یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اشپیگل آنلاین: در جستجوی مدرنیتت (بررسی فیلم سه رخ ساخته ی جعفر پناهی)- ترجمه ی: سیامک رهگذر



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۷ دی ۱٣۹۷ -  ۲٨ دسامبر ۲۰۱٨



 
تلاش برابری زنان در ایران ؛ در جستجوی مدرنیتت
نویسنده: الیور کِفر( Oliver Kaever ) اشپیگل آنلاین آلمان بتاریخ 27.12.2018
ترجمه: سیامک رهگذر

شرح فیلم: سه تا چهره ( Drei Gesichter) از جعفر پناهی؛ هنری بزرگ و شاهکاری در چارچوب کوچک!
در واقع این ایرانی جعفر پناهی ممنوع الکار است با این وجود باز فیلم می سازد. فیلم کمدی- تراژدی او به نام " سه تا چهره " از زنان ایران و آرزوی آنان برای برخورداری ازحق تعیین سرنوشت خودشان تعریف می کند. یک سفر لذت بخش و بامزه به درون کشوری که عمیقا پر از ضد و نقیض است. پیرمرد روستائی دراین فیلم بمدت طولانی صبر نمیکند وقتیکه شهری ها که به محیط روستا بیگانه هستند و عکس العملی ازخود نشان نمیدهند فوراً دست دراز میکند به داخل ماشین غریبه ها و روی تکمه بوق فشار میدهد. بعد ابتدا خوب گوش میدهد و بدنبالش میگوید:" حالا میتوانید به راهتان ادامه بدهید." دو سرنشین ماشین که هنوز این رسم پیچیده بوق زدن را درک نمیکنند و سر درمیآورند جریان چیست اما خوشحالند که حداقل میتوانند و اجازه دارند به مسیرشان بسمت کوهستان ادامه راه بدهند. بازهم جعفر پناهی دوباره با ماشین در بین راه ایران است. او که یکی از کارگردانان مشهور ایران میباشد. اینبار نه مثل فیلم قبلی و آخری اش " تاکسی تهران" در شهر تهران جنگل بزرگ بلکه در شمال غربی کشور جائیکه مردمانش تُرکی حرف میزنند و زندگی سنّتی دارند.ازبیرون جعفر پناهی دوباره نگاهی دوست داشتنی آمیخته با کمدی اما همزمان دیدی انتقادی بر روی سبک و زندگی و وطن پیچیده اش می افکند. در کشوری که رژیم با کنترل هایش در واقع آزادی هنر و هنرمندان را محدود می کند و آنها را زیر ذره بین و فشارمدام خود قرار میدهد ولی با این وجود در همین چارچوب تنگ و کوچک ممکنه بازهم هنر بزرگی میتواند خلق شود. اینبار جعفر پناهی کسی که بمدت هشت سال است ممنوعیت کاری دارد و اجازه فیلم ساختن را ندارد اما با وجود همه ممانعتها در این فیلم از تناقضات در ایران و از شکافی که بین مردم مردم شهر و روستا وجود دارد بطور مثال به نقش و حقوق زنان در زمینه های مختلف اجتماعی و خانوادگی در ایران میپردازد.
از حالت تابلوئی بودن فیلمش" تاکسی تهران" در این فیلم جدیدش اما کمی پا فراتر میگذارد ولی همانطور شاعرانه و سمبلیک به هنر قصه پردازی اش وفادار میماند. در جشنواره کن فرانسه این فیلم بعنوان بهترین سناریو یا فیلمنامه جایزه اول را گرفت.
- در نمک خوابانده شدن پیش پوست آلت تناسلی مرد ( بعد از ختنه ).
جعفر پناهی دوباره نقش خودش را خودش برعهده میگیرد و بازی میکند و اینبار بعنوان کسیکه که در عملیات نجات شخصی وارد بازی میشود و عهده دار نقش میشود. ماجرا از این قرار است: هنرپیشه معروف زن بنام بهناز جعفری یک روز ویدئو کلیپی به دستش میرسد. در این فیلم ویدئویی یک دخترنوجوان ظاهراً دست به خودکشی زده برای اینکه برخلاف میل او به خواسته پدر و مادرش اجباراً بایستی تن به ازدواج با مردی را بدهد و بنابراین دیگر نمیتواند به آرزوی بزرگ شغلی اش که هنرپیشه شدن است برسد. هنرپیشه اصلی این فیلم خانم جعفری که خودش واقعا خیلی شناخته شده و محبوب است در این فیلم هم نقش خودش را خودش بازی میکند و جعفر پناهی را بعنوان راننده به خدمت میگیرد تا با او راهی این روستا بشود از همانجائیکه مرضیه نوجوان ظاهرا خودکشی کرده تا ببیند و دریابد واقعا چه اتفاقی افتاده. در جلوی مسیر و سر راهشان در کوهستان به مسیری باریک و تنگی برمیخورند که از بس تنگ و باریک است رانندگان قبل از رسیدن به این نقطه و سرپیچ و گذر از آن به نوعی بوق شبیه کُد تلگرامی مورث با یکدیگر اطلاعات رد و بدل میکنند و بهم خبر میدهند که کدام ماشین یا چه کسی جلوتر یا ابتدا حق و اجازه عبور از این تنگنا را دارد. ساکنین این محل در واقع مهربان هستند اما در مقابل بازدید کنندگان از شهر تهران آمده کمی خوددار و گوشه گیر و محافظه کار و مواظب هستند. راننده که جعفر پناهی باشد ابتدا کمی گیج شده در چند روستا گم میشود و اشتباهی میرود تا به روستای محل سکونت مرضیه میرسند و بزودی خبر دار میشوند که مرضیه هنوز زنده است و خودکشی نکرده و خودش را در جائی مخفی کرده. او که حالا با سرپیچی از ازدواج اجباری برای خانواده اش مایه آبروریزی و ننگ شده از یک طرف اصرار دارد که بتواند مدرسه برود ولی نمیخواهد نقش همسری را قبول کند. جعفر پناهی عقب ماندگی و دیدگاههای ارتجاعی واپسگرای ساکنین این روستا را نشان میدهد با بازی بهناز جعفری که با اعتمادبنفس عالی زنانه اش هیچ تلاشی نمیکند احساساتش را سرکوب کند و بعنوان هنرپیشه بزرگ همچنین در بین اهالی روستا شناخته شده است و از احترامات فراوان برخورداراست. با این وجود او نمیتواند با اهالی محل گفتگو کند برای اینکه نمیتواند تُرکی صحبت کند یا بفهمد و اهالی محل و پیرمردانش هم فقط خیلی بد و ناقص فارسی بلدند یا صحبت میکنند. د راین میان سالمند ترین مرد روستا به خانم جعفری بعنوان هدیه تکه پوست سرآلت تناسلی پسر بزرگش را بعد از ختنه که در نمک خوابانده بود و از آن نگهداری میکرد تحمیل میکند و از او میخواهد تا آنرا به تهران که برگشت در تهران دفن بکند براین عقیده و باور که اینکار برای خانم جعفری سعادت و خوشبختی میآورد. خانم جعفری در مقابل این هدیه پیرمرد دهکده با حالتی ناباوری عکس العمل نشان میدهد ولی شوک زده نمیشود. پناهی هم در این مورد با روستائیان کمی شوخی سبکی میکند و سربه سرشان میگذارد.
- خارج از تصویر!
کارگردان این محل را خوب میشناسد. او این فیلم " سه تا چهره" را در اینجا میسازد جائیکه والدینش و پدر بزرگ و مادر بزرگش بدنیا آمدند. این فیلم پناهی میشود گفت بنوعی خصوصی ترین فیلمش از زندگی نامه اش تا بحال میباشد. این بهانه میشود برای این ارزیابی: با جعفرپناهی همیشه در رسانه های اجتماعی توسط نسل جوان که میخواهند مثل او فیلمسازبشوند تماس گرفته میشود. از قضا با کسی که حق اجازه فیلم ساختن ندارد.
"سه تا چهره " حالا چهارمین فیلم اوست که بعد از ممنوعیت کاری اش ساخته شد هرچند که امکانات محدود در تولید فیلم بخوبی نمایان است اما با این وجود او آنچنان هنرمندانه تنها با بکارگیری یک دوربین از استادی اش خوب بهره گرفت. بجای اینکه صحنه های فیلم را طبق مرسوم با مونتاژ و قطع و وصل کردن نماهای مختلف نشان دهد سعی کرده با نماهای طولانی که حتی گاهی بازیگران از کادر و صحنه خارج میشوند به تصویر بکشد. این اثر پناهی یک هنر سینمائی است در امتداد سنت کاری وهنری همان فیلمسازان و هنرمندان بزرگ سینمای ایران که جایشان خالی است مثل عباس کیا رستمی که جعفر پناهی بعنوان دستیارش فیلمسازی آموخت و بعداً خودش شروع به فیلمسازی کرد تا اینکه بدون شک امروزه به مقام بالائی هم رسید.
با این فیلم پناهی بطور آشکار و روشن به حمایت و به نفع زنان کشورش موضعگیری میکند. سه زن از نسلهای مختلف را پناهی حالا به نقش میکشد و با کمی مثبت نگری امیدواری میدهد که آرزوهای زنان برای رسیدن به حقوق برابر و حق تعیین سرنوشت خود علیرغم همه مقاومتهائی که در جامعه مردسالار ایرانی در مقابل زنان وجود دارد به تحقق میپیوندد و شاید دیگر زمانی برای فهمیدن یکدیگراز طریق بوق زدن لازم نباشد.

- نام فیلم: سه تا چهره ( "Drei Gesichter" )
- کارگردان و فیلمنامه: جعفر پناهی
- هنرپیشه ها: بهناز جعفری، جعفر پناهی، مرضیه رضائی، مائده ارتقائی.
- تولید: رویاهای سلولوئیدی ( Celluloïd Dreams )
- اجاره دهنده: سینما جهان
- زمان فیلم: 100 دقیقه
- مرز سنی مجاز: از 12 سال به بالا
- شروع نمایش فیلم: از 26 دسامبر درآلمان

- قابل توجه! در آدرس زیر سایت اصلی این فیلم در اشپیگل آنلاین دو ویدئو کوتاه بعنوان پیش پرده از این فیلم موجود میباشد!
www.spiegel.de


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست