یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

وداع با گذشته و آرمان های بنیان گذاران سازمان - جمعی از هواداران سازمان فداییان خلق ایران- اکثریت (داخل کشور)

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : آرمان رهائی

عنوان : در شهر کورها مرد یک چشم پادشاه است
به قول معروف طرف را تو دهات راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت حالا معلوم نیست که جناب تقی خان با این همه صغرا کبرا چیدن ها چه می خواهد بگوید. با حلوا حلوا گفتن که دهان شیرین نمی شود. سازمان اکثریت حتی در خارج از ایران هم دیگر مطرح نیست که شما اینقدر مته به خشخاشش می گذارید!
۱۰۴٨ - تاریخ انتشار : ۲ خرداد ۱٣٨۷       

    از : تقی گ

عنوان : چه راستائی میتوان برای این مباحث قائل شد؟
من تعجب میکنم که چطور و چرا چنین نوشتاری در این سایت درج میشود. عده ای که به گفته خودشان مثلاً هوادار این سازمان هستند، خود را بیش از بیست و اندی سال بلاتکلیف در ایران رها دانسته و حال، میخواهند به قول خودشان راههای انحراف عده ای را که به شیوه و درک خود مبارزه سیاسی میکنند، نه تنها به راه دلخواه بکشانند، بلکه آنان را به سمت دهی و حتی مثلاً رهبری عده ای در ایران وارد کنند که شاید بصورت بالقوه به نظراتی باور دارند که شباهت های عام با نظرات فدائیان اکثریت دارد.
شبهه در قبال چنین نوشتاری آن زمان بیشتر میشود که آنها نه در چگونه گی نگرش به تحولات سیاسی در ایران و اشکال سازماندهی جنبش سیاسی، چگونه گی گسترش اندیشه های دموکراتیک و تلفیق منطقی و متناسب با ایده های عدالت پژوهانه، بلکه در مباحثی خودشان را درگیر میکنند که مثلاً موضوع بحث همین عده ای است که فعلاً ادامه دهنده نقشی از آن سازمان سیاسی اند.
حتی تصور نامی که این نوشته بخود نسبت میدهد، تردید برانگیز است - حتی اگر مسئولین سایت اخبار روز آنرا از نام و نشانهای مشخص و آشنا و شناخته شده ای هم دریافت کرده باشند - همه ما میدانیم که بحران های موجود در جامعه ایران آنچنان گسترده و همه جانبه و تداخل اشکال و روش های کدخدامنشانه در گذران زندگی اجتماعی با ملزومات مدیریت مشخص شهروندی جامعه را بیش از پیش عاصی و سرخورده و به سوی شورش میکشاند. انواع مختلفی از راههای سیاسی پیش روی مردم قرار میگیرد، بیش از هر چیز شورش گری تبلیغ میشود تا دست دستگاه حکومتی - که در هر چیز تزلزل داشته باشد، در سرکوب جنبش ها از یگانگی و سازماندهی ویژه ای بهره میگیرد - برای حضور محدود کننده بیشتر باز بگذارد.
بجای تلاش برای اتصال عده ای تحت عنوان رهبری یک سازمان سیاسی در خارج کشور، یا ترغیب آنان به برقراری رابطه با برخی بستگان، هواداران سابق و غیره و کشاندن شان به ماجراجوئی هایی که بنظر کودکانه میرسند، اگه سر سوزن حسن نیتی در شکل دادن چنین نامه هایی وجود داشته باشد، باید هم و غم خود را صرف موضوع دیگری نماید. نام این یا آن سازمان نیست که موضوع و اهمیت درجه اول برای مبارزه سیاسی و شرکت در تحولات اجتماعی دارد. اگر خواهان برقراری عدالت و تنظیم معقول مناسبات اجتماعی در حد شایسته گی انسانی برای مردم آن سرزمین هستید، به همان امری مشغول شوید که این معضلات را برطرف نمایند. نه اینکه خود را بعنوان موجودات بی رهبر!؟ قلمداد نموده و با دامن زدن به توهم عده ای که انگار تنها آنها هستند که میتوانند شما را رهبری نموده و با این کار جلوی بحران های اجتماعی را گرفته و جامعه را بسوی بهشت مورد نظرتان رهنمون شوند!
من فکر نمی کنم آنانی که مسئولین فعلی در ساختار بازمانده از سازمان فدائیان اکثریت را به عهده دارند، براحتی به اسارت چنین توهمی و چنین تصوری بغلطند که انگار عده ای در ایران بلاتکلیف مانده اند تا اینان وضع و شیوه و حتی امور زندگی روزمره آنان را سروسامان دهند! کسانی که با چنان دقتی از فعل و انفعالات مباحثات درونی همین سازمان در خارج مطلع هستند، باید بدانند که مسئولین فعلی با چه مشکلات عجیب و غریبی مواجه هستند و اگر سوء نیتی در کار نباشد، فکر نکنم کسی این افراد را به چنان توهمی بکشاند!
شاید همین یادداشت من - که ترجیحاً آن را برای خوانندگان احتمالی این نوشته، در اینجا وارد کرده ام - کار غلطی باشد که دامن زننده و یا جلوه دهنده اهمیتی باشد برای نوشته ای که رد و نشان آنرا مشکوک و بی معنی و حتی مخرب حس میکنم.
با احترام، تقی
۱۰۴۲ - تاریخ انتشار : ۱ خرداد ۱٣٨۷       

    از : مجید

عنوان : تابوت
به این دوستان داخل کشور بطور خلاصه می توان گفت بر سر گوری می گریید که در آن مرده ای نیست انرژی خود را در جایی دیگر و در تشکلی نوبنیاد که خود بنا می گذارید صرف نمایید در پایان بیتی از خاقانی برایتان می آورم که وصف حال این جماعت می باشد:
از مزاج اهل عالم مردمی کم جوی از آنک
هرگز از کاشانه ی کرکس همایی برنخاست
۱۰٣۶ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣٨۷       

    از : حسین ریکنده-محمدی

عنوان : دوستان مسئله به همین ساده گی نیست
دوستان گرامی مسئله به همین ساده گی نیست.اتفاقا رهبری سازمان به نظرم آگاهانه و سیاستمدارانه با هواداران سازمان در داخل برخورد سوکت را اختیار کرد.چرا که خود رهبری میداند که این نویسنده گان هوادار سازمان هستند و نظری هم که نه فقط پرسشی دارند .ا ین رهبری است که فعلا به دلایلی جوابی برای پرسش ندارد و فکر میکند که این بحران هم با سوکت از سر خواهد گذشت. اگر دوستان اطلاع داشته باشند در ایران ماهنامه ای با نام کار داخلی چاپ می شود و نویسنده گان این ماهنامه خود را هواداران سازمان اکثریت معرفی میکنند.رهبری سازمان به این موضوع هم سوکت کرد . اگر سازمان گرداننده گان این ماهنامه کار را هوادار سازمان نمیداند باید اطلاعیه ای صادر کند .اگر و اگر این گرداننده گان مشکوک هستند سازمان باید روشن کند که این ها هواداران سازمان نیستند.اگر این کار را نکند و فقط یک نفر بخاطر علاقه به سازمان و امکان ارتباط با این گروه داشته باشد و به دام افتد مسئول این رهبری سازمان است. دوستان مسائل زیادی است ما نمی توانیم با این سطح برخورد مسئله را ساده به انگاریم. حداقل سازمان باید به پرسش ها پاسخ دهد حتی اگر این اقراد هوادار هم نباشند ایرانی که هستند مگر سازمان نمی گوید که یک سازمان سراسری و ملی است و دمکرات پس باید پاسخ گوی سوالات این مردم و ملت باشد .با این توضیح که شما ها مینویسید اتفاقا به رهبری توهین میکنید ومن فکر کنم که باید از رهبری تقاضا کرد که لطف کند کمیسیونی را برای پاسخ گوئی و یا بررسی این سوالات انتخاب کند و هر چند مدت به پرسش ها پاسخ بدهد.اگر قرار باشد که یک نیروی دمکرات پاسخ گوی سوالهائی که متوجه اش است نباشد و از کنارش بی نفاوت بگذرد آقای حامنهای کق از همه دمکرات تر می شود .
۱۰٣۵ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣٨۷       

    از : saei

عنوان : tasmime dorost va mobtany bar vagheiat
بنده فدایی یا کمونیست نبوده و نیستم ولی ماجراهای فدائیان را ازسی سال پیش به اینطرف شاهد بوده ام۰ وقتی از منظر یک بیرونی په این سازمان نگاه می کنم می بینم که سرنوشتی مثل بقیه گروههاو احزاب ایرانی دارد۰ درون ان گروه رهبری با توجه به تجربیات گذشته( که عمدتا چریکی بود و ایده الیستی و برمبنای تفکرات رادیکالی که در جستجوی دیکتاتوری پرولتاریا بودند) به مرور زمان و با شکست و فروپاشی این دیدگاه از یک سو و بخت بلند رهبری (که این شانس را یافت که به کشورهای دموکراتیک رفته و با دموکراسی ها و نحوه کارکرد ان خارج از نوشتارهای ارتدکسی مارکسیستی برخورد ملموس داشته باشد) از سوی دیگرموجب تحول دیدگاهای انان به صورت صحیح و علمی گردید۰ انها اکنون این سازمان رادیکال را که هیچ تاثیری در جنبش های مردم ایران نمی توانست داشته باشد به سمت یک حزب مدرن و واقعی سوسیال دموکرات می برند که دراینده میتواند جایگاه ویژه ای در حرکتهای مردمی داشته باشد۰از طرف دیگر عده ای در داخل ایران که هنوز سوسیالیزم را لابلای کتابهاو قرائتهای به جا مانده از استالین و عمدتا نشخوار شده توسط حزب توده( که پیوسته به دنبال نفوذ در قدرتها به صورت فرصت طلبانه و با دست یازیدن به اقسام توطئه ها علیه نیروهای مترقی ملی به منظور انجام کودتا و ربودن قدرت است )جستجو می کنند سعی دارند جلوی هر نوع تفکر ازاد و متحول را بگیرند تا به اصطلاح اب رفته به جوی باز اید۰ مثال اینها مثال احمدی نژادست که بیهوده سعی دارد ادای انقلابیون ۵۷ را در بیاوردو همان شعار های مسخره صدور انقلاب و چه وچه۰ باید به رهبری فدائیان برای اتخاذ چنین تصمیم شجاعانه ای تبریک گفت ۰ کاش مجاهدین هم با تغییر در کادر رهبری و طرز فکر سیاه فرقه پرستانه گامی دراین جهت بر می داشتند تا راه برای ظهور ایرانی نو دارای احزاب لیبرال و دموکرات و سوسیال دموکرات و ملی باز میشد تا از این چرخه فسادی که رادیکالیسم مذهبی کمونیستی در کشور از ۷۰ سال پیش به این سو ایجاد کرده و مانع رشد ایران است ازاد می شدیم۰تاریخ این رهبران ازاده را همواره ستوده است ۰
۱۰٣۲ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣٨۷       

    از : آرمان رهائی

عنوان : وداع با فدائی
سازمان فدائی پایان یافت و به گذشته تعلق دارد. نام فدائی را بیشتر از این آلوده نکنید و بگذارید جان برکفان فدائی نام پاک خود را در تاریخ ایران حفظ کنند. این یک واقعیت است که بقایای اکثریت با بنیان گذاران فدائی هیچ نقطه مشترکی ندارند.
۱۰٣۱ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣٨۷       

    از : غلامرضا زنگنه

عنوان : سوسیالیسم علمی و شیوه مبارزه هم آهنگ با آن را به بحث بگذاریم!
نظر من نسبت به نوشته این دوستان بر می گردد به موقعیت جنبش فداییان در سه مرحله مختلف که مرحله نخست از سیاهکل تا انقلاب بهمن . آرمان این گروه رسیدن به سوسیالیسم از طریق مبارزه خشنوت آمیز بود.مرحله دوم از انقلاب بهمن تا حمله به حزب توده بود که برای رسیدن به سوسیالیسم ،شیوه راه رشد غیر سرمایه داری را برگزیدند و به همراه آن شیوه مبارزه حزب توده را نا آگاهانه برگزیدند. در بهترین شکل آن عده ای از حزب در مقامات بلند پایه که نفوذ می کردند ممکن بود اگر موفق شوندهمچون کودتا در افغانستان در ایران نیز کودتا یی به وجود آورند و سرنوشتی بهتر از افغانستان پیدا نمی کردیم . این نوع سوسیالیزم مذهبی،یا همان سوسیالیسم غیر علمی است . حزب توده سال های متوالی این شیوه رسیدن به سوسیالیسم را از همان روز های حمایت از انقلاب سفید شاه ومردم طراحی کرده بود و در تمام دوران قبل انقلاب بر روی آن کار می کرد با بروز انقلاب بهمن تنها کاری که حزب کرد به دلیل نداشتن پایگاه مردمی حمایت بی چون و چرا از خمینی به جای شاه بود و نه چیز دیگر .در اینجا تنها باید گفت که رهبران سازمان سیاستمداران ورزیده ای نبودند .تنها شانسی که سازمان فداییان آورد و توانستند دوباره به نقطه شروع ولی در موقیعتی جدید باز گردند وچشمانشان باز گردد، همانا شکست سوسیالیسم واقعا"موجود بود.ضربات سال ۶۰و ۶۵ نیز به آن سالها باز می گردد.امروز جنبش فداییان در مرحله دیگری قرار گرفته است .این جنبش پارچه پارچه شده است وهیچ پارچهای قادر نیست به تنهایی به مسایل داخلی پاسخ دهد . گروهای زیادی از چپ ,کمونیست وسوسیالیست و چپ دمکرات و غیره از آن جداگشته اند .بسیاری از آنها می خواهند در احزاب منطقه ای فعالیت کنند .سوسیالیسم علمی امروز شیوه مبارزه خاص خود را می خواهد و آن دمکراسی است که برای رسیدن به آن راه درازی را داریم .که دوست داشتم در این زمینه بیشتر می نوشتم.
۱۰۲۹ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣٨۷       

    از : hawadar dakhel keshwar

عنوان : جمعی از باصطلاع «هواران سازمان فدائیان اکثریت – داخل کشور» چه کسانی و بدنبال چی هستند.؟
جمعی از باصطلاع «هواران سازمان فدائیان اکثریت – داخل کشور» چه کسانی و بدنبال چی هستند.؟

مدتی است که جمعی یا فردی با عنوان "در دفاع از سوسیالیسم" تحت عنوان هواداران سازمان فدائیان – اکثریت در داخل کشور، سلسله مقالاتی انتشار میدهد یا میدهند. تمامی مطالب ۱۲ گانه آنها را که بدقت بخوانیم. برای خواننده باور اینکه این دوستان براستی از هواداران سازمان فدائیان خلق اکثریت باشند، جای تردید بسیار است.
تقریبا اینها در تمامی مقالاتشان مبنای صحبت و حرکتشان نه دوستی و انتقاد سازنده و کمک به حل منطقی مسایل سازمانشان، بلکه یک نوع تخریب و دشمنی و بویژه تخریب رهبری سازمانشان است. اینان خودشان را کمونیست و مدافع آن خط مشی اعلام میکنند که سازمان اکثریت در سالهای ۶۰-۶۱ با پذیرش آن برنامه و خط ومشی به حزب توده پیوست و از خط شکوفایی جمهوری اسلامی حمایت کرد.
در صورتی که همه میدانند، که بنیانگزاران سازمان فدایی کوچکترین سنخیتی با برنامه و ایدئولوژی حزب توده و کمونیست شوروی نداشته اند. بلکه سازمان فدایی در مخالفت و در نقد خط مشی حزب و بی عملی حزب توده و وابستگی آن به شوروی تشکیل شد. نسل اول فداییان قبل از اینکه طرفدار کمونیست شوروی و کمینترنی باشند. طرفداران کمونیست ملی و غیر وابسته به شوروی بودند. متاسفانه بنیان گذاران فدایی در هیچ سند مکتوبی نظرگاه و دیدگاهای مدون خود را راچع به کمویسم و سوسیالیسم تدوین نکرده اند. بنیانگذاران در مخالفت با بی عملی و انحرافات جزب توده و مخالفت با وابستیگی به شوروی اتفاق نظر داشتند.
خط و مشی و رویکرد اکثریت سازمان فدایی به حزب توده و کمونیست کمینترنی بود که باعث بزرگترین انشعاب در جنبش فداییان شد. ضربه محلکی به سازمان فدایی زدند. از همین نگاه این جمع یا فرد که گویا رهبری اکثریت هیچگونه شناختی و رابطه ایی با ایشان ندارند. بیشتر هوادار حزب توده و کمویست کمینترنی و استالینیست هستند. تا طرفداران بنیانگزاران سازمان فدایی.
سایت یاران ما و فراکسیون کمونیستی را که اینها ظاهرا مدافع آنها هستند، آدم بدقت مطالعه میکند. این سایت و فراکسیون مدعی آنها طرفداران حزب توده شاید هم نفوذی های حزب در درون سازمان اکثریت باشند. یا اینکه زبانم لال ..... تمامی کسانی که مطالب این دوستان "داخل کشوری" و فراکسیون کمونیستی را که دنبال میکنند، به چند نکته تاکید دارند.
۱- وجه مشترک اینها طرفداری از کمونیست نوع شوروی و آن هم از استالین است.
۲- وجه مشترک اینها دشمنی و تخریب رهبری و افشاگری علیه رهبری سازمان اکثریت است.
۳- وجه مشترک اینها دشمنی و تخریب کل سازمان و بویژه سازمان کنونی که اعتباری در میان نیروهای سیاسی کسب کرده است. برای تخریب سازمان به هر وسیله ایی از جمله جعل نام مادران در زیر نامه ایی تحت نام نامه مادران متوسل میشوند.
۴- وجه مشترک اینها ارادت به خط و مشی و ایدئولوژی سالهای ۶۰-۶۱ سازمان اکثریت که به حزب توده و شوروی پیوست، هست. نه خط و مشی و ایدئولوژی بنیانگذاران سازمان فدایی
۵- وجه مشترک اینها دفاع از خظ و مشی سالهای ۶۰-۶۱ شکوفایی جمهوری اسلامی هست. در عین حال اینها غیر اخلاقی برای تخریب و نابودی رهبری سازمان اکثریت. نقد و بررسی ضربات سالهای ۱۳۶۵ را بهانه قرار داده اند. مدعی دفاع از مظلومان دارند. یکی از علل آن ضربات همان خط و مشی ارتجاعی شکوفایی بوده است. که اینان عاشق و شیفته آن خط و مشی هستند.
۶- اینها ظاهرا در داخل هستند اما از مسایل ریز درون سازمان اکثریت با خبر هستند. به یک نمونه توجه بکنید. "...و می گفتند که رفقای عضو کمیسیون پس از ماه ها تلاش و کوشش بعلت عدم همکاری کمیته مرکزی پیشین و شورای مرکزی منتخب کنگره اول- که در حقیقت سایه ای از کمیته مرکزی پیشین بود- نتوانستند به این اسناد دست یابند. رهبران قبلی که متهمین اصلی پرونده ضربات سال ۶۵ بشمار می رفتند، از ارائه اسناد به کمیسیون منتخب کنگره اول سرباز زده و بنوعی آنان را سر کار گذاشتند. آنها پس از ماه ها بازی دادن این رفقا با تمسخر اعلام نمودند، که "اسناد مزبور از گاوصندوق های سازمان در تاشکند به سرقت رفته است!!!" رفقای رهبری سازمان فراموش کرده اند که کمیسیون فوق بعلت استعفای اکثر رفقای عضو آن از سازمان- دقت شود استعفاء از سازمان نه از کمیسیون - آن کمیسیون دیگر وجود خارجی ندارد، و هیچ وقت هم نتایج تحقیقات آن منتشر نخواهد شد."
از این غافها در جاهای دیگری هم داده اند. احتمالا امدادهای غیبی یا سربازان گمنام امام زمان این اطلاعات را در اختیار اینها قرار میدهند. مسئولین سازمان اکثریت توجه داشته باشند. اینها ظاهرا با سازمان اکثریت و رهبری آن ارتباطی ندارند. در عین حال مسایل از درون سازمان اکثریت را بیان میکنند. که قابل تعمق و تامل است که چگونه این اطلاعات را بدست میاورند. چه کسانی و یا چه محافلی از اینها حمایت میکند. آیا واقعا مسئولین سازمان اکثریت به این مسایل ریز توجه نشان داده اند.؟
جنبش چپ ایران عبدالله شهبازی ها را بسیار دیده است.!!!!!!!!!!!!!! تجربه را تجربه کردن خطا است.
تمامی هواداران و دوستداران سازمان فدایی در ایران همچنان روابط عاطفی و دوستانه ایی را با سازمان و رهبری دارند. اگر هم انتقادی دارند در چارچوبه خانواده و در جهت رفع کاستی ها برای تقویت سازمان هست. این آقایان کارشان دوستی با سازمان فدایی نیست. اینها همت به نابودی سازمان گذاشته اند. مدعیان مبارزه درون سازمان برای آن مبارزه درونی میکنند که خود را در سازمان به اکثریت برسانند و سازمانی قوی میخواهند که در آینده اگر به اکثریت برسند بتوانند سازمانی قوی داشته باشند. تا بتوانند در جامعه موثر باشند. اینان درست عکس این را انجام میدهند. کمر به نابودی سازمانی بسته اند که مدعی هواداری آن را دارند.!!!!!!!!
برای هر خواننده ایی این مطرح میشود که اینها به چه منظوری تمامی همت خود را برای نابودی سازمان و بویژه رهبری آن قرار داده اند. اگر در سازمان کنونی اکثریت اینان رهبری را داشتند حاضر بودند، نظرات مخالف خودشان را در این حدی که در نشریات سازمان منتشر میشود را منتشر بکنند. که خودشان این همه مدعی آزادی و حق و حقوق هستند.
به نظر من تا زمانی که رهبری سازمان اینگونه آدمها را که بنام هوادران (البته بی نام و نشان و گمنام) سازمان مطلب و مقاله مینویسند. شناسایی نکنند. نباید برسمیت بشناسند. نباید مطالب اینها را در سایتهایشان درج بکنند. از غوغا سالاری اینان نباید ترسید. این جریان سازی ها میتواند جان هواداران زیادی که با سکوت سازمان و انتشار مطالب آنها در سایتهای سازمان و یا در سایتهای نزدیک به سازمان، اعتمادشان را جلب بکنند. به خطر بیاندازند. رفقای رهبری سازمان شما در قبال جان و حثیت هواداران سازمان در داخل مسئول هستید. باشد که این هشدار را رهبری سازمان جدی بگیرد.
۱۰۲٨ - تاریخ انتشار : ٣۱ ارديبهشت ۱٣٨۷       

  

 
چاپ کن

نظرات (٨)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست