یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

هیچستان گرایی در پهنه ی سیاست - اکبر کرمی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : حامدی فر

عنوان : موضوع شخصی نیست
آقای کرمی،
برای دریافت تناقض موجود در نوشته اتان لازم نبود که دیگر نوشته ها یتان را بخوانم. همانطور که گفته بودم اخلاقیات و نرمهایی که انسانها تنظیم کرده اند را اساسا نمیتوان با اخلاقیات و ارزشهای دینی که از منابع تقدس یافته دینی استخراج شده اند مقایسه کرد.
سیاست در اصل و اساس استوار بر اراده معطوف به قدرت است. حال اگر این قدرت بر مبنای ارزشهای انسانی مانند حقوق بشر تئوریزه و توجیه شود، زمینی تر و نسبی ترخواهد بود و اگر همین قدرت بر مبنای ارزشهای دینی و یا ایدئولوژیک استوار باشد قدرتی میشود مقدس و مطلق و آسمانی.

در ضمن نقد من به نوشته شما نقدی کاملا محتوایی بود و نه نقد شخص شما چون من شما را نمی شناسم. اما پاسخ شما به من مبنی بر اینکه بخاطره تنبلی مقالات شما را نخوانده ام نقدی کاملا شخصی است. شما چگونه بخود اجازه میدهید که من را بدون شناخت از من، متهم به تنبلی بکنید.

بنده نیز بهیچ وجه در ذهنم در مورد شما موضوع خنده دارِ توطئه و از این قبیل چیزها خطور نکرده بود. بقول خارجی ها نقد من فقط و فقط یک نقد پروفشنال بود، بدون هیچ انگیزه شخصی.

موفق و پر توان در ادامه کارهای نوشتاریتان باشید.
۴٨٣۷۲ - تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱٣۹۱       

    از : اکبر کرمی

عنوان : بین اخلاق و اعلامیه جهانی حقوق بشر این همانی وجود ندارد.
جناب حامدی فر عزیز
تنبلی و بی توجهی به آن چه دیگری می گوید با اراده به گفت و گو هماهنگ نیست.
ای کاش شما به نوشته هایی که اشاره کرده بودم توجه می کردید؛ آشکارا در آن متن ها نشان داده ام که چگونه سازش ها و سایش های جمعی می توانند از کمند گفت و گوهای بی پایان ذات گرا (مثل اخلاق) رها شوند. اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و الحاقات آن، ممکن است در فرایند گردآوری به اخلاق، دین یا هر موضوع دیگری مربوط باشند، اما در فرایند داوری تنها به اراده و خواست آدمیان استوارند؛ بنابر این، این همانی بین اخلاق (که امری پیشینی است) و حقوق بشر و استانداردهای دمکراتیک(که اموری پسینی اند) در اساس بی مربوط و نادرست است.
خوشحال خواهم شد نقد شما را در ارتباط با نوشته های مورد اشاره ببینم. برای نقد ادعای من شما لاجرم باید بتوانید نشان دهید که اعلامیه ی جهانی حقوق بشر نوعی اخلاق است، نه نوعی توافق! امری پیشینی است و نه پسینی!
http://zamaaneh.com/idea/۲۰۰۹/۰۳/post_۵۰۱.html
و برای آن که خیال شما راحت شود و انگاره نیرنگ و توطئه دست از سر شما بردارد، بگذارید توجه شما را به مقاله هایی هم چون "پر و بالی در عرصه ی سیمرغ"، "علیه نقل" و "در غیبت داوری الهی" نیز جلب کنم. در آن جا نشان داده ام که دین و دین ورزی اموری مربوط به جهانی سپری شده اند و در نتیجه من دلیل و انگیزه ای برای دفاع از آن ها ندارم. هر چند احترام به دین داران، آمیزش اجتماعی به سامان با آنان و به رسمیت شناختن دینداران و حقوق آنان در جامعه امر دیگری است که نباید فراموش شود.
۴٨٣۴٣ - تاریخ انتشار : ۲٨ شهريور ۱٣۹۱       

    از : حامدی فر

عنوان : صلحِ بدون دمکراسی و حقوق بشر بی معنا است
جناب کرمی عزیز می بینید که خودتان نیز با باز کردن بحث صلح مجبورید که به دمکراسی و حقوق بشر را نیز بپردازید. به همین علت بود که در نوشته قبلی نوشتم که هرکس و هر ملت و فرهنگی تعاریف خاص خود را از صلح و دمکراسی و حقوق بشر میتواند داشته باشد. و بدین وسیله خواستم دست روی تناقض در روش تحلیل شما بگذارم . تناقض در روش تحلیل شما بنظر من این است که:

شما پرهیز دارید که این ارزشها (صلح، دمکراسی و حقوق بشر) را نیز از جمله ارزشهای اخلاقی بشمارید و بدانید، چون این ارزشها آن موقع مشمول همان نقدی میشوند که در ابتدای مقاله اتان ارائه کرده اید.

اما بنظر من صلح، آزادی و حقوق بشر از ارزشهای اخلاقی و بشری هستند که انسانها آنها را بدون مراجعه به منابع ماوراء طبیعت وضع کرده اند.

بنابر این:

تنها یک راه برای خروج از این بن بست وجود دارد و آنهم بپذیریم که آنچه چیزی که باید دست و پایش از حوزه سیاست کوتاه و قطع شود همانا ارزشهای دینی و ایدئولوژیک شده هستند و نه همه اخلاقیات و ارزشهای انسانی.

شما برای اینکه دین را از زیر ضرب خارج کنید همه اخلاقیات و ارزشهای انسانی را نیز در ردیف اخلاقیات دینی و ایدئولوژیک شده قرار میدهید و همه را بقول معرف با یک چوب میزنید.
۴٨٣٣٨ - تاریخ انتشار : ۲٨ شهريور ۱٣۹۱       

    از : اکبر کرمی

عنوان : اراده ی معطوف به صلح و جهان پس از اخلاق
جناب حامدی فر عزیز
با درود و مهر
اراده ی معطوف به صلح به هیچ روی امری اخلاقی نیست یک، انتخاب زیستی/سیاسی است؛ همچنان که کانت در مقاله ی "صلح پایدار" آورده است، در نوشته های دیگر به آن اشاره کرده ام (از جمله در چند مقاله با عنوان "گفت و گو با دیگری") و در شرایط امروز که اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسون های مربوطه و استانداردهای شناخته شده ی دمکراسی(از جمله کنوانسیون حقوق مدنی /سیاسی) هم چون چراغی نورافشانی می کنند، اراده به صلح، اراده به حقوق بشر و دمکراسی است؛ اراده به صلح، اراده به سازش ها و سایش های جهانی است (که بر خلاف "اخلاق" ها مفاهیمی پسینی اند) که در مفاهیمی هم چون "ارج شناسی" جدید خلاصه می شود.
این نکته را در مقاله ی "اخلاق در جهان پس از اخلاق" کاویده ام.
با این همه هنوز از آموختن دست نباید کشید و گفت و گو ادامه دارد...
۴٨٣۲٣ - تاریخ انتشار : ۲٨ شهريور ۱٣۹۱       

    از : حامدی فر

عنوان : با لاخره تکلیف ما چیست؟
جناب آقای کرمی،

شما در انتهای مقاله اتان به اراده معطوف به صلح اشاره کرده اید و آنرا مبنایی درست برای ورود به سیاست دانسته اید.

حال اگر هرکس مطابق اخلاقیات و ارزشهای خود تعریفی متفاوت با دیگری از صلح ارائه داد تکلیف چیست؟
آیا خودتان نیز با طرح اراده معطوف به صلح پای اخلاق و نرمهایی را که خودتان به آن اعتقاد دارید، به میان نکشیده اید؛ و بنابراین خودتان مشمول همان نقدی که در سطور بالا کرده اید نمیشوید؟

اگر واقعا قصد دارید سیاست را بی طرف نسبت به اخلاق و نرمها و عقاید سازید بهتر است که بجای تعاریف من درآوردی مانند اراده معطوف به صلح (که خود یک تعریف اخلاقی است) از نظریات موجود فلاسفه در زمنیه نقش قدرت در سیاست استفاده کنید و با استفاده از آنها و بدون ملاحظه پای خود را ورای اخلاق خوب و اخلاق بد بگذارید.
۴٨۲۹۴ - تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱٣۹۱       

  

 
چاپ کن

نظرات (۵)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست