یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نسل جوان - سعید یوسف

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : لیدا

عنوان : سلام جناب سعید/
۳



از عشق تا نفرت

لحظه ایکه اندیشه نکرده باشم ، نبود

از پاییز که بارد

می بارد

بر دو صندلی که یکی خالیست .



از جاده تا خانه

پرچین هائی که نشمرده باشم ،



از دروازه تا اتاق

پله ای که ندانم ، نبود .



به تیپائی در خانه را می گشایم

و دروازه های چوبین ِ امیدم لب بسته می ماند .



از پاییز که همچنان بارد

می بارد

از جاده تا خانه که فرو چرخد

می چرخد

از پله تا اتاق که فرو نشست

فرو می نشیند

از من تا تو

از دو صندلی که خالیست

و برگها

برگها

برگ ها ...

به تیپائی پاپپز را می گشایم :

دو آدمک برفی با دو چشمی از آفتاب غروب

------------------------------------------------------
تخیّل ِ شگرف محرومیت / مجموعه شعر / هادی آبرام
پخش / نشر چشمه /۱۳۶۹
٨۷۹۶٣ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۷       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست