یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

واکنش برنی سندرز به سخنرانی ترامپ در کنگره آمریکا
بیایید با هم برای عدالت اقتصادی،اجتماعی و زیست محیطی مبارزه کنیم
ترجمه ی: احسان صالحی


• امروز در آمریکا، ما بیشتر از تقریباً هر کشور مهم دیگرِ جهان شاهد نابرابری در‌آمد و ثروت هستیم. از عصر شکوفایی دهه ۱۹۲۰ تاکنون، این وضعیت فعلی غیر منصفانه تر از هر زمان دیگر است. با این همه، اقتصاد برای سه نفر از ثروتمندترین افراد آمریکا عالی است که از ثروتی بیش از نیمه پایین جمعیت کشور ما – یعنی ۱۶۰ میلیون نفر – برخوردارند. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۰ بهمن ۱٣۹۷ -  ۹ فوريه ۲۰۱۹



 

اجازه بدهید از همه شما تشکر کنم که امشب به من پیوستید تا پاسخ مختصری به سخنرانی ایشان [ترامپ] برای کنگره ارایه کنم. و اجازه دهید از استیسی آبراهام به خاطر پاسخ فوق‌العاده موثرش هم تشکر کنم. حال، ما همه می‌دانیم که چرا او فرماندار فوق‌العاده ی ایالتِ جورجیا است.

می‌دانم گفتن این حرف احتمالاً شما را شگفت زده نخواهد کرد، اما هر آنچه دونالد ترامپ گفته است درست یا دقیق نمی باشد.

دونالد ترامپ از زمان به دست گرفتن مقام ریاست جمهوری، امشب و در دیگر مناسبت‌های بی شمار، به مردم آمریکا گفته است که اقتصاد ایالات متحده «عالی ترین اقتصاد سراسر دنیا» است. خوب، این ممکن است برای کلوپ او در شهرستان مار-ا-لَگو (Mar-a-Lago) صدق کند که در آنجا قیمت ورودی دو برابر یعنی 200000 دلار شده است. برای آن دوستان، برای ثروتمندترین افراد در کشور ما. ترامپ راست می گوید. اقتصاد واقعاً دارد رونق می گیرد. در حقیقت، برای رفقای میلیادر آقای ترامپ، اقتصاد هیچ وقت تا این اندازه خوب نبوده است.

اما حقیقت این است که برای طبقه متوسط و خانواده‌های طبقه کارگر این کشور، اقتصاد خیلی خوب نیست.

طی سال گذشته، به عنوان مثال، تورم واقعی در نظر گرفته شده برای میانگین دستمزدهایِ یک کارگر آمریکایی بالای 1.2 در صد – فقط 9.1 دلار در هفته – است. در حقیقت، دستمزدهای واقعی برای همان کارگر امروز پایین‌تر از دستمزدهای سال 1973 است. اجازه بدهید تکرار کنم. پس از تعدیل تورم، امروز با وجودِ افزایش عظیم تولید، کارگر آمریکایی به طور متوسط کمتر از 46 سال پیش در‌آمد کسب می کند. غم انگیز است که میلیون‌ها کارگر آمریکایی امروز مجبورند دو یا سه شغل داشته باشند تا بتوانند فقط صورت حساب ها را بپردازند و از نظر اقتصادی سرشان را بالای آب نگه دارند.   

امروز در آمریکا، ما بیشتر از تقریباً هر کشور مهم دیگرِ جهان شاهد نابرابری در‌آمد و ثروت هستیم و از عصر شکوفایی دهه 1920 تاکنون، این وضعیت حالا غیرمنصفانه تر از هر زمان دیگر است. با این همه، اقتصاد برای سه نفر از ثروتمندترین افراد آمریکا عالی است که از ثروتی بیش از نیمه پایین جمعیت کشور ما – یعنی 160 میلیون نفر – برخوردارند.

بله، اقتصاد برای یک در صد بالایی عالی است که حال 46 در صد تمام درآمد جدید اقتصاد ما را کسب می کنند.
بله، اقتصاد عالی است برای 25 مدیر صندوق های سرمایه‌گذاری در وال استریت که سال گذشته تقریباً دو برابر تمامِ 140 هزار معلم کودکستان های کشور ما در‌آمد کسب کردند.
بله، اقتصاد عالی است برای پنج ثروتمند آمریکا که از زمان انتخاب دونالد ترامپ تاکنون ثروتشان به بیش از 100 میلیارد دلار رسده است و برای انحصاراتی که فقط در سال 2018 بیش از یک میلیارد دلار از پس-خریدهای سهام خود را اعلام کرده اند.
بله اقتصاد ممکن است برای این جماعت عالی باشد، اما برای تقریباً 80 در صد کارگران به هیچ وجه شکوفا نیست که از این تا آن حقوق ماهانه زندگی می کنند – و امیدوارند فرزندشان بیمار نشود، خودروی شان خراب نشود یا که شغل شان را از دست ندهند.

بر اساسِ آنچه دونالد ترامپ می‌گوید این را نمی‌توان «اقتصاد عالی» نامید که 43 در صد خانوارها توانایی پرداخت هزینه‌های مسکن، غذا، مراقبت از کودک، درمان و ترابری و تلفن همراه را بدون قرض دار شدن نمی‌توانند بپردازند.
اقتصاد «عالی» نیست وقتی حدود نیمی از آمریکایی های 55 ساله و مسن تر هیچ طرح و برنامه‌ای برای چگونگی داشتن زندگی بامنزلت در آخرین سالهای عمرشان ندارند، چرا که آن‌ها هیچ پس انداز بازنشستگی ندارند و این 20 در صد سالمندانی را هم شامل می‌شود که سعی می کنند با درآمدهای سالانه کمتر از 14000 دلار زندگی را سر کنند.

این «قدرتمندترین» اقتصادی که «ما تاکنون داشته ایم» نیست که در آن صدها هزار جوان به دلیل عدم استطاعت قادر نیستند به دانشگاه بروند و میلیون‌ها جوان دیگر که با سطوح وحشتناکی از بدهی های دانشجویی شان دست و پنجه نرم می کنند، بیش از 34 میلیون آمریکایی بیمه درمان ندارند، یک پنجم آمریکایی ها توانایی پرداخت پول داروی نسخه شده پزشکان شان را ندارند، و بیش از 40 میلیون آمریکایی در فقر زندگی می کنند. این اقتصادی نیست که باید به آن افتخار کنیم که بالاترین نرخ فقر کودکان را در کشورهای توسعه یافته داریم و امید به زندگی در آمریکا در سه سال متوالی گذشته واقعاً کاهش یافته است. فراموش نکنیم که در آمریکای امروز میلیون‌ها نفر از مردم ما برای دستمزدهایِ بخور و نمیر 8، 9 و10 دلار در ساعت کار می‌کنند و این حقیقتی محض است. کسی نمی‌تواند با این حقوق فقیرانه خانواده‌ای تشکیل دهد یا اجاره اش را بپردازد.

امشب، دونالد ترامپ در باره چه کار بزرگی در تجارت انجام داده است صحبت کرد. اما چیزی را که به شما نگفته است این می‌باشد که از زمان رئیس جمهور شدنش تاکنون کسری موازنه تجاری سالانه بالغ بر 100 میلیارد دلار است و کسری موازنه تجاری ما با چین و مکزیک به ده‌ها میلیارد دلار رسیده است. از زمان انتخاب دونالد ترامپ شرکت های انحصاری 185 هزار شغل آمریکا را به خارج برده اند.

رئیس جمهور ترامپ، ایالت ها را به فروش بزرگراه ها، پل ها و زیرساختارهای حیاتی ما به وال استریت، دست اندرکاران ثروتمند کارزارهای انتخاباتی، و حتی به دولت های خارجی تشویق می کند. حقیقت این است که برنامه ترامپ برای خصوصی کردن زیرساختارهای ملی فکر کهنه‌ای است که کارایی نداشته و هرگز هم نخواهد داشت.

ترامپ امشب گفت «ما آزاد به دنیا می‌آییم و آزاد خواهیم ماند».
خوب، من به ترامپ می گویم مردمی که توانایی پرداخت پول دارو و درمان را ندارند، حقیقتاً آزاد نیستند. آن‌هایی که توانایی پرداخت پول داروهای نسخه پزشکی را ندارند، در حقیقت آزاد نیستند. مردمی که قادر نیستند با شان و منزلت بازنشسته شوند، در‌واقع آزاد نیستند. مردمی که از ساعت‌های طولانی کار برای دستمزدهای پایین رمقی برای‌شان نمانده باشد، در حقیقت آزاد نیستند. مردمی که وسع مالیِ مکانی شایسته برای زندگی را نداشته باشند، واقعاً آزاد نیستند. مردمی که نتوانند غذا برای خانواده‌شان تأمین کنند، حقیقتاً آزاد نیستند.

همان‌طور که در 1968 دکتر لوتر کینگِ پسر گفت: “این کشور دارای سوسیالیسمی (جامعه گرایی) برای ثروتمندان و فردگرایی خشن و زمخت برای تهیدستان است». آنچه دکتر کینگ گفت در 1968 صحت داشت. امروز هم آن سخن صدق می‌کند و این وضعیت به هیچوجه قابل قبول نیست.

امشب ترامپ، که در کمتر از دو سال در کاخ سفید پنج دستیاری را دیده که یا جرم را پذیرفتند یا به اتهام های مجرمانه محکوم شدند، مدعی شد که قدرت اقتصادی به شخص او متکی است که از نظارت و تحقیقات در باره عمل خلاف از سوی هم کارزار او و هم دولت او مبرا است. دقیقاً عکس آن صادق است. قدرت آمریکا بر حکم قانون و این حقیقت استوار است که کسی حتی رئیس جمهور در فراز آن قرار ندارد. در ارتباط با جرم، امشب ترامپ در باره قتلی وحشتناک و شنیع در رینو، ایالت نِوادا صحبت کرد که یک مهاجر بدون ویزا مرتکب آن شد که از قضا اسپانیایی زبان (اهل آمریکای لاتین) بود. در حقیقت، طی چند سال گذشته، ترامپ بارها در باره جنایت مرتکب شده از سوی مهاجرین بی ویزا و اسپانیایی زبان سخن گفته است. توصیف خبیثانه او از اسپانیایی زبان‌ها نژادپرستانه بوده، غلط و همچنین از قضا بر اساس حقایق نادقیق است. مهاجرین بی ویزای اسپانیایی زبان در آمریکا کمتر از خود آمریکایی ها مرتکب جرم می شوند. آیا، عجیب نیست وقتی صحبت از جرم های وحشتناک در ایالت نِوادا می شود، ترامپ فراموش می‌کند یادآوری کند که در سال 2017 مرد سفیدپوستی به نام استیفن پداک 58 نفر را به قتل رسانده و 851 نفر را زخمی کرد – که مرگبارترین تیراندازی در تاریح مدرن آمریکا شمرده می شود؟

چگونه است که ترامپ اشاره‌ای به این [جنایت] نکرد؟ اگر نگران جرم و جنایت است، چگونه است که ترامپ به این اشاره نکرد؟ نیاز به گفتن نیست که او همچنین به ضرورتِ قانون امنیتیِ عقل سلیمِ استفاده از تفنگ اشاره ای نکرد که نرخ وحشتناک تیراندازی به جمعیت را در کشورمان پایین می اورد.

امشب، ترامپ برخی از شدیدترین حملات ضدزن را تکرار کرد که ما از راست افراطی می شنویم. در زمانی که شاهد چنین حمله بی سابقه و هماهنگ شده‌ای بر علیه حق انتخاب یک زن هستیم، فوق‌العاده مهم است که مبارزه کنیم تا اطمینان یابیم هر زن در کشورمان حق کنترل بر بدنش را داراست.

امشب، ترامپ به درستی در باره نیاز به توجه کردن به بحران شبه مواد مخدر (مانند متادون، مترجم) صحبت کرد. خوب، رئیس جمهور ترامپ! شما با نوشتن بودجه ای که خواهان قطع یک میلیارد دلار از بیمه بهداشت مستمندان است، نمی‌توانید به مردمی کمک کنید که از اعتیاد به شبه مواد مخدر رنج می‌برند. این عمل‌کرد برای مبارزه با اعتیاد به شبه مواد مخدر هولناک است.

حال، به همان اندازه که مهم است واکنش نشان دهیم به آنچه که ترامپ امشب گفت، مهم‌تر حتی این است که در باره چیزی بحث کنیم که ترامپ در باره آن‌ها حرفی نزد – که این برخی از مهمترین معضل هایی را شامل می‌گردد که کشور ما و جهان با آن‌ها روبرو است.

چگونه رئیس جمهور ایالات متحده می‌تواند در باره وضعیت کشور سخنرانی کند و سخنی از تغییرات اقلیمی به میان نیاورد که دانشمندان پیشروی جهان به ما می‌گویند که تغییرات اقلیمی واقعی است، و فعالیت بشری مسبب آن است و واقعاً آسیب های مخربی را در ایالات متحده و در بیشتر نقاط دنیا ایجاد می‌کند. علاوه براین، آن‌ها به ما می‌گویند که اگر می‌خواهیم سیاره ای داشته باشیم که برای فرزندان و نوه هایمان سالم و سکونت پذیر باشد، ما تنها یک دوره زمانی بسیار کوتاه 12 ساله داریم تا بتوانیم سیستم انرژی مان را از سوختِ فسیلی تغییر دهیم و به انرژِی پایدار تبدیل کنیم.

چگونه ترامپ می‌تواند حرفی از شرمندگی جهانی ایالات متحده نزند که تنها کشور مهم روی کره زمین است که مراقبت های بهداشتی را به عنوان یک حق همگانی تضمین نمی کند؟ او چگونه می‌تواند از واقعیتی چشم بپوشد که ما از هر کشور دیگری سرانه به مراتب بیشتری برای مراقبت های بهداشتی هزینه می‌کنیم در حالی که میلیونها آمریکایی فقیر بیچاره ما یا بیمه نیستند یا از اندکی بیمه برخوردارند؟

چگونه رئیس جمهور ترامپ می‌تواند به حملات وحشتناکی اشاره نکند که به چشم خود می‌بینیم بنیادهای دمکراسی آمریکا را سست می‌کند – از حمله این تصمیم وحشتناک دادگاه عالی شهروندان ایالات متحده که به میلیادرها اجازه می‌دهد انتخابات ها را بخرند؟ چگونه او می‌تواند در باره تلاش‌های فرماندارهای سرتاسر این کشور برای سرکوب رأی ها یا سخت تر کردن رأی دادن فقرا و رنگین پوستان صحبت کند؟

چگونه رئیس جمهور ترامپ توانست به نیاز افزایش حداقل دستمزد 7.25 دلار فدرال به دستمزد کافی برای امرار معاش اشاره یی نکند؟

چگونه او توانست کلمه‌ای در باره امنیت اجتماعی، بیمه پزشکی سالمندان یا بیمه بهداشت مستمندان در کنگره اش بر زبان نیاورد که او بارها قول داد این طرح ها را قطع نخواهد کرد؟ این آیا نمی‌تواند به این دلیل باشد که قطع هزینه‌های کلان برای این طرح ها در بودجه او در نظر گرفته شد که زیرپاگذاردن آشکار قول هایِ انتخاباتی اش محسوب می شود؟

چگونه او می‌تواند در باره این واقعیت سکوت کند که از طریق جنگ سایبری روسیه با دخالت در انتخابات 2016 ما دارد در انتخابات دمکراتیک ما در سراسر جهان دخالت می کند، و طبق گفته هایِ سران بنگاه های امنیت ملی خودش تلاش داشت در انتخابات میان دوره ای 2018 هم دخالت کند؟

چگونه ترامپ می‌تواند چیزی در باره یمن نگوید، جایی که بدترین بحران انسانی جهان همین الان دارد رخ می دهد، بحرانی که با جنگ هدایت شده سعودی ها آغاز شد که ایالات متحده از آن پشتیبانی می کند؟ درست همین دیروز، سی ان ان به طور مفصل گزارش داد که چگونه متحدان سعودی و اماراتیِ ما سلاح های ساخت ایالات متحده را به جنگجویان وابسته به القاعده می‌دادند، که به دست شورشیان حوثی مورد حمایت ایران هم افتاده است. این جنگ یک فاجعه است. به همین دلیل است که دسامبر گذشته مجلس سنا قطعنامه مرا تصویت کرد که از رئیس جمهور می خواست به حمایت مان از آن پایان دهد و هفته گذشته همکارانِ هم مجلس نمایندگان و هم مجلس سنا دوباره از این قانون استفاده کردند. با وجود این، رئیس جمهور حتی اشاره ای به آن نکرد. رئیس جمهور ترامپ امشب و و بارها در هفته‌های اخیر اظهار کرد که ساخت دیوار بر روی مرز مکزیک یک فوریت ملی است. در حقیقت، او دولت را تعطیل کرد و به خاطر اصرارش بر روی دیوارش رنج عظیمی را برای 800 هزار کارمند فدرال ایجاد کرد.

نه، آقای ترامپ! ساخت دیوار یک فوریت نیست.
در ارتباط با مهاجرت در کشورمان، آنچه نیاز است انجام دهیم این نیست که میلیاردها دلار را روی دیواری تلف کنیم، بلکه لازم است بالاحره اصلاحاتِ جامع مهاجرت را مورد ملاحظه قرار دهیم که این راه شهروند شدن میلیون‌ها افراد بدون ویزا را شامل می شود.
جدا کردن کودکان خردسال از والدین شان غیرانسانی است و آمریکا از این عمل دفاع نمی کند. شرم‌آور است که 1.8 میلیون جوان که در آمریکا بزرگ شدند و هیچ کشور دیگری را نمی شناسند، به خاطر اقدام‌های ترامپ حمایت قانونی شان را تحت برنامه دی ای سی ای (DACA) از دست داده اند. مایع دلشکستگی است نزدیک به 11 میلیون نفر بی ویزا که در این کشور زندگی می‌کنند، اکثریت قریب به اتفاق آن‌هایی که سخت کوش و مطیع قانون هستند، هر روز نگران اخراج و جدایی از عزیزان خود می باشند.

رئیس جمهور ایالات متحده مسئول است همه ما – سیاه و سفیدپوست و اسپانیایی زیان ها، آسیایی-آمریکایی ها، آمریکایی های بومی، مردان و زنان، همجنس گراها و دوجنس گراها – را گرد هم آورد، اما کاری که او به طرزی بی سابقه ای دارد انجام می‌دهد، اینجنین نیست. در حقیقت، او تلاش دارد بین ما تفرقه بیندازد و این غیرقابل قبول است.

نتیجه گیری/ برنامه کاری ترقی خواهانه

ترامپ امشب گفت که ما باید «به شکل یک ملت، نه به عنوان دو حزب حکمرانی کنیم».
موافقم. اما دستور کار ایشان در کاهش/ معافیت مالیات میلیادرهایی که میلیونها آمریکایی را از بیمه سلامت محروم می‌کند دقیقاً عکس چیزی است که مردم آمریکا می خواهند. اگر ترامپ واقعاً می‌خواهد به شکل غیرحزبی حکمرانی کند، بیاییم نگاهی به خواسته‌های اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی ها بیندازیم:
- نظرسنجی هفته گذشته فاکس نیوز نشان می‌دهد که 70% آمریکایی ها از افزایش مالیات بر خانواده‌هایی پشتیبانی می‌کنند که بیش از 10 میلیون دلار درآمد دارند.
- بنا بر [نظرسنجی] رویترز، 70% مردم آمریکا، از جمله 52% جمهوری خواهان از بیمه همگانی پزشکی سالمندان حمایت می کنند.
- نظرسنجی دیگر دریافت که 72% مردم آمریکا، از جمله 51% جمهوری خواهان خواهان گسترشِ امنیت اجتماعی از طریق افزایش مالیات برای میلیونرها و میلیادرها هستند.
- طبقِ [نظرسنجی] گالوپ، 76% مردم آمریکا از جمله اکثریت عظیم جمهوری خواه و دمکرات می‌خواهند ما یک میلیارد روی طرح زیربنایی/ زیر ساختی هزینه کنیم تا 15 میلیون شغل با دستمزد خوب ایجاد کنیم.
- بنا بر نظرسنجی بنیاد خانواده کایسر (Kaiser) 92% آمریکایی ها می‌خواهند بیمه پزشکی سالمندان با شرکت های داروسازی برای کاهش قیمت داروها مذاکره کنند. 92%. همین نظرسنجی همچنین اعلام کرد که 72% آمریکایی ها، از جمله 75% جمهوری خواهان خواستارِ خرید نسخه های دارویی کم هزینه ار کانادا هستند.
- گالوپ می‌گوید 64% آمریکایی ها از جمله 51% حمهوری خواهان معتقدند ماریجوئنا باید قانونی شود. بیاییم به جنگِ فاجع بار داروها پایان دهیم.
- [نظرسنجی] کوئینپیاک به ما می‌گوید 5-94 % آمریکایی ها از ضرورت بررسی های سوسابقه برای هر نوع خرید اسلحه پشتیبانی می کنند.
- سی بی اس اعلام کرده است 87% آمریکایی ها، از جمله 79% حمهوری خواهان می‌خواهند با مهاجرانی که به عنوان کودک به آمریکا آورده شدند اجازه داده شود در کشور ما بمانند.
- و نتیجه تحقیق جولای 2018 که بودجه آن را برادران کُچ (Koch) تامین کردند، چنین است:
- 66% آمریکایی ها معتقدند که «شهریه پرداختی دولت به کالج» یک «راه حل موثردر برابرِ موانع اجتماعی» است.
- 65% آمریکایی بر این باورند که حداقل دستمزد 15 دلار در ساعت «راه حل موثر برای دستمزدهای پایین» است.
- 69% آمریکایی معتقدند که باید «مقررات بیشتری برای وال استریت» وضع کنیم.
- 69% آمریکایی بر این باورند که «کمک دولتی به مراقبت از کودکان باید افزایش یابد».

همتایانِ آمریکایی من! اگر اکثریت قریب به اتفاق مردم آمریکا از ما می‌خواهند این ابتکارهای بغایت پرطرفدار را تصویب کنیم، چرا کنگره نمی‌تواند آن‌ها را تصویب کند؟
پاسخ نسبتاً ساده است. منافع پولی – وال استریت، شرکت های بزرگ داروسازی، شرکت های بزرگ بیمه درمانی، شرکت های بزرگ نفتی، انحصارات چندملیتی، و طبقه میلیادرها. آنها صدها میلیون دلار هزینه می‌کنند تا از کنگره بخواهند دستورها و خواست های آن‌ها را اجرا کنند.

اما اگر آن‌ها پول دارند، ما چیزی داریم که در کنار ما حتی قدرتمندتر است – مردم.
اگر برای تغییر کشورمان جدی هستیم، اگر در بازسازی طبقه متوسط جدی هستیم، اگر در جانبخشی دوباره به دمکراسی مان جدی هستیم، بیاییم مردم را گرد هم آوریم تا با طبقه حاکم که ولع نابودی ملت را بر سر دارد، بجنگیم و شکست اش دهیم. طبقه میلیادر نمی‌تواند مدعی همه چیز باشد. دولت ما به همه ما تعلق دارد و تنها برای یک در صد نیست.

با هم، بیاییم نه برای آزمندی لجام گسیخته، بلکه برای عدالت اقتصادی، اجتماعی، نژادی و زیست-محیطی مبارزه کنیم. از همه شما تشکر می‌کنم و شب خوش.

چهارشنبه، 6 فوریه 2019
منبع: www.commondreams.org


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست