یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نکات، ملاحظات و انتقاداتی
به بیانیه فعالان سیاسی و مدنی داخل و خارج


کاوه آل حمودی


• ظاهرا فعالان سیاسی و مدنی امضا کننده بیانیه خبر نداشته باشند که طرف امریکایی به وضوح ملایان حاکم بر ایران را به مذاکره بی قید و شرط فراخوانده بود، دونالد ترامپ گامی فراتر از این هم برداشت و در اظهارنظری بی سابقه گفته بود: “ایران می تواند با همین حاکمان فعلی کشوری بزرگ باشد”... گر چه این اظهارنظر مثبت و بسیار قابل توجه، یک فقره دلجویی اشکار از ملایان بود اما پاسخ درخوری از سوی انان دریافت نکرد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲٣ خرداد ۱٣۹٨ -  ۱٣ ژوئن ۲۰۱۹


اخیرا بیانیه ای با امضای 225 فعال سیاسی و مدنی از داخل و خارج ایران در فضای مجازی منتشر گردید. این بیانیه در باره نزاع میان امریکا و حاکمیت اخوندی می باشد و در ان نکاتی مطرح گردیده است که بسیار تامل برانگیز و حائز اهمیت می باشند.
در این بیانیه نامی از اسپانسر و هماهنگ کننده این حرکت برده نشده است و این طور به نظر می رسد که افرادی به طور خودجوش از داخل و خارج کشور به هم جوش خورده و حاصل این جوش خودجوش بیانیه مذکور می باشد.
هدف از نگاشتن این مطلب بهیچ وجه تحلیل نفرات امضا کننده بیانیه نیست, درمیان امضا کنندگان البته ادمهای خوشنام وجود دارند, کما این که افراد نه چندان خوشنام و نه چندان خوش سابقه ای نیز به چشم می خورند ولی در این جا قصد من مطلقا قضاوت و تحلیل افراد نیست و تنها بر روی محتوای این بیانیه متمرکز می شوم.
این بیانیه البته در فضای تنش زا و نزاع میان حاکمیت ملایان با امریکا تاثیر قابل مشاهده ای نداشته است, لیکن در فضای مجازی ایرانی واکنش ها و انتقاداتی را برانگیخته است.
مهمترین اشکالی که به نظر من به بیانیه فعالان سیاسی و مدنی داخل و خارج وارد است, عدم رعایت اصل بی طرفی است, برای ادمهای عادی البته رعایت بی طرفی چیز خوبی است, ولی انتظار از فعالان سیاسی و مدنی بیش از این هاست که متاسفانه در این بیانیه نه تنها همان حداقل یعنی بی طرفی رعایت نشده است, بلکه بیانیه بوضوح دارای لحنی جانبدارانه و با کمال تاسف باید بگویم که در بسیاری موارد پرو ملایان می باشد.
امضا کنندگان بیانیه با عاریه گرفتن جمله معروف “وقتی که دیپلماسی به پایان می رسد جنگ آغاز می شود” هیچ اشاره ای به مسبب اصلی چنین وضعیتی نکرده و سیاست های تنش افرین و دیالوگ تهدید که همواره زبان اصلی دیپلماسی نظام بوده است را محکوم نکردند.   
این بیانیه مسائل عمده ای که در حقیقت زمینه ساز این بحران هستند را به باد فراموشی سپرده و هیچ اشاره ضمنی به انبوه مسئله سازی ها مانند اتش افروزی سالیان ملایان, تهدید همسایگان, دخالت اشکار در امور کشور ها, حمایت از گروههای شبه نظامی بنیادگرا, اتش زدن پرچم کشورها, بالا رفتن از دیوار سفارتها و موشک پرانی ها و...نکرده است و از سوی دیگر با لیست کردن کارشکنی دولت امریکا, اسرائیل و برخی کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی در روند دیپلماسی و تحریک جنگ افروزی, اشاره بسیار رقیق و کلی هم به تندرویهای داخل ایران کرده است. البته این ادبیات را هر فعال سیاسی و مدنی در اظهارات تنش افرین سران نظام بارها شنیده است.
این بیانیه همچنین از همراهی برخی اپوزیسیون همگام با امریکا ابراز انزجار کرده است. گویی از نظر امضا گنندگان بیانیه, همراهی با نظام عملی پسندیده و همراهی با امپریالیسم امریکا عملی شنیع و نکوهیده است.
امضا کنندگان بیانیه می گویند: بخش زیادی از مردم ایران بارها و از جمله در چند انتخابات گرایش و نظر خویش را برای تنش زدایی با جهان و منطقه اعلام کرده اند, حکومتگران نمی توانند و نباید نظر خویش را که اکثریت ملت ایران مخالف ان هستند مبنای سیاست خارجی قرار دهند. مراجعه مستقیم به افکار و اراء عمومی می تواند این امر را تایید کند... این ها حرفهای بدی نیست اما دیرهنگام اند...به نظر می رسد که فعالان سیاسی و مدنی امضا کننده بیانیه خبر ندارند مردم در تظاهرات دیماه شعارشان “اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا” بود و در حقیقت از کلیت نظام جهل و جنایت عبور کردند, ولی ظاهرا امضا کنندگان بیانیه در خواب خوش زمستانی و همچنان سخت در گیر همان جناح بندی مسخره اصلاح طلب و اصولگرا که توسط بیت ولایت مهندسی شده است هستند...
امضا کنندگان از افکار عمومی جهان و نهادهای مستقل بین المللی برای خواستن از سردمداران دو کشور برای کاهش تنش و دعوت به مذاکره بی قید و شرط استمداد طلبیدند.
ظاهرا فعالان سیاسی و مدنی امضا کننده بیانیه خبر نداشته باشند که طرف امریکایی به وضوح ملایان حاکم بر ایران را به مذاکره بی قید و شرط فراخوانده بود, دونالد ترامپ گامی فراتر از این هم برداشت و در اظهار نظری بی سابقه گفته بود: “ایران می تواند با همین حاکمان فعلی کشوری بزرگ باشد”... گر چه این اظهار نظر مثبت و بسیار قابل توجه, یک فقره دلجویی اشکار از ملایان بود اما پاسخ درخوری از سوی انان دریافت نکرد.
این بیانیه اندرباب فوائد گفتگو و اینکه “گفتگو واجد هیچ معنای منفی نمی باشد” و اندرباب معنی مذاکره بی قید و شرط ....حرفهای کلی و مبهمی نیز زده است مانند: “مدیریت بحران بمعنی جلوگیری از جنگ های ناخواسته”, “ارزیابی واقعی اهداف طرف مقابل بدون واسطه ها و تبلیغات رسانه ای” و “رجزخوانی از راه دور”, تنش زدایی” و حرف معنی دار “بازی با کارت های واقعا موجود” و “در صورت امکان حل و فصل ان دسته از اختلافاتی که هزینه کمتری برای دو طرف دارند” بدون اشاره به اینکه این اختلافات کم هزینه چه هستند؟ اگر منظور امضا کنندگان بیانیه از این حرف ازاد کردن دوتابعیتی های اسیر در زندان های نظام است, باید به انها گفت نگران نباشید نظام برای چنین روزهایی این بندگان خدا را زندانی کرده و به گروگان گرفته است تا در چنین مواقعی که قافیه بسیار تنگ می شود بتواند چشمه ای از رافت اسلامی را به امریکای از خدا بی خبر نشان دهد تا بلکه دل سنگ ان را بدست اورده و بتواند نرمش قهرمانانه را هر چه کم هزینه تر برگزار کند!
امضا کنندگان بیانیه بحث موهومی بنام “حفظ منافع ملی” را چاشنی استدلالات خود کرده و بدون این که به این سئوال پاسخ دهند از کی تا بحال “منافع ملی” برای اخوندهای حاکم بر ایران واجد اهمیت بوده است؟!
در ادامه و در متن پایانی, خواننده این بیانیه پاک دچار ابهام می شود که ایا امضا کنندگان بیانیه فعالان سیاسی و مدنی ایرانی داخل و خارج هستند و یا اپوزیسیون دولت امریکا؟!
عین جملات قسمت پایانی بیانیه را در زیر می اورم و تفسیر را به خوانندگان وامی گذارم:
نظم حاکم بر جهان ناعادلانه است. همگان اشکارا شاهد اعمال استاندارهای دوگانه در سطح جهانی به خصوص از سوی دولت امریکا و اراده دولت این کشور برای دیکته کردن سیاستهایش نه تنها بر کشورهای منتقد و مخالف خود بلکه بردولتهای هم پیمان خویش در اروپا و دیگر نقاط جهان هستیم و زورمداری و جنگ افروزی دولت ترامپ و متحدان منطقه ای اش را به صراحت محکوم می کنیم...
ما شاهد کارشکنی در روند دیپلماسی و تحریک جنگ افروزانی در دولت امریکا اسرائیل و برخی کشورهای منطقه مانند عربستان به موازات تندروهای داخل ایران و برخی اپوزیسیون همگام با دولت امریکا هستیم که مرتبا در تنوری که می خواهند نان جنگ بپزند, هیزم می ریزند. خروج زورمدارانه و یکجانبه دولت امریکا از توافق برجام و برخی دیگر از معاهدات بین المللی و اعمال سیاستهای سیادت طلبانه و واپسگرایانه, نظم جهانی را به قانون جنگل نزدیک کرده است...
ملاحظه می کنید که ادبیات بکار رفته در بیانیه فعالان سیاسی و مدنی بسیار اشناست, چهل سال است که مستمرا این ادبیات را از رسانه ها و زبان سردمداران نظام می شنویم.
انطور که معلوم است صلح طلبی فقط بهانه ای بود که هدف از ان حفظ نظام و در بردن دیکتاتور گرفتار امده در گوشه رینگ سرنگونی است.

کاوه ال حمودی
Kaveh179@gmail.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست