دسته: ادبيات

اندوهِ شهریور… خسرو باقرپور

برهنه زیستم!و پیرایه هایِ هرچه پیراهنبه هُرمِ پاکسازِ آفتاب سپردم.با چشمانی سرشار از روشنایی ی انگور:بر غمِ پرنده گریستم؛که شعله ور از قابِ عکسِ زمستان گریختو چون مستی ی آتش؛برهنه بود. جوشیدم!در خُمِ صبورِ...

دومین حمله به نانوایی – هاروکی موراکامی؛ ترجمه علی اصغرراشدان

      هنوزمطمئن نیستم انتخاب درستی بودکه درباره حمله به نانوائی بازنم صبحت کردم. درباره درست یانادرست بودنش، نبایدجای سئوالی باشد، چراکه گفته می شودانتخابهای نادرست میتوانندبه نتایج درست ویابرعکس منتهی شوند. شخصانظرم این است...

خواب وطن -هادی خرسندی

«تبعید با تو چه کرد؟»، «تو با تبعید چه کردی؟». پاسخ این دو پرسش را قرار است تصویری بفرستم برای انجمن فرهنگی امید در پاریس، حالا که نمیتوانم در «همایش هنر در تبعیدِ» دو...

بانوی ما – بهمن پارسا

آی کهنسال ترین بانوی ِ جوان “خود آب شنیدستی کآتش کندش بریان؟”* من این امّا به چشم دیدم آنگاه که جانَت می سوخت. غَمَت مباد که زُبدگان عالَم تن و جانت را پیراسته و...

ابراهيم هرندی - يادداشت های شبانه

یـادداشـت های شـــــبانه: (۹۴) – ابراهیم هرندی

۶۰۶. بازهم درباره ی شـــعر و نظــم. شعر و نظم دو حوزه ی جدا از هم است. شعر، بازسازیِ عاطفیِ پدیدارهای جهان در زبانی تصویری، با حس-آمیزی و نونگری ست. اما نظم، دلبری زبانی...

“می گساری در غروب” – اسماعیل خویی

به خسرو جانِ باقرپور، در پاسخِ “می گساری در غروب” اش خسروا! خود نیز دانی “می گساری در غروب”، یک شبانروزِ دگر، گردد خماری در غروب! وَ، چو می دانی مرا هم با تو...

اوآتشی بود که هرگز خاموش نشد – رحیم کاکایی

مختومقلی، شاعر شوریده ای که همواره با حافظان اشباح خبیثه دروغ و نیرنگ و خرافات سر ستیز داشت مختومقلی پدر و استاد من است «ناظم حکمت» درهمایش‌های بزرگداشت مختومقلی، شاعر بزرگ ترکمن، بویژه در...

پیش آمد – بهمن پارسا

            هست صبحی که، نخواهی در آینه بنگری، پس به سوی پنجره می روی در گراما گرم یک روز مُرداد در خیابان نگاه میکنی و بر میگزینی رهگذاری را و میپرسی،-خانم ،آقا- مرا نگاه...