یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

دو آلترناتیو در چنبره آلترناتیوها - فرخ نعمت پور

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : شباهنگ

عنوان : دلیری در به کار بردن فهم خویش
ترجمان این مقاله این می‌شود که ملت‌های این منطقه صغیر هستند، یا به عبارت روشن‌تر هنوز «ملت» نشده‌اند، بلکه دسته‌ها و قبایل و گروه‌های پراکنده‌ای هستند. سخن کاملا درستی هم هست، اگر چه نویسنده کمی تعارف چاشنی مقاله کرده است. باید صریحا گفت که ایرانیان پیش از اینکه ایرانی باشند، «فارس» و «آذری» و «کرد» و «بلوچ» و «اصلاح‌طلب» و «اصولگرا» و «حزب‌اللهی» و «ملی‌مذهبی» و «مجاهد» و «فدایی» و «توده‌ای» و «راه‌کارگری» و «سلطنت‌طلب» و «جمهوریخواه» و «مصدقی» و ده‌ها قبیله‌ی دیگر هستند و تازه اگر چیز دیگری گیر نیاورند می‌شوند «پرسپولیسی» و «استقلالی» و «تراکتوری» و «سپاهانی» و در پایان طرفدار یا مخالف کیارستمی و اصغر فرهادی یا لیلا حاتمی و گلشیفته فراهانی! به همین دلیل هم همواره به یک قیم نیاز دارند تا آنان را سرپرستی و مانند شبان هدایت کند! برای تبدیل شدن به شهروند آگاه و قائم به ذات، باید ترس از پذیرفتن مسئولیت خویشتن را کنار گذاشت، ولی ما ایرانیان از این مساله بیم داریم، چون از کودکی نیاموخته‌ایم که مستقل باشیم و از گردن دیگری نیاویزیم. پدران و مادران‌مان هم مسلوب‌الاراده و صغیر بودند. به همین دلیل هم این دور باطل ادامه دارد و هنوز در صغارت و نابالغی روحی و فکری بسر می‌بریم و می‌خواهیم هر طور شده عنان خودمان را به دست «شاه» یا «رهبر» یا «پیشوا» یا «حزب پرولتاریا» یا «لیدر انقلابی» و غیره بدهیم. تا زمانی که بر این صغارت روحی غلبه نکنیم، در بر همین پاشنه خواهد چرخید. راه چیرگی بر این صغارت، روشنگری و نقد بی‌امان دین‌مان، ارزش‌های‌مان، هنجارهای‌مان، سنت‌مان، ایدئولوژی‌مان و مآلا شناختن ضعف‌ها و ناتوانی‌های فرهنگ‌مان است. طبعا چنین نقدی بسیار جانکاه و دشوار است و بویژه اینکه برای هر کس نخست باید با نقد خویشتن بیاغازد!
«روشنگری، بیرون آمدن آدمی از نابالغی خودکرده است. نابالغی، یعنی ناتوانی در به کار بردن فهم خویش بدون رهنمود دیگری. نابالغی هنگامی خودکرده است که علت آن نه کاستی فهم، بلکه کاستی عزم و دلیری در به کار بردن فهم خویش بدون رهنمود دیگری باشد. همانا گزین‌سخن روشنگری این است: در به کار بردن فهم خویش دلیر باش!» (ایمانوئل کانت).
۶٨۹۶۹ - تاریخ انتشار : ۷ تير ۱٣۹۴       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست