نمیتواند ریسک و یا مخاطره آمیز تلقی شود و بر این اساس کنش صنفی، کنشی به رسمیت شناخته شده و قانونی است فلذا مخاطره آمیز نیست. 

نوامبر ۲۰۱٨

منبع : شوراهای صنفی دانشجویان کشور


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست