یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

جستجو


لقمان تدین نژاد


• یک بار دیگر بهار
و من در کوهپایه ها در جستجو
میان گلها و بوته ها
که هویت خویش را
پشت نقابهای زرد و سرخ و آبی
پنهان میسازند، ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۵ فروردين ۱٣۹٨ -  ۱۴ آوريل ۲۰۱۹


 یک بار دیگر بهار

و من در کوهپایه ها در جستجو

میان گلها و بوته ها

که هویت خویش را

پشت نقابهای زرد و سرخ و آبی

پنهان میسازند،

جهان را چندگاهی در تسخیر،

و هنوز سیزده نشده

به ییلاق های ناشناخته باز میگردند

خاشاک‌ِ پای سنگچینِ اجاقِ رها شده

کنار رودِ موسمی،

به من میگوید که کسانی از اینجا گذر کرده اند

در جستجوی تو،

میان گل ها و بوته ها

که چون پارسال و پیرار،

و دیگر سالها،

از من رو میگردانند در نسیم،

سر در گوش یکدیگر می نهند

و مستانه می خندند

بر من و جستجوهای بیهوده

پای گردوی پرشاخی بودم نیمروز،

نشان تو را از باد گرفتم

از سوی بلندیهای برفی میآمد

در شتاب بسوی تاکستانهای ته دره

خدای خاوران،

خدای باختران،

دانای آشکار و نهان،

که تو را در یک بهار ربوده بود

از میان علفزار

همراهِ گردههای گل

و در غاری دور زندانی ساخته بود

بی توجه به جیغ های دُرنایِ مهاجر

در مانداب نزدیک

گوش تیز کرد برای دهقان سالخورده

که او نیز کسی را صدا میکرد

از آن دور دورها

بیهوده است جستجوی تو در این حوالی

که بوته ها، گل ها، و زنبورها،

هر بهار با همان شمایل می رویند

و پنج روزه خاک میشوند،

و پرندگان، اسبان، نوزادان،

که با هویت های مجهول،

قیافه های مبدّل،

و نام های غریب،

ظاهر میشوند

نه. . . ،

بهار دیگر بیرون نخواهم خزید

از این رختخواب کهنه

برای شرکت در مراسم سالانه ی جستجو

که تو از آنسوی حواسِ من

از فراز صخره می پایی ما را

در اعماق زمستان که سرما،

کودکان نادار و سالمندانِ تنها را

با یک سینه پهلوی ساده به خلسه یی بی انتها فرو می اندازد

شبانه بیرون میخزم از خانه

بدنبال رد تو بر شیب های بهمن گیر

همراه گرگی دوست داشتنی

که کنجکاوانه از پیش میرود،

مقابل چشمان زاغچه یی

که نگاهش دیر آشناست

و بر برفهای یخچال‌ِ دائمی نوک میزند

در جستجوی چیزی،

مشترک میان من و تو و کولاک و گم گشتگی

آنسوی این کوهپایه،

در مناطق سردسیری،

اعماق دره های دورِ مه آلوده،

زیر ابرهای تیره،

چیزی هست که به فصلهای زودگذر،

بلندیها،

و ایلیاتی های گمشده

جذبه ی جاودانه میبخشد


لقمان تدین نژاد
آتلانتا،
۱۶مارس ۲۰۱۹
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست