یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

بیست و دو شعر از نگار نادر
برگردان از کردی به فارسی زیبا کرباسی


زیبا کرباسی


• ببخش
کار دکترها نبود
کار دیوانه خانه هم نبود
کار من بود
این من کوچک
که تو را
به این دیوانه ی بزرگ
بدل کرد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۹ تير ۱٣۹٨ -  ۲۰ ژوئيه ۲۰۱۹


 عاشقان شعر
نگار نادر را پیار سال ملاقات کردم
شاعر کرد عراقی که به طور اتفاقی سال پیش سر از پاتق نویسش من در آورده بود
از شعر گفتیم شکفتیم گل از گل و دوست شدیم
تا این که امروز دوباره توانستم شعرهایی از او را با یاری ی خودش به فارسی برگردانم
و با شما در میان بگذارم
مستدام باد دوستی
با عشق
زیبا کرباسی



بیست و دو شعر از نگار نادر
برگردان از کردی به فارسی زیبا کرباسی
با یاری و همراه شاعر

شعرم انار است

۱
وللاه
هر بار تو پیرهن آبی ات را تنت می کنی
هشتاد درصد به آب های زیرزمینی ی جهان می افزاید

۲
نه سر از سرت برمی دارم
نه سرم از تو خالی می شود
نه سرم به اصلی جز تو اعتقاد دارد
آخر این سر چرا درد نکند

٣
ببخش
کار دکترها نبود
کار دیوانه خانه هم نبود
کار من بود
این من کوچک
که تو را
به این دیوانه ی بزرگ
بدل کرد

۴
دوستانم مثل دریا سرد سرد شدند
آنگاه
دور
دور

۵
در هر جمله ای که مرده باشم هیچ مهم نیست
تن ها نمی خواهم در جمله ای بمیرم
که نام تو بر آن است

۶
من درختم
احتمال خمیده شدنم
بسی بیشتر است از شکستنم

۷
وسیله برای کشتنم در این جهان بسیار است
اما سریع ترینشان
قهقهه های توست

٨
من رودخانه ام
هیچ چیز راه رفتم را نمی تواند بگیرد

۹
کم کم دارم به دلم یاد می دهم
وقتی صدای پایت می آید
مثل جیرجیرک نپرد

۱۰
شعرم انار است
وقتی باران می خورد
خوشمزه تر می شود

۱۱
وقتی قله ای
باید مواظب همه ی احتمال ها باشی

۱۲
خنده هایت گردباد است
هیچ چیز سالم در آدم نمی گذارد

۱٣
وقتی نمی نویسم
به مزار خوشه چینی می مانم
تا چشم کار می کند
زرد
زرد

۱۴
هر کجا که نام تو باشد
دلم بدون هیچ پیش شرطی
تسلیم می شود

۱۵
تن ها زن نیستم
جمله ای ناتمامم
در عصری خونین

۱۶
نه ناگهان آن گلوله نبود
چشم های تو بود

۱۷
دلم آهن است
تا داغ نشود
نرم نمی شود

۱٨
من هزار سنگ مانند تو را
به این کوه تحویل داده ام

۱۹
فرهادهای زیادی می خواهند برایم کوه بتراشند
اما من بیستون را
تن ها به دست فرهاد خودم می خواهم

۲۰
نمی توانم حاشا کنم
که قلبم بی شمار
مرا به سمت چپ کشانده است

۲۱
تن ها دستم نیست
حتی زندگی ام کوتاه است
برای عاشقی

۲۲
مثل یک زن مردن آسان نیست


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست