یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

آزموده را آزمودن خطاست - رقیه دانشگری

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : peerooz

عنوان : ملا نقطی
اکنون که مقاله آماده است تا به بایگانی برود و این کامنت تاثیری بر گفتگو ندارد بد نیست توجه را به این مطلب جلب کنم که در طول مقاله و احیانا در کامنت ها چندین بار از "گذر مسالمت آمیز" و "گزار مسالمت آمیز" و "گذار مسالمت آمیز" و سر انجام بارها از "گزار" تنها, به منظور "گذر" و گذار" استفاده شده است که معنی درست آن "گذار, فرهنگ فارسی معین, (گُ) ۱ - (اِمص .) عبور، گذشتن . ۲ - (اِ.) گذرگاه ، راه عبور." میباشد. گرچه "شنونده باید عاقل باشد " ولی بد نیست گوینده هم در گفتار خود دقت کند.
٨٣۶٣۱ - تاریخ انتشار : ۶ اسفند ۱٣۹۶       

    از : گودرز رود بارکی

عنوان : پاسخ به پاسخ آقای معمار
با سپاس از اصلاح بجای اشتباه فاحش بنده که بجای آیت الله لاهوتی نوشتم میلانی.
خیلی کوتاه عر ض می کنم: همین چند روز پیش سفیر کشورسوئد در تهران احضار شد تا به بوزارت خازجه دولت حسن روحانی در باره صدور شهروندی به دکتر جلالی که در زیر اعدام قرار دارد پاسخگو باشد.کشور سوئد امروز از آقای جلالی بعنوان شهروند سوئد دفاع می کند.
این هم یکی دیگر از وقاحت های این حکومت اسلامی است که حد و مرز ندارد. شخصی را به اعدام محکوم کرده اند و انتظار دارند که «همه» برای آنها هورا بکشند. در سوئد حکم اعدام وجود ندارد و بدیهی است برای لغو آن همیشه به تمام کشور ها حتی آمریکا و چین اعتراض دارند. چه احکام تبهکارانه و جنائی چه سیاسی .
این حکومت ایران است که ۴۰ سال است بر زور گوئی های خود پافشاری می کند. مسئله این است.
٨٣۶۱٨ - تاریخ انتشار : ۵ اسفند ۱٣۹۶       

    از : masoud memar

عنوان : حضور آقای رودبارکی
آقای رودبارکی شما با استفاده از واژه * سین جین * گویا خانم دانشگری را در مقام خاصی میبینید.
بیاد جواب اعلمی نماینده مجلس از تبریز به فراکسیون رهروان ولایت افتادم که گفت اگر امام حسین هم زنده بود از او انتقاد میکردم رهبر که جای خود دارد. من به دو مورد پرداختم که شما بدان نپرداختید و در مورد سوال حاشیه ای من نوشتید . من این سوال مشخص را در رابطه با سید امامی کردم چون خانم دانشگری قتل او در زندان را بمثابه کشتن گربه دم حجله ای نامیده است که بمثابه زهر چشم گرفتن از کسانی است با شعارهای مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای بر ضدیت با کل نظام برآمدند. حال که شما وارد این مقوله شدید لطفأ پاسخ دهید بر طبق این روش استدلالی آیا کشتن سید امامی ها بمثابه زهر چشم گرفتن از روند اصلاح طلبی و تقویت جامعه مدنی نیست ؟ شما برخی از حذف ها و حصرهای چهار دهه را شمردید . غالبأ حذف یا حصر زمانی صورت میگیرد که شخص دارای پتانسیلی است که قادر است موانعی در بثمر رسیدن اهداف حذف کننده ایجاد کند. اگر فردی در راستای اصلاح طلبی فعالیت کند و از او بعنوان سوپاپ اطمینان یا استمرار طلبی ( بشکل نوین ) یاد کنیم آنوقت باید بشکل استدلالی و قانع کننده بیان کنیم که چرا رژیمی قاطعانه بدنبال حذف سوپاپ اطمینان ها و اهرمهای استمرار حکومتش است ؟ در ضمن فکر میکنم منظور شما از آیت الله میلانی همان آیت الله لاهوتی است که علل حذفش کاملأ سری مانده است همچون انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی ٫ اما میتوان دقیقأ دید که این حذف ها کدام مسیرها را برای گذار مهیا کردند یا کدام مسیرها را با موانع روبرو کردند.
٨٣۶۰٣ - تاریخ انتشار : ۵ اسفند ۱٣۹۶       

    از : سعید رضا

عنوان : جبهه فراگیر ملی ضرورتی ناگزیر در مبارزه با استبداد حاکم بر ایران
سرکار خانم مرادی
با احترام،
شما در کامنت خود اینجانب را مورد مهر قرار داده و به در جا زدن در فضای مجازی متهم کرده اید،
لطفا به دست نوشته خود دوباره نظری بیفکنید:
شما به درستی مینویسید:
بود و باش جمهوری اسلامی در پراکندگی ماست و تاکید مینمایید که وظیفه ی مبرم دلسوزان ایران و ایرانی جستجو و کشف این حلقه های واصل است که می تواند بخشهای مختلف اپوزسیون را بهم وصل کند.
خوب این کجایش با نظر ما که تلاش در جهت همگرایی در درون نیروهای مردمی، ازادیخواه و تحول گراست تفاوت دارد. من از خانم رقیه دانشگری درخواست کردم که در مسیر دستیابی به همان حلقه های واصل که شما به درستی ذکر کردید تلاش نمایند. این کجایش درجا زدن است. به نظر من در جا زدن در واقع باقی ماندن بر دگمهای نظری، اعتقادی، سازمانی، ملی و قومی است که سالیان سال است بر سر اپوزیسیون ازادیخواه ، برابری طلب و تحول گرا سایه افکنده است.
شاید شما شعار ما در رابطه با ایجاد جبهه فراگیر ملی را صحیح یا واقعی نمییابید و دیدگاه دیگری برای مبارزه مشترک با دشمنی مشترک را پیشنهاد میکنید، خوب شما هم میتوانید نظر خودتان را تبلیغ کنید. دیگر احتیاجی به زخم زبان زدن به دیگران وجود ندارد، مگر خودتان ننوشته اید که اپوزیسیون ایرانی بسیار گسترده است.

گرگها همراه و انسانها غریب
با که باید گفت این حال عجیب
٨٣۶۰۱ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣۹۶       

    از : فریدون بی بیان

عنوان : تز ، آنتی تز و... ( نه به ناکجا اباد ! )
خانم سوسن مرادی محترم ،
در نکته ای که نوشته اید، چون آنرا ناتمام گداشتید . این چند خط را می نویسم.
مرقوم فرموده اید : « در تحلیل رژیم شترگاوپلنگی جمهوری اسلامی و در استراتژی و تاکتیک برخورد اپوزسیون با این رژیم. از آنجا که این رژیم همه چیز هست و هیچ چیز نیست در نتیجه مخالفت با آن نیز تابعیست از همه چیز و هیچ چیز! این گفته بدان معناست که در برخورد با این رژیم نباید دچار هیچ محدودیت تاکتیکی شد» (پایان نقل قول )

خانم مرادی ، اگر به این نوع منطق و متدلوزی سورئالیستی جدّی باوز دارید. متاسفانه به «ناکجا آباد» ختم میشود. ولی در زندگی واقعی سناریو های تجربه شده ای وجود دارد که توجه به آنها مفید تر است.
فرض می کنیم بزعم شما «رژیم همه چیز هست و هیچ چیز نیست»
مخالفت با آن نیز « تابعیست از همه چیز و هیچ چیز»
بدیهی است که نتیجه‍ی این بلبشو اصلا معلوم نیست چه جهنمی میشود. مطمنئن هستید که این حرفها را جدّی نوشتید؟
٨٣۵۹۹ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣۹۶       

    از : سهراب Sohrabi

عنوان : ورشکستگان سیاسی
با شما باید از آخر برنامه شروع کرد و گفت "هرکه ناموزد از گذشت روزگار هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار".من خواستم از انواع مختلف چپ این خودشان برای انتخابات آماده کنند برنامه ای برای کشور تهیه نمایند از اقتصاد گرفته تا مسکن نیروی دفاعی کشور آموزش و پرورشو سایر برنامه کشور داری شما قبل از انقلاب شعار دادید بعداز انقلاب شعار دادید در بعث ها همش پلمیک این چه گفته ان چه گفته.در
٨٣۵۹٨ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣۹۶       

    از : گودرز رودبارکی

عنوان : جواب مسعود معمار
سلام ، روز بخیر آقای معمار ،
حکومت کشتار ولایت مطلقه فقیه، در همان دوران طلائی «نایب» امام زمان که البته خود ِامام زمانش «دست ساز» است چه رسد به «نایب» امام زمان..... بگذریم .
آیت الله میلانی را به زندان اوین کشاندند و حسابش را گویا با استریکنین رسیدند. آب از آسیاب تکان نخورد و هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خلیفه و پدر عروسهای آیت الله میلانی «طایفه» ی خود را وادار به سکوت کرد.آیت الله میلانی یکی از کسانی بود که در التزام رکاب خمینی از پاریس به تهران آمد و در عکس تاریخی پلکان هواپیما «ناپدیدش» کردند.
حالا شما دارید خانم دانشگری را سین جیم می کنی :
س ـ {شما به قتل سید امامی اشاره کردید که به درخواست وزیر وقت دولت روحانی معصومه ابتکار برای حفظ محیط زیست از آمریکا به ایران آمد و در دانشگاه امام صادق نیز تدریس میکرد و سالها از جانب بخشی از اپوزسیون ملامت میشد که چرا حاضر شده است در چهارچوب این نظام فعالیت کند و طول عمر رژیم را بیافزاید. خب طبق دیدگاه شما رژیم چرا یکی از همسویانش را کشت ؟}
ج ـ مورد آیت الله میلانی در سال ۶۰ و هزاران مورد اعلام شده و اعلام نشده دیگر در حکومت کشتار بار ها و بارها ثابت کرده که این حکومت دگراندیشان را بدون استثنا نابود کرد و هر وقت لازم دانسته حساب خودی ها را نیز رسیده است . نه به قانون اساسی خود و نه نه به هیچ یک از دیگر قوانین که خودش بعدا برای منافع خودش سر هم کرده پای بند است . بهمین دلیل بعداز ۳۰ سال مهندس میرحسین موسوی و برخی دیگر از خودی ها و خوش خیالان خارج از حکومت به التزام بدون چون و چرا به قانون اساسی ارتجاعی حکومت اکتفا می کنند. که به تقاضایشان ترتیب اثر داده نمیشود . با این وجود و برای اطلاع جنابعالی دگر اندیشان حق دارند هر طور می اندیشند بیان کنند .از راست تا چپ در باره این موضوع صحبت کنیم...
باید بتوانند در ایران فعالیت کنند مسئله این است.... چند صدائی آری ـ تام گرائی نه !
مگر در کشور های اروپائی که شما ساکن آن هستید گروه های مخالف فعالیت های پارلمانی را «هو» می کنند یا سرکوب می کنند؟ شما رشد پوپولیسم و خارجی ستیزی را نمی بینید؟ حکومت کشتار ولایت مطلقه فقیه در این ۴۰ سال چه میزان به رشد اسلام ستیزی و اسلام هراسی دامن زده است ؟ کمی منطقی باشیم.
٨٣۵۹۲ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣۹۶       

    از : سوسن مرادی

عنوان : حلقه های واصل
خارج از متن؛ خوشحالم که دنیائی بنام "دنیای مجازی" موجود است تا کسانی چون آقایان محمود و سعید بتوانند در آن "درجا" بزنند والا به دنیای واقعی می آمدند و هیهات!
دیگر دوستان نظرات و سوآلات خوبی مطرح کرده اند که امیدوارم خانم دانشگری در نوشته های بعدی به آن بپردازد. فراموش نکنیم و توقع نداشته باشیم او جواب سوآلاتی را بدهد که جنبش جهانی در پاسخ بدانها وامانده است.
نکته ای بگویم؛ در تحلیل رژیم شترگاوپلنگی جمهوری اسلامی و در استراتژی و تاکتیک برخورد اپوزسیون با این رژیم. از آنجا که این رژیم همه چیز هست و هیچ چیز نیست در نتیجه مخالفت با آن نیز تابعیست از همه چیز و هیچ چیز! این گفته بدان معناست که در برخورد با این رژیم نباید دچار هیچ محدودیت تاکتیکی شد از جزئی ترین و پیش پا افتاده ترین خواسته ها با ساده ترین روشها تا عمده ترین مطالبات و در قالب پیچیده ترین روشها.
نباید تن داد به دیوار کشی در درون اپوزسیون!
اپوزسیون بنا به خواست و عقیده ما شکل نگرفته و نمی گیرد! اپوزسیون پدیده ای بیرون از ذهن من و توست! آنرا به رسمیت بشناسیم و یکدیگر را انکار نکنیم. برسمیت شناختن به معنای هم رأیی یا حتی همکاری نیست. البته در نیل رسیدن به هدف، حلقه های واصلی وجود خواهد داشت. وظیفه ی مبرم دلسوزان ایران و ایرانی، جستجو و کشف این حلقه های واصل است که می تواند بخشهای مختلف اپوزسیون را بهم وصل کند.
بود و باش جمهوری اسلامی در پراکندگی ماست. اگر همین یک جمله را به گوش جان بشنویم و بپذیریم که ما رنگارنگیم، دیگر در انکار و حذف یکدیگر نخواهیم کوشید و به دنبال حلقه های واصل خواهیم گشت.
٨٣۵۹۱ - تاریخ انتشار : ۴ اسفند ۱٣۹۶       

    از : masoud memar

عنوان : حضور خانم دانشگری
به تمامی نکات نمیشود پرداخت اما دو مورد را ذکر میکنم ۱. شما معتقدید : « قبل از سرنگونی جمهوری اسلامی هر نوع مطالبه رفراندوم از سوی هر کسی ٫ خاک پاشیدن به چشم مردم و کژراهه بردن مبارزات جاری است و همسوئی با رژیم است » بنابر دید شما اصولأ معترضین و اعتصاب کنندگان نیز نباید خواست و مطالباتشان را مطرح کنند چون در این حکومت امکانپذیر نیست و مبارزات را به کژراهه میبرد. حال اگر خواست جامعه مراجعه به آراء واقعی مردم باشد که بعقیده من خواست طیف وسیعی از جامعه است آنرا چه زمانی باید مطرح کند ؟ این واژه *همسوئی* که شما بکار بردید ریشه در یک نگرش دارد که حکومتهای خودکامه بکمک این ادبیات دمار از جامعه مدنی درآورده اند. ۲. شما معتقدید : « تنها راه ٫ براندازی جمهوری اسلامی توسط شهروندان ایران با مبارزاتی متشکل و بی امان است » خب طبق نگرش شما نباید خواستی مطرح کند چون نه تنها دست نیافتنی است بلکه مبارزات را به بیراهه میبرد . خب به نظر شما کدام شعارها جمهوری اسلامی را سرنگون میکند؟ این مبارزات بی امان که بدون مطالبه باید باشد چیست ؟ اصولأ احزاب و جریاناتی که به براندازی معتقد هستند فقط باید شعار سرنگونی بدهند و خود نظاره گر باشند؟ یا همچون جنبش فدائی در ۴۹ خود پیشتاز مبارزات باشند ؟ شما به قتل سید امامی اشاره کردید که به درخواست وزیر وقت دولت روحانی معصومه ابتکار برای حفظ محیط زیست از آمریکا به ایران آمد و در دانشگاه امام صادق نیز تدریس میکرد و سالها از جانب بخشی از اپوزسیون ملامت میشد که چرا حاضر شده است در چهارچوب این نظام فعالیت کند و طول عمر رژیم را بیافزاید. خب طبق دیدگاه شما رژیم چرا یکی از همسویانش را کشت ؟
٨٣۵٨٨ - تاریخ انتشار : ٣ اسفند ۱٣۹۶       

    از : احمد نجاتی

عنوان : احساس شرم یکی از خصوصیات خوب انسانیست
شرم

اگر سیاست ورزان شکوفایی جمهوری اسلامی تفهیم به ورشکستگی سیاست بغایت ارتجاعی خود درزمان لازم می شدند، امروز قبل ازبرگزیدن یک سیاست ورشکسته دیگردست به اعصا تر برخورد می کردند.
ایکاش این میز گرد حضوری برگزار میشد تا عکس العمل حضار توهمات کسی چون آنان یا شاید کسانی چون من را انعکاس میداد.
شاید با هوکردن حضارویا احیانأ نثارچند تخم مرغ گندیده متوجه تبعات سیاستمان می شدیم
ولی خوب این است دنیای مجازی
٨٣۵٨۷ - تاریخ انتشار : ٣ اسفند ۱٣۹۶       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۱۵)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست