یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

خیابان اعتراض و شهروند برای خود - جمشید طاهری پور

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : peerooz

عنوان : سوال ساده!
جناب دکتر پیمان,
اگر شاهزاده محمد بن سلمان, نو چه امریکا که از او بعید نیست, فرضا با کمک امریکا به ایران حمله کرد که خوزستان را اشغال کند. آیا شما به مهاجمین می پیوندید یا به سپاه پاسداران؟ و یا در عوض "شما و همکیشانتان شعار مخالفت با جنگ و محکوم کردن همه کسانی که این جنگ را به مردم ایران و ....تحمیل کردند" میدهید؟ و یا فقط تماشا میکنید؟ سوالی ساده است.
٨٣۰۵۱ - تاریخ انتشار : ۲٨ دی ۱٣۹۶       

    از : دکتر پ. پیمان

عنوان : سخنی با منقدان نوشته و یا نوشته های آقای جمشید طاهری پور
دوستان عزیز منقدان و پرسش گران نوشته های آقای جمشید طاهری پور.
در کمیته مرکزی خودبرگزیده فدائیان اکثریت پیرو خط امام که هرساله در نشست های خود لوح پرافتحار کمیته مرکزی را بر گردن های خود می آویختند حداقل سه تن از آنان صادقانه پیرو خط امام خمینی بودند. پیرو یک شخصیت تاریخی که دست هیتلر، استالین،پینوشه و پولپوت هارا از پشت بسته بود. این سه تن هرچند که بارها اینجا و آنجا نسبت به عملکردهای سیاسی گذشته شان انتقاد ها را پذیرفتند ولیکن هنوز به این سم کشنده دفاع از خط روشن بین امام خمینی شان که در مراحل محتلف در دفاع از اصلاح طلبان از جمله هاشمی رفسنجانی، بعدها حجت الا سلام خاتمی و آخرین آنها روحانی انجامیده است. این سه تن هرکدامشان به حمایت به شکل بسیار روشن و کمتر روشن و بالاخره پوشیده به بهانه وجود جناح های مختلف در حکومت استبدادی /اسلامی و فاسد افکار خودرا با دیگران در میان می گذارند. این سه تن عبارت اند آقای فرخ نگهدار، آقای مهدی فتاپور و جمشید طاهری پور. البته آقای طاهری پور از دوتن نام برده دیگر تا حدودی فاصله گرفته و خود را همراه با مردم در خیابان می داند . فقط توجه نمی کند که اگر امکان انتخاب آزاد وجود داشت که مردم به خیابان نمی ریختند. چگونه ممکن است در این رژیم آنتخابات آزاد برگذار شود؟ مخاطب آقای جمشید طاهری پور کیست؟ هنوز در ذهن ناخودآگاه آقای طاهری پور شعار شکوفائی جمهوری اسلامی اینحا و آنجا خود را نشان می دهد. وقتی دوستی به آقای طاهری پور انتقاد می کند که شعار سپاهیان را مسلح کنید و یا شعار دیگر که در آمیختن خون فدائی و سپاهیان را افتخار می دانست چه جوابی دارید ایشان می گوید برای دفاع از میهنم!!!! آقای طاهری پور آیا فکر نمی کنید درست تر این بود که شما و همکیشانتان شعار مخالفت با جنگ و محکوم کردن همه کسانی که این جنگ را به مردم ایران و عراق تحمیل کردند سر می دادید. آیا فکر می کنید شما با نوشتن چنین شعارهاپی به تحکیم استبداد اسلامی کمک می کردید تا دفاع از میهن حود . امروز چه می کنید اگر بار دیگر بر مردم ایران جنگ تحمیل شود چه شعاری سر می دهید . با تمام قوا با حنگ مخالفت می کنید و یا در کنار سپاهیان اسلام از میهن اسلامی به خوان جمهوری اسلامی قرار میگیرید. به خاط بیاورید که /س ار فرار از ایران جزوه ای از سوی سازمان اکثریت انتشار یافت که صمن انتقادات دوستانه به مقامات حکومت اسلامی می نوشت که اگر امروز هم امپریالیسم به خاک میهن مانخمله کند ما در کنار هم میهنانمان ( به خوان سپاهیان مسلح ) باامپریالیسم می جنگیم . من به سه تن از آقایان نام برده پیشنهاد می کنم که در دیدگاه های خود یک بازنگری کرده و ازخود چند پرسشی از جمله اینکه چند صد هزار ایرانی توسط حکومت اسلامی بر اساس آیات شریفه قرآن به قتل رسیده اند (‌قاتلو فی سبیل الا ه) ثروت های میلیاردی بیت امام ُ بنیاد مستضعفانُ ثروت های کلان سرداران سپاه و کمیته ها ثروت های کلان وزرا و وابستگان حجت الا سلام ها و ... و ... آنوقت به آسانی پی به ماهیت رژیم جکومت اسلامی می برید. آقایان طرفداران اصلاحات و انتخابات آزاد در حکومت اسلامی هنوز به فاجعه تاریخی که در ایران اتفاق افتاده پی نبرده اید؟ استقرار حگومت اسلامی برای مردم ایران و مردم منطقه یک فاجعه است. فاجعه ای که زمان می خواهد تا چندین بار مردم به خیابان ها بریزند و بارها فرزندان خود را از دست بدهند و سرانجام بگویند دیگر به خانه هایمان بر نمی گریدیم. خانه هایمان نیز توسط اوباشان حکومت اسلامی اشغال شده است. مردم ایران برای برچیدن این حکومت سر تا پا فاسد بهای بزرگی باید بپردازند. .
٨٣۰۴۶ - تاریخ انتشار : ۲۷ دی ۱٣۹۶       

    از : جمشید طاهری پور

عنوان : عطر اعتماد و مهربانی
هموطن ارجمند! سلام. ممنونم که نوشته مرا خوانده اید. سوأل های شما بی اندازه خوشحالم کرد چون به مثل پرسش هائی با عطر اعتماد و مهربانی به نظرم آمد. مواضع فکری من از ابتدای انقلاب تا به امروز بطور اساسی تغییر کرده! من فکر می کنم امروز در مقایسه با آن کس که در انقلاب بودم، بکلی آدم دیگری شده -ام؛ در آن زمان لنینیست مومنی بودم اما امروز خود را سوسیال دموکراتی می بینم که می کوشد هر چیز و هر اتفاقی را واقعبینانه و عقلانی فهم کند و راهی بجوید به سود همه مردم ایران و بهتر شدن زندگی زحمتکشان و محرومان کشور با یک روحیه صلح و دوستی با همه ملت های جهان. اگر منظور شما از مستقل بودن، استقلال در اندیشیدن است، بله! من سخت پایبند به اندیشیدن مستقل و آزاد هستم و به طور قطع و یقین می توانم اطمینان بدهم که افکار من و آنچه که می نویسم سازمانی و تشکیلاتی نیست. بعد از برکناری از دستگاه رهبری سازمان اکثریت که حدود سه دهه از آن می گذرد، همیشه و بدون وقفه حق عضویت خودم را کماکان به سازمان اکثریت پرداخته و می پردازم، بی آنکه در تصامیم و کار و بار تعیین سمت و سیاستگزاری های آنها کمترین مشارکتی را داشته باشم. راست این است که من خود را عضوی از جنبش چپ ایران و خدمتگزار آن می خواهم و می شناسم. این اگر مقدور و میسورم شود زندگی بر من چه پربار گذشته و چه اندازه پرحلاوت می گذرد.
٨٣۰٣٨ - تاریخ انتشار : ۲۷ دی ۱٣۹۶       

    از : هموطن

عنوان : به آقای جمشید طاهری پور!
من یک فرد عادی هستم که با چپ و راست و اینور و آن ور کاری ندارم. این مطلب شما را خواندم تا به پاسخ شما به آقای حسین راد نما رسیدم. من یک سئوال از شما دارم که پاسخ آن را نیز می طلب م:
از ابتدای انقلاب تاکنون که این مقاله را نوشته ای مواضع فکری شما تغییری کرده است یا خیر؟ آیا شما فرد مستقل هستید یا نظرتان برخاسته از افکار سازمانی و تشکیلاتی است؟
٨٣۰۲۲ - تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱٣۹۶       

    از : آرمان شیرازی

عنوان : شب, دست و پا زنان, در نفسِ پایان ست... وقت تنگست, به پیشبازِ سحر باید رفت!
نگاهی به داد و ستد فکری که در یادداشتهای زیر آمده نشان دهنده ی چند نکته است:
۱ - با آنکه چند سازمانِ چپ در برخورد به جنبشِ دیماه ۹۶ لزوم اتحاد را یادآوری نمودند، همراه و همگام شدنِ نیروهای چپ هنوز از پیچ و خمِ ناباوری به یکدیگر گذر نکرده است.
۲ - با آنکه سازمان اکثریت در نخستین کنگره خود سیاست گذشته اش را به نقد کشید، "بایگانیِ" اسنادِ آن کنگره، نقد مزبور را از پهنِ دیدِ هم میهنانمان ربوده است.
۳ - اهمیت مرگ و زندگیِ میهن و هم میهنانمان حکم می کند که: الف) سازمانِ اکثریت وسیعا آن نقد را رسانه ای کُنَد, ب) نیروها و افرادی که دل در گروِ آزادی و بهروزیِ ایران و ایرانیان دارند, برایِ گذر از حکومتِ تبهکار اسلامی و یاری رسانی به جنبشِ تحولخواه جاری, در راستای اشتراکات بیندیشند و گام بردارند.
و یک پرسش در پایان: چگونه می توانیم, حتی اگر جمع کوچکی باشیم, درین راستا دست در دستِ هم گام برداریم؟ برماست که بر پایِ خِرد بر خیزیم تا که باور بتوانیم کرد که:
این ذره ذره گرمی خاموش وارِ ما, یک روز بی گمان, سر می زند زِ جایی و خورشید می شود!
٨٣۰۱۶ - تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱٣۹۶       

    از : ع.ا ط.

عنوان : چشمها را باید شست...
متاسفانه هنوز در چنبره باورهایی دست و پا می زنیم که کور کورانه چپ را به اینده و آرمانشهر مقدس رهنمون می کرد! متاثر از واقعه سیاهکل و آرزوی "هیچ بوده گان هر چیز گردند"! تاثیر و تابعیت سیاست از اقتصاد! در عصرهمگرایی تکنولوژیها و میکرو الکترونیک،کاربرد کامپیوتر،مخابرات و... تحلیل های سیاسی مان ساختار می یابند!.هنوز هم دچار عصبیت ناشی از کم دانستن علمی و اکادمیکمان از شرایط امروز ایران و جهانیم. مدافع سنت فکری متوهم برای رهایی از ظلم و ستمیم! شخصیت و فرهنگ همگرایی در ساختار اجتماعی نو و کسب مهارت برای درک درست جنبش های نوین اجتماعی و یاری برای به سرانجام رسیدن درستش را نمی دانیم! تحول کیفی در قلمرو فعالیت سیاسی و انسانی پیدا نکرده ایم و... عصر سیاست منفرد و کشمکش و توهین به یکدیگر برای تزریق مفاهیم سنتی در مبارزه برای رسیدن به دموکراسی و تاثیرگذاری بر روند آن به پایان رسیده است.میهن پرستی در کنار جامعه جهانی دگرگون گشته است.باید بیشتر آموخت.باید هویت جمعی و شناسنامه جنبش اجتماعی امروز ایران را درست تر شناخت. باید مدلهای مختلفی را در تبیین جنبش اجتماعی ایران ارزیابی نمود. نباید گذشته های غلط یا درست سیاسیمان را برای کوبیدن هم به رخ کشید.باید به هم احترام گذاشت. بر این باورم که می توانیم. خلاصه اینکه؛"چشمها را باید شست جور دیگر باید دید."
٨٣۰۰۷ - تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱٣۹۶       

    از : حسین راد نیا

عنوان : پاسخی به آقای جمشید طاهری پور
اقای جمشید طاهری پور
ممنون از پاسخ شما به کامنت من
۱ ـ نمی دانم شما از کجا به «دل پر » من به هنگام نوشتن کامنتم پی برده اید . از قضا ان کامنت را پیش از شام خوردن نوشتم.
۲ـ شما از مردمی که شعار مرگ بر دیکتاتور می دهند می خواهید که شعار انتخابات آزاد بدهند. ان ها نفی نظام را می خواهند و شما انتخابات در چارچوب نظام .حرف اصلاح طلبان حکومتی را تکرار می کنید . البته حق شما است اما این بی هنگامی ، آناکرونیک، نیاز به نقد ندارد. روشن است و واضح.
۳ ـ در باره شرایط و انگیزه های خودتان و سازمان اکثریت در باب سر دادن شعار «سپاه را به سلاح سنگین مجهز کنید» یا راست نمی گوئید یا حافظه شما به شما دروغ می گوید . همه اسناد ، حتا اسنادی که سازمان شما ، اکثریت، منتشر کرده است ، گواه من است .
شما و سازمان شما مدافع «خط امام» بودید. یادتان هست؟ «شکوفائی جمهوری اسلامی» چطور؟ یادتان که نرفته؟ رفته ؟ همراهی با و حمایت از اعدام ملی ها و چپ ها و لیبرال ها چطور؟ اگر این یکی بادنات رفته روزنامه کار، ارگان اکثریت را نگاه کنید . یک بار اسناد سازمان خودتان را نگاه کنید یادتان می اید. خوانندگان اخبار روز نیز با این اسناد اشنا هستند. باور کنید . ما خوانندگان را احمق و فرامشکار فرض نکنید
شما از سپاه و از هرچه خط امام بود دفاع می کردید چون به «راه رشد غیر سرمایه داری» ، «ضد امپرالیست بودن خط امام » و «اولویت مبارزه ضدامپریالیستی بر دموکراسی» «مبارزه با لیبرال ها و چپ های دیگر و.. باور داشتید یا تظاهر به باورداشتن می کردید. دفاع از سپاه در برابر ارتش هم از همین خط بر می خواست. یادتان که نرفته ؟ رفته ؟
برخلاف گفته امروزی شما ان روزگار تنها سپاه نبود .ارتش هم در میدان بود اما شما ارتش را .. یادتان رفته ؟ما یادمان نرفته
امروز هم کافی است مصاحبه های اخیر برخی فرماندهان ارتش و سپاه در جنگ را گوش کنید . در یوتیوپ هست . می بینید که این ارتش بود که در خرمشهر می جنگید ان وقت ها که شما شعار سپاه را به .. می دادید
وطن دوستی ؟ بحثی نیست. شما می خواستید به حزب توده ملحق شوید که تعریف خاصی از وطن دوستی داشت؟ نداشت ؟
.کسی را که شعار مرک بر دیکتاتور می دهد نمی توان به انتخابات در چارچوب نظام راضی کرد. اگر می شددوستان سابقا خط امامی و امروز اصلاح طلب شما موفق می شدند . اسناد منتشر شده در باب گذشته را هم انکار نمی توان کرد. بگذار بگذریم برادر
٨٣۰۰۰ - تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱٣۹۶       

    از : جمشید طاهری پور

عنوان : نظرم را نوشتم
آقای حسین راد نما، سلام! خوب کردی نظرت را نوشتی. فقط به نظرم رسید با دل پری نوشتی، اگر این برداشتم واقعیت داشته باشد آن وقت باید معذرت بخواهم که ناراحتت کردم. من به قصد رهنمود ننوشتم، به قصد همراهی با اعتراض و خیزش مردم نوشتم. در همه واژگان و سطر های نوشته -ام این همراهی آشکار است. ایکاش در موقعیتی بودم که می توانستم رهنمود بنویسم، اما نظر خود را نوشتم در چگونگی نفی دیکتاتوری و پیشروی موفقیت آمیز به سوی برچیدن حکومت اسلامی بنا به شناخت و تجاربم، خوشحالم که تو به درستی در کامنتت نوشتی؛ « انتخابات آزاد به معنای واقعی یعنی نفی بسیاری از نهادهای اصلی جمهوری اسلامی . با نفی این نهاد ها جمهوری اسلامی هم نفی می شود...» . همان اندازه که حق شما می دانم نظرت را هر چه که هست و هر جور که فکر می کنی بگوئی و بنویسی، برای خودم هم عینن همین حق را قائلم . دوست عزیز! خیابان اعتراض از جمله در فریاد این حق، برای مطالبه -ی همین حق برپا شده است. و اما در باره آن شعار « سپاه را ...». درست است! طراح و پیشنهاد دهنده آن شعار در جلسه کمیته مرکزی وقت سازمان من بودم که به تصویب رسید. چند بار دیگر هم در پاسخ بدفهمی ها از این شعار نوشتم که در هنگامه تجاوز صدام و در گرما گرم سقوط خرمشهر، در شرایطی که تنها نیروی مسلح سازمان یافته و حاضر به عملیات در میدان جنگ برای سد کردن تجاوز، «سپاه...» بود، با هدف تقویت قدرت دفاعی کشور در مقابله با تجاوز به میهنم، این شعار به ذهنم رسید. بیان روحیه و منش میهن دوستی من و همه -ی رفقایم بود. هنوز هم این برداشت و داوری را دارم!
٨۲۹٨۵ - تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱٣۹۶       

    از : مجید نشاط

عنوان : ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
جناب طاهری پور،
چند نکته و یکی دو سئوال:
- خیزش اخیر نه پس لرزه جنبش ۸۸ بلکه پیش لرزه جنبشی به مراتب عمیق تر و براندازانه تری در راه است. هر چه عامل براندازنده عمیق تر و قوی تر شود، محافظه کاری قشرهای مرفه تر طبقه متوسط بیش تر خواهد شد و مخالفت و ناهمرایی آنها فراگیرتر. اگر بنا را بر جذب و نگهداری این قشر به هر قیمتی بگذاریم، چاره ای جز قناعت کردن به سینه زدن زیر پرچم خاتمی ها نداریم. واقعا چند بار باید از این کوره راه گذر کنیم؟ و هر بار به چه امیدی؟
- سالهاست (به خصوص در دوران به اصطلاح پیدایش جریان اصلاح طلبی در درون سیستم حاکم ) که ثابت شده است که هر پیشنهاد تغییر اساسی در چارچوب حاکمیت فعلی به مثابه رفراندوم بزرگی در نظر حاکمان است. شعار ( بخوان پیشنهاد) حذف شورای نگهبان و نظارت استصوابی از نظر رژیم یعنی شعار براندازی. این را همه می دانند و مشکل اصلی همان که همه به خصوص طرفداران اصلاح طلبان می دانند که این اصلی ترین خط قرمز رژیم و به مثابه شیشه عمر جمهوری اسلامی است. مبارزه با این شعار و زیر این پرچم مبارزه ای برای سرنگونی خواهد بود. مبارزه ای که همه قیمت و عواقب آن را می شناسند.
- هر چند که شعار انتخابات آزاد مترادف شعار رفراندوم است، اما به باور من شعار و استراتژی پیشنهادی شما می تواند گمراه کننده باشد، چرا که امیدی واهی می دهد برای بهبود در چارچوب فعلی. راهی و امیدی که حالا سالهاست تجربه و رد و سرخورده شده است.
- من به این همانی های تاریخی معتقد نیستم، اما وقتی نوشته شما را خواندم به سال های ۵۶ و ۵۷ برگشتم و تلاش شاه برای میدان دادن به احزاب خودمانی و آزادی هایی که دیگر مینیمال هایی بودند برای توده خشمگین که در خیابان و به زبان عامیانه فریاد می زدنند "ما میگیم خر نمیخوایم، پالون خر عوض میشه". اگر وقت را برای رادیکال تر کردن اعتراضات مناسب نمی دانیم چرا که مثلا توده ها آماده نیستند، عاقلانه نیست که برای محدود کردن جنبش تا اطلاع ثانوی تلاش کنیم.

مواظب باشیم که در یکی از شدیدترین پیچ های تاریخ معاصر ایران از جاده خارج نشویم و از مردم عقب نمانیم که:
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
کاین ره که تو می روی به ترکستان است

پس نوشته: معمولا نثر شما را دوست دارم، اما به نظرم نثرتان این اواخر تمایل به سنگین تر و سخت هضم تر شدن دارد،که بی شک محدوده مخاطبان شما را می تواند کوچک تر کند.
٨۲۹٨۲ - تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱٣۹۶       

    از : حسین راد نیا

عنوان : هفت هشت گام به عقب
معلوم نیست چرا برخی ها به جای همراهی با اعتراض و خیزش مردمان اصرار دارند که برای آن ها رهنمود صادر کنند. فکر می کنند از دیگران و از کسانی که با به خطر انداختن جان خود در داخل کشور شعار مرگ بر دیکتاتور سر می دهند بهتر می فهمند . به آن ها رهنمود می دهند که به جای خواست نفی دیکتاتوری خواستار انتخابات آزاد در چارچوب نظام جمهوری اسلامی بشوند
بخش مهمی از این نوشته تکرار حرف هائی است که دیگران در نوشته های خود به تکرار نوشته اند. در پایان می رسیم به این رهنمود که مردم معترض به جای مرگ بر دیکتاتور خواستار انتخابات ازاد بشوند. لابد در چارچوب جمهوری اسلامی . البته شرایطی هم گفته اند .
انتخابات ازاد به معنای واقعی یعنی نفی بسیاری از نهادهای اصلی جمهوری اسلامی . با نفی این نهادها جمهوری اسلامی هم نفی می شود پس دستیابی به انتخابات ازاد به معنای واقعی همان قدر دشوار است که سرنگونی نظام .
اگر مردمی بتوانند جمهوری اسلامی را به انتخابات ازاد به معنای واقعی وادار کنند چرا ان را با جمهوری پارلمانی جایگزین نکنند؟
ننوشته اند که در انتخابات آزاد ایشان ولی فقیه هم انتخاب می شود یا مردم باید به انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان مجلس بسنده کنند؟ ,....
البته شعار انتخابات ازاد باز هم به مراتب بهتر است از شعار سپاه را به سلاح سنگین مجهز کنید . گرچه سپاه حالا نه فقط سلاح سنگین که موشک هم دارد
٨۲۹۷۱ - تاریخ انتشار : ۲٣ دی ۱٣۹۶       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱۰)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست