یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

بنای دینِ حکومتی، آغاز فاجعه بود - بهنام چنگائی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۱۰ دی ۱٣۹۷ -  ٣۱ دسامبر ۲۰۱٨


چاره چیست؟ فریاددادخواهی مردم پاکباخته شنیده نمی شود. اندوه سنگین سرخوردگی و بار بربادرفتگی حقوق و آزادی های مرسوم شهروندی بر کول زنان و جوانان در بساط ملایان کمرشکن ترشده و پایانی ندارد. برتریجوئی مذهبی شیعی بسود ملاها، و همزمان سرکوب سیستماتیک باورها و جهان بینی ها در کشور ولائی کولاک می کند. گسترش فقر، تشویق نابرابری و تعمیق تبعیض در میان اقوام، اقلیت های مذهبی و اتنیک ها و ملیت ها بیدادمی کند. رنج بیکاری، شکنجه گرسنگی و هشدارهای مسالمتجویانه کارگران و زحمتکشان و تنگدستان علاوه بر سرکوب خونین و مرگبار، هنوز بگوش سران خودفریب و غارتگران حکومت الهی نمی رسد. و اینها همه دردهای بی درمان چهل سال گذشته می باشند که بیشتر از سوی ساده دلی و آسیب پذیری اجتماعی ما در برابر ریاکاری حکومت ملایان ریشه زده و نیرو گرفته است.
بویژه آنگاه که "دینداری مومن" ابزار سرسپردگی او شود! و دینمداری ایدئولوژیک معمم جماعت "اهرم سرکردگی ملاها و مکلاها" باشد که اینک چهل ساله شده است. بدتر اینکه حکومت مطلق الهی زمینی، سروری نظام و دستگاه خود را یکراست از "دکان خردکُشی دینی" از یکسو و "باور پذیری مذهبی" توده ها از دیگرسو به روحانی جماعت هزاررنگ بسپارد که سپرده است. همان دین الهی دولتی ایکه اینک توانسته منشأ قدرت سیاسی و اقتصادی یک مشت " دینکار ایدئولوژیک آخوندی" شود.
حالا بیائید باهم به این گفته های زیرین از فرزندان کسانی گوش بسپاریم که هردو آنها بیاری اهرم سیاست دینسالاری، خودکامگی مطلق فقاهتی و توامان و بی شرمانه با چپاول پدران شان از نان و نوای کارگران و زحمتکشان دهه ها توانسته اند در ناز و نعمت لمیده و پرورده شده و صاحب کاخ ها و بهشت زمینی شوند.
سرآخرِ برداشت و مواضع دو تنی که، جز بیانگر نابودی باورمذهبی و گسل اعتماد مردم به رژیم، ویرانی اقتصاد اسلامی و ورشکستگی سیاسی رژیم ولائی و یارانش نیست که آنرا بیشتر بزبان خودی اندرونی بازگومی کند. نگاهی که با رنگ و لعاب مصلحتی و ظاهرسازانه ی "دختر رفسنجانی" و بازتاب ریاکارانه " نوه خمینی" پس از گذشت ۴۰ سال سیاه، حکایت از آن دارد که آنها هم ناگزیرند ویرانگری های اخلاقی و درهمریزی رفتار سالم اجتماعی دیروز و امروز "خلافتی ها" را در پرونده ی رژیم بی آبرو ثبت کنند. رژیمی که بیش از ۱۰۰۰ میلیارددلار دارائی های مردم و کشور را هزینه های جنگ فرقه ای شیعی سنی در جنگ "راه قدس از کربلا" می گذرد کرد؛ خرج تربیت طلاب مفتخور و خرافه گو و مرثیه سرا کرد؛ و در برابر هر اعتراض کارگران و زمینگیرشدگان از اینهمه تاراج ها و تباهی ها، با بکارگیری زور کور، و سرکوب و زندان و اعدام و بیاری گرفتن مرگکاران "بسیجی سپاهی" علیه مخالفان گرسنه و بیدادرس، همچنان می خواهد بی شرمانه بایستد و با حکایت های ایدئولوژیک الهی سر کارگران بجان آمده پیوسته شیره مذهبی بمالد و یا برابر درخواست نان و کار و آزادی که کارگران همه جا فریادش را برآورده اند با همان برچسب " کفار" رسوا کارگران پیشرو را که اسیرند "دشمن خدا" بنامد؛ سرکوب بیداری کند؛ و اعتراض بیکاران را و خودسری لگام گسیخته علیه "حکومت دینی ب بخواند و بخیال خام خود تبهکاری ولائی را ادامه دهد.
فائزه رفسنجانی گفته: ( از دیدگاه من فروپاشی محتوائی حکومت اتفاق افتاده است و تنها فروپاشی ظاهری و فیزیکی اتفاق نیفتاده که خیلی احتمال می‌دهم این اتفاق بیافتد)
و دیدگاه نوه خمینی: زیربنای یک جامعه اخلاق و احساس رضایت مردم است، باید قواعد رفتار انسان ها و علل سقوط و ثبوت را به دست بیاوریم تا در زندگی رعایت کنیم و الا هیچ تضمینی وجود ندارد که ما بمانیم و دیگران بروند. اگر قواعد را رعایت نکنید، عرصه را از شما می‌گیرند". (هیچ تضمینی وجود ندارد که ما بمانیم )
اینک پرسیدنی ست! آیا این دو جمله پردازی پوچ، بسان همان کلاهبرداری مذهبی پدران شان نیست؟ که هردو یکسان و بدون توجه به نیاز بررسی ریشه ای بحران ها، تحلیل نارسائی ها و بازبینی ناسازگاری های "دین حکومتی" با "جامعه رنگین اتنیک، می باتید همان تناقض ویرانگر و تضاد رژیم با جامعه بشدت طبقاتی و نابرابر است که بعنوان منشأ تعارض ها و علل شکست سیاسی و اقتصادی رژیم بوده که حکومت با ندادن آزادی های سیاسی صنفی و با سدکردن آگاهی های حقوق بشری و طبقاتی به مردم، عملا مایه بیگانگی خود با شهروندانش شده که اینک رو به انفجار دارد و می رود؟! رژیم الهی ولائی که از درون دعاوی اش فررویخته ، و بنا به منابع شناخت پنهانی این دو از سران هرلحطه می رود که در همریزد.
اگر این دو آقازاده می خواستند به چرائی علل جامعه شناسانه فروریزی ارزش های اخلاقی و محتوائی رژیم ولائی به مردم هشدار و پاسخ دهند، آنگاه ناچارمی شدند که ععل نابودی محتوائی حکومت دینی را ناشی از فساد و غارت و جاهطلبی های حکومتیان مذهبی بدانند که هرگز نخواهنددانست چون خود بر سر سفره این بساط نشسته اند و مغز خر نخورده اند. اینک پرسیدنی ست که ایندو با مصیبت بیکاری و گرسنگی مردم چکاری دارند که چنین ناشیانه بمیدان فریب پاگذارده اند؟! و اصولا چگونه می توانند با این گندگوئی ها سرآغاز فصلی تازه در سیاست ایران بی آخوند فردا داشته باشد؟ نه هرگز ممکن نیست بتوانند! زیرا: این دو بسان پدران مکارشان همچنان دروغ گفته و در جنگ مرگ و زندگی برای کسب قدرت و ثروت بیشتر باهم در کلنجار همیشگی شان می باشند، که درگیری شان بما ربطی ندارد. کشتن رفسنجانی ریشه اش در همین زیاده خواهی ها نبود!؟
بگذریم! اینکه فائزه رفسنجانی از امکان فروپاشی حکومت می ترسد، یا حسن خمینی از بکارنگرفتن رفتار انسانی در رژیم دم می زند که مبادا باعث فروریختن تضمین های بقای رژیم پدرش بزرگش شود، دلایل خاص خود را دارد. زیرا گند رسوائی های هردو سو درآمده. برادر فائزه، مهدی خان، چندیست زیر اتهام رشو گیری از توتال قرارگرفته، و حسن خان خمینی و پسر تازه دامادش نیز لورفته اند که دارائی های اشرافی داشته و همینک صاحب ویلای میلیاردی در اسطلخ جان گیلان می باشند؛ آنهم کسی که پدربزرگش منتقد خاندانسالاری شاهان پهلوی بود.
فروپاشی زندگی کارگران و توده ها از دروغ های خمینی در جماران و بنای دینِ حکومتی شروع شد که آغاز فاجعه بود. جائیکه منافع جوامع زیرین با ریاکاری مذهبی درهم آمیخت و طبقات رودر بجای استقلال منافع خویش در برابر دشمنان به تقسیم بندی خمینی میان مومن و کافر، شیعی و سنی و بی دین و با دین دسته بندی شدند. و خمینی با حیله هایش توانست مردم را خام کند، فلکه شیرهای نفت را یک تنه در دست بگیرد و بسرعت برای فتح قدس "راه جنگ ٨ ساله ی کربلا را بگشاید. خمینی قداعد انسانی و رعایت رفتار نوعدوستی را تا زنده بود نشناخت و برای برتری مذهبی خویش زندگی کارگران و مردم را به بازی گرفت و میلیون ها آدم ساده دل را بکام مرگ فرستاد و میلیاردهادلار سرمایه های ساخت و پرداخت بهتر کشور را یا هزینه این جنگ پوچ ساخت یا برای ایجاد قطب قدرت شیعی در منطقه و برای دشمنی افکنی بکاربرد. همان ترفند خودبزرگ بینی فرقه ای ایکه جانشین خلف او همچنان ادامه اش داده و زندگی مردم و موجودیت کشور را به باد فناسپرده ست.

بهنام چنگائی ده دی ۱٣۹۷


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست