یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

در شناختِ یک رَوِش و مَنِشِ گفتاری – رفتاری


مارال سعید


• چرا هرکه در دایره ی نظام فخیمه ی جمهوری اسلامی مسئولیتی به عهده می گیرد، و یا همچون اقمار بَر گِرد آن می گردد، دچار لکنت زبانی میشود؟ با پوزش، شما چون من می دانید؛ در متن و حاشیه ی نظام فخیمه ی جمهوری اسلامی، کسی مسئول نیست و نسبت به گفتار و رفتار خویش، فاقد هرگونه مسئولیتیست! چون آنگونه که خود میگویند: ما جمله گی به تکلیف الهی – دینی - شرعیِ خود عمل می نمائیم ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۲ اسفند ۱٣۹۷ -  ٣ مارس ۲۰۱۹


قصد دارم مقدمه ای کوتاه بر رمزگشائیِ از یک روش و منش گفتاری - رفتاری که ویژه یک قشر اجتماعی در ایران است (روحانیون شیعه و اَعوان و اَنصار) بنویسم. و امیدوار باشم دیگر دوستان این مَبحث را ادامه دهند، تا از این طریق بتوانیم محل ارجاعی برای شناخت بیشتر در اختیار نسلهای آینده بگذاریم تا دِگربار دچار این بَلیّه اجتماعی نگردند.

بحث را با یک سوآل، پوزش- توضیح، تصحیح و ادامه آغاز میکنم؛
چرا هرکه در دایره ی نظام فخیمه ی جمهوری اسلامی مسئولیتی به عهده می گیرد، و یا همچون اقمار بَر گِرد آن می گردد، دچار لکنت زبانی میشود؟ با پوزش، شما چون من می دانید؛ در متن و حاشیه ی نظام فخیمه ی جمهوری اسلامی، کسی مسئول نیست و نسبت به گفتار و رفتار خویش، فاقد هرگونه مسئولیتیست! چون آنگونه که خود میگویند: ما جمله گی به تکلیف الهی – دینی - شرعیِ خود عمل می نمائیم. پس صورت طرح سوآل به شکل فوق غلط بوده و باید گفت: چرا هر فردی وارد چرخه ی کارگزاران نظام فخیمه ی اسلامی می شود و یا چون اقمار بَر گِرد آن میگردد، دچار لکنت زبانی می شود؟ و در ادامه؛ اینان چرا و به چه دلیل مُبهم سخن میگویند و از ضمیر فاعلی یا مفعولی سوم شخص (مفرد یا جمع) آنهم در شکل مجهول استفاده می نمایند؟
پاسخ را می توان در چهار عرصه جستجو کرد.

۱- پزشکی – پزشکان معتقدند؛ لکنت زبانی در بزرگسالان که به لکنت اکتسابی یا دیررَس مشهور است، اگر در اثر سکته‌ ی مغزی ایجاد نشده باشد، میتوان علت را در عوامل مهم دیگری همچون فشارهای عصبی، کم بودن میزان اعتماد به‌نفس، عدم تمرکز و خجالتی بودن جستجو کرد. در موضوع مورد سوآل باید گفت: دست اندرکاران نظام فخیمه ی اسلامی و حامیان دور و نزدیک آن، خجالتی که چه عرض کنم بسیار وَقیح تشریف دارند. این قشر با اعتماد بنفس بی سابقه، در چشم مردم جهان نگاه می کنند و دروغ می گویند. اما همینها بدلیل آگاهی از تبعیضات، فساد و جنایات نهادینه در نظام حاکم دچار ترس، اضطراب و مسائل روانشناختی میشوند که بخشی از توان سیستم عصبی آنها را به خود مشغول کرده و باعث می‌شود علائم لکنت زبانی بروز کند!
البته دکتر امیر آرامی، متخصصِ گفتاردرمانی با بیان این موضوع که عوامل فوق میتواند علائم لکنت زبانی را زودتر بروز دهد، می‌گوید: برخلاف تصوّرهمگان، ترس علتِ لکنت زبان نیست بلکه اختلال درعملکرد یک سیستم عصبی - عضلانی در مغز به ناروانی گفتار مُنجر می‌شود.

۲- ادبیات – چنین بنظر میرسد چون این قشر اجتماعی وسیعاً از دوران کودکی و نوجوانانی تحتِ تأثیر زبان عربی هست پس چندان آشنائی لازم با زبان فارسی ندارند. چون دانش لازم نیاموخته اند و برای ذکر مُصیبت نیز بهم بافتن هر رُطب و یابِسی جایز است، دچار یک شلخته گی زبانیِ مُفرط شده اند. این خصیصه بصورت بخشی از کاراکتر آنها درآمده و در مُحاوره ی عادی و رسمی، بنا به صَلاحدید، فعل، فاعل و دیگر ضمایر را پس و پیش و یا حتا حذف می نمایند. اینگونه سخنوری از ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ با ورود آیت الله خمینی به ایران و ایراد اوّلین سخنرانی در بهشت زهرا اوج تازه ای یافت و اَعوان و اَنصار به تأثی از او و تا به امروز، این نوع گویش را بعنوان زبان رسمی حکومتی برگزیده اند. و بالاخره آنها که دستی در ادبیات دارند و با ظرافتهای رقص کلمات آشنایند، نیک میدانند؛ زمانیکه در گفتار و نوشتار از سوّم شخص مفرد یا جمع سخن به میان می آید، گوینده یا نویسنده از زیرِ ضرب خارج گشته و صرفاً نقش انتقال دهنده ی آن قول را بعهده میگیرد. در استفاده از این روش، خواننده یا شنونده باید خود و بر اساس حدس و گمان به دنبال ادامه ی متن بگردد. واضح است که همچنان گوینده یا نویسنده از نتایج حاصله مُبرّا بوده و راه برای تکذیب هرگونه اِستنتاج باز است. در نهایت اگر موضوع خیلی بیخ پیدا کند همیشه دو راه موجود است؛ الف - مُفسران و دبیران خواهند گفت؛ منظور این نبوده و آن بوده. ب – گوشمالیِ پیگیر کننده از طریق دستگاه قهر.

٣- جامعه شناسی – قولِ مشهوریست که؛ هرگونه رفتار غیرعادلانه را تبعیض میگویند. واضح است اگر قرار باشد دینی را که بنیانش بر تبعیض نهاده شده به سطح یک ایدئولوژی بَر کشند، نمیتوانند این کار را با مَدد جوئی از هنجارهای متعارف جامعه انجام دهند. پس نیاز است با کمک موقعیّت بدست آمده (انحصار قدرت)، بگونه ای عمل شود که همه چیز در حفظ نظام حاکم خلاصه شود. از همین روست که آیت الله خمینی میگوید؛ "حفظ نظام از اوجب واجبات است." این تئوری و بعدها دستورالعمل، بیانگر یکی از اساسی ترین روشهای اداره و ادامه ی نظام فخیمه ی اسلامیست که با جاری و ساری ساختن آن هر عملی برای حفظ نظام جایز میگردد. این روش در درآمیختگی با دیگر روشهای شناخته شده ی نظامهای غیردمکراتیک و استبدادی همچون؛ اجرا و ترویج "مبهم گوئی و عدم شفافیت" تبدیل به اصلی ترین روش کاربُردی برای بقای نظام جمهوری اسلامی میشود و با کشیدن آگاهانه ی چادرِ ساترِ "عدم شفافیت" بر کلیّه ی امور و مناسبات اجتماعی، دو هدف را دنبال کرده و می کند: اول – پوشاندن تبعیضات، جنایات و مفاسد. دوم – پیشگیری از آگاهی مردم.

۴- دین شناسی – از آنجا که نظام فخیمه ی جمهوری اسلامی بر اساس اصول شیعه ی امامیّه بنا نهاده شده و در این شاخه از مذهب شیعه، تقیّه نقشی اساسی بازی میکند، جا دارد در این زمینه کمی از نزدیک به موضوع نظر بیفکنیم.
محسن زاده کارشناس فقه و مَبانیِ حقوق میگوید: "تقیّه یکی از معتقداتِ فقهی و کلامیِ شیعه است که ریشه قرآنی داشته و به معنای جلوگیری از ضرر و زیان دیگران بوسیله انجام برخی از کارها طبق نظرِ آنان می باشد". البته همو نقل قولی از خمینی دارد که بسیار پا را فراتر از "ضرر و زیان دیگران" می نهد. ‏"حضرت امام خمینی (ره) نیز به طور مفصّل در کتب مختلف فقهی به بحث تقیّه پرداخته و آن را یکی از احکام واقعی ثانوی شمرده است. وی معتقد است که تقیّه در برابر همگان جایز بوده و در احکام و موضوعات جاری می باشد و انجام مأمورٌ به طبق تقیه مجزی بوده و نیازی به اعاده و یا قضای آن نمی باشد".‏ همانطور که مشهود است صحبتی از "ضرر و زیان دیگران" نیست! و اصولاً در نگاه خمینی دیگرانی که جُزئی از "امت" اسلامی نیستند در اداره امور، منافعشان محلی از اعراب ندارد.

۵- فرهنگ – منظور از فرهنگ، مجموعه آداب و رسوم رفتاری، گفتاری و کرداری اقوام ساکن ایران است. در این فرهنگ، مردم علاقه وافری به تعارفات و در لفافه سخن گفتن دارند و حدالامکان از سخن صریح و شفاف می پرهیزند. با توجه به این پیش زمینه، میتوان گفتارهای کارگزاران و اقمار جمهوری اسلامی را نیز مُنبعث از این بلیّه فرهنگی نیز دانست.
تجربه قرنها شراکت و ۴۰ سال انحصارِ حکومترانیِ روحانیون و اعوان و انصار در ایران بیانگر آنست که تمامی موارد فوق با خمیره ی شخصیّت این قشر اجتماعی مَمزوج گردیده است. بعلاوه این قشر اجتماعی در ۴۰ ساله ی اخیر با انحصار قدرت، و برای آنکه بتواند از دین بعنوان ابزار در راستای حکومترانی استفاده نماید، موفق گردیده آنرا به سطح یک ایدئولوژی بَرکشد و از آن برای تسطیح مسیر ماشین حکومتی سود جوید. البته همین ایدئولوژی که خصیصه بارز آن انحصار و عدم پذیرش غیر است همچون کلیه ایدئولوژیهای انحصارطلب و اقتدارگرا، همیشه و در همه جا در هراس دائم از فروپاشی قرار دارد. فلذا؛ کلیّه ی کارگزاران و اقمار بیرونی و درونی نظام، به همراه پیوندهای دور و نزدیکِ سَبَبی و نَسَبی در این نقطه کانونی بهم میرسند که؛ در جهت بقای آن هسته ی مرکزی که علت العلل وجود و اقتدار آنهاست با زبانی الکن و مُبهم سخن بگویند. تا بر کسی عیان نگردد که جَبَروت این ایدئولوژی رو به اِضمحلال و بُرج و بارویِ آن ترک برداشته است.

شاید بقول قُدما این بحث بی مایه (مثال) چون فَطیر آید به نظر، و موضوع برای نسلهایی که ۴۰ سال گذشته را نزیسته اند کاملاً مَلموس و مفهوم نباشد. برای جلوگیری از اطاله ی کلام، مشتاقان را ارجاع میدهم به کلیّه ی سخنرانیها و گفتگوهای رهبر، تمامی روسای جمهور، وزرا، معاونین، نمایندگان مجلس، فرماندهان نیروهای مسلح – سپاه پاسداران، نیروی انتظامی، مسئولین امور قضائی تا اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب کارگزاران، حزب مشارکت و دیگر احزاب صوری که فقط نامی در لیست دارند، حتا اعضای شوراهای شهر. آنهم با دو کلید "بعضی ها" و "افعال و ضمایر مفقوده".

مارال سعید


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست